همدلی یکی از مهارتهای مهم در برقراری ارتباط مؤثر با دیگران است. وقتی بتوانیم احساسات، افکار و دیدگاه فرد مقابل را بهتر درک کنیم، احتمال شکلگیری گفتوگویی سازنده و رابطهای باکیفیت بیشتر میشود. همدلی فقط به معنی ناراحت شدن از ناراحتی دیگران یا موافق بودن با نظر آنها نیست؛ بلکه شامل تلاش برای فهمیدن تجربه فرد مقابل و نشان دادن این درک به شیوهای مناسب است.
خبر خوب این است که همدلی را میتوان با تمرین تقویت کرد. گوش دادن فعال، پرسیدن سؤالهای مناسب، قضاوت نکردن، توجه به احساسات و تلاش برای دیدن موقعیت از زاویه دید فرد مقابل، از جمله مهارتهایی هستند که میتوانند به افزایش همدلی کمک کنند.
در این مطلب ابتدا میبینیم مهارت همدلی چیست، چه انواعی دارد و چه تفاوتی با همدردی دارد؛ سپس تکنیکها و تمرینهای عملی برای تقویت آن را بررسی میکنیم.
مهارت همدلی چیست؟

همدلی به طور کلی به توانایی درک و پاسخ مناسب به تجربه، احساس یا دیدگاه فرد دیگر اشاره دارد. در روانشناسی، همدلی یک مفهوم کاملاً یکبعدی نیست و در پژوهشهای مختلف با مؤلفههایی مانند درک دیدگاه، واکنش عاطفی و نگرانی نسبت به وضعیت دیگران بررسی شده است.
به زبان ساده، همدلی یعنی بتوانیم برای لحظهای از زاویه دید فرد مقابل به موقعیت نگاه کنیم و تلاش کنیم بفهمیم او چه چیزی را تجربه میکند.
برای مثال، اگر دوست شما بگوید: «امروز واقعاً احساس میکنم هیچکس زحماتم را نمیبیند.»
پاسخ همدلانه لزوماً این نیست که بگویید: «من هم دقیقاً همین احساس را دارم.»
یا: «نگران نباش، درست میشود.»
میتوانید بگویید: «به نظر میرسد اینکه تلاشهایت دیده نمیشود واقعاً خستهکننده و ناراحتکننده شده.»
در این پاسخ، شما تلاش کردهاید تجربه و احساس فرد را بفهمید، بدون اینکه لزوماً با تمام برداشت او موافق باشید.
آیا همدلی یعنی خودمان دقیقاً همان احساس را تجربه کنیم؟
خیر. این یکی از سوءبرداشتهای رایج درباره همدلی است. در پژوهشهای مربوط به همدلی، میان تجربه یا اشتراک هیجانی، درک شناختی دیدگاه فرد و واکنشهایی مانند نگرانی همدلانه یا distress شخصی تفاوت گذاشته میشود. بنابراین همدلی الزاماً به معنی غرق شدن در احساسات فرد مقابل نیست.
در واقع، یکی از بخشهای مهم همدلی سالم این است که احساسات طرف مقابل را درک کنیم، اما همچنان بتوانیم بین تجربه او و تجربه خودمان مرز مناسبی حفظ کنیم.
همدلی در روانشناسی چه اهمیتی دارد؟
همدلی نقش مهمی در تعاملات اجتماعی دارد. پژوهشها ارتباط میان برخی شکلهای همدلی و رفتارهای یاریرسان، روابط اجتماعی و کاهش برخی رفتارهای پرخاشگرانه را بررسی کردهاند؛ البته همدلی بهتنهایی تضمینکننده رفتار مثبت نیست و باید آن را از رفتار کمککننده یا نوعدوستانه جدا دانست.
در زندگی روزمره، مهارت همدلی میتواند به ما کمک کند:
- بهتر به صحبتهای دیگران گوش دهیم.
- احساسات افراد را دقیقتر تشخیص دهیم.
- قبل از قضاوت کردن، شرایط فرد مقابل را در نظر بگیریم.
- سوءتفاهمهای ارتباطی را کاهش دهیم.
- در گفتوگوهای دشوار پاسخ مناسبتری داشته باشیم.
- روابط خانوادگی، دوستانه و عاطفی را با کیفیت بیشتری مدیریت کنیم.
- در محیط کار، دیدگاه همکاران و مراجعان را بهتر درک کنیم.
همدلی همچنین میتواند به ما کمک کند تفاوت میان «درک کردن» و «موافق بودن» را بهتر بشناسیم.
انواع همدلی چیست؟
دستهبندی همدلی در منابع علمی کاملاً یکسان نیست، اما پژوهشها معمولاً به تفاوت میان جنبههای شناختی و عاطفی و همچنین واکنشهایی مانند نگرانی همدلانه توجه میکنند.
۱. همدلی شناختی
همدلی شناختی به درک دیدگاه، افکار یا برداشت فرد دیگر مربوط میشود. مثلاً ممکن است شما با تصمیم همکارتان موافق نباشید، اما بتوانید بفهمید چرا با توجه به اطلاعاتی که داشته، چنین تصمیمی گرفته است. این مهارت به ما کمک میکند فقط از زاویه دید خودمان به یک موقعیت نگاه نکنیم.
۲. همدلی عاطفی
در همدلی عاطفی، فرد نسبت به حالت هیجانی دیگری واکنش عاطفی نشان میدهد. در برخی مدلهای علمی، اشتراک یا پاسخ هیجانی نسبت به احساس فرد دیگر یکی از جنبههای مهم همدلی در نظر گرفته میشود. برای مثال، دیدن ناراحتی یک دوست ممکن است در شما نیز احساس ناراحتی یا نگرانی ایجاد کند.
۳. نگرانی همدلانه
گاهی فرد احساسات طرف مقابل را درک میکند و در عین حال نسبت به وضعیت او احساس توجه و نگرانی دارد.
این حالت میتواند زمینهای برای حمایت مناسب باشد؛ البته همدلی و کمک کردن دقیقاً یک مفهوم نیستند. ممکن است فردی احساس همدلی داشته باشد اما اقدامی انجام ندهد و برعکس، کسی بتواند بدون تجربه شدید همان احساس، به دیگری کمک کند.
تفاوت همدلی و همدردی چیست؟

همدلی و همدردی به هم نزدیک هستند، اما یکسان نیستند.
همدلی بیشتر بر تلاش برای درک تجربه و احساس فرد از زاویه دید او تمرکز دارد.
همدردی بیشتر به احساس ناراحتی، نگرانی یا دلسوزی نسبت به وضعیت فرد دیگر مربوط میشود.
برای مثال، تصور کنید دوست شما در یک مصاحبه شغلی موفق نشده است.
یک پاسخ همدلانه میتواند این باشد: «میفهمم چقدر برای این مصاحبه آماده شده بودی و احتمالاً نتیجه نگرفتن بعد از آن همه تلاش واقعاً ناامیدکننده بوده.»
یک پاسخ همدلانه لزوماً به معنی تأیید تمام برداشتهای فرد نیست. شما میتوانید احساس او را درک کنید و در عین حال درباره علت اتفاق دیدگاه متفاوتی داشته باشید.
بهترین روش همدلی چیست؟
بهترین روش همدلی یک تکنیک واحد نیست. معمولاً ترکیبی از گوش دادن فعال، درک دیدگاه فرد، توجه به احساسات، پرسیدن سؤالهای مناسب، پرهیز از قضاوت و پاسخ متناسب با شرایط است.
به جای اینکه هنگام صحبت کردن فرد فوراً به دنبال راهحل باشید، ابتدا تلاش کنید بفهمید او چه چیزی را تجربه میکند.
یک الگوی ساده برای شروع میتواند این باشد: گوش دادن – درک کردن – بازتاب دادن – پرسیدن – پاسخ دادن
مثلاً: «اگر درست فهمیده باشم، بیشتر از این ناراحتی که احساس کردی تلاشت دیده نشده. درست متوجه شدم؟»
این جمله هم نشان میدهد که گوش دادهاید و هم به فرد فرصت میدهد برداشت شما را اصلاح کند.
چگونه مهارت همدلی را تقویت کنیم؟
همدلی یک مهارت قابل تمرین است و میتوان آن را در موقعیتهای روزمره تقویت کرد. پژوهشها و برنامههای آموزشی مختلف نیز امکان آموزش و تقویت مهارتهای مرتبط با همدلی و ارتباط همدلانه را بررسی کردهاند.
۱. گوش دادن فعال را تمرین کنید
یکی از مهمترین پایههای همدلی، گوش دادن واقعی به فرد مقابل است. وقتی کسی با شما صحبت میکند:
- کارهای غیرضروری را کنار بگذارید.
- تا پایان جمله به صحبت او گوش دهید.
- وسط صحبت او سریع پاسخ آماده نکنید.
- به محتوای حرف و احساس احتمالی پشت آن توجه کنید.
- اگر چیزی را متوجه نشدهاید، سؤال روشنکننده بپرسید.
- در پایان، برداشت خودتان را خلاصه کنید.
برای مثال: «پس چیزی که بیشتر از همه ناراحتت کرده اینه که احساس کردی در تصمیمگیری نادیده گرفته شدی، درسته؟»
این روش به فرد اجازه میدهد در صورت اشتباه بودن برداشت شما، آن را اصلاح کند.
۲. قبل از پاسخ دادن مکث کنید
گاهی مشکل ما این نیست که نمیتوانیم احساس دیگران را بفهمیم؛ بلکه قبل از اینکه آن را بفهمیم، پاسخ میدهیم.
وقتی فردی درباره یک اتفاق ناراحتکننده صحبت میکند، قبل از پاسخ چند ثانیه مکث کنید و از خودتان بپرسید: «او الان بیشتر به چه چیزی نیاز دارد؟ شنیده شدن، حمایت، همفکری یا راهحل؟»
همین مکث کوتاه میتواند کیفیت پاسخ شما را تغییر دهد.
۳. سؤالهای باز بپرسید
سؤالهایی که پاسخ آنها فقط «بله» یا «نه» است، معمولاً اطلاعات زیادی درباره تجربه فرد به شما نمیدهند.
به جای: «خیلی ناراحت شدی؟»
میتوانید بپرسید: «کدام بخش این اتفاق بیشتر ناراحتت کرد؟»
یا: «خودت این اتفاق را چطور میبینی؟»
سؤالهای باز به فرد فرصت میدهند تجربه خود را با جزئیات بیشتری بیان کند.
۴. احساس فرد را بازتاب دهید
یکی از تکنیکهای کاربردی همدلی، بازتاب دادن احساسی است که از صحبتهای فرد دریافت کردهاید.
مثلاً: «به نظر میاد این اتفاق واقعاً ناامیدت کرده.»
یا: «فکر کنم بیشتر از خود اتفاق، رفتاری که بعدش باهات شد ناراحتت کرده.»
اگر برداشت شما اشتباه باشد، فرد میتواند آن را اصلاح کند.
۵. محتوای صحبت را بازتاب دهید
گاهی فرد درباره یک مسئله عاطفی صحبت نمیکند و بیشتر میخواهد مطمئن شود شما موضوع را فهمیدهاید. در این حالت میتوانید خلاصهای از صحبت او را بازگو کنید: «پس اول قرار بود پروژه دو هفتهای تمام شود، اما به دلیل تغییر برنامه، زمان تحویل جلو افتاد.»
این کار نشان میدهد که فقط منتظر نوبت خودتان برای صحبت کردن نبودهاید.
۶. سریع نصیحت نکنید
یکی از اشتباهات رایج در ارتباطات این است که به محض شنیدن مشکل فرد، شروع به ارائه راهحل میکنیم.
مثلاً: «اگر جای تو بودم استعفا میدادم.»
یا: «نباید اینقدر بهش فکر کنی.»
ممکن است فرد در آن لحظه اصلاً دنبال راهحل نباشد و فقط بخواهد کسی تجربه او را بشنود.
بهتر است ابتدا بپرسید: «دوست داری فقط به حرفهات گوش بدم یا میخوای با هم درباره راهحلش فکر کنیم؟»
۷. قضاوت را به تعویق بیندازید
برای همدلی لازم نیست با تصمیم یا رفتار فرد موافق باشید. ممکن است بگویید: «من شاید اگر جای تو بودم تصمیم متفاوتی میگرفتم، ولی میخوام اول بفهمم چه چیزی باعث شد این تصمیم رو بگیری.»
این جمله میان درک کردن و موافق بودن تفاوت ایجاد میکند.
۸. خودآگاهی هیجانی خود را افزایش دهید
اگر احساسات خودمان را نشناسیم، تشخیص احساسات دیگران نیز میتواند دشوارتر شود. گاهی وقتی فرد مقابل ناراحت است، ناراحتی او در ما خشم، اضطراب یا ترس ایجاد میکند و باعث میشود به جای گوش دادن، واکنش سریع نشان دهیم.
بنابراین در موقعیتهای دشوار از خودتان بپرسید: «الان خودم چه احساسی دارم؟» «این احساس متعلق به من است یا از وضعیت طرف مقابل تأثیر گرفتهام؟»
این تفکیک میتواند به تنظیم بهتر واکنش کمک کند.
چگونه بدون غرق شدن در احساسات دیگران همدلی کنیم؟

همدلی سالم به معنی جذب کامل احساسات دیگران نیست. برخی پژوهشها میان همدلی، اشتراک هیجانی و personal distress تفاوت قائل میشوند. وقتی واکنش هیجانی فرد بیش از حد شدید شود، ممکن است به جای کمک به دیگری، خود فرد دچار فشار و ناراحتی شود.
برای جلوگیری از این حالت:
احساس را بشناسید، اما آن را متعلق به خودتان ندانید.
مثلاً: «میبینم که او خیلی مضطرب است.»
بهتر از این است که فوراً به: «من هم باید مضطرب شوم.»
تبدیل شود.
یک الگوی ساده: درک کن – اعتبار بده – مرز خودت را حفظ کن – در صورت نیاز کمک کن
مثلاً: «میفهمم این شرایط چقدر برات سخت شده. من کنارت هستم؛ اگر بخوای میتونیم ببینیم الان چه کاری از دستمون برمیاد.»
این نوع همدلی هم حمایتگر است و هم به شما اجازه میدهد تعادل هیجانی خودتان را حفظ کنید.
چگونه با فرد ناراحت همدلی کنیم؟ چند مثال کاربردی
یکی از بهترین راههای یادگیری همدلی، دیدن تفاوت میان پاسخ غیرهمدلانه و پاسخ همدلانه است.
مثال اول: استرس امتحان
فرد: «از امتحان فردا خیلی میترسم.»
پاسخ نامناسب: «چیزی نیست، همه امتحان دارن.»
پاسخ همدلانهتر: «به نظر میاد امتحان فردا واقعاً نگرانت کرده. بیشتر از خود امتحان میترسی یا از نتیجهای که ممکنه بگیری؟»
مثال دوم: مشکل کاری
فرد: «هر کاری میکنم مدیرم زحماتم رو نمیبینه.»
پاسخ نامناسب: «ولش کن، اینقدر حساس نباش.»
پاسخ همدلانهتر: «به نظر میاد مدت زیادیه احساس میکنی تلاشهات دیده نمیشه و این موضوع خستهات کرده.»
مثال سوم: شکست عاطفی
فرد: «فکر میکردم این رابطه ادامه پیدا میکنه.»
پاسخ نامناسب: «فراموشش کن، آدم بهتر پیدا میکنی.»
پاسخ همدلانهتر: «وقتی برای یک رابطه آیندهای تصور کرده بودی، تمام شدنش میتونه واقعاً سخت باشه.»
در پاسخ همدلانه، شما تلاش نمیکنید احساس فرد را فوراً از بین ببرید؛ ابتدا نشان میدهید که آن را دیده و درک کردهاید.
اشتباهات رایج در همدلی

حتی افرادی که قصد همدلی دارند ممکن است ناخواسته پاسخ نامناسب بدهند.
۱. ارائه راهحل قبل از گوش دادن
گاهی فرد هنوز حرفش تمام نشده، اما ما در ذهنمان دنبال راهحل هستیم.
۲. مقایسه کردن
«من هم همین مشکل رو داشتم، ولی خیلی راحت حلش کردم.» این جمله ممکن است باعث شود فرد احساس کند تجربه او کوچک شمرده شده است.
۳. کوچک شمردن احساسات
جملاتی مانند: «چیزی نیست.» «این که ناراحتی نداره.» «زیادی حساس شدی.»
معمولاً به فرد کمک نمیکنند احساسش را بهتر مدیریت کند.
۴. قضاوت کردن
وقتی فرد احساس کند قرار است قضاوت شود، احتمالاً اطلاعات کمتری با شما در میان میگذارد.
۵. تبدیل کردن صحبت فرد به تجربه خودمان
وقتی کسی از مشکلش میگوید، لازم نیست بلافاصله داستان مشابه زندگی خودمان را تعریف کنیم.
۶. تصور اینکه دقیقاً میدانیم فرد چه احساسی دارد
به جای: «دقیقاً میدونم چه حسی داری.»
بهتر است بگوییم: «فکر میکنم این شرایط برات خیلی سخت بوده؛ اگر دوست داری بیشتر برام توضیح بده.»
این پاسخ فضای بیشتری برای تجربه واقعی فرد ایجاد میکند.
۷. غرق شدن در احساسات فرد
همدلی با تحت تأثیر قرار گرفتن شدید و از دست دادن تعادل هیجانی یکسان نیست.
تمرینهای عملی برای افزایش مهارت همدلی
تمرین اول: بازتاب یک جمله
هر روز در یک گفتوگو، حداقل یک بار چیزی را که فرد گفته با زبان خودتان خلاصه کنید.
مثلاً: «اگر درست فهمیده باشم، بیشتر ناراحت شدی چون احساس کردی به حرفت توجه نشده.»
تمرین دوم: سه سؤال قبل از قضاوت
وقتی رفتار کسی برایتان عجیب یا ناراحتکننده است، قبل از قضاوت از خودتان بپرسید:
- چه چیزی ممکن است باعث این رفتار شده باشد؟
- او ممکن است این موقعیت را چگونه ببیند؟
- آیا اطلاعاتی دارم که هنوز از آن خبر ندارم؟
هدف این تمرین این نیست که رفتار نامناسب را توجیه کنید؛ بلکه کمک میکند قبل از نتیجهگیری، زاویه دید دیگری را هم در نظر بگیرید.
تمرین سوم: توجه به احساس پشت کلمات
در طول روز به گفتوگوهای اطراف خود توجه کنید و فقط به محتوای کلمات محدود نشوید.
مثلاً اگر کسی بگوید: «هرچی میخوام شروع کنم، نمیشه.»
ممکن است پشت این جمله احساس ناامیدی، ترس یا خستگی وجود داشته باشد. البته نباید حدس خود را حقیقت قطعی در نظر بگیرید. میتوانید بپرسید: «بیشتر احساس ناامیدی میکنی یا خستگی؟»
تمرین چهارم: گوش دادن بدون راهحل
یک گفتوگو را انتخاب کنید و تصمیم بگیرید تا زمانی که فرد از شما راهحل نخواسته، فقط گوش دهید، سؤال بپرسید و صحبت او را بهتر درک کنید.
تمرین پنجم: نوشتن از زاویه دید دیگری
یک موقعیت تعارضآمیز را انتخاب کنید و آن را یک بار از دید خودتان و یک بار از دید فرد مقابل بنویسید.
سپس بررسی کنید:
- هر طرف چه چیزی میخواهد؟
- هر طرف از چه چیزی میترسد؟
- هر طرف چه برداشتی از رفتار دیگری دارد؟
این تمرین به تقویت perspective-taking کمک میکند که یکی از فرایندهای مرتبط با درک دیدگاه دیگران است.
تمرین ۷ روزه تقویت مهارت همدلی
اگر میخواهید مهارت همدلی را به شکل عملی تمرین کنید، میتوانید این برنامه ساده را امتحان کنید:
- روز اول: در یک گفتوگو بدون قطع کردن گوش دهید.
- روز دوم: حداقل سه سؤال باز بپرسید.
- روز سوم: یک بار محتوای صحبت فرد را بازتاب دهید.
- روز چهارم: یک بار احساس احتمالی فرد را بازتاب دهید و از او بخواهید برداشتتان را اصلاح کند.
- روز پنجم: در یک گفتوگو از ارائه راهحل فوری خودداری کنید.
- روز ششم: یک موقعیت را از زاویه دید فرد مقابل بررسی کنید.
- روز هفتم: همه این مهارتها را در یک گفتوگوی واقعی به کار ببرید.
بعد از هر تمرین از خودتان بپرسید: «آیا واقعاً تلاش کردم فرد مقابل را بفهمم یا فقط منتظر بودم نوبت صحبت کردن من برسد؟»
مهارت همدلی در رابطه عاطفی
در روابط عاطفی، همدلی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا بسیاری از تعارضها فقط به خود اتفاق مربوط نیستند، بلکه به برداشت و احساس هر دو طرف درباره آن اتفاق مربوط میشوند.
برای مثال، به جای اینکه در یک بحث بگویید: «تو همیشه همین کار رو میکنی.»
میتوانید بگویید: «وقتی این اتفاق افتاد، من احساس کردم حرفم برایت مهم نبود. میخوام بدونم تو این موقعیت رو چطور دیدی.»
این نوع بیان، امکان گفتوگو درباره تجربه هر دو نفر را بیشتر میکند. همدلی البته به معنی پذیرفتن رفتار آسیبزننده یا کنار گذاشتن مرزهای شخصی نیست. میتوان احساس فرد را درک کرد و همزمان با یک رفتار مخالف بود.
مهارت همدلی در خانواده
در خانواده، همدلی میتواند از طریق گوش دادن بدون قضاوت و توجه به نیازهای اعضای خانواده تمرین شود.
برای مثال، وقتی نوجوان میگوید: «هیچکس منو درک نمیکنه.»
پاسخ فوری: «این چه حرفیه؟ ما که همیشه پشتت بودیم.»
ممکن است گفتوگو را ببندد.
یک پاسخ بهتر میتواند این باشد: «به نظر میاد این روزها احساس میکنی ما حرفت رو نمیفهمیم. میخوام بدونم دقیقاً چه چیزی باعث شده این احساس رو داشته باشی.»
هدف این نیست که حتماً با برداشت نوجوان موافق باشیم؛ هدف این است که ابتدا بفهمیم او چه تجربهای دارد.
مهارت همدلی در محیط کار
در محیط کار نیز همدلی فقط برای روابط دوستانه نیست.
وقتی همکار شما درباره فشار کاری صحبت میکند، به جای: «همه همین شرایط رو دارن.»
میتوانید بگویید: «به نظر میاد حجم کار در این مدت فشار زیادی بهت آورده. بیشتر مشکل از حجم کاره یا زمانبندی تحویل پروژه؟»
این نوع سؤال میتواند به روشن شدن مسئله کمک کند و در عین حال نشان دهد که به صحبت فرد توجه کردهاید.
آیا همدلی یعنی همیشه با دیگران موافق باشیم؟
خیر. یکی از مهمترین نکات درباره مهارت همدلی این است که درک کردن با موافق بودن فرق دارد.
میتوان گفت: «میفهمم چرا این تصمیم برایت منطقی بوده.»
بدون اینکه بگوییم: «من هم حتماً همین تصمیم را میگرفتم.»
همدلی یعنی تلاش برای فهمیدن تجربه فرد مقابل، نه اینکه تمام دیدگاههای او را بپذیریم.
آیا همدلی یک ویژگی ذاتی است؟
افراد از نظر ظرفیت و شیوه پاسخدهی همدلانه با یکدیگر متفاوت هستند، اما همدلی را نباید مهارتی کاملاً ثابت و غیرقابل تغییر در نظر گرفت. پژوهشها و برنامههای آموزشی نشان دادهاند که برخی مؤلفههای ارتباط همدلانه و مهارتهای مرتبط با آن قابل آموزش و تمرین هستند.
بنابراین اگر احساس میکنید در گوش دادن، درک احساسات یا پاسخ دادن به دیگران مهارت کافی ندارید، میتوانید با تمرین تدریجی این تواناییها را بهتر کنید.
خلاصه مهارت همدلی
برای تقویت مهارت همدلی لازم نیست همیشه پاسخ کاملی داشته باشید. گاهی مهمترین کاری که میتوانید انجام دهید این است که واقعاً گوش دهید و به فرد مقابل نشان دهید که تلاش کردهاید تجربه او را بفهمید.
یک الگوی ساده را به خاطر بسپارید:
گوش بده – قضاوت نکن – سؤال بپرس – احساس را بشناس – بازتاب بده – پاسخ متناسب بده
همدلی همچنین به معنی غرق شدن در احساسات دیگران، موافقت با همه دیدگاهها یا حل کردن مشکلات دیگران نیست. هدف این است که بتوانیم تجربه فرد مقابل را بهتر بفهمیم و متناسب با آن واکنش نشان دهیم.
اگر میخواهید مهارتهای هیجانی و بینفردی خود را بهتر بشناسید، میتوانید در کنار مطالعه درباره هوش هیجانی و مهارتهای ارتباطی، از ابزارهای ارزیابی روانشناختی معتبر نیز استفاده کنید.
رفتارهایی مانند تسلیت گفتن به صاحبان عزا و عیادت از بیماران و مشارکت در مجالس شادی و عزای دیگران خود نوعی همدلی است که دین ما بسیار به آن سفارش کرده است. در برابر ، بی اعتنایی به شادی و غم دیگران به این معنا تلقی می شود که او در غم و شادی طرف مقابل خود را شریک ندانسته است. تاثیر سخن انسان ها آغازش همدلی با دیگران است هر چند ممکن است با شما همراه و موافق نباشند. نوعی از همدلی در قرآن کریم این آیه است که « و الهنا و الهکم واحد و نحن له مسلمون » ای اهل کتاب خدای ما و خدای شما یکی است و همه ما در برابر او تسلیم هستیم پس چرا دوگانگی و درگیری؟