والدگری مقتدر، راهکار رشد اجتماعی در کودکان

0 36

می‌دانیم آنچه زمینه‌ساز رفتار سازگارانه انسان در محیط زندگی خویش است، كیفیت مطلوب و سالم عواملی است كه ساخت شخصیت او را از سال‌های اولیه كودكی، در اولین محیط اجتماعی یعنی خانواده شكل داده است. تأثیر والدین بر رشد اجتماعی در کودکان به عنوان اساس جریان اصلی نظریه‌های روانشناختی در نظر گرفته شده است.

به عبارت دیگر، بیشتر پژوهش‌ها در مورد رفتارهای والدین با توجه به اهمیت آنها در رابطه والد ـ کودك و نقش فرزندپروری بر اجتماعی کردن کودکان و روابط اجتماعی آنان در بزرگسالی مطرح شده است (برن استاین، 2002).

تأثیر فرزندپروری مقتدرانه بر رشد اجتماعی در کودکان

چنانچه مشخص است والدینی که الگوی رفتاری و تربیتی‌شان بر اساس شیوه‌های مقتدرانه است، در پرورش فرزندانی سالم از لحاظ شناختی و اجتماعی موفق‌تر هستند. چن، لیو و لی (2000) نشان دادند که فرزندپروری مقتدرانه با جامعه‌پذیری بالا و کفایت اجتماعی در نوجوانان رابطه دارد.  آنولا، استاتین و نارمی (2000)، در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که سبک فرزندپروری مقتدرانه، باعث پیامدهای رفتاری سازگارانه‌تر در نوجوانان می‌شود. همچنین برونشتاین (1994)  نشان داد كه بین رفتارهای گرم و حمایت‌كننده والدین و رفتارهای خودبیانگری و همدلی كودكانشان رابطه وجود دارد.

بامریند در بررسی‌هایش (1991) دریافت که والدین مقتدری که پذیرنده و پاسخ‌دهنده هستند و کنترل متوسطی را اعمال می‌کنند، در تحول شایستگی اجتماعی فرزندان خود در مقایسه با سبک‌های فرزندپروری سهل‌انگارانه و مستبدانه به میزان بیشتری تسهیل‌کننده هستند.

چگونه والدین مقتدری باشیم؟

برای اینکه والدین مقتدری باشیم، بایستی مهارت‌های زیر را در خود تقویت کنیم.

مهارت تو می‌توانی: این مهارت به والدین یاد می‌دهد تا رفتارهای قابل پذیرش را به کودکان بیاموزند. همچنین این مهارت به والدین یاد می‌دهد که چگونه رفتار فرزندشان را هدایت کنند. با استفاده از پیام‌های دوستانه و مثبت نظیر «این کار را امتحان کن»، «این کار را انجام بده» و «اینو داشته باش»، والدین به فرزندانشان یاد می‌دهند که به شیوه‌ای مناسب عمل کنند. «تو می‌توانی» مهارتی است که می‌بایست هنگامی که شما نمی‌خواهید کودکتان فعالیتی را که مشغول به انجام آن است، ادامه دهد، از آن استفاده کنید. این مهارت بر اهمیت استفاده از «بله» و حداقل استفاده از «نه» تأکید دارد. آنچه ارزشمند است، تبدیل اشتباهات به تجارب یادگیری است. همچنین استفاده از پرت کردن حواس یکی از روش‌های کارآمد برای جلب توجه کودک به فعالیت مورد نظر و دوری از فعالیت در حال انجام است. با استفاده از این شیوه می‌توان به صورت غیرکلامی، بدون ایجاد جنجال و درگیری، قدرت و توجه را اعمال کرد.

مهارت انواع انتخاب: این مهارت بر ترغیب والدین و فرزندان به کار کردن با یکدیگر برای حل مسائل و تصمیم‌گیری بنا شده است.

مهارت «انواع انتخاب» در کنار مهارت «تو می‌توانی» به رشد مشارکت‌پذیری کودک ـ والد کمک می‌کند. والدین باید سعی کنند روشنفکر باشند و به کودکان اجازه دهند تا به طور فزاینده‌ای در تعیین میزان رضایت و آرامش خود برای حل یک مشکل مشترک درگیر شوند. این مهارت وسیله‌ای برای کمک به کودکان در تصمیم‌گیری یا طرح یک راه حل است. گزینه‌های انتخاب می‌تواند به صورت «تو می‌توانی این کار را انجام دهی یا می‌توانی آن کار را انجام دهی، کدام یک را انتخاب می‌کنی؟» باشد. «انواع انتخاب» یک مهارت گفتگو است که حاوی حس احترام متقابل برای والد ـ کودک است.

