نتیجه آزمون YSQ-S3 – سنجش طرحوارههای ناسازگار اولیه
آزمون طرحوارههای یانگ (فرم کوتاه 90 سوالی) یا YSQ-S3 یکی از معتبرترین و جامعترین ابزارهای روانشناختی برای ارزیابی الگوهای عمیق و پایدار فکری و احساسی است. این پرسشنامه توسط جفری یانگ طراحی شده و به منظور شناسایی «طرحوارههای ناسازگار اولیه» که معمولاً ریشه در تجربیات دوران کودکی و نوجوانی دارند، به کار میرود.
این آزمون ۱۸ طرحواره اصلی را در قالب ۵ حوزه بنیادین (شامل بریدگی و طرد، خودگردانی و عملکرد مختل، محدودیتهای مختل، دیگرجهتمندی، و گوشبهزنگی بیشازحد و بازداری) مورد بررسی قرار میدهد. طرحوارهها در واقع باورهای عمیقی هستند که نحوه نگرش فرد به خود، دیگران و محیط پیرامون را شکل میدهند و بر رفتارها و روابط بزرگسالی تأثیر مستقیم میگذارند.
تفسیر نتایج این آزمون بر اساس میزان نمرات شما در هر یک از این ۱۸ طرحواره صورت میگیرد. نمرات بالاتر نشاندهندهی فعالیت بیشتر و تأثیر پررنگتر آن طرحواره در زندگی شماست. این اطلاعات به شما کمک میکند تا درک بسیار بهتری از ریشه رفتارهای تکرارشونده، مشکلات ارتباطی، تلههای زندگی و واکنشهای هیجانی خود به دست آورید.
توجه داشته باشید که فعال بودن برخی طرحوارهها به معنای وجود یک بیماری غیرقابل درمان نیست؛ بلکه این الگوها، تلاشهای ذهن شما در دوران کودکی برای سازگاری با محیط بودهاند که اکنون در بزرگسالی کارایی خود را از دست دادهاند. هدف از اجرای این آزمون، افزایش خودآگاهی است تا بتوانید با شناخت نقاط آسیبپذیر روانی خود، گامهای موثری در جهت التیام آنها و تغییر الگوهای رفتاری بردارید.
نتایج این آزمون نقشه راه بسیار ارزشمندی برای روانشناسان، درمانگران (بهویژه متخصصان طرحوارهدرمانی) و مشاوران سلامت روان محسوب میشود. با این حال، تفسیر نهایی، دقیق و قطعی باید توسط متخصص و در کنار مصاحبههای بالینی انجام شود تا تصویری جامع از وضعیت روانی شما به دست آمده و مسیر درمانی مناسبی تدوین گردد.
حوزه اول: بریدگی و طرد (میانگین نمره: ۳۸٪)
نمره بالا در این حوزه نشاندهنده این است که فرد انتظار دارد نیازهایش به امنیت، ثبات، محبت و پذیرش برآورده نشود.
طرحواره محرومیت هیجانی
وضعیت: سالم (غیرفعال)| نمره شما | ۳۰٪ | مرز خطر بالینی | ۶۰٪ |
باور به اینکه دیگران نیازهای عاطفی شما (محبت، همدلی، حمایت) را برآورده نخواهند کرد.
ریشه شکلگیری در گذشته:سردی عاطفی والدین در کودکی، عدم حضور والد حمایتگر یا نادیده گرفته شدن احساسات کودک.
راهکار مقابله و درمان:شناسایی دقیق نیازهای عاطفی خود و بیان شفاف آنها به افراد امن زندگی. تمرین برای دریافت محبت بدون احساس شرم یا گناه.
طرحواره رهاشدگی / بیثباتی
وضعیت: در مرز خطر| نمره شما | ۴۰٪ | مرز خطر بالینی | ۶۰٪ |
احساس اینکه افراد مهم زندگیتان به زودی شما را ترک میکنند، میمیرند یا به دنبال فرد بهتری میروند.
ریشه شکلگیری در گذشته:طلاق والدین، مرگ یکی از عزیزان در کودکی، یا رفتار غیرقابل پیشبینی و بیثبات مراقبان اصلی.
