اخبار و جشنواره ها

نقش پدر در رشد و حیات کودکان

پدران نقش قابل ملاحظه ای در شکل دهی به تجربیات و رشد کودکان خود دارند و بخصوص دختران داشته باشند. نقش پدران نه تنها در رشد کودك بلکه در طول حیات کودك برجسته است.

تحقیقات نشان داده است فرزندانی که پدرهایشان نقش آفرینی بیشتري داشته اند، داراي کفایت شناختی و همدلی بالاتر و خودکنترلی بیشتر هستند. با توجه به جایگاه پدر در زندگی کودک در این مقاله به بررسی انتظارت کودک از پدر و ویک رابطه مناسب بین کودک و پدر می پردازیم.

نقش پدر در 40 یا 50 سال گذشته تغییر اصولی کرده است. امروزه بسیاری از پدرها در نگهداری از فرزندان خود و تربیت آنها مشارکت می کنند و این در حالی است که به نقش حمایت گر خود و تامین معاش خانه نیز ادامه می دهند. بسیاری از پدرها قبل از تولد فرزند خود به همراه همسرشان در دوره های تربیت و نگهداری از فرزندان شرکت می کنند. در مواقعی نیز شوهر با نوزاد یا کودکی که هنوز به مدرسه نمی رود در منزل می ماند و اگر پدر تنها والد کودک باشد، ممکن است کلیه وظایف سرپرستی از فرزند را عهده دار گردد.

گذشت زمان روی رابطه پدر و فرزند به اندازه رابطه کودک و مادرش تاثیر نمی گذارد. مگر آن که پدر در نقش مادر ظاهر شود و کلیه کارها و وظایف روزانه را دیکته کند. احساس کودک نسبت به پدرش آنقدرها فشرده و درهم نیست وکمتر دستخوش تغییر می شود. پدر به نشان دادن ثبات و قوام خود علاقمند است. او کسی است که پاداش ها و مجازات های مهم را مشخص می کند.

در شرایط آرمانی نقش پدر حمایت از سیاست های مادر است. اگر او با روش های تربیت فرزند زنش مخالف باشد، باید این ناخشنودی را همیشه به صورت خصوصی با او درمیان بگذارد. از همین روی هماهنگی رفتاری و تربیتی بین پدر و مادر از اهمیت زیاد برخوردار است.

منظور این نیست که مادر همیشه درست می گوید و پدر باید با نظر موافق به تصمیمات او احترام بگذارد. به جای آن منظور ما این است که اختلاف نظر پدر و مادر درباره تربیت فرزندان نباید در حضور آنها مطرح شود. هر کودک کم سال توانایی آن را دارد که از پدر و مادر خود بر علیه یکی از آنها استفاده کند. در این شرایط نظم و انضباط از بین می برد. کودک این انتظار را از پدر دارد که کمتر بین او و مادرش اختلاف و تضاد باشد.

البته هر خانواده برای خود نظم و ترتیبی دارد. در بعضی خانواده ها پدر و مادر با هم توافق کامل دارند. در مواقعی مادر سخت گیر تر است و پدر از سیاست ملایم تری پیروی می کند. اما به نظر می رسد که مادر تقاضای شکیبایی از پدر را دارد. در اغلب موارد پدر شخصیت محکم خانواده است.

ممکن است حق به طور کامل با پدر باشد. ممکن است بداند که کودکان هم سال فرزند او می توانندکاری را درست انجام دهند و یا از آن طفره بروند. اما در اغلب موارد منظور پدر این است که از کج رفتاری های فرزندش خسته شده است. کودک انتظار دارد که در مواقعی که مرتکب اشتباه می شود پدر از او حمایت کند. ولی در عمل اینگونه برخورد نمی شود. عموما پدرها در هنگام اشتباه کودک بویژه زمانی که تکرار شده است بی حوصله می شوند و رفتارهای قهری نشان می دهند. بایستی صبور بود و با اینگونه رفتارها اعتماد به نفس و حس امنیت پدرانه در کودک را خدشه دار نکرد.

3 تا 5 سالگی:

سه سالگی برای اغلب بچه ها در همه زمینه ها سال راحت و مناسب است. رابطه پدر و فرزند سه ساله او هم از این قاعده مستثنی نیست. کودک سه ساله از انعطاف پذیری خوب برخوردار است و در مقایسه با کودکان 2.5 ساله توقع کمتری دارد. و حالا اگر مادر قرار است که والد مورد علاقه او باشد، پدر می تواند در بسیاری از شرایط در نقش های مختلف قرار گیرد.

اغلب بچه ها در 3.5 سالگی بیشتر متوجه پدر می شوند. گاه دخترها در این سن از پدرشان تقاضای ازدواج می کنند. کودک 3.5 ساله پدر خود را در حد کمال می بیند.

در 4 سالگی نافرمانی هایی از نوع «نه من نمی توانم» با یک تشر پدر به فرمانبرداری می انجامد. نه تنها پدر در خانه مورد احترام است، بلکه خارج از منزل هم به او استناد می شود. برای بسیاری از چهار ساله ها پدر من مقام و اقتدار غایی است. شجاع ترین کودکان 4 ساله با یک نگاه چپ پدر سر جای خود می نشیند.

از تنها ماندن با پدر به شدت استقبال می شود و در بسیاری از موارد فرمان پدر حکم قانون است. 4 ساله هایی که گاه حرف های زشت می زنند به ندرت در برابر پدر خود نسنجیده حرف می زنند و حال آنکه ممکن است همین 4 ساله ها در حضور مادر حرف های درشت و گاه زشت بزنند. کودکان 5 ساله اغلب از پدر خود مغرورند و به آنها افتخار می کنند و در مقایسه با مادر به سرعت بیشتری از آنها فرمان برداری می کنند. اما اغلب 5 ساله ها در دل خود مترصد مادر هستند و به اصطلاح فرزند مادر هستند. بنابراین در حالیکه رابطه آنها با پدرشان اغلب آرام و خوشایند است، رابطه آنها در مقایسه با مادر، با پدرشان دوستانه تر وخودمانی تر است.

نکات کلیدی و کاربردی

نقش پدر نیز مانند مادر از اهمیت زیادی در رشد و شکوفایی کودکان برخوردار است. بین سنین 3 تا 5/6 سالگی پدر برای کودکش منبع همانند سازی است. پسران سعی می کنند در تقلید از پدر رفتارهای مردانه از خود نشان دهند و دختران رفتارهای خود را در تمایز با رفتارهای پدر تطبیق دهند. دخترانی که در این سنین رابطه خوبی با پدر خود دارند، در آینده هنگام انتخاب همسر شخصی را بر می گزینند که شبیه پدرانشان است. پدر در این سن نقش مهمی در تشکیل وجدان و ارزش های اخلاقی دارد زیرا نماینده کودک برای ارتباط با جهان بیرون است. بزهکاران و مجرمین در این سن نقش پدر خود را کم یا هیچ ارزیابی کرده اند. بنابراین بی توجی و عدم پذیرش در این سن باعث می شود کودکان بی توجه به ارزش های اجتماعی و اخلاقی بزرگ شوند.

رفتارهای پدر با کودک خود در این سنین بایستی بر مبنای معیارهای زیر باشد:

  • احترام متقابل
  • جدیت توام با مهربانی
  • امکان گفتگو و صحبت با کودک
  • همراهی در کارهای و سرگرمی ها و وقت گذاشتن
  • القای حس امنیت و اعتماد
  • حفظ اقتدار
مقالات مرتبط
ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.