اخبار و جشنواره ها

زیربنای اعتماد و اطمینان در ذهن کودک

در هر دوره از رشد کودک بر اساس روابط و نیازهای او مسائل خاصی اهمیت ویژه پیدا می‌کند. آنچه انسان به عنوان اولین دریافت‌ها و ادراکات احساس و تجربه می‌کند، در ذهن کودک قدرت ماندگاری بالایی دارد. نوزاد انسان وقتی متولد می‌شود، کاملاً نیازمند است. برای بقا، امنیت و محبت، کاملاً به مادر یا مراقبت‌کننده اصلی خود وابسته است. جالب است بدانیم رابطه بین کودک و دنیای او صرفاً زیستی نیست، بلکه اجتماعی هم هست. پذيرش بی‌قيد و شرط نوزاد آغازگر ارتباط سالم بین والد و کودک است. وظیفه کودک در نخستین سال زندگی پیدا کردن حس اعتماد اولیه است.

زیربنای اعتماد و اطمینان در ذهن کودک

اعتماد و اطمینان در ذهن کودک

تعامل کودک با مادر در ماه‌های اول زندگی تعیین می‌کند که برای تعامل با محیط در آینده، احساس اعتماد در شخصیت کودک نهادینه شود یا نگرش بی‌اعتمادی در او ایجاد شود. نوزاد انسان از طریق ارتباط اولیه با مادر یاد می‌گیرد که از افراد و موقعیت‌ها در محیط انتظار ثبات، تداوم و یکنواختی داشته باشد. این انتظار نقطه آغاز شکل‌گیری شخصیت کودک است.

یکی از مراحل مهم رشد روانی، زمان تولد تا یک سالگی است. در این زمان اولین تجربه‌ها در ذهن نوزاد به وجود می‌آید، ادراکات حسی نوزاد در این دوران در ابتدایی‌ترین سطح خود قرار دارد و مقدمه‌ای است برای فعالیت‌های ذهنی بعدی. رشد اعتماد در نوزاد به چگونگی رفع نیازهایش بستگی دارد. همه آنچه از تعامل با محیط تجربه می‌کند، حول محور نحوه مراقبت و پرستاری مادر یا مراقب اصلی او قرار دارد. در این برهه از زمان نیازهای کودک باید به‌موقع و بلافاصله برطرف شود، همچنین توأم با محبت و عشق باشد تا اولین تجربه‌هایش از ارتباط با دنیای خارج از خود نتیجه خوبی به بار آورد و ذهن آمادگی برای خوش‌بینی و اعتماد کردن پیدا کند. اگر مراقبت از نوزاد، باثبات و قابل پیش‌بینی باشد، احساس امنیت و اعتماد در کودک شکل گرفته و او این احساس را به سایر روابط خود نیز تعمیم می‌دهد و در بیشتر مواقع این احساس را خواهد داشت.

از نظر اریکسون روانشناس و نظریه‌پرداز یکی از بحران‌های مهم رشد در همین زمان است. در این مرحله دو حالت در ذهن کودک می‌تواند ایجاد شود؛ احساس اعتماد و اطمینان یا برعکس حس بی‌اعتمادی.

ممکن است مادر یا مراقب اصلی نسبت به حساسیت پاسخدهی به‌موقع در این دوره زمانی آگاه نباشد و تفاوتی بین برطرف کردن نیاز بلافاصله یا باتأخیر نبیند. در حالی که همین تفاوت به ظاهر اندک در دوره زمانی تولد تا یک سالگی بسیار تعیین‌کننده و مهم است. مشکلاتی از قبیل اضطراب یا افسردگی مادر می‌تواند در نحوه مراقبت از نوزاد تأثیر نامطلوب داشته باشد. مادری که شغل خارج از خانه را بلافاصله بعد از تولد فرزندش از سر می‌گیرد و او را به خویشاوندان یا مهدکودک می‌سپارد، بی‌اعتمادی را در کودک به وجود می‌آورد. الگوی اعتماد در برابر بی‌اعتمادی به عنوان جنبه‌ای از شخصیت در کودکی تعیین می‌شود ولی این مشکل می‌تواند در مرحله بعدی رشد دوباره ظاهر شود.

