چگونه با فرزند خود دوست شویم؟

همه ما تداوم وجود خویش را در فرزندان‌مان جستجو می‌کنیم. آنان میوه شیرین درخت حیات و ثمره تمام رنج و تلاش ما در زندگی این جهان می‌باشند، آنها آیینه وجود خود ما هستند که افکار، رفتار و روش‌های تربیتی درست یا غلطی را که در مورد آنان به‌ کار برده‌ایم، منعکس می‌سازند. هرگز فراموش نکنید که باید فرزندانمان را برای زمانی غیر از زمانی که خود در آن زندگی می‌کنیم، تربیت نماییم. جامعه‌ای که از خیلی جهات با اجتماع کنونی ما تفاوت دارد.

زبان فرزندان خود را بیاموزیم، زیرا شخصیت ما ثمره گذشته است و آنان متعلق به آینده هستند.

چگونه با فرزندم دوست شوم؟

روش‌های کاربردی در مورد تربیت فرزندان

روش‌های کاربردی در مورد تربیت فرزندان

فرزندان خود را همان‌طوری که هستند بپذیرید و از مقایسه آنان با دیگران خودداری کنید.

الف – اصول برقراری ارتباط سالم با فرزندان

  • علاقه خود را به‌صورت جملات شیرین و شیوه‌های غیرکلامی محبت‌آمیز به او ابراز کنید.
  • با کودکان با زبان کودکی سخن بگویید و در قالب بازی‌ها با آنها ارتباط برقرار کنید.
  • با احترام و تشویق در فرزندانتان ایجاد امنیت روانی و انگیزه مثبت کنید.
  • فاصله روحی خود را با درد دل کردن و تعریف خاطرات کودکی با فرزندانتان کم کنید.
  • الگوی شخصیتی فرزندان خود باشید و بدون کلام رشد معنوی را در آنان تقویت کنید.
  • اشتباهات فرزندان خود با بزرگواری، بدون پرده دری و ایجاد جسارت در آنها رفع نمایید.
  • به او دستورندهید و نام فرزند خود را با احترام ‌به‌ویژه در حضور دیگران صدا کنید.
  • دادن هدیه‌های کوچک و مناسب، به بهانه‌‌های مختلف به آنان. به صورتی که آنها را پرتوقع نسازید و برای هر کار کوچکی از شما انتظار پاداش و جایزه نداشته باشند.
  • فاصله سنی خود را با فرزندانتان در ذهن خود به حداقل برسانید تا بتوانید زمینه‌هایی برای صحبت دوستانه فراهم کنید و او به راحتی مانند یک دوست نزدیک مسائل درونی خود را با شما مطرح کند. بدین‌منظور از روش عدد طلایی استفاده نمایید.

عدد طلایی ارتباط با فرزندان: عددی است که باید از سن خود کم کرده و به سن فرزند خویش اضافه نمایید تا بتوانید به راحتی با وی ارتباط صمیمانه برقرار کنید:

ب – اصول تربیتی فرزندان

اصول تربیتی فرزندان

فرزندان ما آنچه را که می‌بینند یاد می‌گیرند، نه آنچه را که می‌شنوند. بنابراین به جای نصیحت و باید و نباید‌های تحکم‌آمیز تربیتی باید خود الگوی تربیتی فرزندانمان باشیم. بهترین شیوه و موثر‌ترین راه تربیت فرزندان و اولین مرحله تربیت شروع از خود است.

 1- فرزندان خود را با سختی و محرومیت آشنا کنید، تا دارای روحی قوی و محکم شوند.

 2- در مقاطع دشوار در کنارش باشید و با او هم‌دردی کنید، اما او را به خود وابسته نسازید.

 3- در موقع انتقاد شخصیت وی را زیر سوال نبرید، بلکه عمل ناپسند او را مطرح کنید.

 4- توقعات و انتظارات خود را به‌صورت دقیق و در حد توان او برایش توضیح دهید.

 5- اهمیت وی را در خانواده به او تفهیم کنید تا در حفظ و رشد شخصیت خود بکوشد.

 6- نسبت به دوستان فرزند خود حساسیت و شناخت بالایی داشته باشید. زیرا گرایش او به پذیرش در گروه همسالان و مشابهت با آنان، از عوامل اصلی تربیت نوجوانان است.

 7- با توجه به شخصیت هر کودک تنبیه او شکل و مراحل خاص خودش را دارد. مانند (محبت، کنایه، نصیحت، گذشت، محرومیت و . . . که تنبیه بدنی آن هم به صورت ضعیف، آخرین مرحله می‌باشد)

 8- پرهیز از روش فرزند سالاری در تربیت (تربیت گل‌خانه‌ای) که نتیجه‌ای جز پرورش فرزندانی پرتوقع، ضعیف، زودرنج و شکننده در برابر حوادث زندگی را نخواهد داشت.

 9- ایجاد حس مسئولیت و اعتماد به نفس در فرزندان با تعیین وظایف آنان در خانواده.

 10- شناخت محدودیت‌ها و کشف استعداد کودک و ایجاد زمینه رشد و بروز خلاقیت در او. هر کسی را بهر کاری ساختند مهر آن را در دلش انداختند

ارتباط با نوجوان

ارتباط با نوجوان

ارتباط عبارت است از فرآیند انتقال پیام از سوی فرستنده برای گیرنده مشروط بر آن که در گیرنده پیام مشابهت معنی با معنی مورد نظر فرستنده پیام ایجاد شود. در ارتباط ما فقط پیام های کلامی را مبادله نمی کنیم پیام های غیرکلامی مثل اشاره، حالت، چهره و از این قبیل نیز بدون آن که خودمان متوجه باشیم در ارتباط ما با دیگران نقش دارد.

برای ارتباط با نوجوان وجود این عناصر و پیش نیازها ضروری است:

  • آشنایی با ویژگی شخصیتی نوجوان
  • کارکرد های فرهنگ و مؤلفه های هویت فرهنگی
  • فضای زندگی(خانواده، مدرسه، جامعه)
  • میزان توجه نظام اجتماعی به نیازهای افراد جامعه از جمله نوجوان
  • ارکرد های ابزار های ارتباط جمعی در رسانه ها
  • قابلیت های مدرسه به عنوان ابزار تربیت رسمی

در شکل گیری یک جریان ارتباط عناصر متعددی دخالت دارند. بنابراین ممکن است که ما به عنوان پدر و مادر یا معلم و مدیر علاقه مند به ارتباطی مؤثر با نوجوان باشیم و گام هایی نیز برداریم اما شاید همه چیز مطابق دلخواه ما پیش نرود. توجه به سوی عناصر مختلف به این خاطر است که:

1) پیچیدگی های فرآیند ارتباط را فراموش نکنید.

2) تا جایی که امکان پذیر است هر یک از این عناصر را در فرآیند ارتباط به کار بگیرید. به عنوان مثال کارکرد های هویت فرهنگی ممکن است با کاستی هایی همراه باشد اما خانواده و مدرسه تا حدودی می توانند این کارکرد ها را جبران کنند.

3) توقع نداشته باشید که با مهیا کردن یا اصلاح یکی از عناصر، مثلاً تأمین بهداشت روانی در خانواده همه چیز خوب پیش برود. این موارد وظیفه خانواده و به خصوص مدرسه را در شکل گیری ارتباط با نوجوان سنگین تر می کند.

 نگاه یک سویه و تک بعدی در ارتباط با نوجوان موجب می شود که علاوه بر غفلت از ابعاد تأثیرگذار دیگر، نتوانیم دلیل عدم توفیق های احتمالی را تحلیل و درک کنیم. ارتباط مؤثر با نوجوان، نیاز به درک رقبای نوجوانی دارد و برای رسیدن به چنین درکی باید نگرشی چند عاملی و همه جانبه درپیش بگیریم. به جای آن که صرفاً از معلم انتظار داشته باشیم، با رفتار مناسب باعث جذب نوجوان و شکل گیری ارتباط مؤثر بشود باید با دخالت دادن همه عناصر ارتباط، به نتایجی ماندگار و آینده نگر بیندیشیم. اتکا به روش های فردی و محدود شاید تا اندازه ای در تسهیل ارتباط و بهبود شرایط مؤثر باشد اما در بیشتر موارد آثار آنها، مستمر و پایدار نیست.

نحوه برقراري ارتباط موثر در خانواده

نحوه ارتباطی موثر

در روان‌شناسي، زماني ارتباط ميان فردي، مثبت ارزيابي مي‌شود که بتواند به سلامت رواني افراد کمک کند. بنابراين مشکلاتي که در اين روابط بروز مي‌کند، به دليل برآورد نشدن سلامت رواني افراد است. بر اين اساس، ضروري است مؤلفه‌هاي يک ارتباط مناسب را شناخت تا در برقراري آن به سلامت رواني دست يافت.  هر ارتباط داراي چهار عنصر اساسي است: پيام، فرستنده پيام، گیرنده پیام، کانال ارتباطی.

اکنون به توضیح مختصری درباره ویژگی های این عناصر می پردازیم:

ويژگيهاي فرستنده پيام:

صداقت و راستي؛ ايمان و باور به پيامي که داده مي‌شود با شخصيت معنوي فرستنده پيام و سلامت شخصيت او، از ويژگيهاي مهم فرستنده پیام است.

ويژگيهاي پيام:

گرچه با شناخت ويژگيهاي فرستنده پيام، تا حدودي، ويژگيهاي پيام نيز قابل دريافت است، در اين‌جا به ويژگيهاي ديگر پيام اشاره مي‌کنيم. تناسب پيام با نياز مخاطب؛ غنا و پرباري پيام؛ حلاوت و شيريني آن؛ و سرانجام تناسب پيام با درک مخاطب‌1، از ويژگيهاي مهم پيام است. طبيعي است که توجه به اين ويژگيها در روابط ميان همسران، رابطه‌اي موفق را در پي خواهد داشت.

ويژگيهاي گيرنده پيام:

در يک ارتباط د‌وسويه، همان‌گونه که فرستنده پيام، داراي ويژگيهايي است، گيرنده پيام نيز از ويژگيهايي برخوردار است که عبارت است از: هوشياري؛ انگيزه؛ آمادگي.

کانال ارتباطي:

لازم به ذکر است که با فراهم بودن سه عنصر نخست ارتباط روابط ميان فردي با توفيق همراه نخواهد بود مگر عنصر لازم که همانا «کانال ارتباطي» است، مهيا باشد. کانال ارتباطي، چيزي شبيه سيم تلفن است که ارتباط دو سويه را ممکن مي‌سازد. محيط، شرايط و اقتضائات آن، در شکل‌دهي کانال ارتباطي، نقش بسزايي باز مي‌کند.

عوامل مؤثر در ارتباط

نکاتی درباره ی ارتباط اثربخش

در برقراري يک ارتباط تأثيرگذار که سلامت رواني افراد را در پي دارد، پنج عامل، مؤثر است که به ترتيب عبارت است از:

  • گشودگی
  • همدلی
  • مثبت گرایی
  • حمایتگری
  • تساوی

اکنون به توضيح مختصري درباره هريک از اين عوامل، مي‌پردازيم.

گشودگي و ويژگيهاي آن

گشودگی و ویژگی های آن

 «گشودگي» بدين معناست که فرد، توان و آمادگي آن را دارد که ارتباطي مؤثر داشته باشد. چنين کساني که در روابط ميان فردي، از ويژگي «گشودگي» بهره‌مندمند، بشاش و خنده رويند. کسي که گشودگي دارد، به خوبي مي‌شنود و در برخورد با افراد، با حسن اعتماد رفتار مي‌کند و خشنودي و رضايت خاطر را از ويژگيهاي يک انسان گشوده معرفي مي‌کند.

