اخبار و جشنواره ها

حافظه رویدادهای آسیب زا

اگر چه بحث های مربوط به حافظه شاهدان عینی و فلاش بالب هر از چند وقت داغ می شود. اما بحث مربوط به حافظه رویدادهای آسیب زا همیشه مشتعل است. بحث های قبلی در رابطه با حافظه شاهدان عینی و فلاش بالب یعنی میزان دقت و مکانیزم حافظه ویژه در رابطه با حافظه رویدادهای آسیب زا هم مطرح است.

دقت حافظه رویدادهای آسیب زا

قربانیان تروما اغلب شکایت می کنند که تجربیات دردناکی با خاطرات آسیب زا همراه است و همراه به یادآوری آن خاطرات زنده می شود. حافظه رویدادهای آسیب زا اغلب دقیق است، هرچند که بی عیب و نقص نیست. خاطراتی مثل، آدم ربایی، حمله تروریستی، تجارب سربازی، بازدید از اوژانس و …

هر چند بحث درباره دقت خاطرات آسیب زا وجود دارد، اما بحث بزرگتر این است که آیا می تواند فراموش شود و مجددا با همان دقت ریکاوری شود؟
در اولین گام از گشودن بحث مفید است که سوال مطرح شده را به دو سوال تقسیم کنیم: 1) آیا خاطرات آسيب زا فراموش می شود؟ و آیا حافظه ریکاور شده را می تواند قابل اعتماد باشد؟

حافظه آسیب زا می تواند فراموش شود؟

تحقیقات در این زمینه به دو دسته تقسیم میشه، یک تحقیقاتی که گذشته نگر هستند، یعنی با استفاده از زمینه یابی و پرسشنامه و نظر سنجی حافظه حوادث آسیب زا را مطالعه کردند. و تحقیقات آینده نگر که فرد را در معرض حادثه آسیب زا قرار می دهند.

بررسی مطالعات گذشته نگر. تعدادی از مطالعات از نظر سنجی برای ارزیابی خاطرات مربوط به استرس پس از سوء استفاده جنسی استفاده کرده اند. (مانند بریر و کانته 1993، گولد و هاگز 1994، لوفتوس، پولونسکی و فولیلاو 1994) و حتی انواع کلی تر تروماها. هر چند براورد فراموشی ها تا حد قابل ملاحظه ای متفاوت بوده است، اما گزارش قابل توجهی که همه این مطالعات به آن دست یافته اند زمانی است که اکثر افراد گفته اند به یاد نمی آورند.

حافظه رویدادهای آسیب زا

مطالعات موردی گذشته نگر: رویکرد دوم در بررسی فراموشی خاطرات آسیب زا بررسی دقیق اثبات ها و ادعای های افرادی است که خاطرات آسیب زا را فراموش کرده و به یادآورده اند. اگرچه چنین مواردی از این جهت که کیس های واقعی سوء استفاده هستند بسیار مفید است اما تضمینی وجود ندارد که افراد مبالغه نکنند یا خاطرات و حافظه آنها تحریف نشده باشد.

مطالعات آینده نگر: یکی دیگر از تظاهرات خاطرات آسیب زا از مطالعات آینده نگر ناشی شده است. در چندین مطالعه، برای مثال ویدوم و موریس 1997 و ویلیامز 1994 افرادی که دچار سوء استفاده شده بودند گزارش کردند که هیچ خاطره ای از رویداد ندارند. اگر چه این شاهد محکمی برای فراموشی خاطرات آسیب زا است ولی محدودیت هایی دارد. برای مثال این گونه مطالعات بیشتر بر خود جنبه سوء استفاده متمرکز بوده است و به دوره های کلی تر پرداخته نشده است. همچنین بسیاری از این افراد سوئ استفاده های خاصی را فراموش می کنند و برخی دیگر از سوء استفاده ها را به خاطر می آورند. همچنین ممکن است به جای فراموشی کامل خاطره آنها از سوء استفاده تحریف شود.

آیا خاطرات آسیب زایی که به عنوان بازیابی شده مطرح است معتبر و دقیق است؟

در هسته بحث های مربوط به این سوال برخي محققان از وجود حافظه ريكاور شده حمايت مي كنند.
در سالهای اخیر نگرانی مردم از افزایش بازیابی خاطرات سوء استفاده در پی رواندرمانی افزایش پیدا کرده است. ادعاهای مطرح شده اغلب به دادخواهی منجر می شده و به شکاف عمیق خانواده انجامیده است. با این وجود، دلایل خوبی وجود دارد که این موضوع محصول کنکاش رواندرمانگر در بررسی علائم است.