ممکن است به نظر برسد که نمی‌توان همیشه و بلافاصله نسبت به رفع نیاز نوزاد اقدام کرد، نکته مهم این است که باید تا حد ممکن توجه و رسیدگی به نوزاد را تا یک سالگی در اولویت قرار داد و حضور همیشگی و رفتار یکدست و باثابت با او را مد نظر قرار داد. می‌دانیم که هیچ تجربه و احساسی به صورت خالص و مطلق در انسان وجود ندارد بنابراین ترکیبی از حس اعتماد و بی‌اعتمادی در همه ما وجود دارد. ما همواره به آن بخشی از مسائل که می‌توانیم تأثیرگذار باشیم، می‌پردازیم. در حالی که اوضاع خوب باشد و بیشتر اوقات توجه و مراقبت به‌موقع باشد، کفه اعتماد و خوش‌بینی سنگین‌تر شده و پایه‌های ذهنی بر مبنای اعتماد به وجود می‌آید. به وجود آمدن اطمینان و امنیت در نهایت منجر به ایجاد نیروی اساسی امید می‌شود. امید عبارت است از احساس بادوام اطمینان داشتن و این احساس که با وجود بدبیاری‌ها می‌توانیم موفق شویم یا زنده بمانیم.

اگر کودک حس اعتماد درونی و عمیق داشته باشد، دنیا را امن و باثبات و مردم را قابل اطمینان می‌بیند. کودکانی که بتوانند این مرحله را با موفقیت و سلامت بگذرانند، در بزرگسالی با نگاهی مطمئن و سرشار از امید به روابط و موقعیت‌ها می‌نگرند و ارتباطات و همکاری صمیمانه، بامعنا و ثمربخشی را با دیگران برقرار می‌کنند. در واقع باید گفت که احساس اعتماد پایه لازم برای یک شخصیت سالم را به وجود می‌آورد.

از جمله نکاتی که در خصوص ایجاد حس اطمینان در ذهن کودک دارای اهمیت هستند، به موارد ذیل می‌توان اشاره کرد:

  • تماس زودرس مادر و نوزاد بلافاصله بعد از تولد که موجب برقراری و استحکام پيوند عاطفی بين آنها می‌شود.
  • در ۲ ماه اول بهتر است کودک را زياد بيرون نبريد و در جاهای شلوغ نباشد.
  • نوزاد با رفتارهايش نيازهای خود را نشان می‌دهد. والدين باید این رفتارها را شناخته و بلافاصله به آنها پاسخ دهند.
  • مادر باید در زمان تغذيه، در آغوش گرفتن يا مراقبت از نوزاد احساس راحتی کند تا رفتاری آرام و همراه با محبت با نوزاد داشته باشد.
  • هیچ گاه هنگام عصبانیت نوزاد را محکم تکان ندهيد یا صدایتان را بلند نکنید. هنگام خستگی یا گریه زیاد نوزاد از دیگران کمک بگیرید.
  • هرگز نوزاد را بدون نظارت، با خواهر و برادر ديگرش تنها نگذاريد.
  • هر قدر که می‌توانید، نوزاد را در آغوش بگیرید و نوازش کنید، تماس جسمی بیشتر باعث افزايش خواب، تنظيم زمان خواب و بيداری و تسهيل دلبستگی می‌شود، همچنین باعث می‌شود نوزاد با صدا و در آغوش گرفتن والدين آرام شود.

بی‌اعتمادی کودکی می‌تواند بعدها در زندگی از طریق روابط دیگر کودک مانند معلم یا دوست بامحبت و صبور و تجربه‌های مثبت دیگر اصلاح شود اما شرایط مطلوب آن است که کودک در مسیر رشد به این باور و امید برسد که دنیا جای امنی است. شناخت حساسیت‌های رشدی کودکان در هر برهه از زمان، فرآیند رشد را تسهیل می‌کند و در مراحل بعدی موجب بهبود کیفیت زندگی همه افراد خانواده می‌شود.

مقالات مرتبط
ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.