اخبار و جشنواره ها

خلاقیت چیست؟

بسیار مهم است تا تعریف مشخصی از خلاقیت داشته باشیم. چرا که دو تعریف متفاوت در این زمینه وجود دارد. اولین مورد خلاقیت فنی است که افراد، تئوری ها، ایده ها و تکنولوژی های جدیدی ایجاد می کنند. این نوع خلاقیت چیزی که ما در این مقاله بحث خواهیم کرد. دومین نوع خلاقیت، خلاقیت هنری است که فراتر از بحث این مقاله است.

خلاقیت چیست؟

بسیاری از تکنیک هایی که در این قسمت بحث می شود، توسط متفکران مختلفی همچون انیشتن استفاده شده اند. برای مثال می توان استفاده از همین تکنیک ها برای تولید “تئوری نسبیت” را نام برد. اما هر کسی با یادگیری تکنیک ها می تواند در زمینه تکنیکی خلاقیت داشته باشد.

دو شاخه اصلی از خلاقیت فنی وجود دارد: تفکر برنامه ریزی شده و تفکر جانبی. تفکر برنامه ریزی شده بر روش های منطقی و ساختاری برای تولید محصول یا خدمات متکی است. نمونه هایی از این رویکرد تحلیل مورفولوژیک و ماتریکس دوباره شکل دهی است.

دومین رشته تفکر جانبی است. نمونه هایی از این رویکرد بارش مغزی، ورودی تصادفی و تحریک هستند. تفکر جانبی توسط ادوارد دوبونو توسعه داده شد.

تفکر برنامه ریزی شده و تفکر جانبی

تفکر جانبی به این معناست که مغز ما مجهز به سیستم های تشخیص الگو است و مانند کامپیوتر عمل نمی کند. سال ها طول می کشد که یک عمل ساده ریاضی را یاد بگیرد، در صورتی که کامپیوتر اینگونه نیست واعمال پیچیده ریاضی را به سرعت انجام می دهد. در صورتی که ما می توانیم الگوهای مختلف چهره، دست خط و زبان را تشخیص دهیم و تنها کامپیوترهایی قادرند این کار را انجام بدهند که از سلولهای مغز انسان مدل سازی شده باشند. برای تشخیص الگوهای ساده ما به ابر کامپوترها نیاز داریم.

تفکر برنامه ریزی شده

فایده قدرت تشخیص الگو در انسان این است که ما بسیار سریع می توانیم الگوها، اشیا و موقعیت های مختلف را شناسایی کنیم. برای مثال برای رد شدن ساده از خیابان، ما باید چندین الگو را شناسایی و تشخیص دهیم و همچنین برآورد کنیم.

ولی متاسفانه ما در تشخیص الگو باقی مانده ایم، ما تمایل داریم تا درون الگوهای خود تفکر کنیم. راهکارهایی که ارائه می دهیم شبیه راهکارهایی است که به مشکلات مشابه قبلی ارائه می دهیم. ما نیاز داریم تا مهارت ها و تکنیک های تفکر جانبی را یاد بگیریم تا از این محدودیت فراتر رویم.

تکنیک های تفکر جانبی به ما کمک می کند راه حل های اصیل، درخشان و جدید برای فرصت ها و مشکلات بیابیم. اما در مقابل تفکر برنامه ریزی شده نیز نقاط قوت خود را دارد. تفکر منطقی برنامه ریزی شده منطقی برای تولید محصولات و خدمات بهتر است. تفکر برنامه ریزی شده می تواند مفاهیم کاملا جدید و ایده های ناب تولید کند. اما با این حال این را هم نمی توان بدون ایراد فرض کرد.

گرفتن مزیت های دو رویکرد …

برخی از تکنیک ها، محصولی از ترکیب این دو رویکرد هستند. تکنیک “این را انجام بده” و “ساده کردن” مین باسدور ترکیبی از رویکرد تفکر برنامه ریزی شده و تفکر جانبی است. اما به نظر می رسد اینها برای مشکلات اساسی باشد و به درد حل مشکلات جزئی نخورد.

یک شکل خلاق از مغز

اغلب تفاوت افراد خلاق و غیر خلاق ادراک خود است. افراد خلاق اغلب خود را افرادی خلاق و آزاد از تفکرات قدیمی می دانند. در حالی که افراد غیر خلاق، در رابطه با خودشان هیچ خلاقیتی را متصور نمی شوند. خلاق بودن به این نعناست که اندگی از وقت خود را صرف کنید و به عقب برگردید و این سوال را از خود بپرسید که آیا برای این مشکل راه حل دیگری وجود دارد یا خیر؟ این چیزی است که ادوارد دوبون آن را “مکث خلاقیت” می نامد. او بیان می کند که این مکث باید 30 ثانیه باشد و همیشه بخشی از تفکر ما باشد.

مقالات مرتبط
ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.