اخبار و جشنواره ها

هوش سازمانی(IQ)

در دنیای انسانی ودرحیات پرتلاطم بشری همانگونه كه انسانهایی موفق وكارا خواهند بود كه دارای هوشی سرشارو بهره مند ازدرجه هوشی بالا باشند، بی تردید این انسانهابا بهره گیری ازهوش خدا دادی خودخواهندتوانست برمسائل ومشکلات زندگی خود فائق آیند. قطعا دردنیای سازمانی نیز وضع به همانگونه خواهدبود ،بخصوص اینكه درعصرحاضرهرچه زمان به جلوتر می رودبا توجه به پیشرفت علوم وفنون وپیدایش نیازها وچالشهای جدید ، سازمانها نیز پیچیده تر واداره آنها نیزمشكل تر می شود.

تاریخچه هوش سازمانی

 هوش سازمانی مفهومی جدید در عرصه متون سازمان و مدیریت است. پیشینه موضوعی هوش سازمانی به دهه 1990 بر می گردد و ریشه های آن باید در نظریه های مدیریت دانش و یادگیری سازمانی جستجوكرد ، اما سخن از هوش سازمانی از سال 1992 به طور آشكار و صریح در مقاله ای كه ماتسودا با عنوان «هوش سازمانی، اهمیت آن به عنوان یك فرایند و فراورده» در كنفرانس بین المللی اقتصاد در توكیو منتشر كرد، مطرح شده است. در این مقاله ضمن تشریح معنا و مفهوم هوش سازمانی، فرایند هوش سازمانی را متشكل از پنج عنصر و فراورده هوش سازمانی در قالب طراحی شبكه های اطلاعاتی معرفی كرده است.

  تعریف هوش سازمانی

  • برخی از مربیان هوش را توانایی یادگیری تعریف کرده اند.
  • برخی از زیست شناسان ، توانایی تطبیق خود با محیط زیست را هوش نامیدند.
  • برخی از روانشناسان توانایی اطلاعاتی برای رسیدن به هدف مورد نظر از طریق استدلال را عامل هوش برشمردند.
  • برخی از مدیران هوش را به عنوان یک جلوه با کیفیت و شخصیتی است که به آنها داده می شود و همچنین تصور اینکه مدیران دیگر از آن بی بهره می باشند.
  • تی ماتسودا، ژاپنی یكی از پدیدآورندگان نظریه هوش سازمانی ، هوش سازمانی را تركیبی ازدو عامل هوش انسانی وهوش ماشینی می داند. از نظر ماتسودا هوش سازمانی، بطور كلی مجموعه توانایی های ذهنی یك سازمان تعریف می شود. بنابراین هوش سازمانی ماتسودا دارای دو جزء است. هوش سازمانی به عنوان یك فرآیند و هوش سازمانی به عنوان یك محصول.
  • از سویی دیگر كارل آلبرشت نویسنده و طراح هوش سازمانی ، هوش سازمانی را اینگونه تعریف می كند:

       “ظرفیت قوه ی ذهنی سازمان برای انجام وظیفه یا یك اقدام مهم”

اهمیت هوش سازمانی

  • استفاده از راه‌حل هوش سازمانی می‌تواند قدرت رقابت‌پذیری یک سازمان را افزایش دهد و از دیگر سازمان‌ها را متمایز نماید.
  • این راه امکان درک بهتر تقاضاها و نیازمندی‌های مشتریان (ارباب رجوع) و مدیریت ارتباط با آنان را میسر می‌سازد.
  • این راه‌حل این امکان را به سازمان ها می‌دهد تا بتواند تغییرات مثبت یا منفی را حس کنند.
  • کاهش هزینه‌ها و افزایش درآمدها

آلبرشت برای استفاده ی درست از هوش سازمانی سه گام اساسی توصیه می كند.

