راهکارهای رشد عزت نفس در کودکان

0 17

رشد عزت نفس در کودکان تأثیر شگرفی بر رفتارهای شخص، تجارب، احساس، رفتار آینده و قضاوت روانشناختی بلندمدت فرد درباره خودش دارد.

وجود تعریف مشخصی از خود باعث ارزیابی مثبت فرد از خود می‌شود و به این شکل نقشی محافظت‌کننده در سیستم روانشناختی فرد ایفا می‌کند (گرایگوردبیل و همکاران، 2005). اهمیت عزت نفس در پیش‌بینی جنبه‌های گوناگون بهزیستی، اعم از شخصی و روانشناختی، بارها تأکید شده است (واکک، 2010). از طرفی نیز رابطه با والدین و همسالان دو منبع مهم حمایت اجتماعی هستند که به عزت نفس کمک می‌کنند (هارتر، 1990).

  • راهکارهایی برای والدین جهت رشد عزت نفس در کودکان

فراهم کردن فرصتهایی برای برنده شدن

بهترین کار فراهم کردن فرصت‌هایی برای کودک است تا بتواند شایستگی خود را در یک حوزه باارزش نشان دهد. می‌توانید موضوعاتی را انتخاب کنید که مستلزم مهارت‌های نقشه کشیدن و تصمیم‌گیری باشند. می‌توانید به کودک، قدرت انتخاب فعالیت‌های روزانه‌اش را بر اساس انتخاب خودش بدهید تا احساس کنترل که مؤلفه اصلی عزت نفس است، در او پرورش یابد. توجه کنید که ایجاد فرصت برای برنده شدن به معنای تلاش برای باخت دیگری یا جلو زدن نیست.

عدم تأکید بر جذابیت جسمانی

به جای تعریف از قیافه ظاهری یا هوش و استعداد بر ویژگی‌هایی که قابلیت ارتقا دارند، تأکید کنید. مثلاً به جای اینکه بگویید: «چه دختر خوشگلی»، بگویید: «چه دختر مسؤولیت‌پذیری» یا «چه دختر پرتلاشی».  البته برای استفاده از جملات مناسب جهت تشویق بهتر است از ویژگی‌هایی که در کودک وجود دارد یا زمینه به و جود آمدنش فراهم است، استفاده کنید.

مورد پذیرش و مراقبت (توجه) واقع شدن

هنگامی که والدین کودک خود را بدون قید و شرط مورد محبت و توجه قرار می‌دهند، به احساس مورد علاقه واقع شدن، ارزشمند بودن، مورد پسند قرار گرفتن، خوب بودن و اثربخشی کودک کمک می‌کنند و این نخستین و بنیادی‌ترین ساز و کاری است که باعث ارتقای عزت نفس و اعتماد به نفس می‌شود. برعکس، احساس مورد اغماض واقع شدن، طرد شدن و در درجه دوم اهمیت قرار گرفتن به احساس بی‌ارزشی منتهی می‌شود. این تجربیات اولیه در تحول عزت نفس بسیار مؤثر هستند.

فراهم کردن بازخوردهای مثبت و مداوم

یکی از روش‌های ارتقای عزت نفس، فراهم کردن بازخوردهای مثبت درباره خود فرد یا رفتارهای او است. پاسخ‌های مثبت اطرافیان به‌ویژه اشخاص مهم مانند پدر و مادر تأثیر بسزایی در حس عزت نفس و احترام درونی کودک دارد.

شرایطی فراهم کنید تا کودکان تجربیات موفقیتآمیزی داشته باشند

کودکان از تجربیات موفقیت‌آمیز یا منجر به شکست در زمینه کارهای روزانه خود، اطلاعاتی درباره جنبه‌های خاص خود به دست می‌آورند. بخش مهمی از احساس ارزشمندی به احساس موفقیت و کارایی شخصی برمی‌گردد. حتی جنبه‌های خاص زندگی شخص مثل رقابت‌هایی که او با آنها درگیر است، در این زمینه نقش مهمی ایفا می‌کنند. یک کودک اگر در زمینه‌های مختلفی مانند ورزش، حل مسأله، مهارت‌های اجتماعی و… احساس موفقیت کند، احساس موفقیت با احساس لذت همراه می‌شود و احساس خوب بودن را در ابعاد مختلف برای فرد در پی خواهد داشت.

از قضاوتهای کلی پرهیز کنید

همه نمی‌توانند به طور برابر در خانه یا مدرسه، توسط والدین یا دوستانشان، همواره از احساس ارزشمندی برخوردار شوند. انسان‌ها در برخی زمینه‌ها توانمند هستند و در برخی موارد ناتوان. دیگران نیز متوجه می‌شوند که ما در برخی زمینه‌ها توانا هستیم و در برخی از زمینه‌ها ضعف داریم. وقتی ما در قضاوت‌های خود جمع می‌بندیم یا از کلمه‌های «همیشه»، «هیچ‌وقت» یا «هرگز» استفاده می‌کنیم، کودکان سریع‌تر از بزرگ‌ترها قضاوت‌های ما را باور می‌کنند و درباره خود تعمیم می‌دهند.

کلماتی از قبیل اینکه:

«توهمیشه دیر آماده می شوی»،

«هرگز کارت را خوب انجام نداده‌ای»،

«تو بی‌عرضه‌ای»،

«تو همیشه قهرمان هستی»،

«تو خیلی بچه باهوشی هستی» و…

انگار بچه‌ها را هیپنوتیزم می‌کند و همین جمله مبنای قضاوت آنها درباره خودشان می‌شود. بنابراین هم قضاوت‌های کلی مثبت و هم قضاوت‌های کلی منفی برای تقویت عزت نفس و اعتماد به نفس زیان‌آور هستند. وقتی شما می‌گویید:«تو بی‌عرضه‌ای»، او بی‌عرضگی را در ذهن خود ترسیم می‌کند و زمانی که می‌گویید «تو بچه باهوشی هستی»، باهوش یک مفهوم کلی است که درباره همه رفتارهای فرد صادق نیست؛ یعنی یک کودک خود بهتر می‌داند که همیشه نمی‌تواند باهوش باشد، چراکه یک بچه باهوش حق ندارد، نمره‌ای کمتر از دیگران بیاورد. بنابراین به محض ملاحظه هر شکستی به فکر توجیه آن می‌افتد و دچار ناهماهنگی ذهنی و شناختی درباره خود می‌شود. بنابراین، اگر قضاوت‌ها درست نباشد، به اعتماد به نفس و عزت نفس کودکان لطمه‌ای اساسی می‌زند. بهتر است بگوییم «این رفتار هوشمندانه بود» به جای اینکه بگوییم «تو بچه باهوشی هستی». به این ترتیب آنها بین خودشان که خوب هستند و رفتارشان که می‌تواند هوشمندانه یا غیرهوشمندانه باشد، فاصله ایجاد می‌کنند و میزان رفتارهای هوشمندانه خود را افزایش می‌دهند. این گونه قضاوت کردن، والدین را به عنوان «والدین معتبر و قابل اعتماد» در ذهن کودکان حفظ می‌کند. چون خود والدین و مربیان هم گاهی رفتارهای غیرهوشمندانه از خود نشان می‌دهند.



مقالات مرتبط
Call Now Button