همدلی

مراد از همدلي آن است که در روابط ميان فردي، نسبت به رخدادها و حوادث اتفاق افتاده براي مخاطب، احساسي در حد احساس او داشته‌ايم و به عبارتي روشنتر، شريک در غم و شادي او گرديم.

مثبت‌گرايي

«مثبت‌گرايي» ، بدين معناست که هميشه «نيمه پر ليوان» را بايد نگريست و به ذکر نکات منفي مخاطب، بسنده نکرد. روحيه مثبت‌گرايي در خانواده و جامعه، نه تنها اميد به زندگي و فرداهاي بهتر را افزايش مي‌دهد، بلکه روابط را صميمانه‌تر مي‌سازد.

  • حمايتگري:«حمايتگري»، بدان معناست که در روابط خود، تلاش کرد از ارتباط با مخاطب خويش، حمايت کرد، به عبارت ديگر، گوش سپردن به سخنان مخاطب و احترام به احساسات و، حمايت از ارتباط با اوست تا ارتباط با وي، استوارتر گردد و استمرار يابد.
  • تساوي:
    همواره سفارش شده است که در روابط ميان فردي، هيچ‌گاه ، همچون رئيس و مرؤوس، رفتار نشود، بلکه نوعي تساوي در اعمال و روابط طرفين ديده شود. تساوي در روابط ميان فردي ـ بخصوص روابط زناشويي ـ حاکي از تواضع و فروتني طرفين است.

نتايج کلي ارتباط

ارتباط اثرگذار، افزون بر آن که سلامت رواني افراد را در پي دارد

ارتباط اثرگذار، افزون بر آن که سلامت رواني افراد را در پي دارد، دو نتيجه را به ارمغان مي‌آورد: بعد عمل‌گرايانه و رضايت شخصي.
بعد عمل‌گرايانه، هنگامي تحقق مي‌يابد که هدف ما از ارتباط تأمين شده باشد و رضايت شخصي، زماني ميسر مي‌گردد که در کنار برآورده شدن بعد عمل‌گرايانه، احساس خشنودي و برخورد احترام‌آميزي از ارتباط با مخاطب، ديده شود. از اين رو، چه بسا بعد عمل‌گرايانه ارتباط تحقق مي‌يابد ولي به دليل برخورد نامناسب مخاطب، رضايت شخصي حاصل نمي‌گردد و در نقطه مقابل، چه بسا هيچ نتيجه‌اي از اين ارتباط به دست نمي‌آيد که بدترين حالت ارتباط خواهد بود.

گام های اساسی در برقراری ارتباط موثر

عوامل موثر در ایجاذ ارتباط

يكي از ويژگيهاي انسان سالم و موفق، مهارت و توانايي برقراري ارتباط مؤثر و سازنده با ديگران است. آيا شما اين ويژگي را داريد؟ كسب اين مهارت مهم و ضروري در زندگي اجتماعي خيلي مشكل نيست. فقط بايد بخواهيد و تمرين كنيد. در اين نوشتار ما به هفت گام اساسي براي يادگيري اين مهارت اشاره مي كنيم.

گام اول: گوش دادن

درحالي كه به نظر مي‌رسد گوش دادن به ديگران بسيار ساده است، اما اگر شنونده فن گوش دادن را نتواند به درستي به‌كار ببندد ارتباط دچار مشكل مي شود. گوش دادن فقط شنيدن كلامي كه طرف مقابل به زبان مي آورد نيست، بلكه شامل برخي موارد به شرح زیر است:

– اينكه گوينده كيست؟

– ديدگاه او نسبت به مسئله مطرح شده چيست؟

– چه مسائلي او را نگران مي كند، احساساتش چگونه است و چه انتظاري از ما دارد؟

علاوه به اينها يك شنونده موفق بخوبي مي تواند هماهنگي لازم بين ارتباط كلامي و غيركلامي برقرار نمايد، قادر است به كليه ژستها و حالات بدني گوينده توجه كند و خود نيز به هنگام گوش دادن از ژستها و حالات بدني مناسب جهت تاييد و اعلام درك طرف مقابل استفاده كند. او هيچگاه با خميازه كشيدن و يا با نگاه كردن به سرعت و به اطراف، نگاه خود را از گوينده نمي گيرد و دائما” درصدد است تا با تماس چشمي مناسب اين موضوع را به گوينده منتقل نمايد كه علاقمند است به حرفهاي او گوش دهد.

