اخبار و جشنواره ها

اندازه گیری و تقویت هوش هیجانی در کودکان

هوش هیجانی از جمله توانایی‌های اکتسابی محسوب می‌شود که می‌توان آن را به کودکان آموزش داد. در این یادداشت سعی بر آن است که والدین را با مفاهیم، راه‌های سنجش و تقویت هوش هیجانی آشنا کنیم.

پژوهش‌های انجام شده در مورد هوش هیجانی نشان داده که هوش هیجانی عامل مؤثر و تعیین‌کننده‌ای در کیفیت زندگی واقعی مانند موفقیت در مدرسه و تحصیل، موفقیت در شغل و روابط بین‌فردی است. دانشمندان و پژوهشگران در سراسر دنیا با افزایش مشکلات رفتاری و هیجانی، از اعتماد به نفس پایین تا اضطراب و افسردگی کودکان و نوجوانان، آموزش مهارت‌های لازم در زمینه هوش هیجانی را ضروری می‌دانند. این مهارت منجر به افزایش انطباق و احتمال بیشتر موفقیت حتی در موقعیت‌های با عوامل خطرآفرین جدی خواهد شد. پژوهش‌ها نشان داده که هوش هیجانی بیشتر از هوشبهر، پیشگویی‌کننده موفقیت فرد در زندگی است. افرادی که دارای کفایت هیجانی بالا هستند، مهارت‌های اجتماعی بهتر، روابط درازمدت پایاتر و توانایی بیشتری برای حل تعارضات دارند. اگر چه انسان‌ها به دلایل سرشتی و ژنتیکی در تنظیم و ابراز هیجانات متفاوت هستند اما یادگیری می‌تواند موجب افزایش توانایی‌ها و مهارت افراد در هر سطحی که هستند، شود. کودکان باکفایت اجتماعی ـ هیجانی بهتر توانایی بیشتری برای تمرکز بر مشکل و استفاده از مهارت‌های حل مسأله دارند که موجب افزایش توانایی‌های شناختی آنان خواهد شد.

هوش هیجانی

به طور کلی می‌توان گفت هوش هیجانی مجموعه‌ای از قابلیت‌ها، توانایی‌ها و مهارت‌ها است که فرد را برای سازگاری با محیط و کسب موفقیت در زندگی آماده می‌سازد؛ نوعی ظرفیت ادراک، بیان، فهم، کاربرد و مدیریت هیجان‌های خود و دیگران است. ۶ مؤلفه هوش هیجانی عبارتند از: ۱- ارزیابی هیجانات خود، ۲- شناخت فرد از هیجانات دیگران، ۳- ابراز هیجان، ۴- تنظیم هیجانات، ۵- سودمندی هیجانات در حل مسأله و ۶- تنظیم هیجانی دیگران. (سیف، ۱۳۹۱)

پرسشنامه‌هایی برای سنجش این نوع هوش وجود دارد که باید توسط روانشناس تحلیل و نمره‌گذاری شود؛ از جمله پرسشنامه «اسچات». (بهروز، ۹۱) اما والدین و معلمان اگر به شناخت مؤلفه‌های هوش هیجانی تسلط داشته باشند، با مشاهده رفتار کودک می‌توانند متوجه شوند که در کدام بخش از مؤلفه‌ها کودک ضعف یا توانایی دارد. اینکه آیا کودک وقتی در موقعیتی دچار هیجان می‌شود، متوجه نوع آن هست و می‌فهمد که چرا مثلاً در حالت عصبانیت به سر می‌برد؟ آیا کودک می‌تواند تشخیص دهد که طرف مقابل دچار چه نوع هیجانی است؟ آیا می‌تواند در مواقع لازم هیجانات مناسب را نشان دهد؟ آیا می‌تواند شدت بروز هیجاناتش را کنترل کند؟ آیا توانایی دارد که از هیجان خود در جهت حل مسأله پیش‌آمده استفاده کند؟ آیا می‌تواند به دیگران کمک کند که هیجانات خود را کنترل کنند؟

مهارت‌های هوش هیجانی با رشد سنی و تغییر موقعیت کودک تغییر می‌کنند. برخلاف IQ و شخصیت که ثابت هستند، EQ (هوش هیجانی) مهارتی انعطاف‌پذیر است که می‌شود آن را بهبود بخشید. بنابراین فارغ از این مسأله که کودک شما از چه نمره هوشبهری برخوردار است، می‌توانید موفقیت او را در جامعه با بالا بردن هوش هیجانی تضمین کنید.

