صفحه اصلی روانشناسی سلامت سبک های رفتاری صحیح شرم سمی و بهبودنیافته دوران کودکی

شرم سمی و بهبودنیافته دوران کودکی

0
0
13
اکسیر

شرم سمی یکی از رایج ترین احساسات ناتوان کننده است که مردم با آن مبارزه می کنند. شرم سمی اصطلاحی است که به احساس مزمن و یا حالت عاطفی از بد بودن، بی ارزشی، پایین تر بودن از دیگران، و دارای نقص بودن، اطلاق می شود. به آن سمی می گویند زیرا اشتباه است، شرم و خجالت سالم زمانی اتفاق می افتد که ما از نظر اخلاقی کار اشتباهی انجام می دهیم مثل تجاوز به حقوق دیگران.

ریشه های شرم سمی

شرم سمی و بهبودنیافته دوران کودکی

تروما کلمه ایی است که مردم یا خیلی به آن فکر نمی کنند و یا آن را با چیزهای افراطی مانند استخوان های شکسته یا سوء استفاده جنسی مرتبط می دانند. در حالی که این چیزها واقعا دردناک هستند، بسیاری از تجربیات وجود دارند که مردم به عنوان تروما آنها را به رسمیت نمی شناسند. به همین دلیل بسیاری از افراد در تلاش برای درک این هستند که چگونه مواردی مانند غفلت در دوران کودکی می تواند به عنوان نوعی تروما و سوء استفاده باشد.

در بیشتر موارد فرد ترومایی را در دوران کودکی یا نوجوانی تجربه کرده است. علاوه بر این، این تروما به صورت مکرر تجربه شده بود و به همین ترتیب تمام نشده و بهبود نیافته است. به این ترتیب فرد معمولا احساس شرمندگی دارد در صورتی که موردی برای شرمساری وجود ندارد و یا این مورد بسیار جزئی است.  این احساس شرم سمی به این دلیل به وجود آمده است که مراقبین اولیه ک.دک دائما این احساس را در او به وجود آورده اند و یا آنها را منفعلانه یا فعالانه تنبیه کرده اند. چنین شخصی این کلمات و رفتارهای مضر و نادرست را درونی کرده و درک آنها از شخصیت شان را تحت تاثیر قرار می دهد.

باورهای شرم سمی و حالت های عاطفی

بعضی از باورهای معمول یک فرد مبتلا به شرم سمی ممکن است شامل موارد زیر باشد:

من غیرقابل تحمل هستم؛ من مهم نیستم؛ همه چیز تقصیر من است؛ من نمی توانم کاری انجام دهم؛ من شایسته چیزهای خوب نیستم؛ من یک کودک بد بودم؛ من شایسته رفتارهایی هستم که با من شده است؛ من آدم بدی هستم؛ نیازها و خواسته های من مهم نیستند؛ هیچ کس مرا دوست ندارد؛ من در کنار دیگران نمی توانم خود واقعیم باشم؛ من باید احساسات و افکار واقعی خود را پنهان کنم؛ من هرگز به اندازه کافی خوب نیستم.

معمولا یک فرد شدیدا خجالت‌زده و شرمسار از اضطراب مزمن و عزت نفس پایین رنج می برد. بعضی از افراد از عهده صدمه زدن و عدم مراقبت از خود برمی آیند، ولی برخی دیگر به دیگران آسیب می رسانند و بسیار غیراجتماعی و خودشیفته می شوند.

شرم سمی اغلب با گناه سمی همراه است که فرد احساس گناه و مسئولیت غیرمنصفانه می کند. بنابراین شخص نه تنها شرمنده می شود، بلکه به خاطر چیزهایی که در واقع مسئول آن نیست احساس گناه می کند. آنها همچنین نسبت به احساسات دیگران احساس مسئولیت می کنند و وقتی دیگران ناراحت می شوند، آنها هم شرمنده شده و احساس گناه می کنند، مخصوصا اگر این مساله به نوعی به آنها مربوط شده باشد.

