اخبار و جشنواره ها

آيا عشق كافی است؟

پاسخ این سؤال هم پیچیده است و هم كاملاً ساده است. پس امروز در جعبه ابزار ذهنی ابعاد این موضوع را بررسی می کنیم. دو نفر كه عاشق یكدیگر هستند، هر كدام دیگری را ایده آل می داند. مانند دو نوازنده كه هر كدام از دید دیگری بسیار زیبا و دلنشین می نوازد. اما بعد از ازدواج این دو نفر باید با هم یك آهنگ و یك موسیقی را ارایه كنند و این غیر از هنر نوازندگی به تنهایی، نیاز به هماهنگی دارد و عنصر هماهنگی آن چیزی است كه فراتر از عشق است. ما معتقدیم كه هماهنگی در زندگی مشترك، تا حد زیادی قابل یاد گرفتن است و با آموختن مهارت های ارتباطی، موفقیت ازدواج افزایش می یابد.

ارتباط نزدیك و صمیمانه در ازدواج مانند قایقرانی در میان امواج خروشان است، كه تنها با عشق به قایق رانی نمی توان از خطرات آن به سلامت گذشت. ما نیاز به لنگری از عشق داریم، تا پیوندمان را محكم كند نیاز به سازگاری و توافق داریم تا جلیقه نجات ما باشد و نیاز به یك قطب نما داریم، تا بدانیم كه دو نفری به چه سمتی باید پارو بزنیم، تا از حوادث به سلامتی عبور كنیم.

آيا عشق كافی است؟

عشق کافی نیست!

عشق با آنکه محرک قدرتمندی برای زوج هاست. که یار و یاور هم باشند، خوشبخت شوند و تشکیل خانواده بدهند، برای ادامه زندگی و حفظ زندگی زناشویی کافی نیست و نقشی در ایجاد خصوصیات شخصی و مهارت هایی که لازمه زندگی مشترک موفق است ندارد. لازمه داشتن مناسبات حسنه، کیفیات و خصوصیات فردی متعهد است که از جمله آنها می توان به تعهد، حساسیت، سخاوت، ملاحظه، صمیمیت، وفاداری، مسئولیت، اعتماد و اطمینان اشاره کرد. زن و شوهر به همکاری، مودت، حسن تفاهم و باورهای همگون نیاز دارند. باید انعطاف پذیر، پذیرنده و بخشنده باشند، باید خطاهای یکدیگر را تحمل کنند و به خصوصیات هم بها بدهند. تنها در صورت وجود این خصوصیات و تقویت به مرور ایام آنهاست که ازدواج به بلوغ و شکوفایی می رسد.


مقاله مرتبط: افسانه هایی درباره عشق


اغلب زوج ها در برخورد با اشخاص ثالث مشکلی ندارند. اما به ندرت کسانی را پیدا می کنیم که با درک لازم و احاطه به مهارت های فنی بتوانند روابط صمیمانه خود را شکوفایی بخشند. اغلب آنها از دانش لازم برای اتخاذ تصمیماتی که خواسته همسرانشان را برآورده سازد بی بهره اند. وقتی شیر آب چکه می کند، خیلی راحت فکری، به حال آن می کنند اما وقتی عشق و محبت میان آنها تحلیل می رود، راهی برای برخورد با آن نمی یابند.

ازدواج و حتی با هم زندگی کردن با سایر مناسبات زندگی تفاوت دارد. وقتی زوجی با هم زندگی می کنند و متعهد به حفظ زندگی مشترک هستند، توقعاتی از هم پیدا می کنند. هر کدام انتظار دارند که از عشق بی قید و شرط، صمیمیت و وفاداری و حمایت دیگری برخوردار باشند، زن و شوهر، بطور صریح یا غیرمستقیم، کلامی و غیرکلامی خود را به رعایت این نیازهای عمیق متعهد کرده اند. هر اقدام زن یا شوهر مفاهیمی مشتق از این امیال و انتظارات دارد.

به خاطر شدت احساسات و توقعات و تحت تاثیر وابستگی عمیق و معانی سمبلیک و اغلب دلبخواهی که زن و شوهر برای اعمال یکدیگر در نظر می گیرند، احتمال برداشت سوء و تفسیر نادرست رفتارهای آنها از هم زیاد است. وقتی در اثر سوء تفاهم اختلافی بروز می کند، زن و شوهر به جای توجه به مسئله در مقام سرزنش یکدیگر حرف می زنند. وقتی مشکلات نمایان می شوند و خصومت و سوء تفاهم بالا می گیرد، زن و شوهر جنبه های مثبت و قوت یکدیگر را از یاد می برند و به تدریج کار به جایی می رسد که اصل زندگی مشترک زیر سوال می رود و گرفتاری اصلی و عامل سوء تفاهم فراموش می شود.

یادگیری رمز ادامه زندگی

هیچ فردی بدون مطالعه، در زمینه ارتباط متخصص نیست. همان طور كه در هیچ زمینه دیگری هم بدون یادگیری و دانستن و مطالعه، تخصص كسب نمی شود. افزایش دانش درباره ارتباط، خانواده و ازدواج به ما كمك می كند تا انتخاب بهتری داشته باشیم و كیفیت ارتباط با همسرمان را بهبود بخشیم. كیفیت ارتباط در زمان نامزدی و قبل از ازدواج معیار بسیار مناسبی است برای آنچه كه بعد از ازدواج پیش خواهد آمد. بنابراین اگر بتوانیم كیفیت ارتباط را در زمان نامزدی و قبل از ازدواج بهبود ببخشیم می توانیم كیفیت ارتباط بعد از ازدواج را نیز ارتقا دهیم.

مقالات مرتبط
ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.