اخبار و جشنواره ها

وسواس فکری عملی در کودکان

دوری باطل در یک اختلال! اختلالی که مختص دوران بزرگسالی نبوده و کودکان را حتی قبل از یک سالگی (به شکل گریه‌های مداوم) درگیر می‌کند. این اختلال به لحاظ دسته‌بندی در طبقه اختلالات اضطرابی قرار دارد. کودک به خاطر اضطرابش دست به اعمالی می‌زند ولی با ادامه یافتن این رفتارها، دوباره اضطرابش بالا می‌رود و این دور باطل ادامه می‌یابد. وسواس فکری عملیبه صورت رفتارهای آیینی مثل ساختن یک برج و خراب کردن آن و دوباره ساختن و دوباره خراب کردن یا بازی کردن با یک قسمت خاص از پتو و خوابیدن تحت شرایطی خاص دیده می‌شود. همه این رفتارها برای آن است که اضطراب کودک پایین بیاید. گاه رفتارهای آیینی در سال بعد از بین می‌رود اما گاه این اختلال ادامه یافته و رفتارهای آیینی و افکار وسواسی تغییر ماهیت می‌دهند.

وسواس فکری عملی اختلالی است که پایه نوروبیولوژیک دارد؛ یعنی مغز روی فکر و عملکرد کودکان تأثیر می‌گذارد و مشخص می‌کند که کودک در شرایطی خاص چگونه فکر ‌کند. این اختلال همراه با اجبار و فکری مزاحم است و معمولاً روزی یک بار رخ می‌دهد. افکار وسواسی افکار، تکانه‌ها و تصاویر مزاحم و غیرارادی هستند که منجر به نگرانی، ترس و ناراحتی‌های غیرقابل تحمل می‌شوند.

از این رو افراد برای غلبه بر وسواس، رفتارهای متفاوتی از خود بروز می‌دهند تا اضطراب ناشی از وسواسشان کم شود. آنها با بروز رفتارهای آیینی اضطرابشان را کم می‌کنند. مثلاً مدام دست‌هایشان را می‌شویند یا قفل درها را چک می‌کنند. برخی رفتارهای آیینی قابل مشاهده هستند؛ مثل شستن دست‌ها. اما برخی رفتارها غیرقابل مشاهده است. مثلاً او به طور مداوم دعا یا یک وِرد را می‌خواند که از اتفاقات احتمالی در آینده پیشگیری کرده و اضطرابش را کاهش دهد اما همه این کاهش اضطراب‌ها موقتی است.

وسواس فکری عملی درمان قطعی ندارد اما کودکان در فرآیند درمان یاد می‌گیرند همان طور که با آلرژی و دیابت یا بیماری‌های مزمن مبارزه می‌کنند، نشانه‌های وسواس خود را نیز کنترل کنند.

نشانه‌های وسواس

کودکان مبتلا به وسواس، افکار بدی به ذهنشان می‌رسد. همین باعث نگرانی و اضطرابشان شده و به طور مداوم درباره آن صحبت می‌کنند. مثلاً کودک از ترس اینکه کسی در رابشکند و وارد خانه شده و همه اعضای خانواده را از بین ببرد، مدام قفل درها و پنجره‌ها را چک کرده یا موقع خواب والدینش را مجبور به چک کردن قفل درها، آن هم در چند مرحله می‌کند. از دیگر افکار وسواسی معمول، ترس از میکروب‌ها است که به وسیله شستن مداوم دست‌ها ادامه می‌یابد و این کار وقت زیادی را از کودک می‌گیرد.

بنابراین ترس از آسیب، میکروب‌ها، شستن و چک کردن نشانه‌های معمول وسواس در کودکان است. وسواس می‌تواند به راه‌های بی‌شماری بروز کند. اختلال‌های دیگری نیز ممکن است با وسواس همراه شوند؛ مثل اختلال‌های اضطراب، افسردگی، دوقطبی، بیش‌فعالی همراه با نقص توجه، اختلالات خوردن، اختلالات طیف اوتیسم و اختلالات تیک/ سندرم تورت.

بدین لحاظ چندین اختلال که همراه با وسواس می‌شوند و شبیه وسواس هستند نیز می‌بایست توسط متخصصان سلامت روان درمان شوند، شامل اختلال بدشکلی بدنی، اختلال احتکار کردن، اختلال کندن مو، اختلال کندن پوست، جویدن ناخن، کندن پوست لب و حالت نشخوار مداوم.

