اخبار و جشنواره ها

وسواس فکری عملی کودکان، آموزش والدین

تمام کودکان نگرانی و تردیدهایی را در بعضی زمان­ ها نشان می­‌دهند اما نگرانی و تردیدهای کودکان مبتلا به وسواس (اختلال وسواسی جبری) پایان‌ناپذیر بوده و والدین نمی­‌توانند مانع بروز این نگرانی­‌ها شوند. در نهایت، این نگرانی­‌ها موجب بروز مشکلات رفتاری و رفتارهای تکراری و معینی در کودکان خواهد شد که می­‌تواند منجر به پریشانی و اختلال در عملکرد کودک شود. اختلال وسواس فکری عملی کودکان یکی از انواع اختلالات اضطرابی شایع (البته در طبقه­‌بندی اخیر کتب مرجع روانپزشکی، این اختلال به عنوان طبقه‌ای جداگانه در نظر گرفته شده است و دیگر به عنوان زیرگروهی از اختلالات اضطرابی به حساب نمی‌آید.) است که کودک مبتلا به آن دچار اشتغال ذهنی مکرر در مورد موضوعاتی مانند آلودگی، خطر، کارهای زشت و زننده، افکار جنسی، آسیب به خود یا دیگران یا نگرانی در مورد وقوع اتفاقات خطرناک برای دیگران می­‌شود. این تصاویر یا افکار ناراحت‌کننده به صورت خودکار در ذهن کودک بالا می­‌آیند. فرد مبتلا به اختلال وسواس ممکن است در مورد مرتب بودن اشیاء دائماً نگران باشد. این کودکان گاهی ممکن است نگران باشند که اشیاء خاصی را گم کنند و در نتیجه احساس می­‌کنند که مجبور هستند تمام آن چیزها را ـ حتی اگر از نظر دیگران بی­‌ارزش باشند ـ جمع­‌آوری نمایند.

کودکان مبتلا به اختلال وسواسی جبری کشش شدیدی نسبت به انجام بعضی رفتارهای تکراری احساس می­‌کنند. در اغلب موارد کودک این رفتارها را برای کاهش سطح اضطراب ایجاد شده در خود انجام می­‌دهد، برای مثال، کودک با چک کردن مکرر در منزل، به خود اطمینان می­‌دهد که در خانه بسته است و در نهایت هیچ سارق یا دزدی نمی­‌تواند پنهانی به داخل خانه بیاید. می­‌توان به اختلال وسواسی جبری به عنوان یک سیستم هشداردهنده فوق­‌العاده فعال نگاه کرد. افزایش سطح اضطراب در کودک به حدی است که کودک احساس می­‌کند باید در مقابل تصویر یا فکری که در ذهنش ایجاد شده، سریعاً دست به عملی زده و آن را بارها تکرار کند. این شرایط تا جایی می‌تواند ادامه پیدا کند که در زندگی روزانه کودک ـ به علت افکار خودکار و رفتارهای تکراری ـ اختلال ایجاد شود. کودکان مبتلا به این اختلال واقعاً دوست ندارند که این رفتارهای تکراری را مدام انجام دهند اما در بعضی موارد سطح اضطراب آن چنان افزایش پیدا می­‌کند که کودک احساس می­‌کند برای خنثی کردن این احساسات ناخوشانید راهی جز انجام رفتارهای تکراری ندارد. این رفتارهای تکراری در غالب موارد می­‌توانند به صورت موقتی سطح اضطراب را کاهش دهند اما در بلندمدت رفتارهای تکراری و آیینی، شرایط این اختلال را وخیم­‌تر کرده و احتمال بروز افکار اضطراب­‌آور وسواسی را بیشتر می­‌کنند.