در این رابطه کافی است بگوییم که:

افراد می توانند جزییات دردناک حوادث نادر و عجیب را به یاد آورند مثل آدم ربایی یا آیین شیطان پرستی
تحت شرایط خاص آزمایشگاهی، افراد جزئیاتی از رویداد آسیب زا را به خاطر می آورند که هرگز اتفاق نیفتاده است مانند گم شدن در بازار
انواع خاص رواندرمانی، مثل تجسم، تلاش های مکرر برای بازیابی، تعبیر خواب یا هیپنوتیزم می تواند حافظه کاذب یا فالس مموری ایجاد کند. تکنیکی که برخی درمانگران از آن استفاده می کنند.
درمانگرانی که از این شیوه استفاده می کنند به خاطرات بازیابی زیادی دست پیدا می کنند که برخی ممکن است درست و واقعی باشد. (لیندسی و بریر 1997، شاختر 1996، اسکولر، 1994).

مکانیسم حافظه رویدادهای آسیب زا

همانند حوزه شاهدان عینی و حافظه فلاش بالب، برخی محققین معتقد به وجود مکانیزم ویژه ای برای حافظه رویدادهای آسیب زا هستند و برخی دیگر به وجود چنین مکانیزم ویژه ای قایل نیستند. شاید مکانیزم ویژه برای حافظه آسیب های تروماتیک سرکوب باشد که به موجب آن فرایندهای ناخود آگاه مانع ورود خاطرات به بخش هشیار می شود. (ذروین 1997).

اگر چه مفهوم مکانیزم سرکوب با شک و تردید علمی مواجه است. همچنین برخی از نویسندگان اعتقاد دارند که سرکوب بهترین توجیح برای فراموشی اینگونه خاطرات است.

دومین مکانیزم ویژه، که قدمت آن به زمان ژانت 1889 بر می گردد، این است که در طول تروما افراد خودشان را از تجربه در حال جریان جدا می کنند. که این اساسا می تواند نحوه کدگذاری و بازیابی بعدی اطلاعات را تغییر دهد. افراد با تمایلات شدید تجزیه ای به اختلالات حافظه دچار می شوند. میزان تفکیک و تجزیه در کیس های خاص فراموشی و به یادآوری پس از آن موضوعی است که در دست بروسي است.
سومین مکانیزم ویژه که قدمت زیادی هم دارد این است که برخی خاطرات آسیب زا به شکل کاملا حسی (یعنی بدون هیچ بازنمایی معنایی و به صورت بخش های مجزای حسی) رمزگرداني مي شوند.

پژوهش ها با مدل های حیوانی به طور گسترده شواهدی از وجود خاطرات حسی پراکنده برای تجربیات آسیب زا فراهم کرده است. دلوكس توجيح خوبي براي اين اتفاق مي آورد. دلوکس دو مسیر از تالاموس به آمیگدال شناسایی کرد: یکی از طریق قشر و دیگری دور زدن قشر. مسیر دوم می تواند پاسخ هیجانی تولید کند و به جای درک معنایی تجربیات حسی مجزا و بریده بریده تولید کند. همچنین نادل و جاکوب در بررسی هاي ديچر و مطالعات حیوانی نشان دادند که استرس ممکن است عمل تثبیت حافظه در هیپوکامپ را مختل کند.

بر اساس چنین شواهدی، نویسندگان فرض می کنند که وقتی سطح استرس به اندازه کافی بالاست که عملکرد هیپوکامپ را مختل می کند.این با روند طبیعی تشکیل حافظه متفاوت است. این داده های تجربی نشان می دهد که خاطرات و حافظه آسیب زا به جای اینکه منسجم باشد به صورت مجزا و حسی است. این خط از تحقیقات بیان می کند وقایع آسیب زا ممکن است به طور همزمان فعالیت بازنمایی های حسی عاطفی شدید آمیگدال را افزایش و فعالیت یکپارچه سازی هیپوکاپ را کاهش دهد.

در همین راستا، این عقیده که تروما می تواند توانایی هیپوکامپ برای تحکیم اجزای خاطرات به عنوان یک کل واحد مختل کند، وجود دارد. در مقابل، یک نقص در روند طبیعی حافظه دیده می شود. به عنوان مثال عدم دخالت هیپوکامپ در ادغام و اتصال تجارب متنوع ادراکی و دوره ها و اپیزودهای مجزا در رويدادهاي هيجاني.

در صورت عدم وجود چنین یکپارچه سازی خاطرات تلخ، احتمالا تخریب می شوند و عدم یکپارچه سازی باعث می شود خاطرات به صورت ارادی فراخوانی نشوند و در برابر نشانه های موقعیتی فراخوانی شوند. در این حالت ممکن است یک پارادوکس اشکار حل شود، اینکه گاهی اوقات به شدت و وضوح فراخوانی می شوند و برخی اوقات اصلا فراخوانی نمی شود. اگر خاطرات آسیب زا توسط نشانه های بیرونی و درونی فعال شوند و این نشانه ها مداوم باشد، فراخوانی خاطرات می تواند غیر قابل اجتناب باشد.

مقالات مرتبط
ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.