حفظ بهداشت روان کودک

توجه به بهداشت روان کودک از جمله وظایف والدین محسوب می‌شود. در این مقاله نگاهی داریم به مؤلفه‌های آن و راه‌های ایجاد و حفظ این مؤلفه‌ها در کودک.

والدین علاوه بر توجه به رشد جسمانی کودک باید به سلامت روان او نیز توجه داشته باشند. بسیاری از مواردی که سلامت روان کودک را به خطر می‌اندازند، در بزرگسالی قابل جبران نیستند و باعث آسیب رساندن به کودک و اطرافیان می‌شوند. آموزش‌های رفتاری در هر سنی به موقع باید انجام گیرد و بهتر است که اجازه ندهیم کودک با عادت‌ها و دیدگاه‌های خطا رشد کند و زمان جبران از دست برود.

حفظ بهداشت روان کودک

بهداشت روان زمانی میسر می‌شود که فرد هیچ احساس ناخوشایند و نامطلوبی از زندگی نداشته باشد و دیگران از جمله پزشکان هم او را در حد طبیعی بدانند. بنابراین احساس امنیت خاطر، شادمانی به موقع، اندوه به موقع، خواب و خوراک و انرژی به اندازه می‌تواند نشان‌دهنده بهداشت روان باشد.

به این نکته توجه داشته باشید که بهداشت روان جدا از بهداشت جسمی و عمومی نیست زیرا بسیاری از شاخص‌هایی که نشان از سلامت روان دارند، جسمی هستند. به ندرت پیش می‌آید که فرد وضعیت جسمی غیرطبیعی داشته و سلامت جسم او مختل شده باشد اما از نظر روان هیچ مشکلی نداشته و کاملاً در وضعیت مناسب و مطلوبی باشد. بنابراین پایه بهداشت روان کودک را باید در سلامت جسم او جستجو کرد. وضعیت تغذیه، زمان‌بندی خواب و فعالیت‌های ورزشی مناسب با سن می‌تواند پایه‌ای برای بهداشت روان محسوب شود. سازمان بهداشت جهانی در تعریف سلامت روان چنین می‌گوید: رفاه کامل جسمی، روانی و اجتماعی و نه فقط فقدان بیماری، خلاقیت و خودشکوفایی.

خانواده نقش مؤثری در شکل‌گیری و حفظ سلامت روان کودک دارد. اگر والدین خود از مؤلفه‌های بهداشت روان برخوردار باشند، می‌توانند آن را به فرزندان نیز انتقال دهند. مثلاً ارتباط سالم و مؤثر با دیگران در اجتماع، داشتن شغل مناسب و از عهده وظایف شخصی و اجتماعی برآمدن، توانایی معنی دادن به زندگی و داشتن علاقه و عشق به فرزندان و همسر در والدین می‌تواند بر شکل‌گیری بهداشت روانی کودک تأثیر بگذارد. کودک وقتی رفتار و عکس‌العمل صحیح والدین را مشاهده کند، از آنها الگوبرداری می‌کند.

از کودکی که سلامت روان دارد، انتظار می‌رود توانايي انجام وظيفه و اجراي مسؤوليت‌هاي شخصي خود را متناسب با سنش داشته باشد، توانايی برقراری رابطه با ديگران را دارا باشد، برداشت واقع‌بينانه از رفتار ديگران داشته باشد، انعطاف‌پذيری و قدرت تطابق با شرايط گوناگون را در او ببینیم و اين نكته را درک کند كه خود مركز جهان نيست و نسبت به دیگران عشق و محبت داشته باشد. داشتن توانايی كمک به ديگران يا ارتباط برقرار كردن با آنان، به دور از خودخواهی و ارتباط سالم و مؤثر با همسالان از دیگر مؤلفه‌هایی است که از کودکی با سلامت روان انتظار داریم.

بدیهی است که این توانایی‌ها با آموزش، به کودک انتقال داده می‌شوند و کودک به خودی خود نمی‌تواند آنها را فراگیرد و در زندگی به کار بندد. زمانی که کودک وارد اجتماع می‌شود و روابط گسترده‌تری پیدا می‌کند، کنترل بهداشت روان کودک برای خانواده دشوارتر می‌شود و بسیاری از آسیب‌ها را ممکن است از جامعه دریافت کند. بنابراین آموزش مهارت‌های زندگی و نوع ارتباطات در ایمن ماندن کودک از آسیب‌ها مؤثر است.

آموزش مهارت‌های زیر می‌تواند بر حفظ بهداشت روان کودک مؤثر باشد:

ـ باید به کودک خودپذیری را آموزش دهیم؛ اینکه به خود دید مثبت داشته باشد و از عزت نفس برخوردار باشد.

ـ پذیرش اجتماعی (داشتن نگرش های مثبت نسبت به دیگران در عین حال که به تفاوت‌ها و پیچیدگی‌های دیگران اعتراف دارد و آنها را هم می‌پذیرد.)

ـ کمک به رشد و تکامل و از قوه به فعل درآوردن نیروهای ذاتی کودک و دوستی و تحمل نسبت به همسالان بدون تأثیرپذیری بی‌قید شرط و آموزش تفکر نسبت به رفتارها و خواسته‌های همسالان.

اگر نیازهای روانی کودک در نهاد خانواده تأمین شود و والدین به تأثیر رفتارهای خود بر کودک و بهداشت روانی او آگاه باشند و از مؤلفه‌های بهداشت روان آگاه باشند، می‌توانند با آموزش به موقع مهارت‌های زندگی شکل‌گیری و حفظ بهداشت روانی کودک را تضمین کنند. اگر کودک به موقع از آموزش‌ها برخوردار شود، می‌توان اطمینان حاصل کرد که در دوره نوجوانی از رفتارهای پرخطر مصون بماند.

والدین وظایف خطیری در تربیت کودک دارند که از جمله این وظایف شکل‌دهی و حفظ بهداشت روانی کودک است که متناسب با سن به کودک آموزش داده می‌شود.

مقالات مرتبط

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.