علت اختلال وسواسی جبری در کودکان

دانشمندان هنوز علت مشخصی را برای بروز این اختلال کشف نکرده­‌اند اما پژوهش­‌های اخیر نشان داده که بعضی موارد مانند کاهش بعضی انتقال‌دهنده­‌های عصبی (مواد شیمیایی خاصی که در مغز پیام­‌های عصبی را منتقل می­‌کنند) مثل سروتونین می­‌توانند احتمال بروز این اختلال را افزایش دهند. از طرفی به نظر می‌رسد که این اختلال در خانوداه­‌ها ریشه وراثتی داشته باشد. البته داشتن ژن ابتلا به اختلال وسواس به معنای آن نیست که فرد مبتلا به وسواس است و فقط به این معنا است که فرد دارنده ژن ابتلا به وسواس نسبت به افراد دیگر در معرض خطر بیشتری برای مبتلا شدن به این اختلال است.

نکته مهمی که والدین باید در مورد این اختلال بدانند این است که اختلال وسواس چیزی نیست که کودک بتواند با تمرین بیشتر و سخت‌تر آن را کنترل کند. اختلال وسواس یک بیماری مانند هر بیماری جسمی (مثل آسم یا دیابت) است و چیزی نیست که کودک آن را ایجاد کرده باشد یا بتواند آن را کنترل کند. به علاوه، والدین باید بدانند که این اختلال چیزی نیست که بتواند توسط آنها ایجاد شود. البته در مورد کودکان در معرض ابتلا به وسواس، بعضی شرایط خاص مانند رفتن به مدرسه یا مرگ یک عزیز می‌­تواند در شروع یا وخامت این بیماری نقش داشته باشد.

رفتارهای متداول در وسواس فکری عملی کودکان

اختلال وسواس می­‌تواند زندگی روزانه را برای کودک و خانواده او دچار مشکل کند. کودک مبتلا گاهی زمان و انرژی قابل توجهی از روز را صرف انجام رفتارهای تکراری می­‌کند که این باعث می‌­شود نتواند به مسائل دیگر خود برسد و از زندگی خود لذت ببرد. در کنار احساس گناه و ناکامی شدیدی که این کودکان به علت ناتوانی در کنترل افکار و رفتارهای تکراری خود دارند، آنها غالباً از عزت نفس پایینی دارند چراکه از رفتارها و افکاری که دارند خجالت‌زده هستند (این احساسات از زمانی که کودک وسواسی متوجه می­‌شود افکارش غیرواقعی هستند و رفتارهای تکراری­ او تأثیری در جلوگیری از وقوع حوادث ندارند، شکل خواهند گرفت). این کودکان همچنین احساس فشار شدیدی را تحمل می‌کنند چراکه در اکثر مواقع به علت انجام رفتارهای تکراری زمان­بر، زمان زیادی برای انجام کارهای خود ندارند. در کنار اینها این کودکان ممکن است به علت افکار پریشان‌کننده و مزاحم، از مشکلات توجه و تمرکز نیز در رنج باشند.

در میان کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلال وسواسی جبری، متداول­‌ترین افکار وسواسی عبارتند از:

ـ ترس از میکروب و کثیفی

ـ ترس از آلودگی

ـ میل به قرینه­‌سازی و ترتیب

ـ افکار شدید مذهبی

ـ اشتغالات ذهنی با مدفوع یا ادرار

ـ افکار پرخاشگرانه یا جنسی

ـ اشتغال ذهنی شدید با اعداد خوش‌شانسی (مثلاً ۷) و بدشانسی (مثلاً ۱۳)

ـ ترس از ابتلای خود یا دیگران به بیماری یا آسیب دیدن خود یا دیگران

ـ اشتغال ذهنی شدید با بعضی لوازم خانه

همچنین متداول­‌ترین رفتارهای جبری یا تکراری عبارتند از:

ـ رفتارهای نظافتی، مانند شستن دست یا دندان­‌ها

ـ آیین­‌های تکراری مانند رفتن و برگشت از زیر چارچوب در

ـ بازرسی مکرر، برای مثال چک کردن مکرر در

ـ رفتارهای لمس کردن

ـ شمردن

ـ مرتب کردن اشیاء در نظم و ترتیب خاص

ـ تمیز کردن یا شستن مکرر اشیای منزل

علائم و نشانه‌های اختلال وسواسی جبری در کودکان

از آنجایی که کودکان می­‌توانند به طور زیرکانه­‌ای علائم وسواس خود را پنهان سازند، بازشناسی این اختلال برای والدین کار ساده­‌ای نخواهد بود. از طرفی باید بدانیم که کودکان در مقاطع گوناگون رشد خود، رفتارهای تکراری و آیینی نشان می­‌دهند که هیچ ارتباطی با اختلال وسواس ندارد. به یاد داشته باشید زمانی­ که کودک مبتلا به وسواس، افکار و تصاویر وسواسی را تجربه می­‌کند، اضطراب شدیدی را به طور همزمان احساس می­‌کند. این کودکان نگران هستند که در معرض جنون و دیوانگی قرار گرفته باشند. در نتیجه ممکن است رفتارهای وسواسی خود را در لابلای رفتارهای روزانه خود پنهان کنند تا کسی از وجود آنها باخبر نشود. به طور متداول دیده شده است که کودکان وسواسی از والدین خود می­‌خواهند که آنها را در انجام رفتارهای وسواسی همراهی کنند: در گام اول، کودک باید کاری را انجام دهد و بعد از او نوبت به والد خواهد رسید. برای مثال کودک از مادر خود می­‌پرسد که «آیا من به چیز کثیفی دست زدم؟» و مادر پاسخ می­‌دهد «نه» و دوباره کودک همین سؤال را تکرار می­‌کند. اگر والد در رفتارهای آیینی کودک شرکت نکند، ممکن است کودک بدخلقی کرده و نشانه­‌هایی از نگرانی مفرط را بروز دهد. متداول­‌ترین رفتارهایی که باعث می­‌شود والدین کودکان خود را به کلینیک­‌های روانشناسی و روانپزشکی ببرند، عبارتند از:

ـ دست‌هایی که به علت شسته شدن مکرر پوستشان نازک شده

ـ استفاده شدید از صابون یا مایع دستشویی

ـ قبوض هنگفت آب و مصرف بی‌رویه آب

ـ افت ناگهانی در نمرات آزمون­‌ها

ـ سوارخ­‌هایی در دفتر مشق کودک که به علت پاک کردن شدید ایجاد شده

ـ ترس مداوم از ابتلا به بیماری

ـ درخواست از اعضای خانواده که جملات یا رفتارهای خاصی را تکرار کنند.

ـ ترس مدام از اینکه اتفاق ناخوشایندی رخ خواهد داد.

ـ تردید نسبت به ترک خانه در زمان مشخصی از روز

ـ چک کردن مداوم و بی‌دلیل

ـ نگرانی مداوم در مورد سلامتی بعضی یا همه اعضای خانواده.

در انتها باید اشاره کرد که اختلال وسواس در کودکان شیوع قابل توجهی دارد اما در اغلب موارد تشخیص داده نمی­‌شود چراکه اغلب کودکان علائم خود را به علت خجالت پنهان می­‌کنند. این اختلال به طور کلی در کودکان بین سنین ۷ تا ۱۳ سال تشخیص داده می­‌شود. برای اینکه تشخیص اختلال وسواسی جبری برای یک کودک مقرر شود، علائم این اختلال باید در طول روز بیشتر از یک ساعت زمان ببرد، منجر به پریشانی و احساس ناراحتی در کودک شود و در فعالیت­ های روزانه او اختلال ایجاد کند.

در مقاله بعدی (وسواس در کودکان؛ راهکارهای عملیاتی) در مورد راهکارهای درمانی و کنترلی این اختلال برای والدین مطالبی ارائه خواهد شد.

مقالات مرتبط
ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.