موسیقی و هیجانات

موسیقی توانایی تحریک احساسات قوی درون ما را دارد و این کاملا درست است. ما موسیقی را احساس می کنیم، تا حدی که حتی از آن برای ایجاد یک حالت خاص در درون خودمان از آن استفاده کنیم. اگر بو جرقه ای برای یادآوری خاطرات است، موسیقی جرقه ای برای هیجانات و احساسات ما است.اما چرا موسیقی با مغز احساسی ما صحبت می کند؟ چرا اطلاعات احساسی را در ویژگی های موسیقی درک می کنیم؟ شاید دلیل اصلی قدرتی است که در تحریک و تکان دادن احساسات دارد.
موسیقی، طیف گسترده ای از احساسات انسانی را فرا می خواند مانند: از غم و اندوه و دلتنگی به شادی، آرامش و شادی. اما چرا؟ مناطق مغزی به طور معمول با احساسات و هیجانات در ارتباط هستند، و می توان آن را با موسیقی فعال کرد. علت تکرار شدن ناخودآگاه برخی قطعات موسیقی در ذهن انسان به ناحیه ای در قشر جلویی مغز باز می گردد. این ناحیه از مغر مسئول یادآوری قطعات موسیقی است که فرد در گذشته شنیده و با ناحیه گیجگاهی در ارتباط است. ناحیه گیجگاهی نیز خود وظیفه پردازش صداهای اولیه و ساده، استدلال و همچنین یادآوری خاطرات را بر عهده دارد و حالا باید بدانیم که چه موسیقی در مغز ما ایجاد آرامش و در جسم ما نوید درمان می دهد و چه نوع موسیقی منجر به استرس و در نتیجه بیماری می گردد.

موسیقی باعث ایجاد حالت مثبت در فرد می شود که باعث بهبود عملکرد شناختی در فرد می شود. تحقیقات نشان می دهد پخش موسیقی به عنوان زمینه، هنگامی که فرد در حال انجام فعالیت دیگری است و روی آن تمرکز کرده می تواند عملکرد او را در کارهایی که نیاز به درک و شناخت دارد بالا ببرد. مطالعه ای دریافت موسیقی با ریتم تند منجر به افزایش سرعت در کار و پردازش شده و موسیقی با ریتم تند و ریتم ملایم هم می تواند حافظه را تقویت کند.

موسيقی زبان آرزوها، انتظارها و عواطف بشری است و هر قوم و ملتی برحسب ويژگی های عاطفی و فرهنگی خود، موسيقی خاصی دارد. با درک موسيقی، عواطف زيبا، همدردی و تفاهم بيشتر قلبی میسر خواهد شد.
تحقيقات نشان مي دهد که موسيقی از طريق تاثير بر هورمون های مختلف، ضربان قلب و فشار خون، تغيير پتانسيل الکتريکی عضله ها و هم چنين تقويت مهارت ها و حرکات بدن و زمينه های روان شناختی وارد عمل شده است به عبارت دقيق تر موسيقی با تحريک مرکز عواطف  در مغز (سيستم ليمبيک) بر اعصاب مرکزی و خود کار  واکنش های بيو شيمی و عضلانی اثر گذاشته و همچنين با تاثير بر حافظه و ياد آوری خاطرات و احساس های گذشته تغييراتی را در شرايط فيزيولوژيک و پزشکی بر جای می گذارد.
اولين گروه پژوهش ها توسط ولد  (1916) و ديسرنز (1923) انجام شد که اثر موسيقی را برسيستم اعصاب مرکزی نشان داده است اما مهم تر از آن تحقيق جامعی بود که توسط دای نو (1977) و هوج (1980) صورت گرفت. اين دو محرک اثر موسيقی محرک و آرام بخش را بر واکنش های اعصاب خودکار مانند ضربان قلب، نبض، فشار خون، تنفس، واکنش های پوستی و عضلانی و امواج مغزی بررسی کردند. آن ها در پايان دريافتند که موسيقی آرام بخش، ميزان ضربان قلب و نبض و فشار خون را کاهش می دهد و از اضطراب و نگرانی بيماران می کاهد. پس از آن ها پژوهشگران ديگری چون جکبسون (1974) و ولپ (1965) با تحقيقات خود يافته های آنان را تاييد کردند. محقق ديگری به نام گلدشتاين  (1985) تاثير موسيقی انتخابی را بر سيستم ليمبيک و مرکز کنترل دستگاه عصبی خودکار (اتونوميک) مطالعه کرد و اثر آن را در تحريک اين منطقه و تسکين رفتار نشان داد.

