اخبار و جشنواره ها

آموزش خود کنترلی در کودکان

خود مهارگری در کودکان ، توانایی مهار هیجان‌ها، رفتار و امیال به منظور دستیابی به بعضی پاداش‌ها یا اجتناب از بعضی پیامدها است.

(وهس، بامیستر، اشمایکل، ژیالن، نوئال و دیلن، 2008، به نقل از محمدی، 1394). افرادی که خودمهارگری بالاتری دارند، دست‌آوردهای بهتری در حیطه‌های مختلف به دست می‌آورند. خودمهارگری با مجموعه‌ای از دست‌آوردهای مثبت و مطلوب از جمله سازش‌یافتگی مناسب (آسیب روانی کمتر و حرمت خود بالاتر)، نمرات درسی بهتر، مشکلات تغذیه‌ای کمتر، ارتباطات بین‌شخصی بهتر، داشتن دلبستگی ایمن و بروز پاسخ‌های هیجانی بهینه همبستگی دارد (تانجنی، بامیستر و بون، 2004، به نقل از محمدی، 1394 ).

افرادی که از خودمهارگری بالا یا توانایی برای به تعویق انداختن ارضای فوری نیازها برخوردارند، در مهار افکار، تنظیم هیجان‌ها و بازداری تکانه‌ها از افراد با خودمهارگری کمتر، عملکرد بهتری دارند (دریدر، دبوئر، بکر و وان هافت، 2011). بازشناسی اهمیت خودمهارگری در زندگی، تأثیر عمیق آن را بر کشمکش‌های روزانه نشان می‌دهد.

از آنجا که خود مهارگری تأثیر زیادی بر تعاملات اجتماعی و موفقیت کودک در سازگاری با دیگران دارد، هدف این برنامه آموزشی (در ادامه آمده است) بالا بردن مهارت خودمهارگری کودک در موقعیت‌هایی است که احتمال وقوع رفتارهای پرخاشگرانه و تهاجمی بیشتر است. این موقعیت‌ها ممکن است منجر به بروز دعوا و درگیری در بین کودکان شود، به همین دلیل مهارت خودمهارگری می‌تواند به کمک کودکان (به‌ویژه کودکانی که در این مهارت ضعیف هستند) بیاید.

آموزش خود کنترلی در کودکان

اجرای برنامه آموزشی آموزش خود مهارگری در کودکان

مرحله اول: تصویرسازی ذهنی و پردازش فکر در مورد موقعیت‌هایی که موجب رفتار پرخاشگرانه می‌شوند

ابتدا مربی بایستی به توصیف موقعیت‌ها و شرایطی بپردازد که معمولاً بین کودکان درگیری ایجاد می‌شود. بایستی مثال‌هایی زده شود تا کودکان فضای مد نظر را به خوبی در ذهنشان تصویرسازی کنند. سپس از کودکان پرسیده می‌شود که در موقعیت‌های بیان شده برای جلوگیری از کشمکش و دعوا چه کاری باید انجام دهیم؟ مثلاً «اگر کودکی در جای شما نشسته و شما به او می‌گویید که بلند شود ولی او به نشستن خود اصرار دارد، در چنین حالتی از دست او عصبانی می‌شوید، چه کاری باید بکنید؟». با چنین سؤالی ذهن کودکان به نحوه پاسخ به چنین موقعیت‌هایی معطوف می‌شود و به پاسخ دادن به پرسش‌ها می‌پردازند. حال ممکن است کودکان پاسخ‌های متفاوتی دهند. برخی رفتارهای تهاجمی و گرفتن سریع حق و برخی روش‌های آرام‌تری را ارائه می‌دهند. بایستی توجه داشت که هدف مرحله اول این برنامه تصویرسازی ذهنی موقعیت‌های حساس، ایجاد انگیزه برای فکر کردن و پاسخ دادن کودکان و مشخص کردن راهکارهای مناسب رفتار در موقعیت‌های مد نظر است. در همین راستا اگر کودکان پاسخ‌های تهاجمی را ارائه دادند، بایستی به پیامدهای چنین پاسخ هایی بپردازیم. مثلاً «اگر کودکی که روی صندلی نشسته را بزنیم یا به زور بخواهیم بلندش کنیم، او چه کار می‌کند؟ قطعاً او هم به ما حمله می‌کند». با بررسی پیامدهای رفتار تهاجمی، ناکارآمد بودن چنین برخوردهایی مشخص می‌شود. حال بایستی واکنش‌های مفیدتر و بی‌خطر را برای کودکان مشخص کنیم؛ واکنش‌هایی مانند: کم‌محلی کردن و کمک خواستن از معلم.