راهکار مقابله و درمان:چالش با افکار فاجعهساز هنگام دور شدن موقت عزیزان. ایجاد استقلال عاطفی و توقف رفتارهای چسبنده در روابط.
طرحواره بیاعتمادی / بدرفتاری
وضعیت: در مرز خطر| نمره شما | ۴۷٪ | مرز خطر بالینی | ۶۰٪ |
انتظار اینکه دیگران به شما ضربه میزنند، سوءاستفاده میکنند، دروغ میگویند یا شما را فریب میدهند.
ریشه شکلگیری در گذشته:تجربه سوءاستفاده فیزیکی، عاطفی یا جنسی در کودکی، و یا خیانت و دروغ از سوی افراد نزدیک.
راهکار مقابله و درمان:یادگیری اعتماد تدریجی به افراد، بررسی شواهد واقعی قبل از قضاوت و عدم تعمیم تجارب تلخ گذشته به همه انسانها.
طرحواره نقص / شرم
وضعیت: سالم (غیرفعال)| نمره شما | ۳۰٪ | مرز خطر بالینی | ۶۰٪ |
احساس اینکه درونیترین بخش وجود شما ناقص، بد، حقیر یا بیارزش است و اگر دیگران خود واقعی شما را بشناسند، شما را طرد میکنند.
ریشه شکلگیری در گذشته:انتقادهای مداوم، تنبیه، تحقیر یا طرد شدن توسط اعضای خانواده و مقایسه شدن با دیگران.
راهکار مقابله و درمان:شناسایی ویژگیهای مثبت خود، توقف صدای منتقد درون و تمرین شفقتورزی نسبت به خود.
طرحواره انزوای اجتماعی / بیگانگی
وضعیت: در مرز خطر| نمره شما | ۴۳٪ | مرز خطر بالینی | ۶۰٪ |
احساس اینکه با بقیه آدمها فرق دارید، به هیچ گروهی تعلق ندارید و از دنیای بیرون منزوی هستید.
ریشه شکلگیری در گذشته:تفاوتهای ظاهری، فرهنگی یا طبقاتی خانواده با محیط اطراف، یا تجربه قلدری و طرد شدن توسط همسالان.
راهکار مقابله و درمان:جستجوی گروهها و افرادی با علایق مشترک، تمرکز بر شباهتها با دیگران به جای تفاوتها و شرکت در فعالیتهای اجتماعی.
حوزه دوم: خودگردانی و عملکرد مختل (میانگین نمره: ۳۱٪)
نمره بالا به معنای ناتوانی فرد در جدا شدن از خانواده، عملکرد مستقل و رسیدن به موفقیت در دنیای بیرون است.
طرحواره وابستگی / بیکفایتی
وضعیت: سالم (غیرفعال)| نمره شما | ۳۰٪ | مرز خطر بالینی | ۶۰٪ |
احساس ناتوانی در انجام مسئولیتهای روزمره بدون کمک قابل توجه دیگران.
ریشه شکلگیری در گذشته:والدین بیش از حد حمایتگر که اجازه تجربه و اشتباه کردن را به کودک ندادهاند.
راهکار مقابله و درمان:پذیرش مسئولیتهای کوچک و انجام آنها به تنهایی، تحمل اضطرابِ اشتباه کردن.
طرحواره آسیبپذیری نسبت به ضرر
وضعیت: سالم (غیرفعال)| نمره شما | ۳۷٪ | مرز خطر بالینی | ۶۰٪ |
ترس مبالغهآمیز از اینکه هر لحظه ممکن است فاجعهای (پزشکی، مالی، تصادف) رخ دهد.
ریشه شکلگیری در گذشته:انتقال اضطراب از والدین ترسو به کودک، یا تجربه یک رویداد آسیبزای ناگهانی در دوران رشد.
راهکار مقابله و درمان:ارزیابی منطقی و آماری خطرات، مواجهه تدریجی با موقعیتهای اضطرابآور و پرهیز از اطمینانجویی مداوم.
طرحواره گرفتار / خودِ تحولنیافته
وضعیت: سالم (غیرفعال)| نمره شما | ۲۷٪ | مرز خطر بالینی | ۶۰٪ |
درگیری عاطفی بیش از حد با یکی از والدین یا افراد مهم زندگی، به طوری که فرد هویت مستقل خود را از دست میدهد.
ریشه شکلگیری در گذشته:والدین کنترلگر یا نیازمندی که مرزهای سالمی با کودک نداشتهاند و استقلال او را تهدید میدانستند.
راهکار مقابله و درمان:تعیین مرزهای سالم در روابط، کشف علایق شخصی و توسعه هویتی مجزا از خانواده یا شریک عاطفی.
طرحواره شکست
وضعیت: سالم (غیرفعال)| نمره شما | ۳۰٪ | مرز خطر بالینی | ۶۰٪ |
باور به اینکه در نهایت شکست خواهید خورد یا در مقایسه با همسالان خود عملکرد ضعیفتری دارید.
ریشه شکلگیری در گذشته:تحقیر شدن بابت دستاوردها در کودکی، یا مقایسه مداوم با خواهر و برادرها یا همسالان موفقتر.
راهکار مقابله و درمان:بازتعریف مفهوم موفقیت، تمرکز بر تلاش به جای نتیجه و یادآوری دستاوردهای گذشته.
حوزه سوم: محدودیتهای مختل (میانگین نمره: ۶۰٪)
این حوزه به نقص در محدودیتهای درونی، عدم مسئولیتپذیری در قبال دیگران و دشواری در جهتگیری بلندمدت اشاره دارد.
طرحواره استحقاق / بزرگمنشی
وضعیت: خطرناک (فعال)| نمره شما | ۶۳٪ | مرز خطر بالینی | ۶۰٪ |
باور به اینکه شما برتر از دیگران هستید و قوانین عادی جامعه نباید برای شما اعمال شود.
ریشه شکلگیری در گذشته:والدین بسیار آسانگیر که هیچ محدودیتی برای کودک تعیین نکردهاند، یا جبران احساس حقارت پنهان.
راهکار مقابله و درمان:تمرین همدلی با دیگران، رعایت نوبت و قوانین اجتماعی، و توجه به نیازها و حقوق اطرافیان.
طرحواره خویشتنداری و خودانضباطی ناکافی
وضعیت: در مرز خطر| نمره شما | ۵۷٪ | مرز خطر بالینی | ۶۰٪ |
ناتوانی در تحمل ناکامی برای رسیدن به اهداف شخصی، و دشواری در کنترل هیجانات و تکانهها.
ریشه شکلگیری در گذشته:عدم آموزش انضباط در کودکی، نبود الگوهای مناسب برای تحمل سختیها و رسیدن به هدف.
راهکار مقابله و درمان:تقسیم اهداف بزرگ به قدمهای کوچک، استفاده از سیستم پاداش و تنبیه شخصی و تمرین ذهنآگاهی برای کنترل تکانهها.
حوزه چهارم: دیگر جهتمندی (میانگین نمره: ۴۱٪)
تمرکز افراطی بر برآوردن نیازهای دیگران به قیمت نادیده گرفتن نیازهای خود، معمولاً برای اجتناب از طرد شدن.
طرحواره اطاعت
وضعیت: سالم (غیرفعال)| نمره شما | ۳۳٪ | مرز خطر بالینی | ۶۰٪ |
احساس اجبار برای تسلیم شدن به خواست دیگران جهت جلوگیری از خشم یا طرد آنها.
ریشه شکلگیری در گذشته:والدین مستبد و کنترلگر که مخالفت کودک را با تنبیه یا قطع محبت پاسخ میدادند.
راهکار مقابله و درمان:تمرین مهارت جراتمندی (نه گفتن)، ابراز نظر شخصی در مسائل کوچک و به رسمیت شناختن خشمهای سرکوب شده.
طرحواره ایثار
وضعیت: در مرز خطر| نمره شما | ۴۳٪ | مرز خطر بالینی | ۶۰٪ |
فدا کردن داوطلبانه نیازهای خود برای کمک به دیگران، به منظور جلوگیری از احساس گناه.
ریشه شکلگیری در گذشته:والدینی که همیشه ضعیف، بیمار یا افسرده بودهاند و کودک مجبور بوده نقش مراقب را برای آنها ایفا کند.
راهکار مقابله و درمان:توجه به نیازهای خود به عنوان یک اولویت، یادگیری این موضوع که کمک به خود خودخواهی نیست.
طرحواره تاییدطلبی / جلب توجه
وضعیت: در مرز خطر| نمره شما | ۴۷٪ | مرز خطر بالینی | ۶۰٪ |
تأکید مبالغهآمیز بر کسب تایید، توجه و تحسین دیگران به جای ایجاد یک احساس ارزشمندی درونی.
ریشه شکلگیری در گذشته:دریافت محبت مشروط از سوی والدین (فقط زمانی که کودک کار برجستهای انجام میداد).
راهکار مقابله و درمان:یافتن ارزشهای درونی مستقل از نظر دیگران، تمرین انجام کارها برای دلخوشی خود نه برای تحسین شدن.
حوزه پنجم: گوشبهزنگی و بازداری (میانگین نمره: ۴۹٪)
سرکوب احساسات و تاکید افراطی بر قواعد، کمالگرایی و انتظارات سختگیرانه برای جلوگیری از اشتباه.
طرحواره منفیگرایی / بدبینی
وضعیت: در مرز خطر| نمره شما | ۴۷٪ | مرز خطر بالینی | ۶۰٪ |
تمرکز مداوم بر جنبههای منفی زندگی (درد، مرگ، از دست دادن، خیانت) و نادیده گرفتن جنبههای مثبت.
ریشه شکلگیری در گذشته:الگوبرداری از والدین بدبین، یا تجربه رویدادهای تلخ که باعث شده کودک دنیا را جای ناامنی بداند.
راهکار مقابله و درمان:تمرین شکرگزاری روزانه، به چالش کشیدن پیشبینیهای منفی و یادداشت کردن اتفاقات مثبت.
طرحواره بازداری هیجانی
وضعیت: خطرناک (فعال)| نمره شما | ۷۰٪ | مرز خطر بالینی | ۶۰٪ |
سرکوب افراطی احساسات و ارتباطات خودآیند (مانند خشم، شادی یا گریه) برای جلوگیری از شرمندگی یا از دست دادن کنترل.
ریشه شکلگیری در گذشته:خانوادههایی که ابراز احساسات در آنها نشانه ضعف تلقی میشد یا مجازات در پی داشت.
راهکار مقابله و درمان:تمرین ابراز احساسات در محیطهای امن، نوشتن روزانه احساسات و انجام فعالیتهای هنری یا هیجانی.
طرحواره معیارهای سرسختانه / عیبجویی افراطی
وضعیت: در مرز خطر| نمره شما | ۵۰٪ | مرز خطر بالینی | ۶۰٪ |
تلاش بیوقفه برای رسیدن به استانداردهای بلندپروازانه که معمولاً به فرسودگی، استرس و انتقاد از خود منجر میشود.
ریشه شکلگیری در گذشته:والدین کمالگرا که عشقشان منوط به پیشرفت عالی و بینقص بودن کودک بود.
راهکار مقابله و درمان:کاهش استانداردها به میزان ۲۰٪، تمرکز بر لذت بردن از مسیر به جای نتیجه، و توقف مقایسه خود با بهترینها.
طرحواره تنبیه
وضعیت: سالم (غیرفعال)| نمره شما | ۳۰٪ | مرز خطر بالینی | ۶۰٪ |
باور به اینکه افراد باید به خاطر اشتباهاتشان به شدت مجازات شوند؛ هم خودتان و هم دیگران.
ریشه شکلگیری در گذشته:والدین تنبیهگر، خشن و بیگذشت که در قبال خطاهای کودک انعطافپذیری نشان نمیدادند.