به خاطر داشته باشيد تا زماني كه شما به جاي تمركز و دقت در سخنان ديگران به افكار دروني خود گوش مي دهيد، قادر نخواهيد بود شنونده خوبي باشيد.

گام دوم:صريح و صادق بودن

صراحت و صادق بودن فرايندي است كه در ارتباطات انساني به شكل نامحسوس اما بسيار موثر نقش بازي مي كند. تاكيد ميشود اين فرآيند قابل ديدن يا شيندن نمي باشد. بلكه دو طرف درگير ارتباط، آن را حس مي كنند.

اگر ارتباطي فاقد صراحت و صداقت باشد، بدون شك، يا قطع خواهد شد و يا به شكل مخدوش، مبهم و ناسالم ادامه مي يابد. اگر نتوانيم يا نخواهيم منظور خود را با صراحت بيان نماييم طرف مقابل به اشتباه مي افتد و به حدس و گمان متوسل مي شود و از واقعيت دور مي گردد.

 به خاطر داشته باشيم ابهام و عدم صدات در ارتباطات انساني سرمنشاء بسياري از مسائل و مشكلات در ارتباطات فردي است.

گام سوم:همدلي و همدردي

اغلب ما زماني كه با يكديگر ارتباط برقرار مي كنيم همواره افكار، آرزوها ، تمايلات، نگرانيها و ترسهاي خود را آشكار مي سازيم. بدين جهت نياز داريم كه ديگران اولا” درك درستي از ما داشته باشند و ثانيا” با ما در زمينه نگرانيها، ترسها و مشكلاتمان همدلي و همدردي كنند. همدردي تلاشي است براي درك و فهم دنيازي ذهني طرف مقابل. براي همدلي بايد بتوانيم خود را جاي ديگران بگذاريم و از دريچه چشم آنها نگاه و احساس كنيم. در همدلي شما مي توانيد سخن طرف مقابل را تكرار كنيد تا بداند كه شما منظور او را دريافته ايد. مثال: دوستتان به شما مي گويد: هم اتاقي‌ام اعصاب من را خرد كرده است به هيچ وجه نمي توانم او را تحمل كنم، با استفاده از طرز رفتار همدلانه مي توانيد به او بگوييد: ( مثل اينكه از دست او خيلي عصباني هستي، اين طور نيست؟)

به خاطر داشته باشيد كه در برخورد همدلانه مجبور نيستيد در جهت موفقيت با طرف مقابل خود حرف بزنيد. به جاي آن با تكرارصحبت او احساساتش را تصديق كنيد. در ضمن لازم نيست در مقابل حرفهاي طرف مقابل قضاوت و نتيجه گيري كنيد. نكته قابل ذكر اينكه ميان همدلي و همدردي تفاوت وجود دارد، در همدردي شنوندنه سعي مي كند با احساسات و عواطف گوينده همنوايي داشته باشد. بدين معني كه خوشحال شدن به خوشحالي او و متاسف شدن به ناراحتي او منجر مي شود ولي همانطور كه اشاره شد در همدلي، شما الزاما” درصدد تاييد و موافقت با طرف مقابل خود نمي باشيد.

همدلي و همدردي هر دو در تداوم ارتباط نقش بازي مي كنند، با اين تفاوت كه در همدلي نقش منطق قوي‌تر از احساس است و شنونده با همدلي به خوبي به حرفهاي گوينده گوش ميدهد تا بتواند براي حل مسئله به او كمك كند، ولي در همدردي صرفا” با تخليه هيجانات و عواطف منفي به او كمك مي كند.