موسیقی و نقش درمانی آن

رونالد هاس استاد دانشگاه موتسارت شهر سالزبورگ اتریش می گوید از طریق موسیقی می توان مصونیت انسان ها را در برابر بیماری ها تقویت کرد، دردها را کاهش داد و از بروز حوادث جلوگیری به عمل آورد. تحقیقاتی که وی انجام داده است نشان می دهد که باید به انواع موسیقی در درمان بیماری ها توجه شود.

موسیقی شرق و درمان کوفتگی و سردرد

همین آقای هاس در تحقیقی که انجام داده، به این نتیجه رسیده که براساس شواهد تجربی برخی از ملودی های قدیمی مشرق زمین برای از بین بردن سردردها و کوفتگی بدن موثر است. وی می گوید: حدود ۸۰۰ سال پس از میلاد مسیح، در برخی از مراکز درمانی مشرق زمین، از موسیقی برای درمان دردها استفاده می شده است.

کمک موسیقی به کاستن از خطر آلزایمر

در تحقیقی هم که دانشمندان آمریکایی انجام دادند مشخص شده است که مطالعه، نواختن موسیقی و انجام بازی هایی مثل شطرنج با کاهش خطر ابتلا به آلزایمر در افراد مسن موثر است.

درد در کودکان

نتایج تحقیقی که در خرم آباد انجام شده هم نشان می دهد که استفاده از موسیقی های مخصوص کودکان باعث انحراف ذهن آنان نسبت به درد ناشی از اقدامات تهاجمی کوتاه مدت مثل رگ گیری می شود. “رگ گیری” یکی از شایع ترین اقدامات دردناک پزشکی است و به صورت مکرر به عنوان لازمه و مقدمه تشخیص یا درمان بیماری ها مورد استفاده قرار می گیرد. این تحقیق که بر روی ۳۰ کودک شش تا ۱۲ ساله مبتلا به تالاسمی در بیمارستان شهید مدنی خرم آباد انجام شده، نشان می دهد که شدت درد رگ گیری در کودکانی که فکرشان در زمان رگ گیری به سمت موسیقی کودکان معطوف شده به طور معنی داری کمتر از سایر روش ها بوده است.

موسیقی و افزایش توان یادگیری

محققان هنگ کنگی هم با مطالعه ای به مقایسه کودکانی که تحت آموزش موسیقی قرار داشتند با دیگر کودکان پرداختند و به این نتیجه رسیدند که کودکانی که در گذشته تحت آموزش موسیقی قرار گرفته بودند حافظه شفاهی بسیار قوی تری دارند و می توانند لغات بیشتری را از فهرست خوانده شده به یاد بیاورند و در هر سنجش، بهتر از سنجش قبل عمل می کنند.

موسیقی و افزایش حافظه

همین محققان روانشناس هنگ کنگی عقیده دارند آموزش موسیقی نیم کره چپ مغز را تحریک می کند و یادگیری شفاهی نیز توسط همین قسمت از مغز انسان کنترل می شود. مطالعات بعدی این محققان نشان داد بهبود حافظه انسان با ادامه یادگیری موسیقی، ادامه پیدا می کند و با توقف آموزش موسیقی متوقف می شود.
مقالات مرتبط

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.