مهارت خودمهارگری: خودمهارگری مهارت مدیریت خشم برای بزرگسالان است.

هنگامی که والدین به طور کارآمد هیجان‌های خود را مهار می‌کنند، فرزندانشان هم یاد می‌گیرند تا به همین شیوه عمل کنند. روشی که والدین برای مدیریت خود در شرایط انفجاری (عصبانیت بیش از حد) به کار می‌برند، الگویی برای فرزندانشان می‌شود تا به هنگام خشم یا اندوه از آن الگو تبعیت کنند. بنابراین خودمهارگری چیزی است که همه والدین به آن نیازمندند. خودمهارگری روشی برای کمک به والدین است تا از وارد کردن صدمه به فرزندانشان اجتناب کنند. بنابراین خودمهارگری توانایی است که همه والدین به آن نیازمندند. خودمهارگری روشی برای کمک به والدین است تا از وارد کردن صدمه به فرزندانشان اجتناب کنند. با کسب خودمهارگری، والدین خواهند توانست تا با فرزندانشان به شیوه‌هایی مؤثر حتی در لحظات تنش‌زا، تعامل کنند. مثلاً وقتی کودک ما شاهد است که به نظر خیلی عصبانی می‌آییم، خشم خود را فروبخوریم و سکوت کنیم و چند دقیقه‌ای از او بخواهیم محیط را ترک کند تا کنترل خود را دوباره به دست آوریم.

توجه به احساسات: به مهارت ایجاد همدلی اختصاص دارد.

توجه به احساسات، مهارتی برای ایجاد همدلی است. این مهارت به افراد کمک می‌کند تا احساسات سایرین را شناسایی کنند. همچنین شناسایی احساسات، به صحبت کردن در مورد هیجان‌های مذکور با فردی دیگر که با توجه کامل گوش می‌دهد کمک می‌کند. توجه به احساسات، مهارتی برای تمرین بذل توجه به فردی دیگر و گوش دادن به احساسات او است. یک والد (پدر/ مادر) می‌تواند به فرزندش کمک کند تا یاد بگیرد که اهمیت احساسات خود را با استفاده از این مهارت درک کند. اختصاص دادن زمانی برای گوش دادن به صحبت‌های فرزندتان به این معنی نیست که با او موافق هستید. بلکه نیازمند آن است که شما حق کودک برای داشتن احساسات را بپذیرید، هر چند که احساسات مذکور با احساسات شما متفاوت باشند. از آنجا که میان چگونگی احساس کودک با چگونگی رفتار او رابطه وجود دارد، این مسأله حائز اهمیت است که به مشاهده تعامل آنها با سایرین و کنش آنها بر روی خوشان بپردازیم. برای برخی از والدین جدا کردن روش احساس خودشان از آنچه فرزندانشان بیان می‌کنند، دشوار است. چالش مهارت حاضر آن است که والدین احساسات خودشان را کنار گذاشته و با دقت گوش بدهند تا چگونگی احساس فرزندشان را بشنوند.

نکاتی در راستای والدگری مقتدر

  •  به کاری که نمی‌خواهید فرزندتان انجام دهد، توجه کنید.
  •  به فعالیت جایگزینی که فرزندتان می‌تواند انجام دهد، فکر کنید.
  •  به فرزندتان بگویید که چه کاری را می‌تواند انجام دهد.
  •  در صورت لزوم، به فرزندتان کمک کنید.
  •  به فرزندتان کمک کنید تا مسأله را درک کند.
  •  خودتان و فرزندتان به دو یا چند گزینه مستدل فکر کنید.
  •  فرزندتان را مجبور کنید تا یکی از گزینه‌ها را انتخاب و آن را اعلام کند.
  •  به پیام‌های بدنی که بیانگر از دست دادن خودمهارگری هستند، توجه کنید.
  •  به روش‌های خود مهارگری فکر کنید.
  •  یک روش را انتخاب کنید و با استفاده از آن خودمهارگری را تقویت کنید.
  •  تصمیم بگیرید که چگونه با فرزندتان رفتار کنید.
  •  به حرف‌های فرزندتان گوش کنید و او را تماشا کنید.
  •  به کلماتی فکر کنید که بیانگر احساس فرزندتان باشد.
  •  فکر کنید که چرا فرزند شما ممکن است احساسی این گونه داشته باشد.
  •  عقاید خود را به همراه فرزندتان مورد بازبینی قرار دهید.


مقالات مرتبط
Call Now Button