مرحله دوم: ایفای نقش برای یادگیری رفتار کم‌محلی

در این مرحله بایستی موقعیتی را مشخص کرد و عمل مد نظر را به نمایش گذاشت. دو نفر از کودکان را برای اجرای نمایش به جلو دعوت می‌کنیم. در مرحله قبل رفتارهای مناسب یا نامناسب تعیین شده است و حالا بایستی کودکان به انجام واقعی آن در قالب نمایش بپردازند. حالا یک موقعیت حساس و مشکل را تعیین می‌کنید. مثلاً «اگر کسی شما را هل داد، توجه نکنید» یا «اگر کسی برای شما شکلک درآورد، به او نگاه نکنید یا سرتان را برگردانید و رفتار او را نادیده بگیرید» یا «به کسی که به شما توهین می‌کند، محل نگذارید».

یک نمونه را اجرا کنید: یک بار با عمل دعوا و درگیری امتحان کنید و یک بار با عمل نادیده گرفتن. کودکان را وادار کنید تا به ایفای نقش بپردازند. سپس بازی ایفای نقش را با دو کودک دیگر امتحان کنید و در موقعیتی دیگر، این بار کمتر آنها را ارهنمایی کنید و بگذارید خودشان تصمیم بگیرند. سعی کنید بیشتر کودکان نقش‌آفرینی کنند و موقعیت‌های متفاوت ولی رایج را به نمایش بگذارند.

مرحله سوم: برنامه نگهداری رفتار

این مرحله دیگر مختص به زمان، موقعیت یا بازی خاصی نیست بلکه به نوعی پیگیری و توجه به انجام مفاهیم آموخته شده است. مربی در طول روز و با مشاهده رفتارهای کودکان بایستی مفاهیم آموخته شده را به کودکان گوشزد کند. این امر از طریق شیوه‌های زیر امکان پذیر است:

کودکانی که از شیوه‌های رفتاری آموخته شده مانند نادیده گرفتن و کم‌محلی استفاده می‌کنند را در هر موقعیتی تشویق و تحسین کنید.

از تشویق کلامی استفاده کنید. مانند اینکه «سعید، از اینکه واقعاً سعی می‌کنی لگد زدن مجید به پشت صندلیت را نادیده بگیری، احساس غرور می‌کنم». این تذکرها باید بلند باشد و به نحوی که کودکان بشنوند و به آن توجه کنند.

خودمهارگری یکی از مهارت‌های مهمی است که آموزش و ارتقای آن در دوره کودکی اهمیت زیادی دارد. خودمهارگری به منزله یکی از انواع مهارت‌های اجتماعی می‌تواند میزان موفقیت در زندگی را تعیین کند و با سلامت روانی، ابراز متناسب نیازها و احساسات، روابط بین‌فردی مثبت، سازش‌یافتگی روانشناختی، پیشرفت در تکالیف و عملکرد تحصیلی و بهزیستی رابطه مثبت و معنادار دارد. در پژوهش‌های روانشناختی، خودمهارگری به ظرفیت فرد برای غلبه کردن و بازداری تکانه‌های غیرقابل پذیرش و نامطلوب و نظام دادن به رفتارها، تفکرات و هیجان‌های خود اشاره دارد (تانجنی، بامیستر و بون، 2004).

مربیان مهد کودک‌ها می‌توانند جهت افزایش مهارت خودمهارگری کودکان تمرینات و برنامه‌های ویژه‌ای را اجرا کنند. یکی از این برنامه‌ها برنامه سه مرحله‌ای است (برنامه‌ای که در بالا شرح داده شد) که طی آن، مهارت خودمهارگری آموزش داده می‌شود.

مقالات مرتبط
ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.