درمان وسواس فکری عملی در کودکان

در حالی که درمان قطعی وسواس فکری عملی وجود نداد، درمان شناختی ـ رفتاری می‌تواند تا حدودی کودک را از علائم و نشانه‌های وسواس خلاص کند. البته برخی اوقات این درمان با دارودرمانی همراه می‌شود. بنابراین متخصصان روانشناسی و نیز متخصصان آموزش والدین می‌توانند به شما یاری رسانند که چگونه اختلال را کنترل کرده و با آن کنار بیایید. دارودرمانی هم نقش مهمی در کنترل وسواس بازی می‌کند. به‌خصوص وقتی کودک همراه با وسواس به اختلال دیگری مثل افسردگی مبتلا می‌شود، پزشک حتماً دارو تجویز می‌کند. گاه دارودرمانی می‌تواند رواندرمانی را سرعت ببخشد. چون بسیاری از این داروها اضطراب کودکان را هنگام رواندرمانی پایین می‌آورند و عملکرد مغزی او را بالا می‌برند. البته داروها می‌بایست صرفاً توسط پزشک متخصص تجویز شده و از مصرف خودسرانه آنها بپرهیزید.

درست است که وسواس درمان قطعی ندارد اما والدین در این زمینه کمک‌های زیادی می‌توانند به کودکشان کنند و آنها می‌بایست برخی از خط مشی‌ها را به کار گرفته تا کودکشان راحت‌تر با این مشکلات کنار آمده و بر نشانه‌های وسواس غلبه کند. در اینجا ما به چند خط مشی برای والدین اشاره می‌کنیم:

ـ کودکتان را موجودی وسواسی نپندارید. او  کودکی است که مبتلا به اختلال وسواس است و این برچسب را مدام بر کارهایش نچسبانید.

ـ شما تنها نیستید و کودکان دیگری نیز به این اختلال مبتلا هستند. می‌توانید از خانواده‌های آنها راهنمایی بگیرید.
ـ آرام باشید! با کودکتان رفتاری آرام و محبت‌آمیز داشته باشید. واکنش به رفتارهای وسواسی کودک تنها منجر به وخیم تر شدن اوضاع و بیشتر شدن استرس او می‌شود.

ـ همیشه به روش آرام، واضح و مثبت با او صحبت کنید.

ـ هیچ وقت کودکتان را با هیچ کودک دیگری مقایسه نکنید.

ـ کودکتان را تشویق کنید تا بیشترین انرژی‌اش را برای فعالیت‌های لذت‌بخش صرف کند. مثل: ورزش، گوش دادن به موسیقی و…

ـ خودتان نیز بیشتر به فعالیت‌های لذت‌بخش مشغول شوید تا اینکه بر روی رفتارهای وسواس‌گونه کودکتان متمرکز شوید.

ـ لازم است که رفتارهای آیینی و نشانه‌های وسواس را بشناسید اما این آگاهی را زمینه‌ای برای مشغله ذهنی خود نسازید به طوری که بسیاری از رفتارهای طبیعی کودک را هم رفتاری وسواسی بپندارید.

ـ با دوستان و فامیل و همکاران مثل قبل ارتباط داشته باشید و روابط اجتماعی او را کم‌رنگ نکنید.

ـ هیچ وقت رفتارهای کودکتان را مورد قضاوت قرار ندهید.

ـ هیچ وقت برای کودکتان تصمیم نگیرید مگر آنکه او نتواند انتخاب درستی کند. سعی کنید با دادن حق انتخاب به او اعتماد به نفسش را بالا ببرید.

ـ هیچ وقت به کودکتان فشار نیاورید که افکار وسواسی و رفتارهای آیینی‌اش را کنار بگذارد. این کار تنها اضطراب او را بالا می‌برد و نشانه‌های اضطراب را شدت می‌بخشد. تنها با مشورت متخصص به او راهکار بدهید.

ـ مشکلات را قدم به قدم حل کنید. انعطاف‌پذیر باشید. تنها در یک زمان به روی یک تکلیف کار کنید.

ـ مسؤولان مدرسه را از بیماری کودکتان آگاه کنید. فوایدی در گفتن به پرسنل مدرسه وجود دارد. به علاوه، به یاد داشته باشید که ممکن است معلم‌ها اطلاعات کمی درباره وسواس فکری عملی داشته باشند. بنابراین شما نقش کلیدی در آگاه‌سازی مدرسه دارید. شما می‌توانید برخی منابع مثل کتاب، مجلات و… درباره وسواس را به مدرسه و معلم کودکتان بدهید تا درباره وسواس اطلاعات به دست آورند.

مقالات مرتبط
ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.