اخبار و جشنواره ها

دقت حافظه شاهدان عینی

افزایش بحث ها در رابطه با حافظه شاهدان عینی به خاطر اظهارات آنها در دادگاه همیشه موضوع داغی بوده است. بر اساس منحنی یرکز دادسون، که یک کاهش عملکرد حافظه بر اثر برانگیختگی بسیار بالا و بسیار پایین اتفاق می افتد. بر اساس این منحنی احساسات قوی برانگیخته شده در شاهدان عینی حافظه آنها را مختل می کند. همگام با این فرض کیلفورد و اسکات در سال 1978 نشان دادند، افرادی که یک فیلم خشونت آمیز مثل حمله فیزیکی را مشاهده کردند نسبت به افرادی که یک رویداد غیر خشونت آمیز مانند درگیری لفظی ساده ای را مشاهده کردند، بعدا جزئیات کمتر جزئیات غیر دقیق تری از رویداد را به خاطر آوردند. در ادامه نیز لوفتوس و برنز در سال 1982 گزارش کردند که، قرار گرفتن در معرض یک ویدئو خشن مانند صحنه قتل حافظه را مختل می کند و جزئیات دیده شده را از بین می برد. پس درست است که السوورث و اسمیت بیان می کنند که سطح بالای استرس دقت و شهادت شاهدان عینی را مختل می کند.

دقت حافظه شاهدان عینی، برای رویدادهای هیجانی، اگرچه برای رویدادهای منفی ساده به نظر می رسید اما تحقیقات بر روی فاکتورها و متغییرهای دخیل در این امر کار را پیچیده تر کرد. یکی از عوامل ضروری و دخیل که توسط ایستربروک پیش بینی شد، موضوع حافظه برای جزئیات محیطی یا جزئیات هدف بود. ایستربوک پیشنهاد کرد که حافظه ممکن است برای رویدادهای مرکزی یا هدف بهتر شود و برای جزئیات محیطی مختل شود. چیزی که در روانشناسی قانونی به آن اثر تمرکز سلاح گفته می شود.

(اثر تمرکز صلاح که تحقیقات آن در ابتدا توسط جانسون و اسکات و همچنین لوفتوس در آزمایشگاه به صورت روایت یا نمایش ویدئو (به دلایل اخلاقی) انجام شد نشان داد که در صورت وجود یک صلاح یا یک وسیله خیلی خشن حافظه شاهدان عینی بیشتر مختل می شد که این نشان از وجود یک محرک هدف یا مرکزی است که باعث میشه جزئیات محیطی کمتر توجه بشه)

تاخیر در یادآوری نیز نشان داده شده است که می تواند به عنوان یک عامل تاثیر گذار باشد. مدتها نشان داده شده است که یادآوری فوری به دلیل برانگیختگی بالاتر منجر به اختلال در حافظه می شود ولی یاد آوری تاخیری منجر به عملکرد بهتر حافظه می شود. با توجه به دوجانبه بودن تحقیقات در این زمینه یک تحقیق متاآنالیز بیان می کند که فاصله یادآوری با توجه به احساساتی که فعال می شود می تواند کمک کننده یا مانع باشد.
مکانیسم حافظه شاهدان عینی برای رویدادهای هیجانی

آیا حافظه رویدادهای هیجانی برای شاهدان عینی از نظر کیفی متفاوت از رویدادهای غیر هیجانی است؟

در میان محققان این حوزه، ییل و کاتشال، در سال 1986 حافظه آگاهانه را در یک صحنه واقعی سرقت و قتل با یادآوری جزئیات دقیق و عدم کاهش قدرت حافظه در طول زمان بررسی کردند. در راستای توجیح این اختلاف مطرح شده توسط ییل و کاتشال، آنها بیان می کنند که رویدادهای شدید عاطفی از نظر کیفی در زندگی واقعی بسیار متفاوت از محیط مصنوعی آزمایشگاهی و بی ضرر است. کریستیانسون، گودمن و لوفتوس از سوی دیگر معتقدند که تفاوت بین محیط آزمایشگاهی و محیط واقعی بیش از چیزی است که تصور می شود.

تحقیقات اخیر توسط کاهیل و همکارانش یک نتیجه گیری دقیق تر در این رابطه پیشنهاد کرده اند. در یک مطالعه، به شرکت کنندگان قبل از ارائه یک رویداد یا داستان پروپرانولول یا دارونما تزریق شد. پروپرانولول افراد را از نظر هیجانی کمتر اکتیو می کند در حالی که تاثیری روی حافظه نمی گزارد. یافته های این تحقیق نشان داد که مزیت حافظه نرمال در مقایسه با مهار هورمون آدرنرژیک به خاطر آوری دقیق تر جزئیات مرکزی و صحنه های احساسی بوده است.

یافته های دیگر از نقش اساسی آمیگدال، در تسهیل حافظه هیجانی در پارادیم شاهدان عینی حمایت می کند. به عنوان مثال تحقیقات با استفاده از pet که توسط کهیل و همکاران صورت گرفت، نشان داد که درجه فعالیت آمیگدال در طول مشاهده فیلم هیجانی شاهدان عینی پیش بینی خوبی برای عملکرد حافظه (92/0) در دو هفته بعد بود. در مقابل هیچ رابطه ای بین فعالیت آمیگدال و مشاهده فیلم های خنثی مشاهده نشد.

فرایندهای ویژه و تحقیقات مبتنی بر آزمایشگاه، از نظر کیفی متفاوت از دنیای واقعی نیست. نقش منحصر به فرد، هورومون های آدرنرژیک و آمیگدال در پردازش خاطرات با بار هیجانی، منجر به این دیدگاه شده است که فرایندهای ویژه در خاطرات غیر هیجانی دخیل است. نتایج تحقیقات نشان می دهد: 1) جزئیات مرکزی خاطرات احساسی بهتر از جزئیات محیطی به یادآورده می شود. 2) زمان تثبیت حافظه هیجانی ممکن است متفاوت باشد. این تحقیقات نشان می دهد که کیفیت خاطرات هیجانی شاهدان عینی متفاوت از خاطرات غیر هیجانی است.

در همان زمان، موفقیت کهیل و همکارانش در مستندسازی نقش منحصر به فرد احساسات بر حافظه شاهدان عینی در آزمایشگاه، پیشنهاد می کند که فرایندهای حافظه ای مشاهده شده در آزمایشگاه از نظر کیفی متفاوت از هیجانات موقعیت های واقعی نیست. به طور کلی، این تجزیه و تحلیل نشان می دهد که، این سوال که آیا مکانیسم متفاوتی درگیر حافظه هیجانی است سوال ساده انگارانه ای است. پاسخ به این سوال به نظر بله است، اما ین سوال خودش روشهای آزمایشگاهی و بررسی آن را به چالش می کشاند و در نتیجه جواب منفی می شود.

به جای پرسیدن این سوال که آیا فرایند متفاوتی درگیر است یا خیر، سوالی که به نظر مناسب می رسد این است که چگونه و تحت چه شرایطی فرایندهای ویژه مرتبط با هیجانات برای رمزگردانی استاندارد، تثبیت و بازیابی رخ می دهد (مانند تونلی شدن توجه یا فعالیت آمیگدال).
همانطور که خواهیم دید سوال مشابه برای خاطرات فلش بالب و خاطرات آسیب زا هم مطرح است.

مقالات مرتبط
ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.