تقریباً همه انسانها گاهی در ذهن خود داستان میسازند، آینده را تصور میکنند، با خودشان گفتوگو میکنند یا برای مدتی از دنیای واقعی فاصله میگیرند و در خیال فرو میروند. خیالپردازی بهخودیخود مسئلهای غیرطبیعی نیست؛ اما اگر خیالها بسیار طولانی، شدید و تکرارشونده شوند و کنترل آنها دشوار باشد یا روی کار، تحصیل، خواب، روابط و زندگی روزمره اثر بگذارند، ممکن است با چیزی روبهرو باشیم که در پژوهشها از آن با عنوان خیالپردازی ناسازگار (Maladaptive Daydreaming) یاد میشود.
در این مقاله بررسی میکنیم خیالپردازی ناسازگار چیست، چه علائمی دارد، چه تفاوتی با خیالپردازی معمولی دارد، آیا تستی برای آن وجود دارد، چرا ایجاد میشود و برای کنترل یا درمان آن چه کارهایی میتوان انجام داد.
نکته مهم: خیالپردازی ناسازگار هنوز بهعنوان یک اختلال مستقل در نظامهای تشخیصی رسمی شناخته نشده است. بنابراین مطالب این صفحه نباید بهعنوان تشخیص قطعی در نظر گرفته شود.
خیالپردازی ناسازگار چیست؟

خیالپردازی ناسازگار اصطلاحی پژوهشی برای نوعی خیالپردازی بسیار شدید و غرقکننده است که ممکن است بخش قابلتوجهی از زمان فرد را به خود اختصاص دهد و در بعضی افراد با ناراحتی روانی یا اختلال در عملکرد روزمره همراه شود.
در این حالت، خیالها معمولاً فقط چند فکر پراکنده نیستند. ممکن است فرد در ذهن خود داستانها، شخصیتها، روابط و موقعیتهای نسبتاً پیچیدهای بسازد و بارها به همان سناریوها برگردد. گاهی موسیقی، فیلم، کتاب، تنهایی، بیحوصلگی یا موقعیتهای هیجانی میتوانند شروع یا ادامه این خیالپردازیها را آسانتر کنند.
ویژگی مهم این موضوع فقط «زیاد خیالپردازی کردن» نیست. زمانی که خیالپردازی زمان زیادی میگیرد، کنترل آن دشوار میشود یا فرد به دلیل آن از فعالیتهای واقعی زندگی فاصله میگیرد، اهمیت بالینی بیشتری پیدا میکند.
پژوهشهای انجامشده درباره خیالپردازی ناسازگار نیز بر ویژگیهایی مانند غرقشدن شدید در خیال، داستانهای مفصل، تکرار خیالپردازی، دشواری کنترل و ایجاد ناراحتی یا اختلال در عملکرد تأکید دارند.
آیا خیالپردازی ناسازگار یک اختلال روانی است؟
در حال حاضر نمیتوان خیالپردازی ناسازگار را مانند افسردگی، اختلال وسواس یا ADHD یک تشخیص رسمی و مستقل در نظر گرفت.
این مفهوم از سالها قبل وارد مطالعات روانشناختی شده و پژوهشگران برای شناسایی و اندازهگیری آن ابزارهایی مانند Maladaptive Daydreaming Scale یا MDS را بررسی کردهاند. همچنین معیارهای پیشنهادی و مصاحبههای ساختاریافتهای برای شناسایی آن در پژوهشها مطرح شده است.
در سالهای اخیر حتی مقالههایی منتشر شدهاند که پیشنهاد کردهاند خیالپردازی ناسازگار در آینده جایگاه مشخصتری در طبقهبندی اختلالات روانپزشکی پیدا کند؛ اما چنین پیشنهادهایی به معنی پذیرفتهشدن یک تشخیص رسمی نیستند.
بنابراین بهتر است از عبارتهایی مانند «پدیده»، «الگوی خیالپردازی» یا «خیالپردازی ناسازگار» استفاده کنیم و از تشخیصگذاری صرفاً بر اساس چند علامت یا نتیجه یک پرسشنامه خودداری کنیم.
تست خیالپردازی ناسازگار چیست؟ MDS-16
یکی از ابزارهایی که در پژوهشهای مربوط به خیالپردازی ناسازگار بسیار مورد استفاده قرار گرفته، MDS-16 یا مقیاس 16 سؤالی خیالپردازی ناسازگار است.
این ابزار برای بررسی ویژگیها و شدت خیالپردازیهای ناسازگار طراحی شده و میتواند درباره مواردی مانند میزان غرقشدن در خیال، دشواری کنترل، ناراحتی و تأثیر خیالپردازی بر زندگی اطلاعاتی ارائه کند.
با این حال، یک نکته بسیار مهم وجود دارد: MDS-16 بهتنهایی تشخیص قطعی یک اختلال روانی نمیدهد.
اگر نتیجه یک پرسشنامه نشان دهد که ویژگیهای خیالپردازی ناسازگار در شما زیاد است، بهتر است آن را بهعنوان یک نشانه برای بررسی دقیقتر در نظر بگیرید، نه یک برچسب تشخیصی قطعی.
چه زمانی انجام تست خیالپردازی ناسازگار اهمیت بیشتری پیدا میکند؟
اگر احساس میکنید:
- ساعتهای زیادی را در خیال میگذرانید؛
- کنترل شروع یا پایان خیالپردازی برایتان دشوار است؛
- برای خیالپردازی از کار یا درس فاصله میگیرید؛
- خیالپردازی خواب شما را به تأخیر میاندازد؛
- هنگام خیالپردازی بهشدت در داستان ذهنی خود غرق میشوید؛
- تلاش کردهاید کمتر خیالپردازی کنید اما موفق نشدهاید؛
- یا این موضوع باعث ناراحتی، انزوا یا اختلال در زندگی شما شده است،
بررسی بیشتر میتواند مفید باشد.
علائم خیالپردازی ناسازگار چیست؟
خیالپردازی ناسازگار میتواند در افراد مختلف شکل متفاوتی داشته باشد. مهمترین ویژگیهایی که در مطالعات گزارش شدهاند عبارتاند از:
۱. غرقشدن شدید در خیال
فرد ممکن است آنقدر در سناریوی ذهنی خود غرق شود که برای مدتی توجه بسیار کمی به محیط اطراف داشته باشد.
۲. داستانهای طولانی و پیچیده
خیالپردازیها ممکن است شامل شخصیتهای متعدد، روابط، گفتوگوها و اتفاقات پشتسرهم باشند و حتی مانند یک داستان ادامهدار در ذهن فرد پیش بروند.
۳. تکرار مداوم سناریوها
ممکن است فرد بارها به شخصیتها یا موقعیتهای مشابه برگردد و بخشهایی از داستان ذهنی خود را تکرار کند.
۴. صرف زمان زیاد
یکی از مهمترین نشانهها این است که خیالپردازی بخش قابلتوجهی از زمان روزانه را به خود اختصاص دهد و فرد احساس کند زمان زیادی را از دست داده است.
۵. دشواری در متوقف کردن خیالپردازی
فرد ممکن است بداند که باید به کار دیگری بپردازد، اما بازگشت به دنیای خیال برایش بسیار آسانتر و جذابتر باشد.
۶. اختلال در تمرکز
وقتی بخش زیادی از توجه فرد درگیر سناریوهای ذهنی است، ممکن است انجام تکالیف، مطالعه، کار یا فعالیتهای روزمره دشوارتر شود.
۷. ترجیح خیالپردازی به فعالیتهای واقعی
در بعضی افراد، خیالپردازی به فعالیتی تبدیل میشود که از معاشرت، کار، تحصیل یا سرگرمیهای واقعی جذابتر به نظر میرسد.
۸. احساس گناه یا شرم
فرد ممکن است بعد از ساعتها خیالپردازی از خودش ناراحت شود و احساس کند زمان خود را از دست داده است.
۹. تلاش ناموفق برای کاهش خیالپردازی
یکی دیگر از ویژگیهای مهم، تلاش برای کمکردن یا متوقفکردن خیالپردازی و دشواری در انجام این کار است.
۱۰. حرکات یا رفتارهای همراه با خیالپردازی
در برخی افراد، هنگام خیالپردازی حرکاتی مانند راه رفتن، تکان دادن بدن یا برخی حرکات تکراری دیده میشود. این ویژگی در همه افراد وجود ندارد.
این مجموعه علائم به این معنی نیست که وجود هرکدام از آنها بهتنهایی نشاندهنده خیالپردازی ناسازگار است. شدت، تکرار، کنترلپذیری و تأثیر آن بر زندگی اهمیت زیادی دارند.
آیا حرف زدن با خود و خیالپردازی طبیعی است؟
بله. حرف زدن با خود، تصور گفتوگو، ساختن سناریو در ذهن یا خیالپردازی بهتنهایی نشانه بیماری روانی نیست.
بسیاری از افراد در ذهن خود با دیگران گفتوگو میکنند، یک مکالمه آینده را تمرین میکنند، اتفاقات گذشته را مرور میکنند یا موقعیتهای مختلف را تصور میکنند.
حتی ممکن است فرد هنگام انجام کارهای روزمره با صدای بلند با خودش صحبت کند. این رفتار بهتنهایی نمیتواند به معنای وجود یک اختلال روانی باشد. تفاوت زمانی مهمتر میشود که خیالپردازی:
- بسیار طولانی شود؛
- کنترل آن دشوار باشد؛
- بهطور مکرر فعالیتهای واقعی را کنار بزند؛
- باعث ناراحتی قابلتوجه شود؛
- یا عملکرد تحصیلی، شغلی، اجتماعی و خانوادگی را تحت تأثیر قرار دهد.
بنابراین حرف زدن با خود + خیالپردازی = خیالپردازی ناسازگار نیست.
تفاوت خیالپردازی طبیعی و ناسازگار چیست؟
خیالپردازی معمولی بخشی از فعالیت ذهن انسان است و میتواند به خلاقیت، برنامهریزی، حل مسئله یا سرگرمی کمک کند.
در مقابل، در خیالپردازی ناسازگار مسئله بیشتر به شدت و پیامدهای آن مربوط میشود.
| خیالپردازی معمولی | خیالپردازی ناسازگار |
|---|---|
| معمولاً قابل کنترلتر است | کنترل آن ممکن است دشوار باشد |
| معمولاً مدت محدودی دارد | ممکن است زمان زیادی طول بکشد |
| معمولاً مزاحم زندگی روزمره نیست | ممکن است با زندگی روزمره تداخل ایجاد کند |
| فرد میتواند بهراحتی به فعالیت خود برگردد | بازگشت به فعالیت واقعی ممکن است دشوار باشد |
| معمولاً ناراحتی قابلتوجه ایجاد نمیکند | ممکن است با ناراحتی، گناه یا شرم همراه باشد |
| میتواند بخشی طبیعی از خلاقیت باشد | ممکن است به راهی برای فاصله گرفتن از زندگی واقعی تبدیل شود |
پس مسئله صرفاً این نیست که «چقدر خیالپردازی میکنید»؛ بلکه باید دید این خیالپردازی چه اندازه قابل کنترل است و چه اثری بر زندگی شما دارد.
علت خیالپردازی ناسازگار چیست؟
علت دقیق خیالپردازی ناسازگار هنوز مشخص نشده است و نمیتوان یک دلیل واحد را برای همه افراد در نظر گرفت. پژوهشها ارتباط آن را با عوامل مختلفی بررسی کردهاند؛ از جمله:
- اضطراب (تست اضطراب)
- افسردگی (تست افسردگی)
- تنهایی
- مشکلات تنظیم هیجان
- دشواریهای توجه
- تجربههای ناخوشایند یا فشار روانی
- برخی ویژگیهای وسواسی
- مشکلات مربوط به روابط و دلبستگی
با این حال، باید بین عامل مرتبط و علت قطعی تفاوت گذاشت.
برای مثال، وجود اضطراب در فردی که خیالپردازی ناسازگار دارد به این معنی نیست که اضطراب حتماً علت خیالپردازی او بوده است.
برخی افراد ممکن است از خیالپردازی بهعنوان راهی برای فاصله گرفتن موقت از احساسات ناخوشایند یا شرایط دشوار استفاده کنند. در چنین شرایطی، خیالپردازی ممکن است در کوتاهمدت احساس آرامش ایجاد کند، اما اگر به الگوی اصلی مواجهه با مشکلات تبدیل شود، میتواند با عملکرد روزمره تداخل پیدا کند.
چه چیزهایی خیالپردازی ناسازگار را تحریک میکنند؟
افراد مختلف محرکهای متفاوتی دارند. بعضی از موقعیتهایی که ممکن است خیالپردازی را بیشتر کنند عبارتاند از:
تنهایی
وقتی فرد زمان زیادی را تنها میگذراند، ممکن است ورود به دنیای ذهنی برای او آسانتر شود.
بیحوصلگی
نبود فعالیت یا محرک بیرونی میتواند زمینه را برای خیالپردازی طولانی فراهم کند.
موسیقی
برخی افراد هنگام گوش دادن به موسیقی وارد سناریوهای ذهنی خاصی میشوند.
فیلم، سریال و کتاب
داستانها و شخصیتهای خیالی میتوانند محتوای جدیدی برای خیالپردازی ایجاد کنند.
قبل از خواب
زمانی که محرکهای محیطی کمتر میشوند، ممکن است ذهن فرصت بیشتری برای ادامه دادن سناریوهای خیالی پیدا کند.
فشار روانی
در بعضی افراد، خیالپردازی میتواند راهی برای فاصله گرفتن موقت از یک موقعیت استرسزا باشد.
شناخت این محرکها یکی از قدمهای مهم برای کنترل الگوهای خیالپردازی است.
خیالپردازی ناسازگار در کودکان و نوجوانان
کودکان و نوجوانان معمولاً تخیل فعالی دارند و خیالپردازی، بازی تخیلی و حتی داشتن دوست خیالی میتواند بخشی از رشد طبیعی آنها باشد.
بنابراین صرفاً دیدن یک دوست خیالی یا داستانسازی در کودک به معنی وجود خیالپردازی ناسازگار نیست.
موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که خیالپردازی بهشکل قابلتوجهی با زندگی روزمره کودک تداخل پیدا کند؛ برای مثال کودک بهطور مکرر از فعالیتهای واقعی فاصله بگیرد، در مدرسه یا انجام تکالیف دچار مشکل شود، خوابش تحت تأثیر قرار بگیرد یا نتواند بهراحتی از دنیای خیال به فعالیت واقعی برگردد.
در کودکان و نوجوانان بهتر است پیش از هر نتیجهگیری، شرایط رشدی، محیط خانواده، خواب، اضطراب، مشکلات توجه و سایر عوامل مرتبط نیز بررسی شوند.
خیالپردازی ناسازگار در بزرگسالان

در بزرگسالان، خیالپردازی شدید ممکن است روی جنبههای مختلف زندگی اثر بگذارد. برای مثال فرد ممکن است:
- هنگام کار مرتب وارد سناریوهای ذهنی شود؛
- مطالعه را نیمهکاره رها کند؛
- کارهای مهم را به تعویق بیندازد؛
- زمان زیادی را به تنهایی و خیالپردازی اختصاص دهد؛
- از موقعیتهای اجتماعی واقعی فاصله بگیرد؛
- هنگام خواب وارد داستانهای طولانی شود؛
- یا بعد از ساعتها خیالپردازی احساس کند بخش زیادی از روز را از دست داده است.
در این شرایط، مهم است که فقط خود خیالپردازی بررسی نشود. گاهی پشت این رفتار مشکلات دیگری مانند اضطراب، افسردگی، تنهایی، مشکلات توجه یا دشواری در تنظیم هیجان وجود دارد که نیاز به توجه دارند.
خیالپردازی ناسازگار با چه مشکلاتی ارتباط دارد؟
پژوهشهای مختلف ارتباط میان خیالپردازی ناسازگار و برخی مشکلات روانشناختی را بررسی کردهاند. یک متاآنالیز منتشرشده در سال 2025 که 40 مطالعه و نزدیک به 25 هزار نفر را دربرگرفت، ارتباطهایی میان خیالپردازی ناسازگار و افسردگی، اضطراب، تجزیه، OCD، ADHD و برخی مشکلات دیگر گزارش کرد. در همان مطالعه، ارتباطهایی با تنهایی، مشکلات تنظیم هیجان، شرم و کاهش عزتنفس نیز گزارش شد.
البته این یافتهها رابطه آماری را نشان میدهند و بهتنهایی ثابت نمیکنند که یکی از این مشکلات مستقیماً باعث دیگری میشود.
ارتباط با ADHD
برخی افراد دارای ADHD ممکن است خیالپردازی شدید را تجربه کنند، اما خیالپردازی ناسازگار را نباید صرفاً نوعی بیتوجهی در ADHD دانست.
پژوهشهای جدیدتر نیز نشان دادهاند که خیالپردازی غرقکننده میتواند ویژگیهایی داشته باشد که از مشکل توجه معمول در ADHD متمایز است.
ارتباط با اضطراب و افسردگی
در برخی افراد، خیالپردازی ممکن است بهعنوان راهی برای فاصله گرفتن از احساسات ناخوشایند یا موقعیتهای دشوار مورد استفاده قرار گیرد. به همین دلیل، بررسی اضطراب و افسردگی در ارزیابی فرد اهمیت دارد.
ارتباط با وسواس
برخی مطالعات ارتباط میان خیالپردازی ناسازگار و علائم وسواسی را گزارش کردهاند؛ با این حال، این دو مفهوم یکسان نیستند و وجود خیالپردازی شدید به معنی ابتلا به OCD نیست.
ارتباط با تجربههای ناخوشایند
سابقه تجربههای دشوار یا آسیبزا در برخی افراد گزارش شده است، اما چنین تجربهای در همه افراد دارای خیالپردازی ناسازگار وجود ندارد و نباید آن را علت قطعی این پدیده دانست.
چگونه از خیالپردازی ناسازگار خلاص شویم؟

اگر خیالپردازی برای شما به عادتی وقتگیر تبدیل شده، هدف لزوماً این نیست که تمام خیالپردازی را برای همیشه حذف کنید. هدف مهمتر این است که کنترل بیشتری بر زمان، شدت و زمان شروع آن پیدا کنید.
چند راهکار میتواند کمککننده باشد:
۱. محرکهای خود را پیدا کنید
چند روز یادداشت کنید که چه زمانی بیشتر خیالپردازی میکنید. مثلاً:
- هنگام تنهایی؟
- هنگام گوش دادن به موسیقی؟
- قبل از خواب؟
- بعد از یک اتفاق ناراحتکننده؟
- هنگام بیحوصلگی؟
- هنگام استرس؟
شناخت الگوها، نقطه شروع خوبی برای تغییر است.
۲. زمانهای بدون ساختار را کمتر کنید
اگر بخش بزرگی از روز بدون برنامه باشد، احتمال برگشتن به عادتهای ذهنی قدیمی بیشتر میشود.
برنامه سادهای برای کار، ورزش، مطالعه، ارتباط اجتماعی و استراحت داشته باشید.
۳. محرکهای مشخص را مدیریت کنید
اگر متوجه شدهاید یک محرک خاص تقریباً همیشه خیالپردازی طولانی را شروع میکند، میتوانید مدتی نحوه استفاده از آن را تغییر دهید.
برای مثال اگر موسیقی همیشه باعث ورود به یک سناریوی طولانی میشود، میتوانید هنگام کار یا مطالعه از موسیقی بدون کلام یا محیط آرام استفاده کنید.
۴. به محض متوجه شدن، به زمان حال برگردید
لازم نیست با خیالپردازی مبارزه کنید.
وقتی متوجه شدید دوباره وارد سناریوی ذهنی شدهاید، توجه خود را به یک فعالیت واقعی برگردانید؛ مثلاً چند نفس آرام بکشید، اطراف خود را مشاهده کنید و سپس فعالیتی را که قرار بود انجام دهید ادامه دهید.
۵. فعالیتهای واقعی و لذتبخش بیشتری داشته باشید
اگر دنیای خیال تقریباً تنها منبع سرگرمی یا هیجان شما شده باشد، ایجاد فعالیتهای واقعی جدید میتواند مهم باشد.
ورزش، ارتباط اجتماعی، یادگیری مهارت، فعالیت خلاقانه و تفریح واقعی میتوانند جایگزینهای مناسبی باشند.
۶. با احساس پشت خیالپردازی روبهرو شوید
گاهی بهتر است به جای اینکه فقط بپرسیم «چطور خیالپردازی را متوقف کنم؟»، بپرسیم: وقتی خیالپردازی میکنم از چه چیزی فاصله میگیرم؟
ممکن است پاسخ شامل تنهایی، اضطراب، خشم، غم، احساس بیارزشی یا نیاز به ارتباط باشد. اگر پاسخ برایتان روشن نیست یا روبهرو شدن با آن دشوار است، رواندرمانی میتواند به بررسی این الگو کمک کند.
درمان خیالپردازی ناسازگار چیست؟

از آنجا که خیالپردازی ناسازگار هنوز تشخیص رسمی مستقلی نیست، یک درمان استاندارد و اختصاصی که برای همه افراد توصیه شود وجود ندارد.
با این حال، رواندرمانی میتواند در مدیریت این مشکل و بررسی عوامل همراه آن مفید باشد.
درمان شناختی رفتاری یا CBT یکی از رویکردهایی است که میتواند برای بررسی الگوهای فکری و رفتاری، شناسایی محرکها و ایجاد راهکارهای سازگارانهتر مورد استفاده قرار گیرد. درمان ممکن است به جای تمرکز صرف بر «متوقف کردن خیال»، روی این موارد نیز کار کند:
- شناخت محرکهای خیالپردازی؛
- مدیریت اضطراب؛
- تنظیم هیجان؛
- اصلاح الگوهای اجتنابی؛
- بهبود روابط اجتماعی؛
- افزایش فعالیتهای واقعی و هدفمند؛
- درمان افسردگی یا مشکلات همراه؛
- بررسی مشکلات توجه یا وسواس در صورت وجود.
اگر فرد همزمان مشکل دیگری مانند ADHD، اضطراب، افسردگی یا OCD داشته باشد، ارزیابی و درمان آن مشکل نیز میتواند بخش مهمی از روند درمان باشد.
شواهد اختصاصی درباره درمان خیالپردازی ناسازگار هنوز محدود است و پژوهشهای بیشتری برای مشخصشدن مؤثرترین مداخلات مورد نیاز است. بنابراین بهتر است از وعدههایی مانند «درمان قطعی» یا معرفی یک روش بهعنوان بهترین درمان برای همه افراد خودداری شود.
آیا ذهنآگاهی میتواند به کنترل خیالپردازی کمک کند؟
تمرینهای توجهآگاهی میتوانند به برخی افراد کمک کنند که زودتر متوجه سرگردانی ذهن خود شوند و توجهشان را به زمان حال برگردانند.
با این حال، نباید گفت ذهنآگاهی بهتنهایی درمان قطعی خیالپردازی ناسازگار است.
اگر خیالپردازی شدید، اجباری یا همراه با مشکلات دیگری باشد، بهتر است تمرینهای خودیاری در کنار ارزیابی مناسب و در صورت نیاز رواندرمانی قرار گیرند.
آیا خیالپردازی ناسازگار قابل درمان است؟
بهتر است به جای وعده «درمان کامل» از مفهوم مدیریت و کاهش اثرات مشکل استفاده کنیم.
افراد میتوانند با شناخت محرکها، اصلاح الگوهای رفتاری، افزایش فعالیتهای واقعی و در صورت نیاز دریافت رواندرمانی، کنترل بیشتری روی خیالپردازی خود پیدا کنند.
اما میزان بهبود در افراد مختلف متفاوت است و شواهد پژوهشی درباره درمان اختصاصی این پدیده هنوز در حال شکلگیری است.
چه زمانی برای خیالپردازی ناسازگار به روانشناس مراجعه کنیم؟
اگر خیالپردازی شما:
- ساعتهای زیادی از روز را میگیرد؛
- باعث افت تحصیلی یا شغلی شده است؛
- روابطتان را تحت تأثیر قرار داده است؛
- خواب شما را مختل میکند؛
- باعث انزوای اجتماعی میشود؛
- کنترل آن برایتان دشوار است؛
- بارها تلاش کردهاید آن را کاهش دهید اما موفق نشدهاید؛
- یا باعث ناراحتی قابلتوجه شده است،
بهتر است برای ارزیابی دقیقتر با روانشناس یا متخصص سلامت روان صحبت کنید.
در ارزیابی تخصصی، لازم نیست فقط «خیالپردازی» بررسی شود. متخصص میتواند شرایطی مانند اضطراب، افسردگی، ADHD، OCD، مشکلات خواب و سایر عوامل مرتبط را نیز بررسی کند.
جمعبندی
خیالپردازی بخشی طبیعی از فعالیت ذهن انسان است و بهخودیخود نشانه بیماری نیست. مسئله زمانی مهمتر میشود که خیالپردازی بسیار شدید، زمانبر و دشوار برای کنترل شود و با زندگی واقعی فرد تداخل ایجاد کند.
خیالپردازی ناسازگار در سالهای اخیر به شکل گستردهتری مورد مطالعه قرار گرفته است، اما هنوز در نظامهای تشخیصی رسمی بهعنوان یک اختلال مستقل ثبت نشده است.
تستهایی مانند MDS-16 میتوانند برای بررسی ویژگیهای مرتبط با خیالپردازی ناسازگار مفید باشند، اما نتیجه آنها بهتنهایی تشخیص قطعی محسوب نمیشود.
اگر خیالپردازی باعث اختلال در زندگی شده است، شناخت محرکها، ایجاد ساختار روزانه، افزایش فعالیتهای واقعی و بررسی مشکلات همراه میتواند کمککننده باشد. در مواردی که مشکل شدید یا پایدار است، رواندرمانی و ارزیابی تخصصی میتواند مسیر مناسبتری برای مدیریت آن باشد.
سوالات متداول درباره خیالپردازی ناسازگار
خیالپردازی ناسازگار چیست؟
خیالپردازی ناسازگار به الگویی از خیالپردازی شدید و غرقکننده گفته میشود که ممکن است زمان زیادی بگیرد، کنترل آن دشوار باشد و در برخی افراد باعث ناراحتی یا اختلال در زندگی روزمره شود.
آیا خیالپردازی ناسازگار یک اختلال روانی است؟
در حال حاضر خیالپردازی ناسازگار یک تشخیص مستقل و رسمی در نظامهای تشخیصی رایج نیست، هرچند بهطور گسترده در پژوهشهای روانشناختی بررسی شده است.
تست خیالپردازی ناسازگار چیست؟
یکی از ابزارهای پژوهشی شناختهشده MDS-16 است که ویژگیها و شدت خیالپردازی ناسازگار را بررسی میکند. نتیجه این پرسشنامه بهتنهایی تشخیص قطعی ایجاد نمیکند.
آیا حرف زدن با خود نشانه خیالپردازی ناسازگار است؟
خیر. حرف زدن با خود یا تصور گفتوگو میتواند رفتاری طبیعی باشد. زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که همراه با خیالپردازی شدید و زمانبر باشد و زندگی روزمره را مختل کند.
آیا خیالپردازی زیاد طبیعی است؟
خیالپردازی بخشی طبیعی از فعالیت ذهن است. معیار مهمتر، میزان کنترل، مدت زمان، ناراحتی و تأثیر آن بر عملکرد فرد است.
علت خیالپردازی ناسازگار چیست؟
علت دقیق آن مشخص نیست. پژوهشها ارتباط آن را با عواملی مانند اضطراب، افسردگی، تنهایی، مشکلات تنظیم هیجان، ADHD و برخی مشکلات دیگر بررسی کردهاند، اما این ارتباطها به معنی علت قطعی نیستند.
چگونه از خیالپردازی ناسازگار خلاص شویم؟
شناسایی محرکها، ساختار دادن به زمان، افزایش فعالیتهای واقعی، مدیریت هیجان و در صورت نیاز کمک گرفتن از متخصص سلامت روان میتواند به کنترل این الگو کمک کند.
آیا خیالپردازی ناسازگار درمان دارد؟
برای آن هنوز درمان اختصاصی و استانداردی که برای همه افراد تأیید شده باشد وجود ندارد، اما رواندرمانی و درمان مشکلات همراه میتواند به مدیریت آن کمک کند.
آیا خیالپردازی ناسازگار با ADHD ارتباط دارد؟
پژوهشها ارتباط میان این دو را گزارش کردهاند، اما خیالپردازی ناسازگار را نباید صرفاً معادل بیتوجهی در ADHD دانست.
آیا کودکان هم ممکن است خیالپردازی ناسازگار داشته باشند؟
برخی پژوهشها این پدیده را در کودکان و نوجوانان نیز بررسی کردهاند؛ با این حال، تخیل فعال و بازی خیالی در کودکان بهخودیخود غیرطبیعی نیست و باید شدت و تأثیر آن بر عملکرد کودک بررسی شود.
یجورایی من دوست دارم خیال پردازی کنم بخواطر همین خیال پردازی ها میخوام برم رشته فیلم نامه نویسی
از بچگی با تخیلاتم بزرگ شدم زندگیم به قدری خسته کننده و ناراحت کنندست که اگه تخیلاتم نبود تا الان مرده بودم اونایی که رنج میبرید من نمیتونم درک تون کنم اما امیدوارم خوب بشین ولی واقعا چرا اینجوری هستین
سلام … دوستان
بیایید بنویسید او شخص و امکاناتی که دوست دارید داشته باشید ..
اول خیال پردازی رو متمرکز کنید . و از شاخه به شاخه نشیم
از اون چیز هایی که نوشتی بعضی ها شون بدون هزینه و دم دستی هست میشه تو واقعیت انجامش داد و انجام بدیم
ورزش اول صبح مثل آدم های پولدار .. ورزش کنیم
و هر کاری که دوست داشتم انجامش بدم و نوشتم . باهاش خیال پردازی می کن
انجامش بدیم
بچه ها خواهش میکنم اگر میخواهید مقابله کنید با رویاپردازی ناسازگار فقط بنویسید. هرچیز که به ذهنتون میرسه بنویسید. قوی ترین درمانش همینه. اجازه بدید عادتتون بشه نوشتن.
بالافاصله تا هر خیالی که به ذهنتون اومد همون رو روی کاغذ بنویسید فقط و فقط بنویسید. حتی اگر همون خیالپردازی هست ولی از ذهنتون بیارید روی کاغذ.
میدونم خیلی این رو همه جا دیدید ولی مطمئنا بهش عمل نکردید.
اجازه ندید ذهنتون فرصت داشته باشه. شروع کنید به نوشتن
از کنارش راحت رد نشید؛ نوشتن معجزه میکنه، حتی اگر سخت هست ولی بنویسید ذهنتون رو روی کاغذ بیارید و نتیجهش رو ببینید.🙏🤍 و برام دعا کنید.
و از خدا کمک بگیرید باهاش حرف بزنید؛ تا خدا نخواد اتفاقی نمیفته. خودش آرومتون میکنه.
مطمئن باشید میتونید این عادت رو کنار بزارید .
سلام دوستان خیال پرداز من. حاضری منم بزنید😅😅
سلام
منم همینطورم من خیلی دوست دارم درس بخونم و دوست داشته باشم ولی خب البته ادم برونگرابی هستم و رفیق دارم ولی مشکل من اینه نمیتونم ۵دیقه بدون اینکه خیال پردازی کنم بگذرونم همش در حال خیال پردازیم و اهنگ گوش میکنم قسمت اوج اهنگ که دیگه هیچ.ولی کلا خودمو جای دکتر و پرستار و مهندس و خیلی چیزای دیگه میذارم راستیتش چرا دروغ ارزوهامو توی خیالام زندگی میکنم و از لحاض محبت غیر از بابام از خانوادم محبت زیادی دریافت کردم ولی نمیتونم جلوس خودمو بگیرم همش میخوام اهنگ گوش کنم و خیال پردازی و تازه وقتی اهنگ گوش میکنم باید راه برم و بدوام و اینجور چیزا و من مشکل بدنی دارم موافصلم بیش از حد نرم نباید بپر بپر کنم و اینجور چیزا ولی راه میرم و میدوام.در این حدم میدونم کار اشتباهه که میرم تو اتاقم و درو میبندم تا یوقت کسی نبینتم چون مطمئنم کسی ببینتم میگه دیوونم.تازه قبلا حدودا ۱۲.۱۳سالم بود داداشم یبار دید دارم تو حیاط میدوام گفت دیوونه ای مگه برو خب یجا بشین اهنگ گوش کن(یعنی در این حد غیر طبیعیه)بعد تازه خیال بافیام انقد زیاده که نمیتونم یجا بشینم.
ولی من میخوام جلوشو بگیرم لطفا برام دعا کنید.
سلام عزیزم تمام این حرفایی که گفتی رو منم دارم راه رفتن تو اتاق در بسته و……. تنها فرق من با تو اینه که من درونگرام و به غیر از مامان و بابا و داداشم هیچ کسی رو ندارم دوستایی داشتم هاااا صدمو براشون گذاشتم اما منو دوست نداشتن و ولم کردن🙃 بعضی وقتا احساس میکنم که دوستی و دوست داشته شدن برای من قفله و نمیتونم دوست یا پارتنر مناسب پیدا کنم. و الانم تنهایی رو انتخاب کردم که 24 ساعتش فقط فکر و تخیلات چرت و پرته
وای منم مثل توأم 😭
چندسالته؟
سلام، من بدنبال نام و جایگاه این حالت جستجو کردم تا به اینجا رسیدم🙂
من این حالت را دارم و بشدت از آن لذت میبرم و در زمینه های مختلف خیالپردازی میکنم در گذشته و آینده خودم بقدری دلچسب و فریبنده است مثل بازی گیم زمان بسرعت میگذرد و حس مطبوعی میدهد. در مواقعی که باید سراغم میآید و بسته به زمان آنرا میپذیرم! البته بیشتر زمانهایی بسراغم میآید که فراغت زیاد دارم و یا در حال استراحت بدون خواب هستم. از خیالپردازی برای خلق بعضی از وسایل و یا بهینه کردن آن و یا چیدن اشیا و دکور استفاده میکنم البته بسیار جزئی در حد زندگی روزمره. البته اگر زندگی شلوغ زیبا داشته باشیم و برنامه های روزانه ایده آل داشته باشیم و رفلکس مثبت از عملکردها و فعالیت هایمان بگیریم دیگر جایی برای خیالپردازی نمیماند. ولی در جای خودش ابزار روانی بسیار جالب و زیبایی است و بر زیبایی و پویایی زندگی میافزاید، خوش و سرفراز و رویا پرداز باشید🤩
من تمام این خصوصیات که گفتین دارم اما ازش لذت میبرم چرا ؟
منم این مشکل رو دارم و به درسم به شدت آسیب زد. طوری که از معدلای 19 و خورده ای دهم یازدهم و مدرسه نمونه رسیدم به معدل 13 🙂 و یه رتبه کنکور افتضاح … بنظرم اول از همه باید قبول کنیم همچین موضوعی احتمالا هیچ وقت ازبین نخواهد رفت. چون اگر تصمیم بگیریم برای همیشه ازبین ببریمش و اتفاقا موفق هم بشیم دوباره قطعا به سراغمون خواهد اومد و اونموقع با ناامیدی باهاش مواجه میشیم و احتمالا بیشتر از دفعات قبل بهمون غلبه کنه چون یه احساس سرشکستگی خواهیم داشت که قبلا نتونستیم مهارش کنیم. پس نا امید نشید و یواش یواش هر دفعه سعی کنید کنارش بزارید نه یهویی چون نتیجه عکس داره.دوما برای اینکه حواستون پرت بشه ازین خیالات سریع عمل کنید و کلا تند تند کاراتون رو انجام بدید. شاید مسخره بنظر بیاد ولی جوابگو بوده تا حدی برای من. (البته که میدونم چقدر لذت بخشه و دل کندن ازشون سخته چون خودمم مثل شمام و حتی شاید شدید تر ولی خب یواش یواش و با تعداد دفعات زیاد احتمال اوکی شدنش هست حتی اگر چند هفته طول بکشه) سومیش عذاب وجدان دادن و تلنگر زدن به خوده. یجورایی به خودتون ارزش و اعتماد به نفس کاذب بدید (تظاهر کنید) و با افکارتون درگیر بشید که این افکار ارزش منو پایین میارن(میدونم میدونم به این آسونیا نیست و خیلی مسخره به نظر میاد ولی خب گفتم که زمان میبره و هیچ وقت کامل ازبین نمیره ولی اینجوری جهتش رو میتونید تغییر بدید به سمت مثبت تر).و مورد دیگه همین که اینجا نوشته شده سعی کنید خودتون رو به اون فرد تو خیالتون نزدیک کنید و به خودتون برسید.(اگر کنکور دارید اینقدر به خودتون نگید الان کنکور دارم وقت اینکارا نیست در مقدار کم و کافی هم خیلی نیازه چون بهتون احساس ارزش میده)و اینکه در آخر نظر خودم اینه که سعی نکنید به طور کامل تو دنیای واقعی متمرکز بشید و ذهنتون رو قفل کنید از خیال چون تهش احتمالا قدرت درک و قضاوتتون هم بیاد پایین:/ اگر تو شرایط من هستید احتمالا درس خوندن هم براتون سخته میدونم مثل من غبطه میخورید که کاش منم میتونستم مثل بقیه ادما ساکت و اروم بشینم یه جا بدون اینکه صدام دربیاد فقط درس بخونم :/ ولی نمیشه دیگه چیکار کنیم … پس فعال بخونید. مثلا با خودتون مناظره درسی کنید. گاهی وقتی خیلی احساس آشوب میکنید درون خودتون بیاید رو کاغذ درس بخونید و مثلا یه مفهوم و تصویر سازی کنید رو کاغذ بکشید. با خودکار خط بکشید زیر کلمات و کلا جسمتون رو مثل مغزتون حرکت بدید. فاز متفکرانه بگیرید. تا جای ممکن هم موقع درس خوندن سرعت زیاد داشته باشید. (البته با فکر فشرده و متمرکز روی درس نه سرسری و تو خیال!)
و اینکه آره همین. امیدوارم تونیم این موضوع رو کنترل کنیم و ازش بتونیم درست استفاده کنیم.
وقتی نظرات رو خوندم کمی احساس خوبی بهم دست داد من فکر می کردم که فقط من این مشکل رو دارم و و بخاطر این درد خیلی عذاب می کشم.این رویا پردازی ایم از سال اول راهنمایی شروع شد و وقتی از صمیمی ترین دوستام طرد شدم شروع شد.در حد دوسال اتفاقا خیلی برام خوب بود نمره هام تغییر عجیبی کرد.و به حدی پیشرفت کردم که منی که درس ام داغون بود بدون هیچ مشکلی تجربی قبول شدم.کلاس نهم که بودم کرونا شروع شد و وقتی تنها تر شدم رویا هام بیشتر شد. اون دوسال وقتی رویا پردازی می کردم خیلی به صورت محدود بود و بهش عمل می کردم ولی بعد کرونا اوضاعم بدتر شد. حس تنهایی زیاد و نداشتن همدم باعث شد که بیشتر فکر بکنم و بیشتر رویا پردازی کنم.از پایه نهم تا دوازدهم جزئی از روتین هر روز ام بود و اگر رویا پردازی نمی کردم شب خواب ام نمی برد.من در کل زندگی ام ۳ بار که هر سه بار برای انشا مدرسه بود خیالاتم رو روی کاغذ اوردم و هر سه بار یا فکر می کردن که زندگی خودمه یا می گفتن تو رفتی از روی فیلم تقلید کردی در حالی که این رویا های ذهن منه بدبخت بود😔.بار دوم درباره دختری نوشتم که پدرش مرده،و معلم ام فکر می کرد که زندگی خودمه و بهم ترحم می کرد چند بار بهش گفتم که اون فقط یه انشا بوده ولی باور نمی کرد منم دیگه هیچ وقت جرئت نکردم به کسی بگم که دلیل اصلی ضعف ام چیه😔.چون به حدی جزئیات اون رو دقیق می نوشتم😭😭کنکور دادم و متاسفانه شکست خوردم.از همون مدرسه ایم که قبلا می رفتم هم افتادم و الان ۶ ماه که از کنکور می گذره. تقربیا ارتباط ام رو با دوستام و اقوام پدری و مادری به حد صفر رسوندم. تازه فهمیدم که همین تخیل ها باعث شد که از درس خوندن فاصله بگیرم و خیال پردازی کنم.خیال پردازی هام خیلی زیاد شده و فکر اینکه در واقعیت شکست خوردم منو به سمت خیال پردازی سوق می ده.کاملا می تونم که تشخیص بدم که همش رویا است ولی تا شروع می کنم به درس خودن یا فیلم انگیزشی دیدن یا حتی اهنگ گوش می دیم چند دقیقه غیر ارادی خیال پردازی می کنم بعد که می فهم انقدر از زندگی الانم کلافه و ناراضی ام که باز ادامه اش می دم.تروخدا برام دعا کنید که بتونم کنترل اش کنم وگرنه چند باری فکر خودکشی بهم دست زده اگه نتونمکنترل اش کنم یه بلای سر خودم میارم😔😔😔😔😔
حتی واسه اینکه بخوام اینجا کامنت بزارم کلی خیال پردازی کردم نابود شدم
دیگه هیچ انگیزه ای ندارم
اینجا هم قرار نیست کمکی کنه
میخوام خودکشی کنم
کاش یکی پیدا میشد که بهم کمک کنه که فکر نمیکنم ممکن باشه یا حداقل یکی مثل خودم پیدا میکردم بتونیم به هم کمک کنیم مدت زیادی هست اینجا سر میزنم هر چند وقت یکبار
الان که این کامنت رو اینجا بزارم هم میدونم بعدش دوباره کلی خیال پردازی می کنم رسما دیوانه شدم
حال تعریف کردن چیزی رو ندارم کاش یه نفر وارد مغزم میشد درست میکرد همه چیزو
شاید برم سمت مواد مخدر
هیچ هدفی ندارم هیچ استعداد و مهارتی ندارم
شاید برم سمت مواد مخدر
رفیق؛ خودتم میدونی که نه خودکشی راهشه و نه مواد مخدر. اما من میدونم با وجود اینکه نوشتی هیچ استعداد و مهارتی نداری، بازم یکی دوتا کار هست که توشون بهترینی و میتونی انجامشون بدی و قطعاً کارای مجاز هستن. پس بگرد و نقطه ی قوتت رو پیدا کن و روشون فوکوس کن. خودکشی نه برای تو و نه برای من جواب نیست. امیدوارم این پیامم مسیر زندگیت رو به بهترین شکل تغییر بده. بدون که ما تنها نیستیم.
به هیچ عنوان سراغش نرو و خودتو از چاله تو چاه نزار.
این شمارمه اگه میخوای باهم صحبت میکنیم
شماره یک مشاور هم دارم تو تلگرام بهم پیام بده اون رایگانه بهت کمک میکنه
نه ۹۰ درصد جامعه همینن ارزششو نداره به خودت آسیب بزنی اعتماد به نفس داشته باش به خودت ایمان بیار که میتونی میتونی عوض کنی شرایطو
سلام دوستان
بهترین راهکار به نظر من جایگزینی خیالپردازی با تجسم خلاق است و شما که قدرت خیالپردازی رو دارید براحتی می توانید تجسم خلاق داشته باشید و به اهدافتون برسید حالا فرق این دو تا چیه:
تجسم خلاق ، برای خواسته ها و اهدافمون هست . یعنی من وقتی ک باور داشته باشم ب خواسته هام میرسم میام و اونارو تجسم میکنم . در واقع تجسم خلاق ، یک تجسم هدفمنده و کار بیهوده نیست .
اما خیال پردازی از اسمش پیداس خیاله و برای فرد نمیتونه واقعیت داشته باشه و صرفا برای اینکه فرد حال خوب موقت داشته باشه و موضوع خیال پردازی هدفمند نیست و یک کار بیهودست ، چون فرد باور نداره ک میتونه ب خواسته هاش برسه میاد خیال پردازی میکنه و حتی ب اون خیال پردازیه و اون تجسم هم اعتقادی نداره و باور داره ک نتیجه نمی گیره .
اگه ما باور داشته باشیم وقتی ب خواستمون فک میکنیم و بهش توجه میکنیم ، میتونیم بهش برسیم ، میایم توی ذهنمون ، لحظه ی رسیدن ب اون خواسته رو رسم میکنیم ک واسه اونایی ک باور ندارن میتونن ب خواستشون برسن میشه خیال پردازی و توهم ولی ، برای ما میشه تجسم خلاق چون باور داریم ک میتونیم بهش برسیم .
این همونه فقط اسمش عوض شده. معمولاً یه سریا میگن بهش فکر کن و جذبش میکنی ولی من اعلام میکنم که همش مزخرف محظه.
نمیتونم کنترلش کنم اگ رویا پردازی نکنم خوابم نمیبره بلد نیستم چجوری بدون رویاپردازی بخوابم….گاهی انق توشون غرق میشم که با اتفاقات بد گریه میکنمو با اتفاقات خوب میخندم حتی اداشم در میارم:)
سلام،
مشکل من اینه که تو اتاقم یا وقتی تنهام با خودم زیاد حرف میزنم مثلا تو اتاقم افراد دیگر رو تجسم میکنم و با اونا حرف میزنم و برام عادت شده واقعیتش این کار استرس روزانم رو کاهش میده ولی امسال کنکور دارم و این خیال پردازی زمان من رو میگیره
نمیدونم باید چیکار کنم😔
دارم به این فکر میکنم چی میشد هممون یه جا جمع میشدیم باهمدیگه دوست یودیم تو یه گروه حرف همدیگه رو میفهمیدیم اون وقت به راحتی درمان میشد صددرصد خیلی حرفا داریم که به همدیگه بزنیم
کاش من کنکور دارم 🥲
میتونیم با هم حرف بزنیم.
منم دقیقا این مشکلو دارم و کاملا درکت میکنم
سلام منم همین مشکل دارم چیکار کنم حتی ترک تحصیلم کردم میخوام ادامه بدم نمیتونم دچار خیال پردازی حتی اگه ارزوهامم برآورده شه ذوقی ندارم عادت کردم به خیال پردازی اجتماعی هم نیستم من الان ۱۹ سالمه😪راحل دارید بگید
درود
من تقریباً همهی نظرات رو خوندم و با اینکه هیچکدوم از شما را نمیشناسم حس نزدیکی بهتون دارم و برای تک تک تون اشک ذیختم
در رابطه با خیال پردازی ناسازگارانه همهمون دربارهش میدونیم میخوام روش هایی رو بگم که به من کمک کرد !
اول از اینکه صبور باشید ما یه شبه دچارش نشدیم که یه شبه ترکش کنمیم
به مغزتون بفهمونید که تنها شما این مشکلو ندارید ما یک از هزارانیم
شخصیت های تو ذهنتون جزئیاتشو کمتر کنید مثلا دیگه اسم نزارید براشون یا اسماشون فراموش کنید و بااسم صداشون نزنید
چهرشونو تصور نکنید؛ اندام و.. ؛ کلا کم کم به جزئیات توجه نکنید
سعی کنید با احساساتون کنار بیاید ما انسانیم حق داریم افسرده باشیم حق داریم برای مرگ عزیزانمون ناراحت باشیم حق داریم استرس کنکور داشته باشیم و… از حس های ناخوشایندتون فرار نکنید سعی کنید دوستشون داشته باشید به آغوش بگیرید غمتونو ؛ استرستونو و.. در این رابطه کتاب نیمهی تاریک وجود پیشنهاد میدم
هیچ روانشناسی به من کمک نکرد در این رابطه
ولی باید برید پیشه یه روانشناس چون شما بعد از چند سال میخواید بجای فرار از واقعیت ؛ واقعیتو بپذیرید
از هرچیزی که شما را تحریک میکنه تا حد امکان دوری کنید
از آهنگ ؛ از کتاب ؛ از فیلم ؛ از تنهایی ؛ حمام های طولانی مدت و..
اگه در مرحلهایی هستید که خودتون متوجه شدیددیگه آخرشه حتما به روانپزشک مراجعه کنید
از هیچ راه غیر منطقی مثل کشتن خود خیالی و آدمای خیالی استفاده نکیند نابود میشید
ما بزرگ شدیم بچها نزارید احساساتمون سرکوب کنن حتی اگه تون طرف؛ پدر و مادرتونه نزارید احساسات سرکوب بشه ما زندهایم ما انسانیم
به خودتون امید داشته باشید
این شب تلخ شاید دور گذر ولی آید آن روز که صبح فردا شویم
من شادیم و دوسستون دارم پسرا ودخترایی که مثل خود منید
❤️🩹👋🏼
سلام
من 13 سالمه و از بچه گیم خیال پردازی میکردم
و هنوزم خیال پردازی میکنم.
من تک فرزندم و دوست صمیمی ای ندارم چون نمیتونم با هم سن و سالام کنار بیام!
همیشه دارم خیال پردازی میکنم و خیالام واقعا خیلی دور از منطقه.
من بچه خیلی درس خونی نبودم ولی میتونستم نمره خوبی بیارم.
از پارسال تا شیشمم خیلی عجیب افت درسی کردم و همینطور خیال پردازیمم زیاد شد.
خلاصه که ادم تنبلی شدم، ترس از اجتماع دارم، افسردگی دارم، خیال پردازی ناسازگار دارم.
از وقتی یادمه دنبال جلب توجه بودم و هنه بهم میگفتن حسود و روم خیلی تأثیر گذاشت و همین شد که من خیال پردازیو شروع کردم.
دارم عذاب میکشم نمیدونم باید چیکار کنم.
سلام.
من از بچگی قوه تخیلم خوب بود همه هم میدونستن از همون بچگی همش داستان میگفتم و مامانم برام مینویشت…
به مدت ۸ سال تک فرزند بودم بازی های تخیلی رو خیلی دوست داشتم…. مثلا روز نبود که من بدون داستان بگزرونم
هر چند روز یه داستان…تا تموم میشد میرفتم یه داستان دیگه میساختم… تا اینکه یه روز تابستون سوم به چهارمم یه داستان به ذهنم رسید که اون خیلی جذاب بود برام و مدتش به چند روزنکشید تا تموم بشه دو سال کشید آخرشم تموم نشد… رفتم سراغ یه داستان دیگه اما بعد اینکه اون داستان تموم شد برگشتم دوباره سر قبلی خیلی دوست داشتم ببینم تهش چی میشه… این داستانی میساختم دو فصل بود همش تو همین دوفصل گسترشش میدادم و بازیشو میکردم….و اسم شخصیت اصلی داستان سوریا بود و تو خونه ما خیال بافی من به سوریا بازی معروف شده بود.
اومدیم سال هفتم و کلاسا آنلاین شد تعاملاتم به صفر رسید اون موقع بود که استارت این تخیل لعنتی زده شد
داستانو کوبیدم از اول ساختم اینبار با جزئیات کامل…
اینقدر جزئیات داستانم کامله که ازش میشه یه انیمیشن درست کرد
همه شخصیتم کارتونی هستند خودم تو جلد همشون بازی کردم.الان همه چیو تجربه کردم تو تخیلاتم…
و خب نشستم با خودم فکر کردم ببینم زندگی واقعیم با اون زندگی چه فرقی داره…
فهمیدم هرچی تو داستانم دارم تو زندگی واقعی ندارم و هرچی تو زندگی واقعی دارم تو داستانم ندارم…
نمیدونستم اختلاله فکر میکردم بازیه تا اینکه دوسال پیش این مقاله رو خوندم همه چیش حق بود با یه آهنگ با یه فیلم… با همه چی تخیلم تحریک میشد ولی الان با فیلم و اینا زیاد تحریک نمیشه با ایده های خودم تحریک میشه دوبار سعی کردم کنارش بزارم اولین بار ۱۰ روز بدون تخیل…دومین بار ۲۵ روز ولی به خاطر اون ایده های کوفتی همش میام بازی میکنم…تو اون دوره های ترک ناموفق یه چیزی فهمیدم ،فهمیدم که هر چی تو تخیلاتم تصور کنم شخصیت واقیعم همون شکلی میشه…
مثلا شخصیت اصلیم خیلی زود رنج بود منم بودم
الان شخصیت اصلیم همش تو مسابقات مختلف شرکت میکنه و رتبه های علمی میاره منم دارم تلاش میکنم
ولی این داستان کل زندگیمو گرفته اصلا نمیتونم تمرکز کنم اگه هم بازی نکنم از بی حوصلگی میپوکم نمیدونم چیکار کنم
لطفا یکی یه راه بگه که دست از این رویا پردازی بردارم خیلی داره به کار هام آسیب میزنه از زندگیم عقب افتادم
داشتم نظرات رو میخوندم. متوجه شدم خیلی از افراد هستند که تجاربی مثل من دارن. من یه نوجوونم و به واسطه ی این عادت؛ نمراتم به شدت افت کرده و تو زندگیم اختلال ایجاد شده.
من کاملا اگاهم که خیاله و رویاست نه واقعیت اما همین باعث میشه بخوام بیشتر تصور کنم، نمیتونم فیلم ببینم یا اهنگ گوش بدم یا رمان بخونم، چون به سرعت خودمو جای شخصیت اصلی میذارم و داستان خودمو میسازم. لذت میبرم نمیشه انکارش کرد (حدود ۱۰ ساله که عادت کردم بهش)
مخصوصا اینکه من موقع خیال پردازی راه میرم، عادی حرف میزنم یا حالات صورتم تغییر میکنه(مثل ناراحتی یا شادی).
تا جایی راه میرم که کف پام میسوزه و زانوهام درد میگیره
امیدوارم بتونم کنارش بذارم یا حداقل کمش کنم.
چقد دردناکه که برای فرار از زندگیمون که جذابیتی نداره به رویا پناه بردیم. ارزوی ارامش میکنم برای همه مون.