بعضی آموزش‌ها که برای بالا بردن هوش هیجانی کودک مفید هستند، عبارتند از :

۱- تلاش کنید کودک حالت‌های هیجانی انسان را بشناسد؛ غم، شادی، عصبانیت، ترس، حسادت، هیجان‌زدگی و آرامش. تصویری از یک سر بدون چشم، ابرو، بینی و دهان بکشید و کاغذ را در اختیار کودک قرار دهید. موقعیتی را بازسازی کنید و اجازه دهید کودک هیجان مناسب در آن موقعیت را تشخیص دهد. مثلاً «این آدم در مدرسه نمره خوب گرفته و تشویق شده، فکر می‌کنی چه احساسی داره؟» وقتی کودک احساس خوشحالی را تشخیص داد، از او بخواهید اجزای صورت را متناسب با هیجان ترسیم کند و در همان حین از او بخواهید حالت خوشحالی را با اجزای صورت خود نیز نشان دهد.

۲- جملات ناتمام بسازید و از کودک بخواهید آنها را کامل کند. مثلاً «من خیلی ………………. شدم وقتی که دوستانم مرا در بازی فوتبال راه دادند.» در مورد هیجانات و نحوه بروز آنها در حین تمرینات مفصل صحبت کنید.

۳- خودکنترلی و کنترل خشم در برابر دیگران را به کودک آموزش دهید. با بازی و نمایش موقعیت‌هایی را خلق کنید و از کودک نوع درست برخورد را بپرسید و از جمله «بهتر می‌شد اگر… استفاده کنید.» مثلاً «زنگ تفریح است و یکی از همکلاسی‌هایت در حال دویدن. غیرعمدی به تو برخورد می‌کند، به او چه می‌گویی؟» اگر کودک خشونت را انتخاب کرد، به او می‌گوییم «بهتر می‌شد اگر او معذرت‌خواهی می‌کرد و تو می‌پذیرفتی!»

۴- مقابله با خشم دیگران را به کودک آموزش دهید. داستانی مرتبط با موضوع را برای کودک تعریف کنید و بعد از آن سؤال‌هایی را مطرح کنید. هدف از طرح داستان این است که کودک بتواند رفتار عمدی و غیرعمدی را ارزیابی کند و درک دیگران هنگام خشمگین شدن را بیاموزد.

۵- موقعیت‌های برد ـ برد را برای کودک توصیف کنید. این مسأله را روشن کنید که با بروز به‌موقع احساسات و استفاده از هیجانات مناسب می‌شود در موقعیت‌های مختلف هر دو طرف برنده باشند و نیازی نیست که حتماً یک بازنده داشته باشیم. مثلاً اگر دو کودک می‌خواهند دو کانال تلویزیونی مختلف را تماشا کنند، به جای دعوا کردن می‌توانند به توافق برسند که مدت زمان مشخصی کنترل تلویزیون در دست هرکدام باشد. (شیخ محمدی، ۹۲)

این تمرینات می‌تواند در کنار برنامه‌های روزانه برای کودک انجام شود و با تکرار این قبیل فعالیت‌ها می‌توان به ارتقای هوش هیجانی کودک یاری رساند. با مهارت‌آموزی و بالا رفتن هوش هیجانی، کودک روابط بهتری با همسالان در مدرسه خواهد داشت. او می‌تواند خواسته‌هایش از معلم را به راحتی بیان کند، با والدین روابط سالمی داشته باشد، ضرورتی برای پنهان کردن هیجانات خود نمی‌بیند و در حالی که به راحتی می‌تواند از حقوق خود دفاع کند، از جدل بی‌موقع با دیگران می‌پرهیزد.

هوش هیجانی با آموزش مهارت‌های اجتماعی قابل ارتقا است و می‌توان با آموزش آن از بسیاری از مسائل و معضلات دوران نوجوانی و بزرگسالی جلوگیری کرد.

مقالات مرتبط
ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.