اخبار و جشنواره ها

اثرات آموزش موسیقی بر مغز کودکان

استعداد کودکان در زمینه آموزش موسیقی یکی از استعدادهای بالقوه در آنها است. تحقیقات نشان می­‌دهد که موسیقی علاوه بر ارزش‌های وسیع اجتماعی، نقش مهمی در رشد ذهنی کودک دارد. چنانچه کودکان از سنین خردسالی با موسیقی سر و کار داشته باشند، این امر در سازماندهی دستگاه مرکزی اعصاب آنها اثر می­‌گذارد و بنابراین می­‌تواند به عنوان وسیله مؤثری برای تربیت در دوران کودکی مورد استفاده قرار گیرد. محققان در مطالعه­‌ای مشاهده کردند که کودکانی که درس موسیقی داشته‌اند، در طول دوره یک ساله در مقایسه با کودکانی که آموزش موسیقی دریافت نکرده‌­اند، رشد مغزی و حافظه بهبودیافته‌­تری دارند. این یافته­‌ها نشان می‌­دهد که پس از یک سال کودکانی که آموزش موسیقی دیده بودند، در آزمون حافظه که با مهارت­‌های هوش عمومی مانند سواد، حافظه کلامی، پردازش سه‌بعدی و ریاضیات عملکرد بهتری داشته‌­اند. دکتر لورل ترینور، استاد روانشناسی، علوم اعصاب و رفتار در دانشگاه مک‌مستر و مدیر مؤسسه موسیقی و ذهن مک‌مستر گفت: «این مطالعه نشان می­‌دهد که پاسخ مغز در کودکان آموزش‌دیده و کودکان آموزش‌ندیده متفاوت است. تیم تحقیقاتی به بررسی مواردی چون چگونگی پاسخ­‌های شنوایی در کودکانی با بیش از یک سال آموزش موسیقی، بررسی پاسخ به صداهای معنی­‌دار مانند نت‌­های موسیقی و اینکه چگونه آموزش موسیقی رشد و نمو طبیعی مغز در کودکان خردسال را تحت تأثیر قرار می‌­دهد، پرداختند. در آغاز، شش نفر از کودکان (پنج پسر و یک دختر) که به تازگی آموزش موسیقی را آغاز کرده بودند، تحت بررسی و مطالعه قرار گرفتند تا روند تغییرات ساختارهای مغزی در آنان مورد بررسی قرار گیرد. شش کودک دیگر به عنوان گروه کنترل (چهار پسر و دو دختر) هیچ آموزش موسیقی ندیدند. محققان کودکانی را انتخاب کردند که قبلاً هیچ آموزش زودهنگام موسیقی ندیده بودند. سپس فعالیت مغز توسط دستگاه اسکن مغزی MEG اندازه‌گیری شد. این روش یک تکنولوژی غیرتهاجمی اسکن مغز است که در آن میدان مغناطیسی خارج از سر که با میدان‌های الکتریکی گروهی از نورون‌ها (سلول‌های عصبی) همراه شده‌اند، اندازه­‌گیری می‌‌شود. در این روش هنگامی که یک صدا شنیده می‌­شود، مغز به پردازش اطلاعات می‌پردازد.

