اخبار و جشنواره ها

داشتن کودکانی اجتماعی

از دوره طفولیت، کودکان در جهانی پیچیده به فعالیت می پردازند. تعامل با والدین اولین شکل تجربه کردن تعاملات اجتماعی است. تعاملات سالم دلبستگی و رابطه برای کودکان ایجاد می کند. دلبستگی حس ارتباط بین دو نفر است که اساسی برای ایجاد رابطه های دوستی است. حالات چهره، حرکات و تعاملات کلامی به ایجاد یک رابطه یا دلبستگی کمک می کند. کارشناسان معتقدند اولین سال زندگی برای کودکان نقشی مهم در ایجاد رابطه با دیگران دارد. روابط حس اعتمادی در کودک به وجود می آورد که پشتیبان اکتشافات او در جهان پیرامون و اساسی برای رشد آینده ی اوست. (رایکس، 1996) تحقیقات متعددی نشان داده کودکانی که دلبستگی ایمن به پدر و مادر خود دارند دارای امتیازی ویژه برای رقابت در مسیر رشد زبان، شناخت و احساس هستند.(رایکس، 1996) اگر این دلبستگی به درستی اتفاق نیفتد، احتمالاً این کودکان در آینده مشکلات و رفتارهای ضد اجتماعی خواهند داشت.(واردل، 2003)

امروزه با حضور بیش از پیش کودکان در مهد ها و مراکز تربیتی پیش از مدرسه، معلمان و مربیان نقشی مهم در رشد مهارت های اجتماعی کودکان دارند. رابطه بین معلم و کودک، شکل گسترش یافته ی رابطه ی کودک با والدین خود است، و معلمان روابط حمایت کننده ای در کنار والدین برای کودک ایجاد می کنند. (ادواردز و رایکس،2002) بیشتر برنامه های اموزشی پیش دبستان بر اساس این اصل طراحی شده اند که دلبستگی برای رشد اجتماعی کودکان ضروری است. اولین مربیان کودک اساس پیش بینی، ثبات و امنیت را برای مهیا می کنند که به رشد صحیح اعتماد در کودک منجر می گردد. بر اساس همین اعتماد ایجاد شده است که کودک محیط فیزیکی و اجتماعی خود را کشف می کند. رفتار شکل گرفته بر اساس این اعتماد چندین امتیاز برای کودک در پی دارد: آنها بیشتر دست به اکتشاف در محیط می زنند، بازی های مولد بیشتری انجام خواهند داد، و با بزرگسالان با زیرکی و کاردانی بیشتری به تعامل خواهند پرداخت. علاوه بر اینها، کودکان با رابطه ی معلم-کودک ایمن در آینده هم بیشتر به ایجاد ارتباط مثبت با همسالان تمایل دارند.(رایکس،1996)

داشتن کودکانی اجتماعی

در طول سالهای پیش از مدرسه، حس استقلال و همکاری کودکان رشد می کند. و همانطور که از لحاظ کلامی، خود آگاهی و تفکر قادر به نگاه کردن از نقطه نظر دیگرانند، بیشتر نیز توانایی ایجاد ارتباط با همسالان را بدست می آورند. (برک،2002) علاوه بر این، کودکان در این سن از انجام بازی های موازی (این که هر کودک در کنار دیگر کودکان بازی خودش را انجام بدهد) به سمت بازی های پیشرفته تری که به تعامل نیاز دارد حرکت می کنند. از طریق همین بازی های همراه با همکاری است که کودک تجربه می کند که برای پیشرفت گروه باید نیازهای خود را کنار بگذارد. (واردل، 2003) رشد اجتماعی اولیه پیچیده است و با سایر جنبه های رشد در هم تنیده است: شناخت، بدن، احساس، زبان و … . بنیاد ملی آموزش کودکان(The National Association for the Education of Young Children (NAEYC; Bredekamp & Copple, 1997)) نیاز به اجتماعی شدن و فراگرفتن مهارت های اجتماعی را در آموزش کودکان ضروری می داند. آنها از اصولی دفاع می کنند که آموزش دهندگان باید برای تمرین هایشان از آن بهره ببرند. در ادامه 5 اصل از این اصول گفته خواهد شد:

