اخبار و جشنواره ها

3 مرحله بهبود زخم های کودکی

مراحل رهایی از آسیب های سخت دوران کودکی...

زخم های کودکی، آسیب هایی تلخ و اجتناب ناپذیر

باور کنید یا نکنید، هیچ یک از ما کودکی کاملی نداشته ایم و به نوبه خودمان زخم های کودکی را تجربه کرده ایم. همه ما بالاخره در این دوران با چیزی روبرو می شویم؛ زخم های احساسی ناشی از خاطراتی که نمی توانیم آن ها را پاک کنیم، عواملی که باعث می شوند اضطراب داشته باشیم و کوچک یا عصبانی شویم، اتفاقاتی که به ما آسیب می رسانند و ما هنوز نمی توانیم به عنوان بزرگسالان حل آنها را حل کنیم.

این زخم های کودکی، مانند زخم های جسمی، ما را حساس می کند، خواه ناشی از نظرات و اعمال دیگران باشد، یا از افکار و گفتگوی درونی خودمان.

با زخم های کودکی چه کنیم؟

بزرگسالی این فرصت را برای شما فراهم می کند که زخم های کودکی را التیام دهید. شما دیگر کودک نیستید و نه تنها می توانید دید گسترده تری نسبت به جهان و دیگران داشته باشید بلکه دارای مغز پیشرفته ای هستید که مغز آن از نظر عاطفی کمتر هدایت می شود و منطقی تر است.

اکنون شما کنترل بیشتری دارید، گزینه های بیشتری دارید، از جمله ایجاد روابط با دیگران که می توانند آنچه را که نیاز دارید به شما بدهند. با هم، از طریق این ابزارها می توانید دیدگاه خود را نسبت به جهان، خودتان، دیگران تغییر دهید و از زخم های کودکی عبور کنید. با ما همراه باشید تا مراحل عبور از زخم های کودکی را بررسی کنیم.

مرحله 1 زخم های کودکی: شما به آنچه که می کنید ادامه می دهید

در این مرحله از بهبود زخم های کودکی، آنچه را که از بچگی آموخته اید به زندگی بزرگسالی خود منتقل می کنید. گرچه در رابطه صمیمی با شریک زندگی خود هستید که از انتقاد و درک بیشتری نسبت به والدین برخوردار است، اما هنوز هم می توانید آن حالات سخت را به خاطر بیاورید و از زخم های کودکی اذیت شوید.

این روشهای قدیمی به همان روشی که در کودکی شما کار می کردند، کار می کنند. با سازگاری همسرتان متوقف می شود. اگر انتظار بدترین حالت را داشته باشید کمی احساس ضعف می کنید. اگر عصبانی شوید و عقب بروید، کمی احساس قدرت می کنید و دیگران (حداقل به طور موقت) عقب نشینی می کنند. اما اثرات آن حداقل است. آنها عواقبی دارند.

شما هنوز رنج می برید و مراقب هستید. شما با همان احساس انزوا، از خود در برابر جهان، از عدم اعتماد، با صرف بسیاری از وقت و انرژی خود برای دفع دیگران روبرو هستید. شما هنوز مضطرب هستید.

مرحله 2 زخم های کودکی: شما به قطب مخالف می چرخید

سرانجام، می فهمید که آن زندگی را که تصور می کردید زندگی نمی کنید. شما همیشه سوخته یا خسته شده اید یا همیشه نگران هستید، یا از اینکه همیشه با جهان می جنگید خسته شده اید. شما تصمیم می گیرید که این کار را متفاوت انجام دهید. بنابراین شما به سمت قطب دیگر حرکت می کنید.

به جای سازگاری، حالا عصبانی می شوید، موضع های محکمی می گیرید و عقب می روید. به جای اینکه همیشه عصیان کنید و عصبانی شوید، اکنون می فهمید که دیگران ممکن است عقب نشینی کنند اما مشکل هرگز حل نمی شود، یا عصبانیت شما را به دردسر جدیدی می اندازد، بنابراین شما سعی می کنید عصبانیت خود را برطرف کنید و بیشتر مورد قبول واقع شوید.

