تصمیم گیری درست؛ راز زندگی موفق

زندگی پر از لحظات مهم تصمیم گیری است. این که ما این را انتخاب کنیم یا آن را، بعد از هر تصمیمی که می گیریم تاثیراتش را می بینیم. هرچند وقت یکبار، با شرایطی مواجه می شویم که باید تصمیمی بگیریم، و آن تصمیم می تواند ما را به خوشبختی یا شکست برساند.

در دیدار با جی گرین، هم اتاقی سابق مارک زوکربرگ، مدیر عامل فعلی و بنیانگذار فیس بوک، وی بیان داشت که به جای رها کردن دانشگاه با هم اتاقی خود برای ایجاد یک شبکه اجتماعی پر اقبال، به توصیه پدرش برای تمرکز بر درس خود و کسب درجات عالی دانشگاهی گوش کرده است.

خب، او هرگز تصورش را هم نمی کرد که این تصمیمِ به ظاهر منطقی، برای او، به معنای از دست دادن 100 میلیارد دلار ارزش فعلی فیس بوک تمام خواهد شد. چه اتفاقی می افتاد اگر در آن زمان دل به دریا زده بود و یک مسیر پر ریسک تر را دنبال می کرد؟ بله، داستان برای او کاملا متفاوت می شد!

تصمیم گیری مهم ترین مهارت در زندگی ما است که باید در آن پیشرفت کنیم. این که آیا ما در زندگی موفق و خوشحال هستیم یا نه، به تصمیمات درست و مداوم ما مربوط می شود.

و مهمتر از همه، راهکاری درست برای انجام این کار وجود دارد!

یک چالش رایج: دل به دریا بزنم و یا تصمیمات عقلانی بگیرم

همه ما بارها در تلاش برای گرفتن تصمیمات مختلف بوده ایم، به خصوص در مورد مسائل مهم. و معمولا در یک دوراهی گرفتار می شویم، و مردد می مانیم که آیا باید دل و جرأت به خرج دهیم و ریسک کنیم یا با حساب و کتاب دقیق نتیجه گیری کرده و تصمیم بگیریم. اغلب ما معتقدیم که استدلال منطقی می تواند ما را به مقصد مناسب برساند. اما در حالی که سخت در تلاش هستیم تا تصمیم درستی بگیریم، آیا این مهمتر نیست که یک گام به عقب برداشته و از خود بپرسیم: آیا اطمینان به تفکر منطقی به ما کمک می کند تا بهترین تصمیم گیری را داشته باشیم؟ نه، در واقع

تصور کنید که نمرات خوبی در امتحانات عمومی کسب کرده اید. استدلال منطقی به شما این امکان را می دهد که به رشته هایی مانند حقوق و پزشکی فکر کنید، بر این اساس که این مدارک حرفه ای می تواند ما را به آینده ای روشن تر برساند. با این وجود، علیرغم اینکه این امر می تواند از لحاظ اقتصادی درست باشد، آیا از علاقه ی خود و اینکه از تحصیل در چه رشته هایی لذت می بریم چشم پوشی نکرده ایم؟ در نهایت، ممکن است درامد زیادی کسب کنیم (البته اگر بتوانیم فارغ التحصیل شویم)، اما یک احتمال قوی تر هم وجود دارد که ما در نهایت زمان خود را صرف چیزی می کنیم که به طور کامل به آن علاقه نداریم و از آن لذت نمی بریم. چه می شود اگر به ندای قلبمان گوش دهیم و مسیر دیگری را برای تحصیل آنچه واقعا از آن لذت می بریم و دوست داریم پیش بگیریم؟ ما به موقعیت بالاتری رسیده ایم و در عین حال از لحظاتمان در دانشگاه هم لذت برده ایم. ممکن است فکر کنید ما به شما پیشنهاد می دهیم که هنگام تصمیم گیری، جراتمندانه برخورد کنید، با این حال، در حقیقت، تصمیم گیری بر اساس احساسات یا تفکر منطقی، نکته کلیدی ما نیست. نکته اصلی این است که شما چقدر با روحیات خودتان آشنا هستید و همین تعیین می کند که چقدر احتمال دارد تصمیمات درست تری بگیرید.

فقط خودشناسی می تواند بهترین راهنمای شما باشد

در روند تصمیم گیری، ما همیشه به دنبال اطلاعات بیرونی برای راهنمایی گرفتن هستیم. این شامل مشاوره و نظر خواستن از افرادی است که می شناسیم، افرادی متخصص در این زمینه و افرادی که می توانیم به آنها اعتماد کنیم. هنگامی که تصمیم گیری غلطی می کنیم، ما آنها را به خاطر راهنمایی اشتباهشان سرزنش می کنیم و خودمان را کاملا مبرا می کنیم. در واقع، شناخت بهتر خودمان می تواند به ما کمک کند که تخمین بزنیم آیا مشاوره یا اطلاعات داده شده به حد کافی ارزشش را دارد یا خیر. هیچ کس در این سیاره ما را بهتر از خودمان نمی شناسد. و خودآگاهی یک قدرت سنجش بالا به ما می دهد.

هنجارهای عمومی برای تصمیم گیری بی اهمیت اند. مردم با توجه به هنجارهای اجتماعی به ما توصیه می کنند و از دید خودشان به قضیه نگاه می کنند. وقتی جوانب مثبت و منفی تصمیمی را می سنجیم، نباید آن را بر پایه هنجارهای عمومی بسنجیم، به هرحال و در نهایت همه چیز به ما برمی گردد. به یاد داشته باشید افرادی که تصمیمی درست می گیرند لزوما آنهایی نیستند که باهوش تر و یا خوش شانس تر هستند. آنها در واقع کسانی هستند که کاملا خود را شناخنه اند.

شناخت خودتان سخت ترین چالشی است که می توانید داشته باشید

می توانید با این 4 مرحله شروع کنید

حالا ما می دانیم که باید خودمان را کاملا شناخته و درک کنیم. اما گفتنش آسان تر از انجام آن است. ممکن است فکر کنیم که ما از همان بدو تولد خودمان را می شناسیم و کار سختی نیست. اما ذهن ناخودآگاه ما همیشه ما را به بازی گرفته و بر آنچه که انجام می دهیم و فکر می کنیم تاثیر می گذارد و ما حتی متوجه آن نمی شویم. در حقیقت، ما ممکن است زندگی کنیم بدون دانستن اینکه واقعا چه کسی هستیم.

خوشناسی یک مفهوم انتزاعی است. این مفهوم به چیزهایی مانند ارزشها واعتقادات ما می پردازد و ما را در شناخت اولویت ها، و نقاط قوت و ضعفمان کمک می کند. شروع از مفاهیم انتزاعی واقعا چالش برانگیز است، بنابراین در اینجا ما یک روش گام به گام و مشخص برای رسم یک پروفایل برای شناخت بهتر از خود ارائه می دهیم. به یاد داشته باشید که باید با خودمان صادق باشیم.

مرحله 1: تست شخصیت می یر-بریگز

اگر شما در اینکه از کجا شروع کنید گیر کرده اید، تست شخصیت می یر-بریگز را امتحان کنید، این تست به تجزیه و تحلیل مدل های مختلف شخصیت شما می پردازد و آنها را در 16 دسته مختلف گروه بندی می کند. آزمون شامل سوالات و توضیحاتی است و با انجام این تست، می توانید با دیدی وسیع تر خود را بشناسید.

مرحله 2: ضعف ها و قوت ها

از خودتان بپرسید که در چه زمینه ای خوب هستید و در چه زمینه ای خوب نیستید. بهتر است اگر بتوانید مثالهایی عینی ارائه کنید. شما همچنین می توانید از دوستان و اعضای خانواده خود سؤال کنید و پاسخ های خود را با آنها مقایسه کنید. با بررسی تفاوت بین اینکه شما چگونه خودتان را می بینید و آنها چگونه شما را می بینند شگفت زده خواهید شد. با آنها به بحث بپردازید که چرا چنین تصوری از شما دارند و به بررسی دلایل بپردازید.

مرحله 3: اولویت ها

همه در زندگی شان ارزش گذاری های متفاوت با بقیه دارند. بررسی کنید چه چیزهایی برای شما مهم تر است. به عنوان مثال، اگر خانه شما آتش گرفته باشد، چه کار می کنید و چه کسی را نجات می دهید؟

مرحله 4: احساسات قوی

هنگامی که احساسات واقعا شدیدی دارید، تجربیات خود را به یاد بیاورید. این می تواند زمانی باشد که شما واقعا خوشحال یا واقعا خشمگین هستید. هنگامی که حوادث را بررسی می کنید، می توانید به دلایلی که باعث ایجاد این احساسات شدید در شما می شود فکر کنید. دقیقا چه چیزی من را اینقدر عصبانی کرد؟ چه چیزی من را اینقدر خوشحال کرد؟ با بررسی این تجربه ها، شما می توانید به شناخت بهتری از آنچه تاثیر بیشتری بر احساسات شما می گذارد، برسید.

به جلو نگاه کنید! همیشه گزینه های بیشتر وجود دارد

پس از شناخت و درک کامل خودتان، هنگام تصمیم گیری باید گزینه های بیشتری کشف کنید. اگر با گزینه هایی که در دست دارید تصمیم گیری کنید، ممکن است برای شما مفید واقع شود. اما اگر شما گزینه های دیگر را نیز کشف کرده و بررسی کنید، ممکن است بعضی از آن ها را که برای شما واقعا عالی تر هستند پیدا کنید. هنگامی که در حال جمع آوری اطلاعات برای گزینه های موجود هستیم، ممکن است با سایر گزینه ها روبرو شویم. هرگز آنها را کنار نگذارید. آنها ممکن است برای شما بهترین انتخاب باشند. ممکن است مسیرهای متعددی برای یک تصمیم واحد وجود باشد، اما بعضی از آنها کوتاهتر هستند و برخی تلاش کمتری می طلبند. شما هرگز نباید خود را در انتخاب یک مسیر جدید برای رفتن محدود کنید.

زندگی بدون رسیدن به خودشناسی اسف بار و قابل ترحم است. ماتم گرفتن به خاطر تصمصم اشتباهی که گرفته اید از آن هم بدتر است.  بنابراین، به شناخت دقیق خود بپردازید و از این که یک جی گرین دیگر شوید جلوگیری کنید!

مقالات مرتبط