گام چهارم:حفظ آرامش و احترام به طرف مقابل

حفظ آرامش و احترام متقابل

ما اغلب در ارتباطات خود با ديگران درصدد ارزيابي آنها برمي آييم و گاه فكر مي كنيم يا بايد نظرات و احساسات آنها را رد كنيم و يا به نوعي (مستقيم و غيرمستقيم) نظرات و احساسات خودمات را به آنها تحميل نماييم. ارتباطاتي كه بر پايه اين روش شكل مي گيرد غالبا” تداوم نمي يابد و هر دو طرف درگير در ارتباط را دچار مشكل مي سازد. همانطور كه قبلا” نيز اشاره شد، ما بدين دليل با يكديگر ارتباط برقرار مي كنيم تا از طريق آن به حل مسائل و مشكلات، رفع تضادها و تعارضات، رد و بدل كردن اطلاعات ، درك بهتر خود و رفع نيازهاي اجتماعي دست يابيم، در روابطي كه (( ارزيابي ديگران )) عنصر اصلي آن مي باشد نه تنها اهداف مذكور تحقق نمي يابد، بلكه آرامش لازم در ارتباطات انساني نيز از بين مي رود. بايد به خاطر داشته باشيم همه ما مي‌خواهيم ديگران با نظرات ما موافقت كنند و يا حداقل به افكار و احساسات ما احترام بگذارند و آنها را تاييد كنند، زير عقايد و نظرات ما براي خودمات كاملا” اهميت ندارند، اگر در ارتباط با ديگران اين تصور پيش آيد كه به نظرات آنها احترام نمي گذاريم، ارتباط روند مناسب و هدفمند خود را طي نمي نمايد.

در نظر گرفتن اين نكته كه اغلب مردم مانند ما فكر نمي كنند، احساس نمي كنند و به روش خود به دنيا نگاه مي كنند بسيار اساسی است.

گام پنجم:مخالفت نمودن به شيوه مناسب

اگر بتوانيم بپذيريم كه ديگران مانند ما نيستند آن وقت مي توانيم به شيوه مناسب با نظرات و عقايد آنها كه به نظر ما صحيح نيستند مخالفت كنيم. به عبارت ديگر بدون بحث و جدل مخرب كه غالبا” همراه با بلند كردن صدا، داد و فرياد، خشم و غضب است مي توانيم به نتيجه مناسب دست يابيم. يكي از مناسب‌ترين شيوه‌ها براي مخالفت كردن با نظرات و عقايد ديگران روش خلع سلاح است. در اين روش، فرد در سخنان طرف مقابل حقيقتي را پيدا مي كند (حتي اگر با مجموعه سخنان او موافق نيست ) و سپس در مقام موافقت و تاييد آن حرف مي زند. . اين روش بر طرف مقابل تاثير آرام بخش عجيبي مي گذارد.
ممكن است روش خلع سلاح را نپذيرد ولي جدل، بي فايده و هميشه بي سرانجام است، با اين شيوه در واقع شما پيروز از بحث خارج مي شويد و طرف مقابل نيز احساس پيروزي مي كند و با آمادگي بيشتري به حرفهاي شما گوش مي دهد.

 مثال: همكلاسي شما مي گويد: اصلا” حرفهاي تو را قبول ندارم! پاسخ شما: بله حق باتوست، ما هميشه نبايد دربست و به صورت صددرصد حرفهاي ديگران را نپذيريم.

 بايد به خاطر داشت كه لحن پاسخ شما نيز مهم است. اگر پاسخ تحقيرآميز باشد اين روش اثر مطلوب را نخواهد داشت.

گام ششم:خودشناسي و افزايش آگاهي

شناسايي دنياي ذهني ديگران، همدلي و همدردي كردن با آنها و يا به نتيجه رسيدن بحثهاي ما با ديگران نيازمند خوشناسي و تلاشي براي افزايش اطلاعات و آگاهيهاي خود جهت شناسايي ديگران و محيط زندگي است.
آگاهي از نقاط قوت و ضعف، ترسها، اميال، آرزوها و نيازهاي خود و پذيرش صادقانه آنها، كمك مي كند ويژگيها و وخصوصيات ديگران را واقع بينانه‌تر ببينيم و آنها را بپذيريم.

در خودشناسي پاسخ دادن به سئوالاتي نظير پرسشهاي زيركمك كننده است:
– دوست دارم دوستان و افرادي كه با آنها ارتباط نزديك دارم چه ويژگيهايي داشته باشند؟

– آيا مي توانم رابطه صميمانه و بدون قيد و شرط را با ديگران برقرار نمايم؟
–  از درگير شدن در يك رابطه دوستانه چقدر لذت ميبرم؟

–  زماني كه مسئله يا مشكلي در ارتباط با ديگران پيدا مي كنم چگونه عمل مي كنم؟

–   آيا انتظارات من از ديگران واقع بينانه است؟

بايد به خاطر داشت خوشناسي و افزايش آگاهي مستلزم صرف وقت، صبوري و تلاشي در جهت تغيير ويژگيهاي منفي خود است. علاوه بر عوامل فوق كمك گرفتن از افراد متخصص نظير روانشناسان و مشاوران نيز ضروري است.

گام هفتم:شناسايي افكار تحريف شده

خودآگاهی در رابطه با فرزند موثر است

اكثر ما در ارتباط با ديگران در چارچوب افكار خود و احساسات از پيش تعيين شده و كليشه‌اي خود رفتار مي كنيم. در بسياري از اين افكار، تصوير صحيحي از واقعيتها موجود نمي باشد. بدين معني كه ما در فرآيند پردازش اطلاعاتي كه نسبت به ديگران داريم دستخوش خطاي شناختي مي شويم. براي روشن‌تر شدن مطلب مثالي بيان مي كنيم:
آيا تاكنون براي شما پيش آمده است كه سايه يك شيء مثل يك تكه چوب باريك و بلند يا ريسماني را روي ديوار به شكل مار ببينيد؟ تحريفهاي شناختي در ارتباطات انساني مشكلات فراواني ايجاد مي‌كنند، لذا بايد آنها را شناخت و در جهت تصحيح آنها گام برداشت. در اينجا به برخي از مهمترين تحريفهاي شناختي همراه با مثال اشاره مي كنيم.

مثال: يكي از همكلاسي‌ها را در دانشكده مي‌بينيد و سلام مي كنيد، اما او جواب سلام شما را نمي دهد و بي تفاوت از كنار شما می گذرد.

در اين حادثه: ذهني كه دچار تحريف و خطاي شناختي است، امكان دارد به يكي از شيوه‌هاي زير اين رفتار را تعبير و تفسير نمايد:

  • او چقدر خودخواه و مغرور شده است (خطای پيش داوري )
  •  حتما من كاري كرده‌ام (خطای شخصي سازي )
  • هميشه ديگران را ناديده مي گيرد (خطای تعميم مبالغه آميز )

رابطه‌ام را بايد با او قطع كنم ( نتيجه گيري و يا تصميم گيري شتابزده ) همانطور كه مي بينيد، هر كدام از شيوه‌هاي مذكور به نوعي منجر به قطع يا مخدوش شدن ارتباط ما با ديگران ميشود، در حالي كه شايد مسئله اساسي، عدم توان ما در پردازش اطلاعات صحيح و مبتني بر واقعيت باشد، كه باعث بوجود آمدن اين مسئله شده است.

بايد به خاطر داشت زير بناي تحريفهاي شناختي باورهاي غيرمنطقي است. براي شناسايي اين دسته باورها و مبارزه با تحريفهاي شناختی علاوه بر آگاهی، کمک گرفتن از افراد متخصص نظیر روانشناسان بسیار کمک کننده است. سعي مي كنيم اين گامها را به خاطر بسپاريم، آنها را به كار بنديم تا بتوانيم روابط اجتماعي موثر و مستحكم تري با ديگران برقرار كنيم.

مقالات مرتبط