به جای اینکه همیشه احساس اضطراب کنید، برای آرام کردن خود دارو مصرف می کنید یا اگر در حال کنار کشیدن هستید، خود را تحت فشار قرار می دهید تا بلند صحبت کند. اما تلاش شما اغلب شلخته و غیرمولد است و آنچه را انجام داده اید زیر سوال می برید. هنوز احساس می کنید که کمی گم شده، یا تنها هستید یا مورد سو استفاده واقع شده اید.

مرحله 3 زخم های کودکی: شما به یک جایگاه آرام می رسید

اما همه این فشار دادن یا آرام کردن یا افزایش سرعت از راه های خاص خود مفید بود. گرچه ممکن است شکستن شما در شیوه های کودکی به هر شکلی که باشد باعث پشیمانی نسبت به عکس العمل ها و رفتارهای شما شود، اما این زخم های کودکی به خودی خود مهم بود.

با تجربه زخم های کودکی شما احساس جدیدی از قدرت ایجاد کردید، از همه مهم تر یاد گرفتید که می توانید خود را تغییر دهید. اکنون می توانید آن درس ها را بخوانید، ببینید چه عواملی مفید بوده و چه عواملی مثر نیستند و رفتار خود را با توجه به زخم های کودکی اصلاح کنید.

زخم های کودکی به شما یاد داد که به جای واکنش پذیری، فعال باشید. شما فقط عصبانی نیستید بلکه اطمینان و ادعای بیشتری دارید به گونه ای که دیگران می توانند صدای شما را بهتر بشنوند.

شما می توانید تحریک شوید اما می دانید که در حال تحریک شدن هستید و می تواند سرعت واکنش شما را کاهش دهد، انتخاب های بهتری داشته باشید، زخم های کودکی باعث شد بیش از حد واکنش نشان ندهید، برش نداشته باشید، به سیاه و سفید فکر نکنید. اکنون می توانید به جستجوی روابطی بپردازید که از شما پشتیبانی می کنند.

کلید اصلی در اینجا این است که با تلاش شما، صرف نظر از اینکه در هر زمان چقدر موثر یا ناکارآمد به نظر می رسند، موثر هستند زیرا فرصت هایی را ایجاد می کنند. با تغییر حال شما، گذشته شما و زخم های کودکی شما نیز نیز تغییر می کند. می فهمید که والدین شما چهره های سیاه و سفید و یک بعدی نیستند که همیشه قبلاً می دیدید، بلکه افراد واقعی بودند و هستند که با مشکلات خود دست و پنجه نرم می کنند.

از آنجا که شما تجربه بزرگسالی را داشته اید، می فهمید که زندگی پیچیده تر از آن است که قبلاً اعتقاد داشتید. شما شروع به بخشیدن آنها و دیگران از گذشته خود می کنید و شروع به بخشش خود می کنید…

زخم های کودکی و نکته آخر

پس کجای این روند بهبودی هستید؟ برای انتقال به سطح بعدی به چه مواردی نیاز دارید؟ گاهی این روش درمانی است، گاهی اوقات دارویی برای شکستن چرخه یا رفع مشکل اساسی رانندگی است، گاهی تعیین اهداف جدید و آزمایش رفتارهای جدیدی است که قبلاً هرگز در نظر نگرفته اید.

زندگی شما می تواند شما را شفا دهد. دانستن اینکه زخم های شما چیست و چگونه بر زندگی شما تأثیر می گذارد نیمی از جنگ است. نیمه دیگر به شما بستگی دارد.این را بفهمید که شما آن کودک نیستید، گذشته گذشته است، زخم های کودکی تمام شده اند و حال و آینده در دست شماست.

منبع psychologytoday
مقالات مرتبط
ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.