راهکار مقابله و درمان:پرورش بخشش نسبت به خود و دیگران، درک اینکه اشتباه کردن بخشی از ذات انسان است و یادگیری از خطاها به جای خودسرزنشی.
| #1 اغلب کسی را نداشتهام که از من حمایت کند، با من حرف بزند و عمیقاً نگران اتفاقاتی باشد که برای من میافتد. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #2 من به افراد نزدیک خیلی وابستهام، چون میترسم که مبادا مرا ترک کنند. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #3 احساس میکنم مردم از من سودجویی میکنند. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #4 وصله ناجور جمع هستم. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #5 مردان یا زنانی که دوستشان دارم، وقتی عیبهای مرا ببینند نمیتوانند دوستم داشته باشند. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #6 تقریباً هیچ کاری را نمیتوانم به خوبی دیگران انجام دهم. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #7 احساس میکنم به تنهایی نمیتوانم از پس کارهای روزمره زندگیام بربیایم. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #8 نمیتوانم از این احساس رها شوم که مبادا اتفاق بدی بیفتد. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #9 قادر نیستم از والدینم جدا شوم، کاری که همسن و سالهایم انجام میدهند. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #10 اعتقاد دارم که اگر بخواهم هر کاری انجام بدهم، برای خودم دردسر درست میکنم. | پاسخ شما: کاملا نادرست |
| #11 در نهایت، کار مراقبت از نزدیکانم روی دوش من است. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #12 از اینکه احساسهای مثبتم (مثل محبت، همدردی) را به دیگران ابراز کنم خیلی خجالت میکشم. | پاسخ شما: غالبا درست |
| #13 در هر کاری که انجام میدهم باید بهترین باشم، نمیتوانم بپذیرم که نفر دوم باشم. | پاسخ شما: کمی نادرست |
| #14 خیلی برای من سخت است وقتی از کسی چیزی میخواهم، «نه» بشنوم. | پاسخ شما: غالبا درست |
| #15 حوصله انجام کارهای متداول زندگی یا کارهای ملالآور را ندارم. | پاسخ شما: غالبا درست |
| #16 ثروت و معاشرت با افراد سرشناس باعث احساس ارزشمندی من میشود. | پاسخ شما: غالبا درست |
| #17 حتی زمانی که کارها خوب پیش میرود، احساس میکنم که این حس خوب موقتی است. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #18 اگر اشتباه کنم باید تنبیه شوم. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #19 به طور کلی کسی نبوده که به من عاطفه، محبت و صداقت نشان بدهد. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #20 آنقدر به مردم نیازمندم که نگران از دست دادن آنها هستم. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #21 احساس میکنم در حضور دیگران باید از خودم محافظت کنم، چون در غیر این صورت عمداً به من آسیب میزنند. | پاسخ شما: کمی درست |
| #22 اساساً خیلی با دیگران فرق دارم. | پاسخ شما: کمی نادرست |
| #23 اگر کسی واقعاً مرا بشناسد، مایل نیست با من رابطهای صمیمی برقرار کند. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #24 هر زمان پیشرفتی در کارم به وجود میآید، احساس بیکفایتی میکنم. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #25 فکر میکنم در انجام کارهای روزمره، آدم وابستهای هستم. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #26 احساس میکنم هر لحظه ممکن است یک فاجعه طبیعی، جنایی، حقوقی یا پزشکی برای من اتفاق بیفتد. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #27 من و والدینم تمایل داریم خود را بیش از حد در زندگی و مسایل یکدیگر (دیگران) درگیر کنیم. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #28 احساس میکنم چارهای ندارم جز اینکه به خواستههای دیگران تن بدهم، چون در غیر این صورت یا مرا ترک میکنند یا درصدد تلافی برمیآیند. | پاسخ شما: کمی درست |
| #29 آدم خوبی هستم چون بیش از آنکه به فکر خود باشم به فکر دیگرانم. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #30 از اینکه احساساتم را به دیگران ابراز کنم خیلی شرمسار میشوم. | پاسخ شما: غالبا درست |
| #31 سعی میکنم نهایت تلاش خودم را بکنم، خوب بودنِ نسبیِ کار، هیچگاه مرا راضی نمیکند. | پاسخ شما: کمی درست |
| #32 آدم خاصی هستم و نمیتوانم محدودیتهایی را که بر سر راه دیگران وجود دارد بپذیرم. | پاسخ شما: کمی نادرست |
| #33 اگر به یکی از اهدافم نرسم زود مأیوس میشوم و دست از تلاش برمیدارم. | پاسخ شما: کمی نادرست |
| #34 دستیابی به موفقیت برای من بینهایت ارزشمند است به شرط اینکه دیگران این موفقیت را ببینند. | پاسخ شما: کمی درست |
| #35 اگر اتفاقات خوبی در زندگیام بیفتد، نگرانم که مبادا بدشانسی از راه برسد. | پاسخ شما: کمی درست |
| #36 اگر سنگ تمام نگذارم، بدون شک شکست میخورم. | پاسخ شما: کمی درست |
| #37 در بیشتر اوقات زندگی این احساس به من دست نداد که برای فرد دیگری، شخص ویژه و ممتاز به شمار میروم. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #38 نگرانم افرادی که دوستشان دارم، فرد دیگری را پیدا کنند و او را به من ترجیح بدهند و مرا ترک کنند. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #39 دیگران دیر یا زود به من خیانت میکنند. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #40 نمیتوانم به کسی تعلق خاطر داشته باشم، انسان گوشهگیری هستم. | پاسخ شما: کمی درست |
| #41 لیاقت عشق، توجه و احترام دیگران را ندارم. | پاسخ شما: کاملا نادرست |
| #42 بیشتر مردم در حوزههای کار (یا تحصیل) یا پیشرفت از من تواناترند. | پاسخ شما: کاملا نادرست |
| #43 عقل درست و حسابی ندارم. | پاسخ شما: کاملا نادرست |
| #44 نگرانم که مبادا دیگران به من صدمه جسمی بزنند. | پاسخ شما: کاملا نادرست |
| #45 اگر من و والدینم، مسایل جزیی و خصوصی خود را از یکدیگر پنهان کنیم، احساس گناه یا خیانت میکنیم. | پاسخ شما: کاملا نادرست |
| #46 در روابطم، به دیگران اجازه میدهم که بر من مسلط شوند. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #47 از بس که سرگرم انجام کارهای دیگران هستم، وقت کمی برای خودم میماند. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #48 برای من خیلی سخت است که صمیمی و بیتکلف رفتار کنم. | پاسخ شما: کمی درست |
| #49 من باید به تمام مسئولیتهایم عمل کنم. | پاسخ شما: کمی درست |
| #50 از اینکه مرا محدود کنند یا جلوی کارم را بگیرند، به شدت متنفرم. | پاسخ شما: غالبا درست |
| #51 خیلی برای من سخت است که به خاطر دستیابی به هدف بلندمدت، از سر خیر رضایتمندی فوری بگذرم. | پاسخ شما: کمی درست |
| #52 احساس میکنم اگر نتوانم توجه دیگران را جلب کنم، آدم کماهمیتی هستم. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #53 نمیتوانم در کارها خیلی دقت کنم چون تقریباً همیشه کارها غلط از آب درمیآید. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #54 اگر اشتباه کنم باید تنبیه شوم. | پاسخ شما: کاملا نادرست |
| #55 در اغلب اوقات زندگی کسی را نداشتهام که واقعاً به حرف دل من گوش دهد، مرا بفهمد یا اینکه نیازها و احساسات واقعی مرا درک کند. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #56 وقتی کسی که برایم مهم است از من دوری میکند، احساس مأیوس شدن میکنم. | پاسخ شما: کمی درست |
| #57 نسبت به انگیزههای دیگران سوءظن شدید دارم. | پاسخ شما: کمی درست |
| #58 احساس میکنم با مردم بیگانهام. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #59 احساس میکنم هیچکس مرا دوست ندارد. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #60 اکثر افراد در کار (یا تحصیل) از من بااستعدادترند. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #61 اگر به قضاوتهای خودم در موقعیتهای روزمره زندگی اعتماد کنم، تصمیمهای اشتباهی میگیرم. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #62 نگرانم که کل سرمایهام را از دست بدهم و فقیر و بیخانمان شوم. | پاسخ شما: کمی درست |