اثرات آموزش موسیقی بر مغز کودکان

محققان در این مطالعه چهار بار در طول سال امواج و تغییرات مغزی کودکان را مورد ارزیابی قرار دادند و همچنین در طول جلسات اول و چهارم از کودکان یک تست موسیقی (شامل ایجاد تمایز بین هارمونی‌های مشابه و مختلف، ریتم و ملودی) و آزمون رقمی حافظه ـ که در آن باید به یک سری از اعداد گوش داده، به یاد سپرده و آنها را برای آزمایشگر تکرار کند ـ گرفتند. تجزیه و تحلیل پاسخ‌ها با MEG نشان داد که در تمام این کودکان، قشر بیشتری از مخ به پردازش اطلاعات پرداخت. علاوه بر این، هدایت الکتریکی بین سلول‌های عصبی در مغز کودکان آموزش‌دیده سریع‌تر از مغز کودکان آموزش‌ندیده است. تجزیه و تحلیل کودکان از موسیقی در ملودی، هارمونی و ریتم نیز نشان داد حافظه عمومی موسیقی در کودکان تحت آموزش بیشتر و بهتر از کودکان آموزش‌ندیده است.
پروفسور ترینور یکی از اعضای تیم تحقیقاتی گفت: مهارت­‌های گوش دادن موسیقی این کودکان در طول یک سال آموزش موسیقی بهبودیافته‌­تر از کودکان دیگر بود. بسیار جالب بود که مهارت‌­های کلی حافظه کودکان نیز با آموزش موسیقی نسبت به سال قبلشان بهبود زیادی یافته بود. به طور کلی حتی توانایی­‌های غیرموسیقی مانند سواد، حافظه کلامی، پردازش ذهنی، ریاضیات و هوش نیز در این کودکان رشد قابل ملاحظه­‌ای یافته بود که نشان می­‌دهد آموزش موسیقی با ایجاد اثراتی مثبت در مغز چگونه بر دیگر عملکردهای کلی شناختی مربوط به حافظه و توجه نیز اثرگذار است. با توجه به نتایج این تحقیقات که سال‌ها ادامه داشت، محققان توصیه کردند که آموزش موسیقی به عنوان یک اصل و بخشی از امور آموزشی باید هم در دوران قبل از مدرسه و هم در دوران مدرسه مد نظر قرار گیرد.

همچنین تحقیقات علوم اعصاب نشان داده است که آموزش موسیقی منجر به تغییرات مهمی در سراسر سیستم شنوایی کودکان می‌­شود چراکه قبل از نواختن موسیقی نخست باید مهارت‌­های شنوایی و گوش دادن را برای پردازش نت‌های موسیقی پرورش داد. این اثر آموزش موسیقی بر شنوایی شبیه به ورزش و تأثیر آن بر تناسب اندام است. بنابراین، نقش موسیقی در شکل دادن به رشد و توسعه سیستم شنوایی فردی سزاوار توجه بیشتر است (کراوس،[۱] ۲۰۱۰). همچنین شواهد تجربی دیگر نشان می­‌دهد که چگونه مهارت­‌های موسیقی ممکن است به فعالیت­‌های دیگر کودک انتقال یابد. نتایج مطالعه­‌ای نشان داد که علاوه بر تأثیر مهارت‌های موسیقی در رشد زبان، سواد، حساب، هوش، خلاقیت، تعادل و هماهنگی و تمرکز، موسیقی همچنین منجر به افزایش اعتماد به نفس، حساسیت­‌های عاطفی، مهارت‌های اجتماعی ، کار گروهی و آرامش در کودکان می­‌شود. در حقیقت اثرات مثبت تعامل با موسیقی در توسعه فردی و اجتماعی زمانی رخ می‌دهد که موسیقی یک تجربه لذت‌بخش و باارزش باشد.

جذابیت آموزش موسیقی

آموزش موسیقی برای کودکان به ندرت «خشک و خسته‌کننده» است. آموزش موسیقی معمولاً توأم با شادی است ولی این فعالیت در عین حال همراه با چالشی در توانایی­‌های شناختی است. کودکی که بر روی مسأله ریاضی کار می‌­کند، معمولاً برای مدت طولانی فقط می‌­نشیند و فکر می­‌کند و تنها با مداد و کاغذ سر و کار دارد. همان کودک، هنگامی که با گروه موسیقی همکاری می­‌کند، باید خود را با گروه هماهنگ کند و همزمان باید به فکر باشد تا برای آنچه باید انجام دهد، آماده باشد. در هیچ فعالیت دیگری کودک این چنین جذب انجام کاری نمی­‌شود که به طور مستمر و در زمانی طولانی درگیر اجرای عمل و فعالیتی باشد. کودکان در خلال اجرای موسیقی باید دائماً توجه‌­شان به کار باشد و ساختارهای تفکرشان باید دائماً روزآمد و دقیق باشد. این ترکیب هشیاری و احتیاط، همراه با پاسخ­‌های فیزیکی در حال تغییر، یک تجربه­ آموزشی موفق برای کودکان است.

مقالات مرتبط
ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.