  • رشد و یادگیری تحت تاثیر زمینه های اجتماعی و فرهنگی رخ می دهد.
  • کودکان فراگیرانی فعالند، آنها تجربیات خود را برای ایجاد ساختاری جهت فهم دنیای اطراف خود به کار می برند.
  • رشد و یادگیری نتایجی که از طریق بلوغ جسمی و محیط به دست آمده، که شامل هر دو بعد فیزیکی و اجتماعی جهانی است که کودک در آن زندگی می کند.
  • بازی وسیله ای اساسی برای رشد اجتماعی، احساسی، و شناختی است.
  • کودکان در شرایطی که امن باشد، برای آنها ارزش قائل باشد، نیازهای فیزیکی شان را براورده کند و از لحاظ روانی احساس امنیت بکنند، بهتر و بیشتر یاد گرفته و رشد می کنند. (بردکامپ و کاپل، 1997)

بازی برای پرورش اجتماعی کودکان

بازی راهی رایج برای تعامل بین کودکان است. کودکان فهم خود از موضوعات را در تنهایی به شکل یک ساختار در نمی آورند، بلکه این کار را از طریق تعامل با دیگران انجام می دهند.(بردکامپ و کاپل،1997) برخی از مهارت های اجتماعی از طریق توانایی همکاری با دیگران برای رسیدن به هدفی مشترک میسر می گردد. دلبستگی با علاقه مندی های مشترکی که با دیگران وجود دارد شکل می گیرد و به ایجاد رابطه ی دوستی منجر می گردد. رابطه ی دوستی چنین تعریف می شود: رابطه ای مشترک که شامل همکاری، تقسیم کردن، فهم افکار و احساسات دیگران، و احساس مراقبت کردن و رفع نیازهای دیگران در زمان نیازمندی است.(برک،2002) همان طور که این مهارت ها بیشتر رشد می کنند، روابط دوستی و تعاملات نیز به مراتب پیشرفته تر می شوند.

مهارت های اجتماعی

رفتارهای اجتماعی به کودک اجازه می دهد تا از طریقی مناسب و موفقیت آمیز با دیگران به تعامل بپردازند.(واردل،2003) تعامل برای خود فرد، دیگری و یا هر دو نفر می تواند سودمند باشد. و جزئی که باید به این تعامل اضافه شود این است: توانایی های فردی برای درک بهتر موقعیت و آگاهی از این موضوع که مجموعه ای از رفتار های مشخص نتیجه ای مثبت خواهد داشت. (کارتلج و میلبورن، 1986) بر اساس این موضوع کودک به نیازهایی بیش از فراگیری مهارت هایی خاص نیاز دارد. کودک نیاز دارد تا بتواند موقعیت های مختلف را خودش هدایت کرده و به نتیجه برساند.

توانایی های اجتماعی در سه دسته جای می گیرند: تقسیم کردن( تقسیم کردن یا بخشیدن چیزی به دیگران)، کمک کردن (مهربانی، نجات دادن، آزادسازی استرس) و همکاری (کار کردن با دیگران برای رسیدن به هدف). (ماریون،2003) سایر کارشناسان مواردی چون همدلی و مهربانی، کمک، بخشندگی، تقسیم کردن، برقراری ارتباط کلامی و بدنی مثبت، ابراز نگرانی، دیدن مسایل از منظر دیگران و همکاری را از توانایی های مهم اجتماعی می دانند. کاستلنیک(1988) مهارت های اجتماعی را در دو گروه قرار می دهد: همکاری و کمک کردن.

مقالات مرتبط
ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.