| #63 اغلب احساس میکنم انگار سایه سنگین والدینم دائم بر سر من است، به نحوی که نمیتوانم یک زندگی جداگانه برای خودم داشته باشم. | پاسخ شما: کاملا نادرست |
| #64 همیشه به دیگران اجازه میدهم که به جای من تصمیم بگیرند، چون واقعاً نمیدانم چه میخواهم. | پاسخ شما: کاملا نادرست |
| #65 همیشه به درد دل دیگران گوش دادهام. | پاسخ شما: غالبا درست |
| #66 آنقدر خودم را کنترل میکنم که مردم فکر میکنند آدم بیاحساسی هستم. | پاسخ شما: غالبا درست |
| #67 احساس میکنم برای پیشرفت و دستیابی به خواستههایم، همواره تحت فشار هستم. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #68 احساس میکنم نباید از قوانین و قراردادهای بهنجاری که مردم تابع آنها هستند، اطاعت کنم. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #69 نمیتوانم خودم را مجبور کنم که کارهای بدون لذت را انجام بدهم، حتی اگر بدانم که این کارها نتایج خوبی به دنبال دارد. | پاسخ شما: کمی درست |
| #70 در هر جمع یا اجتماعی به دنبال دریافت توجه و تحسین دیگران هستم. | پاسخ شما: کاملا نادرست |
| #71 مهم نیست که چقدر سختکوش باشم، نگرانم که تمام سرمایه مالیام را به باد فنا بدهم. | پاسخ شما: کمی درست |
| #72 زمانی که مرتکب اشتباه میشوم، دلیل اشتباه من مهم نیست، باید جریمه شوم. | پاسخ شما: کاملا نادرست |
| #73 وقتی نمیدانستم کاری را چگونه انجام بدهم، به ندرت شخصی پیدا میشد که مرا نصیحت یا راهنمایی کند. | پاسخ شما: کاملا نادرست |
| #74 برخی اوقات آنقدر نگران آن هستم که دیگران مرا ترک کنند که آنها را از خودم دور میکنم. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #75 معمولاً به طور جدی به انگیزههای پنهان (یا نهایی) مردم فکر میکنم. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #76 همیشه احساس میکنم در جمع، جایی ندارم. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #77 در بسیاری از جنبهها شخص چنان پر از عیب و ایرادی هستم که نمیتوانم راحت در کنار دیگران باشم. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #78 در کار (یا تحصیل) مثل بقیه باهوش نیستم. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #79 نمیتوانم به تواناییهای خودم برای حل مشکلات روزمره اعتماد کنم. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #80 نگرانم به بیماری خطرناکی مبتلا شوم، حتی وقتی که پزشک هیچگونه علامت خطری تشخیص نداده است. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #81 اغلب احساس میکنم هویت جداگانهای از والدینم یا همسرم ندارم. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #82 خیلی برای من مشکل است که از دیگران تقاضا کنم حقوقم را رعایت و احساساتم را درک کنند. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #83 اطرافیان معتقدند که من برای رفع نیازهای دیگران زیاد تلاش میکنم ولی برای خودم کاری نمیکنم. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #84 از نظر دیگران، من آدم عصبی و ناراحتی هستم. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #85 وقتی کار اشتباهی را انجام میدهم، نمیتوانم خودم را ببخشم یا دست به بهانهتراشی بزنم. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #86 احساس میکنم کارها و خواستههای من ارزشمندتر از کارها و خواستههای دیگران است. | پاسخ شما: کمی درست |
| #87 به ندرت توانستهام به تصمیمها و راهحلهایم پایبند باشم. | پاسخ شما: کاملا نادرست |
| #88 برای اینکه احساس کنم آدم ارزشمندی هستم، نیازمند تأیید، تحسین و تمجید زیاد دیگران هستم. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #89 نگرانم که مبادا یک تصمیم اشتباه به فاجعهای تمامعیار منجر شود. | پاسخ شما: غالبا نادرست |
| #90 آدم بدی هستم که لایق تنبیه است. | پاسخ شما: کاملا نادرست |