معمولا افراد بسیار شرمسار فاقد حس از خود بوده و تحت تاثیر خود غلط شان هستند، که ترکیبی از تکنیک های سازگاری و مکانیزم‌های مقابله ای است که آنها برای مقابله با آسیب های حل‌نشده خود به وجود آورده اند.

«این پاک کردن خود زودهنگام اغلب به یک عمل درونی پاک شدن خود در مراحل بعدی زندگی یا سایر مشکلات عاطفی دیگر مانند ناتوانی در نام بردن احساسات، حضور گناه یا شرم در مورد حس عواطف یا بی حسی و سرد بودن عمومی در روبرو شدن با عواطف تبدیل می شود».

رفتارهای شرم آور سمی

رفتارهای شرم آور سمی

کمبود عشق به خود سالم

از آنجا که چنین شخص معمولا از عزت نفس پایین و خود بیزاری آشکار یا پنهان رنج می برد، این مسائل از طریق خود مراقبتی ضعیف، صدمه زدن به خود، عدم همدلی، مهارت های اجتماعی نامناسب خود را نشان می دهد.

پوچی

این فرد احساس ضعف، تنهایی و فقدان انگیزه را نیز احساس می کند. آنها نمی خواهند کاری انجام دهند، اهداف فعال نخواهند داشت، و تنها کاری را انجام دهند تا حواس شان را از آنچه احساس می کنند، منحرف کنند.

کمال گرایی

بسیاری از افراد که با شرم سستی مبارزه می کنند نیز بسیار کمال گرا هستند زیرا به عنوان کودکان برای  آنها به استانداردهای غیر واقعی گذاشته شده و براساس آن مجازات و شکنجه شده اند زیرا آنها نتوانستند بر اساس این استانداردها عمل کنند.

خودشیفتگی

در طرف دیگر طیف، کسانی هستند که فانتزی های بزرگ منشانه در مورد چگونگی تبدیل شدن به فردی ثروتمند، مشهور، قدرتمند که جهان را در تسخیر خود در می آورد، دارند، باور دارند که این چیزها باعث می شود این احساس ناخوشایند از بین برود. که اتفاق نمی افتد حتی اگر آنها موفق شوند.

روابط ناسالم

بسیاری از افراد مبتلا به شرم سمی، روابط ناسالمی دارند، زیرا آنها نمی دانند که رابطه سالم چگونه است. یا آنها قادر به ساخت و نگهداری رابطه سالم نیستند.

معمولا آنها در یک رابطه «به اندازه کافی خوب» ‌می مانند که در آن هر دو طرف بسیار ناراضی هستند اما در شیوه شخصی خود در ایجاد شادی و نشاط واقعی ضعیف هستند. می توان گفت این مساله به این دلیل است که آنها معتقدند که شایست هیچ چیز بهتری نیستند. همچنین، رابطه یک شیوه مناسب و معقول برای مقابله با همه آن احساسات دردناک غیر قابل تحملی است که شخص در هنگام تنهایی با آنها روبرو می شود.

مستعد دستکاری شدن

از آنجایی که آنها با شرم، گناه، تنهایی و عدم کفایت روبرو می شوند، بنابراین افرادی به راحتی می توانند آنها را بازی داده و دکمه این احساسات را فشار داده و بگذارند که آنها دقیقا این احساسات را داشته باشند، و آنها دقیقا کاری را انجام می دهند که این افراد می خواهند، تا از این احساسات دردناک خلاص شوند.

«چرا شما به من آسیب می رسانید؟» «آیا نمی خواهید بخشی از ما باشید به جای اینکه یک بازنده تنها باشید؟» «این محصول شما را زیبا خواهد کرد.» «همه اش گناه شماست.» نمونه های زیادی وجود دارد از چیزهایی که سوء‌استفاده‌کنندگان و نیرنگ کارها می گویند.

شرم سمی و بهبودنیافته دوران کودکی
به این مقاله امتیاز دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *