طرحواره محرومیت هیجانی، علائم، علت ها و درمان

طرحواره محرومیت هیجانی چیست؟

طرحواره محرومیت هیجانی (Emotional Deprivation Schema) یکی از طرحواره‌های ناسازگار اولیه در طرحواره‌درمانی است. در این طرحواره، فرد انتظار عمیقی دارد که نیازهای عاطفی او از سوی دیگران به اندازه کافی برآورده نشوند.

این نیازها فقط به محبت محدود نیستند. ممکن است فرد احساس کند دیگران او را به اندازه کافی درک نمی‌کنند، به احساساتش گوش نمی‌دهند، به او توجه نمی‌کنند یا در زمان‌های دشوار حمایت و راهنمایی لازم را ارائه نمی‌دهند.

در مدل طرحواره‌درمانی، محرومیت هیجانی در حوزه بریدگی و طرد (Disconnection and Rejection) قرار می‌گیرد؛ حوزه‌ای که با برآورده نشدن نیازهای اساسی مربوط به دلبستگی، امنیت و مراقبت عاطفی ارتباط دارد.

به همین دلیل ممکن است فرد حتی در حالی که خانواده، دوستان یا شریک عاطفی دارد، در درون خود احساس کند: «هیچ‌کس واقعاً من را نمی‌فهمد.» یا: «وقتی واقعاً به حمایت نیاز دارم، کسی آن‌طور که باید کنارم نیست.»

نکته مهم این است که وجود این احساس به‌تنهایی به معنای داشتن طرحواره محرومیت هیجانی نیست. آنچه اهمیت دارد، تداوم، شدت و گستردگی این الگو در زندگی و روابط فرد است.

طرحواره محرومیت هیجانی، علائم، علت ها و درمان

طرحواره محرومیت هیجانی به انگلیسی چیست؟

اصطلاح انگلیسی آن Emotional Deprivation Schema است. در مدل کلاسیک طرحواره‌درمانی، این طرحواره به انتظار پایدار فرد برای دریافت نکردن میزان معمول حمایت عاطفی از دیگران اشاره دارد. ISST سه شکل اصلی محرومیت هیجانی را مشخص می‌کند: محرومیت از مراقبت و محبت، محرومیت از همدلی و محرومیت از حمایت و راهنمایی.

انواع طرحواره محرومیت هیجانی

محرومیت هیجانی فقط یک شکل ندارد. ممکن است فرد یکی از انواع آن را بیشتر تجربه کند یا چند نوع به صورت هم‌زمان وجود داشته باشند.

۱. محرومیت از مراقبت و محبت

در این حالت فرد احساس می‌کند محبت، گرمی، توجه و همراهی عاطفی کافی دریافت نمی‌کند.

ممکن است در ذهن او این باور وجود داشته باشد: «هیچ‌کس آن‌طور که من نیاز دارم به من محبت نمی‌کند.»

فرد ممکن است از نظر فیزیکی در کنار دیگران باشد، اما احساس کند تماس عاطفی، توجه یا صمیمیت مورد نیازش وجود ندارد.

۲. محرومیت از همدلی

در این نوع، مسئله اصلی درک نشدن دنیای درونی فرد است. فرد ممکن است احساس کند دیگران به حرف‌هایش گوش می‌دهند، اما واقعاً متوجه احساسات، نگرانی‌ها و نیازهای او نمی‌شوند.

باور مرکزی ممکن است چنین باشد: «هرچقدر هم توضیح بدهم، کسی واقعاً نمی‌فهمد چه حسی دارم.»

۳. محرومیت از حمایت و راهنمایی

در این حالت فرد انتظار دارد هنگام ترس، بحران، تصمیم‌گیری یا مشکلات زندگی نتواند حمایت و راهنمایی کافی از دیگران دریافت کند.

ممکن است به این نتیجه رسیده باشد: «در شرایط سخت، خودم باید همه‌چیز را حل کنم.»

این نوع محرومیت گاهی در بزرگسالی به شکل استقلال افراطی و دشواری در کمک خواستن دیده می‌شود.

این سه نوع می‌توانند هم‌زمان وجود داشته باشند؛ برای مثال فرد ممکن است هم احساس کند محبت کافی دریافت نمی‌کند، هم کسی او را نمی‌فهمد و هم در زمان‌های دشوار نمی‌تواند روی حمایت دیگران حساب کند.

تفاوت محرومیت هیجانی با کمبود محبت معمولی چیست؟

همه انسان‌ها گاهی از رفتار اطرافیان ناراحت می‌شوند یا احساس می‌کنند به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته‌اند. این تجربه به‌تنهایی نشانه طرحواره محرومیت هیجانی نیست. تفاوت اصلی در عمق، تداوم و تعمیم این انتظار است.

برای مثال، در یک رابطه ممکن است فرد بگوید: «این روزها احساس می‌کنم همسرم به اندازه کافی به من توجه نمی‌کند.»

اما در طرحواره محرومیت هیجانی، تجربه ممکن است به یک باور گسترده‌تر تبدیل شود: «هیچ‌کس هیچ‌وقت نیازهای عاطفی من را آن‌طور که لازم است برآورده نمی‌کند.»

بنابراین، یک مشکل مشخص در یک رابطه با یک الگوی پایدار درباره روابط تفاوت دارد.

علائم طرحواره محرومیت هیجانی چیست؟

نشانه‌های این طرحواره ممکن است در افکار، احساسات، رفتار و روابط فرد دیده شوند.

احساس تنهایی حتی در حضور دیگران

ممکن است فرد در کنار خانواده، دوستان یا شریک عاطفی خود باشد، اما همچنان احساس کند از نظر عاطفی تنهاست.در اینجا مسئله الزاماً نبود آدم‌ها نیست؛ بلکه احساس درک نشدن و نبود اتصال عاطفی کافی است.

دشواری در بیان نیازهای عاطفی

فرد ممکن است به محبت، همدلی یا حمایت نیاز داشته باشد، اما نتواند این نیاز را مستقیماً بیان کند.

برای مثال به جای اینکه بگوید: «امروز خیلی ناراحتم و دوست دارم کمی کنارم باشی.» ممکن است سکوت کند و منتظر بماند طرف مقابل خودش متوجه شود.

باور به اینکه دیگران او را درک نمی‌کنند

یکی از تجربه‌های مهم این طرحواره، احساس مزمن «فهمیده نشدن» است.

فرد ممکن است بارها با خود بگوید: «کسی واقعاً نمی‌فهمد من چه می‌کشم.»

دشواری در درخواست محبت و حمایت

برخی افراد به دلیل تجربه‌های گذشته یاد گرفته‌اند که درخواست کردن فایده‌ای ندارد.

بنابراین ممکن است به جای درخواست کمک، نیازهای خود را سرکوب کنند و بیش از اندازه مستقل به نظر برسند.

بی‌اعتمادی به محبت دیگران

گاهی محبت دریافت‌شده نیز برای فرد کافی یا قابل اعتماد نیست.

ممکن است با خود فکر کند: «الان مهربان است، اما بعداً تغییر می‌کند.»

یا: «اگر واقعاً من را بشناسد، دیگر دوستم نخواهد داشت.»

احساس خلأ یا نارضایتی عاطفی

فرد ممکن است زندگی مناسبی داشته باشد، اما همچنان احساس کند چیزی در درونش کم است: «همه‌چیز ظاهراً خوب است، ولی من از نظر عاطفی سیر نیستم.»

استقلال افراطی

فرد ممکن است به ندرت از دیگران کمک بخواهد و ترجیح دهد تمام مشکلات خود را به تنهایی حل کند.

در ظاهر این رفتار می‌تواند نشانه قدرت باشد، اما گاهی پشت آن یک انتظار قدیمی قرار دارد: «اگر به کسی نیاز داشته باشم، ناامید می‌شوم.»

حساسیت نسبت به بی‌توجهی

رفتارهایی مانند بی‌توجهی، پاسخ ندادن، گوش ندادن یا کم شدن صمیمیت ممکن است احساس محرومیت را فعال کنند.

در این حالت یک اتفاق کوچک می‌تواند معنای بزرگ‌تری پیدا کند: «باز هم کسی به احساسات من اهمیت نمی‌دهد.»

سرکوب احساسات

فرد ممکن است از کودکی یاد گرفته باشد که ناراحتی، نیاز یا آسیب‌پذیری خود را نشان ندهد.

در نتیجه ممکن است مرتب بگوید: «خوبم، چیزی نیست.» در حالی که در درون خود نیاز زیادی به حمایت دارد.

خطاهای شناختی در محرومیت هیجانی

طرحواره محرومیت هیجانی می‌تواند بر نحوه تفسیر رفتار دیگران نیز اثر بگذارد. برای مثال فرد ممکن است یک رفتار خنثی یا مبهم را به شکل منفی تفسیر کند: «جواب پیامم را دیر داد؛ پس برایش مهم نیستم.»

یا: «حالم را نپرسید؛ پس احساسات من برایش اهمیتی ندارد.»

گاهی نیز فرد مواردی را که با طرحواره او سازگار هستند بیشتر می‌بیند و شواهد مخالف را کمتر جدی می‌گیرد.

برای مثال ممکن است شریک عاطفی او بارها حمایت خود را نشان داده باشد، اما یک رفتار بی‌توجهانه باعث شود تمام تجربه‌های مثبت قبلی نادیده گرفته شوند.

بنابراین یکی از پرسش‌های مهم در درمان این است: «آیا واقعاً هیچ‌کس نیازهای عاطفی من را برآورده نمی‌کند، یا طرحواره باعث می‌شود برخی شواهد را کمتر ببینم یا نیازهایم را به اندازه کافی بیان نکنم؟»

چرخه طرحواره محرومیت هیجانی چگونه شکل می‌گیرد؟

یکی از مهم‌ترین بخش‌های شناخت این طرحواره، توجه به چرخه‌ای است که آن را حفظ می‌کند:

نیاز عاطفی – انتظار برآورده نشدن – بیان نکردن نیاز یا واکنش افراطی – دریافت پاسخ ناکافی – تأیید دوباره طرحواره

برای مثال: فرد ناراحت می‌شود – تصور می‌کند طرف مقابل او را نمی‌فهمد – چیزی نمی‌گوید – طرف مقابل متوجه نیاز واقعی او نمی‌شود – حمایت کافی ارائه نمی‌کند – فرد به این نتیجه می‌رسد:

«دیدی؟ هیچ‌کس من را نمی‌فهمد.»

درمان دقیقاً می‌تواند این چرخه را هدف قرار دهد؛ یعنی فرد به‌تدریج یاد بگیرد نیاز خود را تشخیص دهد، آن را مستقیم بیان کند و شواهد رابطه فعلی را از تجربه‌های گذشته جدا کند.

علت و ریشه‌های طرحواره محرومیت هیجانی چیست؟

طرحواره‌ها در نظریه طرحواره‌درمانی از تعامل ویژگی‌های فردی با تجربه‌های دوران رشد و روابط اولیه شکل می‌گیرند و در طول زندگی می‌توانند گسترش پیدا کنند.

پژوهش‌های فراتحلیلی نیز نشان داده‌اند که طرحواره محرومیت هیجانی با تجربه‌های غفلت و بدرفتاری عاطفی در دوران کودکی ارتباط دارد؛ با این حال، بیشتر شواهد موجود همبستگی هستند و نمی‌توان از آنها نتیجه گرفت که یک تجربه خاص کودکی حتماً باعث ایجاد این طرحواره می‌شود.

کمبود محبت و گرمی عاطفی

اگر کودک به شکل مداوم محبت، توجه، صمیمیت و گرمی کافی دریافت نکند، ممکن است انتظار محرومیت عاطفی در او شکل بگیرد.

نادیده گرفتن احساسات کودک

وقتی ناراحتی، ترس یا خشم کودک مرتب با پیام‌هایی مانند «چیزی نیست» یا «این‌قدر حساس نباش» پاسخ داده شود، کودک ممکن است یاد بگیرد که احساساتش اهمیت چندانی ندارند.

نبود همدلی

کودک ممکن است از نظر جسمی مراقبت شود، اما کسی واقعاً به دنیای درونی او توجه نکند. این تفاوت مهم است: تأمین نیازهای جسمی لزوماً به معنای تأمین نیازهای عاطفی نیست.

نبود حمایت در زمان‌های دشوار

کودکی که در زمان ترس، ناراحتی یا بحران حمایت کافی دریافت نمی‌کند، ممکن است به تدریج به این نتیجه برسد که در شرایط سخت باید خودش از خودش مراقبت کند.

محیط عاطفی سرد یا غیرصمیمی

گاهی خانواده از نظر عملکردی منظم است، اما صحبت درباره احساسات، محبت کلامی و صمیمیت عاطفی در آن کم‌رنگ است. در چنین محیطی کودک ممکن است نیازهای عاطفی خود را به رسمیت نشناسد یا یاد بگیرد آنها را درخواست نکند.

طرحواره محرومیت هیجانی در روابط عاطفی

این طرحواره می‌تواند در روابط عاطفی به شکل‌های مختلف ظاهر شود.

انتخاب یا ماندن در رابطه با فرد عاطفیِ در دسترس‌نبودن

برخی افراد ممکن است به‌طور ناخودآگاه جذب شریک‌هایی شوند که سرد، کم‌حرف یا از نظر عاطفی دور هستند. این موضوع یک قانون قطعی نیست، اما می‌تواند با مفهوم تکرار الگوهای آشنا توضیح داده شود.

احساس تنهایی در رابطه

ممکن است فرد در یک رابطه باشد اما همچنان احساس کند کسی واقعاً او را نمی‌بیند یا نمی‌فهمد.

انتظار اینکه طرف مقابل خودش نیازها را بفهمد

اگر فرد نتواند نیاز خود را مستقیم بیان کند، ممکن است انتظار داشته باشد شریک عاطفی‌اش بدون توضیح متوجه آن شود. وقتی این اتفاق نمی‌افتد، طرحواره دوباره فعال می‌شود.

حساسیت به بی‌توجهی

کم شدن تماس، پاسخ کوتاه یا نبود همدلی ممکن است برای فرد معنایی فراتر از همان اتفاق داشته باشد و احساس محرومیت عاطفی را فعال کند.

تلاش بیش از حد برای دریافت محبت

برخی افراد برای جبران محرومیت، دائماً به دنبال اطمینان گرفتن از عشق و توجه شریک خود هستند. در مقابل، بعضی افراد کاملاً فاصله می‌گیرند و وانمود می‌کنند به کسی نیاز ندارند. به همین دلیل، یک طرحواره می‌تواند در افراد مختلف رفتارهای کاملاً متفاوتی ایجاد کند.

یک مثال از طرحواره محرومیت هیجانی

فرض کنید سارا در خانواده‌ای بزرگ شده که نیازهای جسمی او تأمین می‌شده، اما درباره احساساتش صحبت چندانی نمی‌شده است.

وقتی ناراحت می‌شده، معمولاً به او گفته می‌شده: «چیزی نیست، خودت را ناراحت نکن.»

در بزرگسالی، سارا وارد رابطه‌ای می‌شود که شریک عاطفی‌اش او را دوست دارد، اما در بیان احساسات چندان مهارت ندارد.

وقتی سارا ناراحت می‌شود، به جای اینکه بگوید: «الان بیشتر از راه‌حل به همدلی نیاز دارم.» ساکت می‌شود.

شریک او نیز متوجه نیاز واقعی سارا نمی‌شود. سارا در نهایت به این نتیجه می‌رسد: «دیدی؟ هیچ‌کس واقعاً من را نمی‌فهمد.»

در این مثال، مسئله فقط رفتار شریک عاطفی نیست؛ طرحواره بر انتظار سارا، نحوه بیان نیاز و تفسیر رفتار طرف مقابل نیز اثر گذاشته است.

سبک‌های مقابله‌ای در طرحواره محرومیت هیجانی

در طرحواره‌درمانی، افراد ممکن است در برابر یک طرحواره از سبک‌های مقابله‌ای متفاوتی استفاده کنند: تسلیم، اجتناب یا جبران افراطی.

تسلیم

فرد طرحواره را درست می‌داند و مطابق آن رفتار می‌کند. مثلاً ممکن است تصور کند: «طبیعی است که کسی نیازهای عاطفی من را برآورده نکند.»

در نتیجه ممکن است رابطه با فرد سرد را تحمل کند یا اصلاً نیازهای خود را مطرح نکند.

اجتناب

فرد تلاش می‌کند موقعیت‌هایی را که محرومیت عاطفی را فعال می‌کنند، تجربه نکند. ممکن است از صمیمیت، وابستگی یا بیان احساسات دوری کند و بیش از اندازه مستقل شود.

جبران افراطی

فرد برخلاف احساس درونی خود رفتار می‌کند. ممکن است دائماً توجه بخواهد، به‌طور مکرر اطمینان بگیرد یا برای دریافت محبت بیش از حد تلاش کند.

گاهی نیز فرد برای پنهان کردن نیاز خود، کاملاً سرد و بی‌نیاز رفتار می‌کند. بنابراین ظاهر رفتار به‌تنهایی برای تشخیص سبک مقابله‌ای کافی نیست.

آیا محرومیت هیجانی باعث اضطراب و افسردگی می‌شود؟

بهتر است به جای عبارت «باعث افسردگی و اضطراب می‌شود»، از عبارت «می‌تواند با برخی مشکلات روان‌شناختی ارتباط داشته باشد» استفاده کنیم.

پژوهش‌های فراتحلیلی نشان داده‌اند که طرحواره‌های ناسازگار اولیه با مشکلات تنظیم هیجان ارتباط دارند و برای طرحواره محرومیت هیجانی نیز ارتباط مثبت با دشواری‌های تنظیم هیجان گزارش شده است. با این حال، این نتایج به‌تنهایی رابطه علت و معلولی را اثبات نمی‌کنند.

بنابراین در فردی که محرومیت هیجانی شدید دارد، ممکن است مشکلاتی مانند موارد زیر نیز دیده شود:

  • احساس تنهایی مزمن
  • نارضایتی عاطفی
  • دشواری در تنظیم هیجان
  • خشم فروخورده
  • مشکلات رابطه‌ای
  • خلق پایین یا علائم اضطرابی

اما وجود طرحواره محرومیت هیجانی به معنای ابتلا به یک اختلال روانی نیست.

درمان طرحواره محرومیت هیجانی چگونه است؟

طرحواره محرومیت هیجانی Emotional Deprivation

هدف درمان فقط این نیست که فرد به خودش بگوید «مثبت فکر کن». درمان باید به او کمک کند نیازهای عاطفی خود را بشناسد، الگوی قدیمی را در روابط تشخیص دهد و شیوه سالم‌تری برای دریافت و بیان محبت، همدلی و حمایت ایجاد کند.

شناخت نیازهای عاطفی

درمانگر کمک می‌کند مشخص شود فرد بیشتر با کدام نوع محرومیت مواجه است:

  • نیاز به محبت و مراقبت؟
  • نیاز به همدلی و درک شدن؟
  • نیاز به حمایت و راهنمایی؟

شناسایی باورهای طرحواره‌ای

باورهایی مانند:

  • «نیازهای من مهم نیستند.»
  • «نباید از دیگران چیزی بخواهم.»
  • «هیچ‌کس واقعاً من را نمی‌فهمد.»

مورد بررسی قرار می‌گیرند. هدف این است که فرد بتواند بین تجربه‌های گذشته و شواهد روابط فعلی تفاوت بیشتری ایجاد کند.

یادگیری بیان مستقیم نیازها

یکی از مهارت‌های مهم این است که فرد به جای سکوت، قهر یا انتظار ذهن‌خوانی، نیاز خود را واضح بیان کند.

مثلاً: «وقتی ناراحتم، دوست دارم قبل از ارائه راه‌حل، چند دقیقه به حرفم گوش بدهی.»

اصلاح الگوهای رفتاری

اگر فرد همیشه از کمک خواستن اجتناب می‌کند، می‌توان به‌صورت تدریجی تجربه درخواست حمایت را تمرین کرد.

اگر فرد برای دریافت محبت دائماً اطمینان می‌خواهد، می‌توان روی تحمل اضطراب و ایجاد امنیت درونی کار کرد.

تصویرسازی و بازسازی خاطرات

در طرحواره‌درمانی ممکن است از تکنیک‌هایی مانند تصویرسازی و بازسازی خاطرات (Imagery Rescripting) برای کار با تجربه‌های عاطفی گذشته استفاده شود.

هدف، تغییر گذشته نیست؛ بلکه کمک به پردازش تجربه‌های دردناک و ایجاد پاسخ‌های سالم‌تر به نیازهای برآورده‌نشده است.

تکنیک صندلی

Chair Work می‌تواند برای کار با تعارض‌های درونی، احساسات سرکوب‌شده و صداهای ناکارآمد مرتبط با طرحواره مورد استفاده قرار گیرد.

برای مثال، فرد می‌تواند در چارچوب درمان، بین بخش آسیب‌پذیر خود و صدای قدیمیِ «نیاز نداشته باش» یا «خودت باید همه‌چیز را حل کنی» گفت‌وگویی ساختاریافته ایجاد کند.

رابطه درمانی

در طرحواره‌درمانی، رابطه درمانگر و مراجع نیز می‌تواند بخشی از فرایند درمان باشد. همدلی، ثبات، توجه و پاسخ مناسب به نیازهای عاطفی، در چارچوب حرفه‌ای و با حفظ مرزهای درمانی، می‌توانند به اصلاح تجربه‌های رابطه‌ای کمک کنند.

هدف نهایی این است که فرد به‌تدریج بتواند: نیاز خود را بشناسد – آن را بیان کند – حمایت سالم دریافت کند – و محبت و همدلی را بپذیرد.

چگونه با فرد دارای طرحواره محرومیت هیجانی رفتار کنیم؟

اگر فردی که با او رابطه دارید احساس می‌کند دیده یا فهمیده نمی‌شود، چند رفتار می‌تواند مفید باشد.

قبل از ارائه راه‌حل، گوش دهید

گاهی فرد بیشتر از راه‌حل به تجربه شدنِ همدلی نیاز دارد.

احساسات او را کوچک نکنید

جملاتی مانند «زیادی حساس هستی» یا «چیزی نیست» ممکن است احساس درک نشدن را بیشتر کنند.

حمایت خود را واضح بیان کنید

به جای اینکه فرض کنید فرد خودش می‌داند دوستش دارید، گاهی آن را مستقیم بیان کنید:

«من کنارت هستم.»

از او بخواهید نیازش را واضح بگوید

به جای حدس زدن، می‌توانید بپرسید:

«الان بیشتر دوست داری به حرف‌هایت گوش بدهم یا کمکت کنم راه‌حل پیدا کنیم؟»

مرزهای سالم را حفظ کنید

حمایت عاطفی به معنای پذیرفتن تمام خواسته‌های فرد نیست. یک رابطه سالم هم‌زمان به همدلی و مرزبندی نیاز دارد.

تست طرحواره محرومیت هیجانی

برای ارزیابی طرحواره‌های ناسازگار اولیه از ابزارهایی مانند Young Schema Questionnaire (YSQ) استفاده می‌شود.

نسخه‌های مختلف این پرسشنامه برای ارزیابی طرحواره‌های مختلف طراحی شده‌اند و می‌توانند به شناسایی الگوهای مرتبط با محرومیت هیجانی کمک کنند.

با این حال، نمره بالا در یک پرسشنامه به‌تنهایی تشخیص اختلال روانی محسوب نمی‌شود. نتیجه باید در کنار سابقه زندگی، روابط، رفتارها و وضعیت فعلی فرد تفسیر شود.

چه زمانی برای طرحواره محرومیت هیجانی به روانشناس مراجعه کنیم؟

اگر احساس تنهایی عاطفی، ناتوانی در درخواست محبت، مشکلات مکرر در روابط یا باور مداوم به «درک نشدن» باعث اختلال قابل‌توجه در زندگی شما شده است، ارزیابی توسط متخصص سلامت روان می‌تواند کمک‌کننده باشد.

به‌خصوص اگر یک الگوی مشابه را در چند رابطه مختلف تکرار می‌کنید، بهتر است به جای تمرکز صرف بر رفتار یک فرد، الگوی تکرارشونده روابط خود را نیز بررسی کنید.

جمع‌بندی طرحواره محرومیت هیجانی

طرحواره محرومیت هیجانی یعنی فرد انتظار عمیقی داشته باشد که نیازهای عاطفی او به اندازه کافی برآورده نشوند. این نیازها می‌توانند شامل:

  • محبت و مراقبت
  • همدلی و درک شدن
  • حمایت و راهنمایی

باشند.

فرد ممکن است در ظاهر بسیار مستقل باشد یا برعکس، برای دریافت محبت دائماً به دیگران وابسته شود. بنابراین محرومیت هیجانی همیشه یک شکل مشخص ندارد.

شناخت چرخه طرحواره، تشخیص نیازهای عاطفی، بیان مستقیم آنها و ایجاد روابط سالم‌تر می‌تواند بخش مهمی از فرایند تغییر باشد. طرحواره‌درمانی نیز یکی از رویکردهایی است که برای کار با طرحواره‌های ناسازگار اولیه مورد استفاده قرار می‌گیرد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *