نتیجه تست طرحواره 232 سوالی

تقویم تاریخ انجام: ۰۴-۰۲-۱۴۰۵
سن سن: 20 تا 25
جنسیت جنسیت:

🔁 انجام مجدد پرسشنامه
مقدمه تفسیر آزمون طرحواره‌های یانگ (فرم بلند ۲۳۲ سوالی)

نتیجه آزمون YSQ-L3 – سنجش طرحواره‌های ناسازگار اولیه

آزمون طرحواره‌های یانگ (فرم بلند ۲۳۲ سوالی) یا YSQ-L3 یکی از معتبرترین و جامع‌ترین ابزارهای روان‌شناختی برای ارزیابی الگوهای عمیق و پایدار فکری و احساسی است. این پرسشنامه توسط جفری یانگ طراحی شده و به منظور شناسایی «طرحواره‌های ناسازگار اولیه» که معمولاً ریشه در تجربیات دوران کودکی و نوجوانی دارند، به کار می‌رود.

این آزمون ۱۸ طرحواره اصلی را در قالب ۵ حوزه بنیادین (شامل بریدگی و طرد، خودگردانی و عملکرد مختل، محدودیت‌های مختل، دیگرجهت‌مندی، و گوش‌به‌زنگی بیش‌ازحد و بازداری) مورد بررسی قرار می‌دهد. طرحواره‌ها در واقع باورهای عمیقی هستند که نحوه نگرش فرد به خود، دیگران و محیط پیرامون را شکل می‌دهند و بر رفتارها و روابط بزرگسالی تأثیر مستقیم می‌گذارند.

تفسیر نتایج این آزمون بر اساس میزان نمرات شما در هر یک از این ۱۸ طرحواره صورت می‌گیرد. نمرات بالاتر نشان‌دهنده‌ی فعالیت بیشتر و تأثیر پررنگ‌تر آن طرحواره در زندگی شماست. این اطلاعات به شما کمک می‌کند تا درک بسیار بهتری از ریشه رفتارهای تکرارشونده، مشکلات ارتباطی، تله‌های زندگی و واکنش‌های هیجانی خود به دست آورید.

توجه داشته باشید که فعال بودن برخی طرحواره‌ها به معنای وجود یک بیماری غیرقابل درمان نیست؛ بلکه این الگوها، تلاش‌های ذهن شما در دوران کودکی برای سازگاری با محیط بوده‌اند که اکنون در بزرگسالی کارایی خود را از دست داده‌اند. هدف از اجرای این آزمون، افزایش خودآگاهی است تا بتوانید با شناخت نقاط آسیب‌پذیر روانی خود، گام‌های موثری در جهت التیام آن‌ها و تغییر الگوهای رفتاری بردارید.

نتایج این آزمون نقشه راه بسیار ارزشمندی برای روان‌شناسان، درمانگران (به‌ویژه متخصصان طرحواره‌درمانی) و مشاوران سلامت روان محسوب می‌شود. با این حال، تفسیر نهایی، دقیق و قطعی باید توسط متخصص و در کنار مصاحبه‌های بالینی انجام شود تا تصویری جامع از وضعیت روانی شما به دست آمده و مسیر درمانی مناسبی تدوین گردد.

خلاصه گزارش
نقشه راهنمای این گزارش:
  • گام اول (خانواده طرحواره‌ها): بررسی وضعیت کلان شما در ۵ حوزه اصلی.
  • گام دوم (تله‌های فعال): معرفی حداکثر ۴ طرحواره مهم شما که نمره بالای ۶۰٪ دارند.
  • گام سوم (الگوهای خطرناک): تحلیل ترکیب‌های آسیب‌زننده (وقتی چند طرحواره همزمان فعال باشند).
  • گام چهارم (نمودار جامع): نمایش دقیق نمرات هر ۱۸ طرحواره.

گام اول: بررسی ۵ حوزه کلان

حوزه اول: انفصال و طرد
وضعیت میانگین: در مرز خطر 58%

نمره بالا یعنی انتظار دارید نیازهای عاطفی شما به ثبات و محبت برآورده نشود.

حوزه دوم: خودگردانی مختل
وضعیت میانگین: در مرز خطر 55%

احساس ناتوانی در عملکرد مستقل و رسیدن به موفقیت بدون کمک دیگران.

حوزه سوم: محدودیت‌های مختل
وضعیت میانگین: در مرز خطر 53%

نقص در رعایت محدودیت‌ها، مسئولیت‌پذیری یا جهت‌گیری بلندمدت.

حوزه چهارم: دیگر جهت‌مندی
وضعیت میانگین: فعال 62%

تمرکز افراطی بر نیازهای دیگران به قیمت نادیده گرفتن نیازهای خود.

حوزه پنجم: گوش‌به‌زنگی و بازداری
وضعیت میانگین: در مرز خطر 57%

سرکوب احساسات و تاکید افراطی بر قواعد، کمال‌گرایی و انتظارات سخت‌گیرانه.

گام دوم: تله‌های فعال (بالای ۶۰٪)

مجازات یا تنبیه (85٪)

زیرمجموعه: گوش‌به‌زنگی و بازداری

باور به اینکه افراد باید به شدت تنبیه شوند.

پذیرش‌جویی (70٪)

زیرمجموعه: دیگر جهت‌مندی

تاکید مفرط بر کسب تایید و توجه.

نقص / شرم (68٪)

زیرمجموعه: انفصال و طرد

احساس بی‌ارزشی درونی و ترس از طرد شدن.

وابستگی / بی‌کفایتی (66٪)

زیرمجموعه: خودگردانی مختل

احساس ناتوانی در انجام مسئولیت‌های روزمره.

گام سوم: الگوهای رفتاری خطرناک (ترکیب طرحواره‌ها)

وابستگی اضطرابی

ناشی از ترکیب: رهاشدگی / بی‌ثباتی وابستگی / بی‌کفایتی

توضیح: ترس از تنها ماندن همراه با احساس بی‌کفایتی، باعث می‌شود فرد به افراد آسیب‌رسان وابسته بماند.

خطر بالینی: ماندن در روابط سمی

اجتناب و بی‌حسی هیجانی

ناشی از ترکیب: پذیرش‌جویی محرومیت هیجانی

توضیح: محرومیت از عاطفه همراه با سرکوب هیجانات؛ فرد تبدیل به یک ربات بی‌احساس می‌شود.

خطر بالینی: خشکی عاطفی و سردی روابط

گام چهارم: نمودار تفکیکی هر ۱۸ طرحواره

■ کمتر از ۴۰٪ (غیرفعال) ■ ۴۰ تا ۶۰٪ (مرز خطر) ■ ۶۰ تا ۸۰٪ (فعال) ■ بالای ۸۰٪ (بسیار شدید)
۰۲۰ ۴۰۶۰ ۸۰۱۰۰
محرومیت هیجانی (انفصال و طرد)
65٪
رهاشدگی / بی‌ثباتی (انفصال و طرد)
64٪
بی‌اعتمادی / بدرفتاری (انفصال و طرد)
49٪
انزوای اجتماعی (انفصال و طرد)
45٪
نقص / شرم (انفصال و طرد)
68٪
شکست (خودگردانی مختل)
48٪
وابستگی / بی‌کفایتی (خودگردانی مختل)
66٪
آسیب‌پذیری (خودگردانی مختل)
51٪
گرفتار / خودتوسعه نیافته (خودگردانی مختل)
56٪
اطاعت (دیگر جهت‌مندی)
55٪
ازخودگذشتگی / ایثار (دیگر جهت‌مندی)
60٪
بازداری هیجانی (گوش‌به‌زنگی و بازداری)
54٪
معیارهای سرسختانه (گوش‌به‌زنگی و بازداری)
57٪
استحقاق / بزرگواری (محدودیت‌های مختل)
44٪
خویشتن‌داری ناکافی (محدودیت‌های مختل)
62٪
پذیرش‌جویی (دیگر جهت‌مندی)
70٪
منفی‌بافی / بدبینی (گوش‌به‌زنگی و بازداری)
30٪
مجازات یا تنبیه (گوش‌به‌زنگی و بازداری)
85٪

حوزه اول: بریدگی و طرد (میانگین نمره: ۵۸٪)

نمره بالا در این حوزه نشان‌دهنده این است که فرد انتظار دارد نیازهایش به امنیت، ثبات، محبت و پذیرش برآورده نشود.

طرحواره محرومیت هیجانی

وضعیت: خطرناک (فعال)
نمره شما ۶۵٪ مرز خطر بالینی ۶۰٪
نمودار شدت طرحواره (مقایسه با مرز خطر)
۶۵٪
مرز خطر
تعریف طرحواره:

باور به اینکه دیگران نیازهای عاطفی شما (محبت، همدلی، حمایت) را برآورده نخواهند کرد.

ریشه شکل‌گیری در گذشته:

سردی عاطفی والدین در کودکی، عدم حضور والد حمایتگر یا نادیده گرفته شدن احساسات کودک.

راهکار مقابله و درمان:

شناسایی دقیق نیازهای عاطفی خود و بیان شفاف آن‌ها به افراد امن زندگی. تمرین برای دریافت محبت بدون احساس شرم یا گناه.

طرحواره رهاشدگی / بی‌ثباتی

وضعیت: خطرناک (فعال)
نمره شما ۶۴٪ مرز خطر بالینی ۶۰٪
نمودار شدت طرحواره (مقایسه با مرز خطر)
۶۴٪
مرز خطر
تعریف طرحواره:

احساس اینکه افراد مهم زندگی‌تان به زودی شما را ترک می‌کنند، می‌میرند یا به دنبال فرد بهتری می‌روند.

ریشه شکل‌گیری در گذشته:

طلاق والدین، مرگ یکی از عزیزان در کودکی، یا رفتار غیرقابل پیش‌بینی و بی‌ثبات مراقبان اصلی.

راهکار مقابله و درمان:

چالش با افکار فاجعه‌ساز هنگام دور شدن موقت عزیزان. ایجاد استقلال عاطفی و توقف رفتارهای چسبنده در روابط.

طرحواره بی‌اعتمادی / بدرفتاری

وضعیت: در مرز خطر
نمره شما ۴۹٪ مرز خطر بالینی ۶۰٪
نمودار شدت طرحواره (مقایسه با مرز خطر)
۴۹٪
مرز خطر
تعریف طرحواره:

انتظار اینکه دیگران به شما ضربه می‌زنند، سوءاستفاده می‌کنند، دروغ می‌گویند یا شما را فریب می‌دهند.

ریشه شکل‌گیری در گذشته:

تجربه سوءاستفاده فیزیکی، عاطفی یا جنسی در کودکی، و یا خیانت و دروغ از سوی افراد نزدیک.

راهکار مقابله و درمان:

یادگیری اعتماد تدریجی به افراد، بررسی شواهد واقعی قبل از قضاوت و عدم تعمیم تجارب تلخ گذشته به همه انسان‌ها.

طرحواره نقص / شرم

وضعیت: خطرناک (فعال)
نمره شما ۶۸٪ مرز خطر بالینی ۶۰٪
نمودار شدت طرحواره (مقایسه با مرز خطر)
۶۸٪
مرز خطر
تعریف طرحواره:

احساس اینکه درونی‌ترین بخش وجود شما ناقص، بد، حقیر یا بی‌ارزش است و اگر دیگران خود واقعی شما را بشناسند، شما را طرد می‌کنند.

ریشه شکل‌گیری در گذشته:

انتقادهای مداوم، تنبیه، تحقیر یا طرد شدن توسط اعضای خانواده و مقایسه شدن با دیگران.

راهکار مقابله و درمان:

شناسایی ویژگی‌های مثبت خود، توقف صدای منتقد درون و تمرین شفقت‌ورزی نسبت به خود.

طرحواره انزوای اجتماعی / بیگانگی

وضعیت: در مرز خطر
نمره شما ۴۵٪ مرز خطر بالینی ۶۰٪
نمودار شدت طرحواره (مقایسه با مرز خطر)
۴۵٪
مرز خطر
تعریف طرحواره:

احساس اینکه با بقیه آدم‌ها فرق دارید، به هیچ گروهی تعلق ندارید و از دنیای بیرون منزوی هستید.

ریشه شکل‌گیری در گذشته:

تفاوت‌های ظاهری، فرهنگی یا طبقاتی خانواده با محیط اطراف، یا تجربه قلدری و طرد شدن توسط همسالان.

راهکار مقابله و درمان:

جستجوی گروه‌ها و افرادی با علایق مشترک، تمرکز بر شباهت‌ها با دیگران به جای تفاوت‌ها و شرکت در فعالیت‌های اجتماعی.

حوزه دوم: خودگردانی و عملکرد مختل (میانگین نمره: ۵۱٪)

نمره بالا به معنای ناتوانی فرد در جدا شدن از خانواده، عملکرد مستقل و رسیدن به موفقیت در دنیای بیرون است.

طرحواره وابستگی / بی‌کفایتی

وضعیت: خطرناک (فعال)
نمره شما ۶۶٪ مرز خطر بالینی ۶۰٪
نمودار شدت طرحواره (مقایسه با مرز خطر)
۶۶٪
مرز خطر
تعریف طرحواره:

احساس ناتوانی در انجام مسئولیت‌های روزمره بدون کمک قابل توجه دیگران.

ریشه شکل‌گیری در گذشته:

والدین بیش از حد حمایتگر که اجازه تجربه و اشتباه کردن را به کودک نداده‌اند.

راهکار مقابله و درمان:

پذیرش مسئولیت‌های کوچک و انجام آن‌ها به تنهایی، تحمل اضطرابِ اشتباه کردن.

طرحواره آسیب‌پذیری نسبت به ضرر

وضعیت: در مرز خطر
نمره شما ۵۱٪ مرز خطر بالینی ۶۰٪
نمودار شدت طرحواره (مقایسه با مرز خطر)
۵۱٪
مرز خطر
تعریف طرحواره:

ترس مبالغه‌آمیز از اینکه هر لحظه ممکن است فاجعه‌ای (پزشکی، مالی، تصادف) رخ دهد.

ریشه شکل‌گیری در گذشته:

انتقال اضطراب از والدین ترسو به کودک، یا تجربه یک رویداد آسیب‌زای ناگهانی در دوران رشد.

راهکار مقابله و درمان:

ارزیابی منطقی و آماری خطرات، مواجهه تدریجی با موقعیت‌های اضطراب‌آور و پرهیز از اطمینان‌جویی مداوم.

طرحواره گرفتار / خودِ تحول‌نیافته

وضعیت: در مرز خطر
نمره شما ۴۰٪ مرز خطر بالینی ۶۰٪
نمودار شدت طرحواره (مقایسه با مرز خطر)
۴۰٪
مرز خطر
تعریف طرحواره:

درگیری عاطفی بیش از حد با یکی از والدین یا افراد مهم زندگی، به طوری که فرد هویت مستقل خود را از دست می‌دهد.

ریشه شکل‌گیری در گذشته:

والدین کنترل‌گر یا نیازمندی که مرزهای سالمی با کودک نداشته‌اند و استقلال او را تهدید می‌دانستند.

راهکار مقابله و درمان:

تعیین مرزهای سالم در روابط، کشف علایق شخصی و توسعه هویتی مجزا از خانواده یا شریک عاطفی.

طرحواره شکست

وضعیت: در مرز خطر
نمره شما ۴۸٪ مرز خطر بالینی ۶۰٪
نمودار شدت طرحواره (مقایسه با مرز خطر)
۴۸٪
مرز خطر
تعریف طرحواره:

باور به اینکه در نهایت شکست خواهید خورد یا در مقایسه با همسالان خود عملکرد ضعیف‌تری دارید.

ریشه شکل‌گیری در گذشته:

تحقیر شدن بابت دستاوردها در کودکی، یا مقایسه مداوم با خواهر و برادرها یا همسالان موفق‌تر.

راهکار مقابله و درمان:

بازتعریف مفهوم موفقیت، تمرکز بر تلاش به جای نتیجه و یادآوری دستاوردهای گذشته.

حوزه سوم: محدودیت‌های مختل (میانگین نمره: ۵۹٪)

این حوزه به نقص در محدودیت‌های درونی، عدم مسئولیت‌پذیری در قبال دیگران و دشواری در جهت‌گیری بلندمدت اشاره دارد.

طرحواره استحقاق / بزرگ‌منشی

وضعیت: در مرز خطر
نمره شما ۵۵٪ مرز خطر بالینی ۶۰٪
نمودار شدت طرحواره (مقایسه با مرز خطر)
۵۵٪
مرز خطر
تعریف طرحواره:

باور به اینکه شما برتر از دیگران هستید و قوانین عادی جامعه نباید برای شما اعمال شود.

ریشه شکل‌گیری در گذشته:

والدین بسیار آسان‌گیر که هیچ محدودیتی برای کودک تعیین نکرده‌اند، یا جبران احساس حقارت پنهان.

راهکار مقابله و درمان:

تمرین همدلی با دیگران، رعایت نوبت و قوانین اجتماعی، و توجه به نیازها و حقوق اطرافیان.

طرحواره خویشتن‌داری و خودانضباطی ناکافی

وضعیت: خطرناک (فعال)
نمره شما ۶۲٪ مرز خطر بالینی ۶۰٪
نمودار شدت طرحواره (مقایسه با مرز خطر)
۶۲٪
مرز خطر
تعریف طرحواره:

ناتوانی در تحمل ناکامی برای رسیدن به اهداف شخصی، و دشواری در کنترل هیجانات و تکانه‌ها.

ریشه شکل‌گیری در گذشته:

عدم آموزش انضباط در کودکی، نبود الگوهای مناسب برای تحمل سختی‌ها و رسیدن به هدف.

راهکار مقابله و درمان:

تقسیم اهداف بزرگ به قدم‌های کوچک، استفاده از سیستم پاداش و تنبیه شخصی و تمرین ذهن‌آگاهی برای کنترل تکانه‌ها.

حوزه چهارم: دیگر جهت‌مندی (میانگین نمره: ۶۱٪)

تمرکز افراطی بر برآوردن نیازهای دیگران به قیمت نادیده گرفتن نیازهای خود، معمولاً برای اجتناب از طرد شدن.

طرحواره اطاعت

وضعیت: در مرز خطر
نمره شما ۵۴٪ مرز خطر بالینی ۶۰٪
نمودار شدت طرحواره (مقایسه با مرز خطر)
۵۴٪
مرز خطر
تعریف طرحواره:

احساس اجبار برای تسلیم شدن به خواست دیگران جهت جلوگیری از خشم یا طرد آن‌ها.

ریشه شکل‌گیری در گذشته:

والدین مستبد و کنترل‌گر که مخالفت کودک را با تنبیه یا قطع محبت پاسخ می‌دادند.

راهکار مقابله و درمان:

تمرین مهارت جرات‌مندی (نه گفتن)، ابراز نظر شخصی در مسائل کوچک و به رسمیت شناختن خشم‌های سرکوب شده.

طرحواره ایثار

وضعیت: خطرناک (فعال)
نمره شما ۶۰٪ مرز خطر بالینی ۶۰٪
نمودار شدت طرحواره (مقایسه با مرز خطر)
۶۰٪
مرز خطر
تعریف طرحواره:

فدا کردن داوطلبانه نیازهای خود برای کمک به دیگران، به منظور جلوگیری از احساس گناه.

ریشه شکل‌گیری در گذشته:

والدینی که همیشه ضعیف، بیمار یا افسرده بوده‌اند و کودک مجبور بوده نقش مراقب را برای آن‌ها ایفا کند.

راهکار مقابله و درمان:

توجه به نیازهای خود به عنوان یک اولویت، یادگیری این موضوع که کمک به خود خودخواهی نیست.

طرحواره تاییدطلبی / جلب توجه

وضعیت: خطرناک (فعال)
نمره شما ۷۰٪ مرز خطر بالینی ۶۰٪
نمودار شدت طرحواره (مقایسه با مرز خطر)
۷۰٪
مرز خطر
تعریف طرحواره:

تأکید مبالغه‌آمیز بر کسب تایید، توجه و تحسین دیگران به جای ایجاد یک احساس ارزشمندی درونی.

ریشه شکل‌گیری در گذشته:

دریافت محبت مشروط از سوی والدین (فقط زمانی که کودک کار برجسته‌ای انجام می‌داد).

راهکار مقابله و درمان:

یافتن ارزش‌های درونی مستقل از نظر دیگران، تمرین انجام کارها برای دلخوشی خود نه برای تحسین شدن.

حوزه پنجم: گوش‌به‌زنگی و بازداری (میانگین نمره: ۵۶٪)

سرکوب احساسات و تاکید افراطی بر قواعد، کمال‌گرایی و انتظارات سخت‌گیرانه برای جلوگیری از اشتباه.

طرحواره منفی‌گرایی / بدبینی

وضعیت: سالم (غیرفعال)
نمره شما ۳۰٪ مرز خطر بالینی ۶۰٪
نمودار شدت طرحواره (مقایسه با مرز خطر)
۳۰٪
مرز خطر
تعریف طرحواره:

تمرکز مداوم بر جنبه‌های منفی زندگی (درد، مرگ، از دست دادن، خیانت) و نادیده گرفتن جنبه‌های مثبت.

ریشه شکل‌گیری در گذشته:

الگوبرداری از والدین بدبین، یا تجربه رویدادهای تلخ که باعث شده کودک دنیا را جای ناامنی بداند.

راهکار مقابله و درمان:

تمرین شکرگزاری روزانه، به چالش کشیدن پیش‌بینی‌های منفی و یادداشت کردن اتفاقات مثبت.

طرحواره بازداری هیجانی

وضعیت: در مرز خطر
نمره شما ۵۰٪ مرز خطر بالینی ۶۰٪
نمودار شدت طرحواره (مقایسه با مرز خطر)
۵۰٪
مرز خطر
تعریف طرحواره:

سرکوب افراطی احساسات و ارتباطات خودآیند (مانند خشم، شادی یا گریه) برای جلوگیری از شرمندگی یا از دست دادن کنترل.

ریشه شکل‌گیری در گذشته:

خانواده‌هایی که ابراز احساسات در آن‌ها نشانه ضعف تلقی می‌شد یا مجازات در پی داشت.

راهکار مقابله و درمان:

تمرین ابراز احساسات در محیط‌های امن، نوشتن روزانه احساسات و انجام فعالیت‌های هنری یا هیجانی.

طرحواره معیارهای سرسختانه / عیب‌جویی افراطی

وضعیت: در مرز خطر
نمره شما ۵۷٪ مرز خطر بالینی ۶۰٪
نمودار شدت طرحواره (مقایسه با مرز خطر)
۵۷٪
مرز خطر
تعریف طرحواره:

تلاش بی‌وقفه برای رسیدن به استانداردهای بلندپروازانه که معمولاً به فرسودگی، استرس و انتقاد از خود منجر می‌شود.

ریشه شکل‌گیری در گذشته:

والدین کمال‌گرا که عشقشان منوط به پیشرفت عالی و بی‌نقص بودن کودک بود.

راهکار مقابله و درمان:

کاهش استانداردها به میزان ۲۰٪، تمرکز بر لذت بردن از مسیر به جای نتیجه، و توقف مقایسه خود با بهترین‌ها.

طرحواره تنبیه

وضعیت: خطرناک (فعال)
نمره شما ۸۵٪ مرز خطر بالینی ۶۰٪
نمودار شدت طرحواره (مقایسه با مرز خطر)
۸۵٪
مرز خطر
تعریف طرحواره:

باور به اینکه افراد باید به خاطر اشتباهاتشان به شدت مجازات شوند؛ هم خودتان و هم دیگران.

ریشه شکل‌گیری در گذشته:

والدین تنبیه‌گر، خشن و بی‌گذشت که در قبال خطاهای کودک انعطاف‌پذیری نشان نمی‌دادند.

راهکار مقابله و درمان:

پرورش بخشش نسبت به خود و دیگران، درک اینکه اشتباه کردن بخشی از ذات انسان است و یادگیری از خطاها به جای خودسرزنشی.

پاسخ‌های شما به پرسشنامه
#1 کسی نیست که بتواند نیازهای عاطفی مرا به اندازه کافی برآورده کند. پاسخ شما: کاملا موافقم
#2 احساس می‌کنم به اندازه کافی عشق و توجه نگرفته‌ام. پاسخ شما: کاملا موافقم
#3 اغلب کسی را نداشته‌ام که برای راهنمایی و حمایت عاطفی به او تکیه کنم. پاسخ شما: کاملا مخالفم
#4 معمولاً کسی نبوده که از من حمایت کند، به حرفم گوش دهد و برایش مهم باشم. پاسخ شما: کاملا مخالفم
#5 در بیشتر زندگی‌ام کسی را نداشته‌ام که با من صمیمی باشد و وقت قابل توجهی برای من بگذارد. پاسخ شما: کاملا موافقم
#6 به طور کلی کسی نبوده که به من محبت، عاطفه و صداقت نشان دهد. پاسخ شما: کاملا موافقم
#7 اغلب احساس نکرده‌ام که برای کسی فردی مهم و ویژه باشم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#8 در بیشتر مواقع کسی نبوده که واقعاً حرف دلم را بشنود و مرا درک کند. پاسخ شما: کاملا مخالفم
#9 وقتی کاری را بلد نبوده‌ام، به ندرت کسی مرا راهنمایی کرده است. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#10 نگرانم عزیزانم به زودی از دنیا بروند، حتی بدون دلیل جدی. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#11 به افراد نزدیکم خیلی وابسته‌ام چون می‌ترسم ترکم کنند. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#12 اغلب نگرانم نزدیکانم مرا رها کنند. پاسخ شما: کاملا موافقم
#13 احساس می‌کنم تکیه‌گاه عاطفی امن و باثباتی ندارم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#14 فکر می‌کنم روابط مهم زندگی‌ام دوام ندارند و زود تمام می‌شوند. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#15 معمولاً وارد رابطه با افرادی می‌شوم که به تعهدشان پایبند نیستند. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#16 احساس می‌کنم در نهایت تنها می‌مانم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#17 وقتی احساس می‌کنم فردی که برایم مهم است از من فاصله می‌گیرد، خیلی ناامید می‌شوم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#18 گاهی ترس از ترک شدن باعث می‌شود ناخواسته دیگران را دور کنم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#19 وقتی کسی حتی برای مدت کوتاه مرا ترک می کند، خیلی ناراحت می‌شوم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#20 عموماً نمی توانم به حمایت اطرافیان تکیه کنم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#21 نمی‌توانم رابطه صمیمی بسازم چون مطمئن نیستم دیگران کنارم بمانند. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#22 به نظر می‌رسد افراد مهم زندگی‌ام مدام عوض می‌شوند. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#23 می‌ترسم عزیزانم فرد دیگری را ترجیح دهند و مرا ترک کنند. پاسخ شما: کاملا موافقم
#24 افراد نزدیک زندگی‌ام رفتار قابل پیش‌بینی نداشته‌اند. پاسخ شما: کاملا موافقم
#25 آن‌قدر به دیگران وابسته‌ام که مدام نگران از دست دادنشان هستم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#26 نمی‌توانم خود واقعی و احساساتم را نشان دهم چون از ترک شدن می‌ترسم. پاسخ شما: کاملا مخالفم
#27 احساس می‌کنم دیگران از من سوءاستفاده می‌کنند. پاسخ شما: کاملا مخالفم
#28 اغلب حس می‌کنم باید از خودم در برابر دیگران محافظت کنم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#29 فکر می‌کنم اگر مراقب نباشم، دیگران ممکن است به من آسیب بزنند. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#30 وقتی کسی خیلی به من خوبی می‌کند، معمولاً به نیتش شک می‌کنم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#31 باور دارم دیگران دیر یا زود به من خیانت می‌کنند. پاسخ شما: کاملا موافقم
#32 اغلب فکر می‌کنم مردم بیشتر دنبال منافع خودشان هستند. پاسخ شما: کاملا موافقم
#33 در اعتماد کردن به دیگران مشکل دارم. پاسخ شما: نه موافقم نه مخالف
#34 نسبت به نیت و انگیزه دیگران بدگمان هستم. پاسخ شما: کاملا مخالفم
#35 احساس می‌کنم مردم به ندرت صادق هستند و بیشتر ریاکاری می‌کنند. پاسخ شما: کاملا مخالفم
#36 معمولاً به انگیزه‌های پنهان دیگران فکر می‌کنم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#37 اگر حس کنم کسی می‌خواهد به من آسیب بزند، پیش‌دستی می‌کنم. پاسخ شما: نه موافقم نه مخالف
#38 معمولاً فکر می‌کنم مردم باید اول قابل اعتماد بودنشان را ثابت کنند. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#39 برای مطمئن شدن از صداقت یا نیت دیگران، آن‌ها را امتحان می‌کنم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#40 باور دارم اگر دیگران را کنترل نکنم، آن‌ها مرا کنترل می‌کنند. پاسخ شما: نه موافقم نه مخالف
#41 وقتی به بدرفتاری یا خشونتی که در زندگی دیده‌ام فکر می‌کنم، خشمگین می‌شوم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#42 در زندگی‌ام افرادی به من نزدیک شده‌اند تا از من سوءاستفاده کنند. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#43 افراد مهم زندگی‌ام با من بدرفتاری عاطفی، جسمی یا جنسی داشته‌اند. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#44 حس می کنم وصله ناجور اجتماع هستم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#45 اساساً احساس می‌کنم با دیگران فرق زیادی دارم. پاسخ شما: کاملا مخالفم
#46 نمی‌توانم حس تعلق واقعی داشته باشم و آدمی گوشه‌گیر هستم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#47 احساس می‌کنم با دیگران بیگانه‌ام. پاسخ شما: کاملا موافقم
#48 اغلب احساس تنهایی و انزوا می‌کنم. پاسخ شما: نه موافقم نه مخالف
#49 معمولاً حس می‌کنم در جمع جایی ندارم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#50 احساس می‌کنم هیچ‌کس واقعاً مرا درک نمی‌کند. پاسخ شما: کاملا مخالفم
#51 خانواده من با بیشتر خانواده‌ها فرق داشته است. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#52 برخی اوقات احساس می کنم کاملاً بیگانه ام. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#53 فکر می‌کنم اگر ناپدید شوم، کسی متوجه نمی‌شود. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#54 فکر می‌کنم اگر عیب‌هایم را ببینند، دیگر دوستم نخواهند داشت. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#55 اگر کسی مرا همان‌طور که هستم بشناسد، با من صمیمی نمی‌شود. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#56 در درون خودم احساس می‌کنم بی‌ارزش و مشکل‌دار هستم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#57 احساس می‌کنم نمی‌توانم وارد رابطه‌ای محترمانه و سالم شوم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#58 باور دارم شایسته عشق، توجه و احترام نیستم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#59 احساس می‌کنم هیچ‌کس مرا دوست ندارد. پاسخ شما: کاملا موافقم
#60 شخصیتم را پر از نقص می‌بینم و کنار دیگران راحت نیستم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#61 اگر دیگران متوجه عیب و ایرادهای من بشوند، نمی توانم توی رویشان نگاه کنم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#62 وقتی دیگران دوستم دارند، حس می‌کنم آن‌ها را فریب داده‌ام. پاسخ شما: کاملا موافقم
#63 اغلب جذب افرادی می‌شوم که از من ایراد می‌گیرند یا طردم می‌کنند. پاسخ شما: کاملا موافقم
#64 رازهایی دارم که نمی‌خواهم نزدیکانم بدانند. پاسخ شما: کاملا مخالفم
#65 احساس می کنم تقصیر من است که والدینم نتوانستند به قدر کافی دوستم داشته باشند. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#66 نمی‌گذارم دیگران خود واقعی مرا بشناسند. پاسخ شما: کاملا موافقم
#67 یکی از بزرگ‌ترین ترس‌هایم آشکار شدن نقص‌هایم است. پاسخ شما: کاملا موافقم
#68 واقعاً درک نمی‌کنم چطور ممکن است کسی مرا دوست داشته باشد. پاسخ شما: کاملا موافقم
#69 احساس می‌کنم تقریباً هیچ کاری را به خوبی دیگران انجام نمی‌دهم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#70 هر زمان پیشرفتی در کارم به وجود می آید، احساس بی کفایتی می کنم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#71 باور دارم بیشتر مردم از نظر شغلی یا تحصیلی از من توانمندترند. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#72 احساس می‌کنم آدم شکست‌خورده‌ای هستم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#73 فکر می‌کنم دیگران در کار یا تحصیل از من بااستعدادترند. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#74 احساس می‌کنم در کار یا تحصیل به اندازه دیگران باهوش نیستم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#75 شکست‌هایم در کار یا تحصیل باعث شرمساری من است. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#76 به خاطر نداشتن دستاورد کافی، در جمع خجالت می‌کشم. پاسخ شما: نه موافقم نه مخالف
#77 وقتی خودم را با دیگران مقایسه می‌کنم، آن‌ها را موفق‌تر می‌بینم. پاسخ شما: کاملا مخالفم
#78 احساس می‌کنم از پس کارهای روزمره به تنهایی برنمی‌آیم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#79 احساس می‌کنم به کمک دیگران نیاز دارم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#80 باور دارم نمی‌توانم به تنهایی مسئولیت‌های زندگی‌ام را مدیریت کنم. پاسخ شما: نه موافقم نه مخالف
#81 فکر می‌کنم دیگران بهتر از من می‌توانند از من مراقبت کنند. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#82 در کارهای جدید بدون راهنمایی دیگران دچار مشکل می‌شوم. پاسخ شما: کاملا مخالفم
#83 خودم را در کارهای روزمره فردی وابسته می‌دانم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#84 انجام هر کاری، حتی اگر خارج از حوزه کار (یا تحصیل) باشد، مرا ناراحت و عصبی می کند. پاسخ شما: کاملا موافقم
#85 در بسیاری از جنبه‌های زندگی خودم را بی‌کفایت می‌دانم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#86 اگر به قضاوت خودم تکیه کنم، تصمیم‌های اشتباه می‌گیرم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#87 احساس می‌کنم عقل درست و حسابی ندارم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#88 به قضاوت‌های روزمره خودم اعتماد ندارم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#89 نمی‌توانم به توانایی خودم در حل مشکلات تکیه کنم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#90 احساس می‌کنم برای حل مشکلاتم به راهنمای قابل اعتماد نیاز دارم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#91 وقتی باید مسئولیت کارهای روزمره را بپذیرم، بیشتر شبیه کودک رفتار می‌کنم تا یک فرد بالغ. پاسخ شما: نه موافقم نه مخالف
#92 پذیرش مسئولیت‌های زندگی برایم سخت و خسته‌کننده است. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#93 احساس می‌کنم همیشه ممکن است اتفاق بدی بیفتد. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#94 می‌ترسم هر لحظه فاجعه‌ای طبیعی، جنایی یا پزشکی برایم رخ دهد. پاسخ شما: نه موافقم نه مخالف
#95 می‌ترسم روزی بی‌خانمان شوم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#96 می‌ترسم کسی به من حمله کند. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#97 بیش از حد مراقبم تا بیمار نشوم یا آسیبی نبینم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#98 نگران ابتلا به بیماری خطرناک هستم، حتی وقتی پزشک می‌گوید مشکلی نیست. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#99 خودم را آدمی ترسو می‌دانم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#100 نگران اتفاقات بدی مثل جرم، آلودگی یا حادثه در دنیا هستم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#101 گاهی حس می‌کنم ممکن است دیوانه شوم. پاسخ شما: نه موافقم نه مخالف
#102 اغلب احساس می کنم که دچار یک حمله اضطرابی (پانیک) شده ام. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#103 نگرانم سکته کنم یا سرطان بگیرم، حتی بدون دلیل پزشکی. پاسخ شما: کاملا موافقم
#104 احساس می‌کنم دنیا جای خطرناکی است. پاسخ شما: کاملا مخالفم
#105 نمی‌توانم مثل دیگران از والدینم جدا شوم. پاسخ شما: نه موافقم نه مخالف
#106 من و والدینم بیش از حد در زندگی هم دخالت داریم. پاسخ شما: نه موافقم نه مخالف
#107 اگر چیزی را از والدینم پنهان کنم، احساس گناه یا خیانت می‌کنم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#108 من و والدینم اگر هر روز صحبت نکنیم، احساس بدی پیدا می‌کنیم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#109 احساس می‌کنم هویت مستقلی جدا از والدین یا همسرم ندارم. پاسخ شما: نه موافقم نه مخالف
#110 احساس می‌کنم زیر سایه والدینم زندگی می‌کنم و نمی‌توانم مستقل باشم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#111 جدایی از افراد صمیمی برایم خیلی سخت و آزاردهنده است. پاسخ شما: کاملا موافقم
#112 هویتم آن‌قدر با والدین یا همسرم درآمیخته که نمی‌دانم خودم چه می‌خواهم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#113 وقتی عقایدم با والدین یا همسرم فرق دارد، مضطرب می‌شوم. پاسخ شما: کاملا مخالفم
#114 احساس می‌کنم در رابطه با والدین یا همسرم هیچ حریم خصوصی ندارم. پاسخ شما: نه موافقم نه مخالف
#115 می‌ترسم اگر زندگی مستقلی داشته باشم، والدینم ناراحت شوند. پاسخ شما: کاملا موافقم
#116 در کار دیگران دخالت نمی‌کنم چون از عواقبش می‌ترسم. پاسخ شما: کاملا مخالفم
#117 اعتقاد دارم اگر بخواهم هر کاری انجام بدهم، برای خودم دردسر درست می کنم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#118 احساس می‌کنم باید تسلیم خواسته دیگران شوم تا مرا ترک نکنند یا تلافی نکنند. پاسخ شما: کاملا مخالفم
#119 در رابطه‌ها به دیگران اجازه می‌دهم بر من مسلط شوند. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#120 اغلب به دیگران اجازه می‌دهم به جایم تصمیم بگیرند و نمی‌دانم خودم چه می‌خواهم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#121 احساس می‌کنم تصمیم‌های مهم زندگی‌ام را دیگران می‌گیرند. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#122 برای اینکه طرد نشوم، معمولاً سعی می‌کنم مطابق میل دیگران رفتار کنم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#123 خیلی برای من مشکل است که از دیگران تقاضا کنم حقوقم را رعایت و احساساتم را درک کنند. پاسخ شما: کاملا مخالفم
#124 خشمم را مستقیم نشان نمی‌دهم و غیرمستقیم بروز می‌دهم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#125 بیشتر از دیگران از درگیری و تعارض فرار می‌کنم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#126 نیازهای دیگران را جلوتر از نیازهای خودم می‌گذارم و اگر این کار را نکنم عذاب وجدان می‌گیرم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#127 وقتی کسی را ناامید می‌کنم، احساس گناه شدیدی دارم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#128 ترجیح می‌دهم به دیگران کمک کنم تا از آن‌ها کمک بخواهم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#129 معمولاً مسئول مراقبت از نزدیکانم می‌شوم. پاسخ شما: نه موافقم نه مخالف
#130 اگر کسی را دوست داشته باشم، تقریباً همه کارهای او را تحمل می کنم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#131 خودم را آدم خوبی می‌دانم چون بیشتر به دیگران فکر می‌کنم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#132 در محیط کار، معمولاً داوطلبانه وقت بیشتری صرف می کنم یا کار بیشتری انجام می دهم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#133 حتی وقتی خیلی مشغولم، برای دیگران وقت می‌گذارم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#134 از خودم توقع کمی دارم و نیازهایم را ناچیز می‌دانم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#135 تنها وقتی خوشحال می شوم که اطرافیانم خوشحال باشند. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#136 از بس که سرگرم مراقبت از دیگران هستم، وقت کمی برای خودم می ماند. پاسخ شما: نه موافقم نه مخالف
#137 تقریباً همیشه شنونده حرف‌ها و درد دل دیگران بوده‌ام. پاسخ شما: کاملا موافقم
#138 از هدیه دادن بیشتر از هدیه گرفتن خوشحال می‌شوم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#139 دیگران فکر می‌کنند برای همه تلاش می‌کنم جز خودم. پاسخ شما: نه موافقم نه مخالف
#140 هرقدر هم برای دیگران تلاش می‌کنم، باز حس می‌کنم کافی نیست. پاسخ شما: کاملا موافقم
#141 اگر کار دلخواه خودم را انجام بدهم، عذاب وجدان می‌گیرم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#142 برای من خیلی مشکل است که از دیگران بخواهم نیازها و خواسته هایم را برآورده کنند. پاسخ شما: کاملا موافقم
#143 نگرانم کنترل خودم را از دست بدهم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#144 می‌ترسم اگر خشمم را مهار نکنم، به دیگران آسیب بزنم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#145 فکر می‌کنم باید احساسات و تکانه‌هایم را شدیداً کنترل کنم و گرنه احتمال دارد اتفاق بدی بیفتد. پاسخ شما: کاملا موافقم
#146 خشم و کینه زیادی دارم که آن‌ها را نشان نمی‌دهم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#147 از نشان دادن محبت و احساسات مثبت خجالت می‌کشم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#148 وقتی احساساتم را بروز می‌دهم، دچار شرم می‌شوم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#149 برای من سخت است صمیمی و راحت رفتار کنم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#150 آن‌قدر خودم را کنترل می‌کنم که بی‌احساس به نظر می‌رسم. پاسخ شما: کاملا مخالفم
#151 از نظر دیگران معمولاً فردی عصبی و ناراحت به نظر می‌رسم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#152 احساس می‌کنم باید در هر کاری بهترین باشم و نمی‌توانم نفر دوم بودن را بپذیرم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#153 تلاش می کنم که همیشه تمام کارها را به بهترین نحو ممکن انجام دهم. پاسخ شما: کاملا مخالفم
#154 بیشتر اوقات باید در بهترین حالت باشم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#155 هیچ‌وقت «به اندازه کافی خوب» بودن مرا راضی نمی‌کند. پاسخ شما: کاملا موافقم
#156 آن‌قدر کار و مسئولیت دارم که آرامش کمی در زندگی‌ام باقی مانده است. پاسخ شما: کاملا مخالفم
#157 معمولاً از عملکردم راضی نیستم و فکر می‌کنم می‌توانستم بهتر باشم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#158 احساس می‌کنم باید بدون استثنا همه مسئولیت‌هایم را انجام دهم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#159 برای رسیدن به هدف‌هایم مدام به خودم فشار می‌آورم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#160 به خاطر سخت‌گیری زیاد به خودم، روابط من آسیب دیده است. پاسخ شما: کاملا موافقم
#161 سلامتی من در خطر است زیرا به دلیل اصرار بر انجام کارهای بدون عیب و نقص، به شدت تحت استرس هستم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#162 اغلب لذت‌ها و خوشی‌ها را فدای انجام کامل و دقیق کارها می‌کنم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#163 وقتی اشتباه می کنم، خودم را مستحق شدیدترین و بی رحمانه ترین انتقادها می دانم. پاسخ شما: کاملا مخالفم
#164 وقتی که کاری را اشتباه انجام می دهم، نمی توانم خودم را توجیه کنم یا ببخشم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#165 فردی بسیار رقابت‌طلب هستم. پاسخ شما: نه موافقم نه مخالف
#166 پول، موفقیت و جایگاه اجتماعی برایم اهمیت زیادی دارد. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#167 احساس می‌کنم همیشه باید از همه بهتر باشم. پاسخ شما: نه موافقم نه مخالف
#168 شنیدن جواب منفی برایم بسیار سخت است. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#169 وقتی به خواسته‌ام نمی‌رسم، زود خشمگین می‌شوم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#170 آدم خاصی هستم و نمی توانم محدودیت هایی را که بر سر راه دیگران وجود دارد، بپذیرم. پاسخ شما: کاملا مخالفم
#171 از محدود شدن یا مانع‌تراشی دیگران به‌شدت بیزارم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#172 فکر می‌کنم لازم نیست همیشه از قوانین و قواعد رایج پیروی کنم. پاسخ شما: نه موافقم نه مخالف
#173 باور دارم خواسته‌ها و کارهای من از دیگران مهم‌تر است. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#174 معمولاً نیازهای خودم را در اولویت قرار می‌دهم. پاسخ شما: کاملا مخالفم
#175 اغلب آن‌قدر درگیر کارهایم هستم که برای دوستان و خانواده وقتی نمی‌ماند. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#176 خیلی‌ها به من می‌گویند بیش از حد کنترل‌گر هستم. پاسخ شما: نه موافقم نه مخالف
#177 وقتی دیگران مطابق خواسته‌ام رفتار نمی‌کنند، خیلی عصبانی می‌شوم. پاسخ شما: کاملا مخالفم
#178 تحمل دستور گرفتن از دیگران را ندارم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#179 کنترل رفتارهای تکانشی مثل مصرف مواد، سیگار، پرخوری یا رفتارهای مشکل‌ساز برایم سخت است. پاسخ شما: کاملا موافقم
#180 کارهای روزمره و تکراری زندگی خیلی زود مرا کلافه می‌کند. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#181 اغلب بر اساس احساسات و تکانه‌هایم عمل می‌کنم و این موضوع هم برای خودم دردسرساز می‌شود و هم دیگران را آزار می‌دهد. پاسخ شما: کاملا موافقم
#182 اگر به یکی از هدف‌هایم نرسم، خیلی زود ناامید می‌شوم و ادامه نمی‌دهم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#183 برایم سخت است برای هدف‌های بلندمدت، از لذت فوری بگذرم. پاسخ شما: نه موافقم نه مخالف
#184 اغلب وقتی عصبانی می شوم دیگر نمی توانم جلوی عصبانیتم را بگیرم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#185 در کارها افراط می‌کنم، حتی وقتی می‌دانم نتیجه‌اش به ضررم است. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#186 خیلی زود حوصله‌ام سر می‌رود. پاسخ شما: نه موافقم نه مخالف
#187 وقتی در کاری به مشکل می‌خورم، اغلب نمی‌توانم آن را ادامه دهم و تمامش کنم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#188 نمی‌توانم مدت طولانی روی یک کار تمرکز داشته باشم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#189 سخت می‌توانم خودم را مجبور کنم کارهای بدون لذت را انجام دهم، حتی اگر بدانم به نفعم هستند. پاسخ شما: نه موافقم نه مخالف
#190 با کوچک‌ترین مانع، آرامشم به هم می‌ریزد. پاسخ شما: کاملا موافقم
#191 به‌ندرت توانسته‌ام به تصمیم‌ها و برنامه‌هایم پایبند بمانم. پاسخ شما: کاملا مخالفم
#192 احساساتم را خیلی رک و بدون فکر بروز می‌دهم، بدون توجه به پیامدها. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#193 اغلب بدون فکر عمل می‌کنم و بعد پشیمان می‌شوم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#194 برایم مهم است که تقریباً همه دوستم داشته باشند. پاسخ شما: کاملا مخالفم
#195 برای جلب محبت دیگران، خودم را با خواسته‌های آن‌ها تطبیق می‌دهم. پاسخ شما: کاملا مخالفم
#196 برایم مهم است که ظاهر و بدنم تأثیر خوبی روی دیگران بگذارد. پاسخ شما: کاملا موافقم
#197 ارزش من اساساً بستگی به این دارد که دیگران درباره من چه نظری داشه باشند. پاسخ شما: کاملا موافقم
#198 ثروت و ارتباط با افراد مهم باعث می‌شود حس بهتری نسبت به خودم داشته باشم. پاسخ شما: کاملا مخالفم
#199 وقت زیادی صرف ظاهر خودم می کنم تا دیگران برای من ارزش قائل شوند. پاسخ شما: کاملا موافقم
#200 دستیابی به موفقیت برای من بی نهایت ارزشمند است به شرط اینکه دیگران این موفقیت ها را ببینند. پاسخ شما: کاملا موافقم
#201 آن‌قدر درگیر نظر دیگران هستم که گاهی خودم را فراموش می‌کنم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#202 اگر هدف‌هایم مورد تأیید دیگران نباشد، دنبال کردنشان برایم سخت می‌شود. پاسخ شما: کاملا موافقم
#203 در تصمیم‌های مهم زندگی‌ام، معمولاً نظر دیگران را خیلی دخیل می‌کنم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#204 حتی اگر کسی را دوست نداشته باشم، باز هم تلاش می‌کنم مرا دوست داشته باشد. پاسخ شما: کاملا موافقم
#205 اگر توجه دیگران را جلب نکنم، احساس بی‌اهمیتی می‌کنم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#206 در جمع‌ها معمولاً دنبال جلب توجه و تحسین هستم. پاسخ شما: نه موافقم نه مخالف
#207 برای احساس ارزشمندی، به تأیید و تعریف زیاد دیگران نیاز دارم. پاسخ شما: نه موافقم نه مخالف
#208 حتی وقتی اوضاع خوب است، حس می‌کنم این حال موقتی است. پاسخ شما: کاملا مخالفم
#209 بعد از اتفاقات خوب، نگرانم به‌زودی اتفاق بدی بیفتد. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#210 خیلی نمی توانم در کارها دقت کنم چون تقریباً همیشه کارها غلط از آب درمی آیند. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#211 نگرانم با وجود تلاش زیاد، در نهایت دارایی مالی‌ام را از دست بدهم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#212 می‌ترسم یک تصمیم اشتباه به فاجعه بزرگی منجر شود. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#213 حتی در تصمیم‌های کوچک وسواس دارم، چون از پیامدهای اشتباه می‌ترسم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#214 اگر از ابتدا انتظار شکست داشته باشم، آرام‌ترم چون کمتر ناامید می‌شوم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#215 بیشتر به جنبه‌های منفی زندگی توجه می‌کنم تا جنبه‌های مثبت. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#216 معمولاً نگاه بدبینانه‌ای به زندگی دارم. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#217 نزدیکانم مرا فردی بسیار نگران می‌دانند. پاسخ شما: تقریبا مخالفم
#218 تحسین زیاد دیگران مرا نگران می‌کند و حس می‌کنم اتفاق بدی در راه است. پاسخ شما: کاملا مخالفم
#219 اگر اشتباه کنم، احساس می‌کنم باید تنبیه شوم. پاسخ شما: نه موافقم نه مخالف
#220 باور دارم اگر نهایت تلاشم را نکنم، حتماً شکست می‌خورم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#221 برای اشتباهاتم هیچ بهانه‌ای را نمی‌پذیرم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#222 فکر می‌کنم افراد بی‌مسئولیت باید تنبیه شوند. پاسخ شما: کاملا موافقم
#223 معمولاً عذر و بهانه دیگران را قبول نمی‌کنم و انتظار دارم پیامد کارشان را بپذیرند. پاسخ شما: کاملا موافقم
#224 اگر کاری را درست انجام ندهم، احساس می‌کنم سزاوار عواقبش هستم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#225 مدام به اشتباهاتم فکر می‌کنم و از خودم عصبانی می‌شوم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#226 وقتی دیگران اشتباه می‌کنند، بخشیدن و فراموش کردن برایم سخت است. پاسخ شما: کاملا موافقم
#227 حتی بعد از عذرخواهی، به‌سختی می‌توانم کینه را کنار بگذارم. پاسخ شما: کاملا مخالفم
#228 وقتی فکر می کنم که کسی به راحتی کار اشتباهی انجام می دهد، به شدت آشفته می شوم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#229 از بهانه‌تراشی و انداختن تقصیر به گردن دیگران عصبانی می‌شوم. پاسخ شما: کاملا مخالفم
#230 مهم نیست چرا اشتباه کرده‌ام، احساس می‌کنم باید تنبیه شوم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#231 به‌خاطر خطاهایم حس می‌کنم باید خودم را شدیداً تنبیه کنم. پاسخ شما: کاملا موافقم
#232 باور دارم آدم بدی هستم و سزاوار تنبیه‌ام. پاسخ شما: کاملا موافقم