گام اول): آغاز اندیشیدن مدیران:

بهترین راه برای رهبران ارشد یك سازمان اندیشیدن و صحبت كردن درباره ی اقدام مهم به عنوان عمل یا عملیات با هوش می باشد. همیشه باید این سؤال توسط رهبران مطرح شود كه چگونه هوشمندانه تر عمل كنیم؟

گام دوم): دادن قدرت و اختیار فكر كردن به كاركنان:

وقتی كه پایین ترین و ساده ترین كارگر یا كارمند یك سازمان باور كند كه ایده ها، تجارب، بینش، و افكار و پیشنهادات او مورد توجه قرار می گیرد تحسین می شود و این مسئله باعث می شود كه قدرت ذهنی فرد آزاد گردد و موجب خلاقیت و ابتكار كاركنان بشود.

گام سوم): تهاجم بی وقفه و سیستماتیك به سمت علل جهالت و نادانی دسته جمعی:

از جمله عوامل و عللی كه موجب جهالت و ركود خلاقیت و ابتكار كاركنان در سازمان می گردد عبارتند از:

  • ساختار سازمانی كه باعث ایجاد شكافهایی بین بخش ها و دسته های سازمانی می شود.
  • سیاست ها، قوانین و مقرراتی كه با فرآیند ارزش ها مغایرت دارد.
  • مدیران بی رقیب، بی تاثیر و غیر پویا
  • رفتار های فرامدیریتی كه افراد سازمان را بی انگیزه می كند.
  • رفتارهای نا عادلانه كه اخلاق و مفهوم سرنوشت مشترك را تخریب می كند.

فرآیند هوش سازمانی در سازمان‌ها و شرکت‌ها

فرآیند هوش سازمانی در سازمان‌ها و شرکت‌ها یک فرآیند پویا و تعاملی است. این فرآیند با یک سوال شروع می‌گردد و پاسخ‌های سئوالات در یک حلقه تکرار فراهم می‌شود. این پاسخ‌ها امکان تصمیم‌گیری برای مدیران را فراهم می‌کند.

  • برنامه‌ریزی و هدایت

مرحله برنامه‌ریزی و هدایت در ابتدا و انتهای فرآیند هوش سازمانی عمل می‌کند. در شروع متعاقب درخواست‌های مدیران تصمیم‌گیر و سئوالات از سیستم با فرمول کردن سئوالات، برنامه‌ریزی برای پاسخ به سئوالات شروع خواهد شد.

  • مرحله اخذ اطلاعات از پایگاه اطلاعاتی

در این مرحله اطلاعات از کلیه پایگاه‌های اطلاعاتی ( منابع اطلاعاتی) جمع‌آوری خواهند شد. داده‌های جمع‌آوری شده از داده‌های خام هستند و آگاهی یا دانشی را به استفاده‌کننده اضافه نخواهند کرد. این داده‌ها می‌بایست پردازش و پالایش شوند در غیر اینصورت هیچ نقطه روشنی در آنها دیده نمی‌شود.

  • پردازش اطلاعات

در این مرحله داده‌های جمع‌آوری شده مجتمع خواهند شد، روابط بین آنها شناسایی و آنالیز شده و در نهایت قابل استفاده خواهند گردید. این مرحله شامل مراحل استخراج اطلاعات، تبدیل اطلاعات و بارگذاری اطلاعات (Load) می‌شود.

  • آنالیز و تولید اطلاعات

در این مرحله با استفاده از تکنیک‌های پیشرفته از داده‌های مجتمع شده، هوشمندی ایجاد می‌گردد. سیستم در انتهای این مرحله پاسخ هوشمندانه‌ای به سئوالات مدیران خواهد داد. این پاسخ در قالب ارائه گزارشات، جداول و نمودارها منتشر می‌گردد و امکان تغییر سئوال و یا بررسی موضوع از زوایای دیگر منجر به تکرار چرخه فرآیند فوق خواهد شد.

نتیجه گیری

هوش سازمانی مفهوم جدیدی در حوزه سازمان و مدیریت به شمار می رود و به عنوان یك مفهوم نظری، به طور روزافزون اهمیت بیشتری در تئوری سازمان پیدا میكند بنابراین هوش سازمانی درسازمانهای پیچیده امروزی برآیند وتركیبی از دو هوش فعال انسانی وهوش مصنوعی ماشینی خواهد بودكه بی تردید مدیران سازمانها برای پویائی وافزایش كارائی سازمان خود راهی جز بهره گیری از این دو جریان هوشمند نخواهند داشت .

مقالات مرتبط
ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.