اخبار و جشنواره ها

قانون گذاری در خانه

شما می­‌توانید برای هر مبحث تربیتی در خانه قانونی وضع کنید اما باید دقت داشته باشید که این قانون گذاری در خانه متناسب با سن و شرایط کودک باشد.

والدین باید همیشه در نظر داشته باشند قوانینی که بخواهد باعث احساس شرمندگی در کودک شود، بسیار آسیب‌زننده است. قوانین سالم می‌تواند تأثیرات مثبتی در کودکان بگذارد. به طوری که او با رعایت قوانین احساس خودارزشمندی کرده و رفتارهای نامناسب قبلی را مورد انتقاد قرار داده و سعی در تغییر خود خواهد کرد.

قانون گذاری در خانه

قبل از وضع قوانین در خانه موارد زیر را در نظر داشته باشید:

  •  انتظاراتتان را متناسب با وضعیت کودک قرار دهید.
  •  از برچسب زدن به کودک بپرهیزید؛ چه برچسب‌های منفی مثل: «تو شیطونی» و چه برچسب‌های مثبت مثل: «تو موسیقیدان کوچک منی».
  •  رفتار را از کودک جدا کنید. به جای اینکه بگویید: «تو پسر بدی هستی»، بهتر است بگویید: «اصلاً از این کارت خوشم نیومد».
  •  برای تلاش‌های کودکتان به او جایزه داده و تحسین و تشویقش کنید.
  •  قانون را وضع کنید نه برای فشار آوردن بر کودک، بلکه برای یادگیری او.

کنترل تکانه‌های کودک با قانون گذاری در خانه

کودکان به آرامی می‌توانند تکانه‌هایشان را در طول زمان کنترل کنند. والدین می‌توانند مهارت‌های کنترل تکانه‌های کودکشان را از طریق آموزش قوانین بالا ببرند. روش‌های زیر در زمینه وضع قوانین، کمک‌کننده هستند:

  •  در درجه نخست می‌بایست پیامدهای منطقی برای یک رفتار تعریف کنید که بتواند انگیزه‌ای در او ایجاد کند و او قوانین را رعایت کرده و تمرین کند.
  •  شما می‌بایست در مرحله به مرحله یادگیری قوانین همراه او بوده و ریز به ریز رفتار او را اصلاح و تحسین کنید.
  •  فکر او را قبل از اینکه تبدیل به عمل کند، تحسین کنید. به او فرصت‌هایی برای مکالمه بدهید.
  •  پیش‌آموزی می‌تواند روش بسیار خوبی برای پیشگیری از مشکلات باشد. به طور مثال قبل از پیاده شدن از خودرو به کودک ۴ ساله‌تان بگویید: «وقتی از ماشین پیاده شدیم، دست همدیگر را می‌گیریم و از پارکینگ عبور می‌کنیم و مراقب حرکت ماشین‌ها هستیم».
  •  برای شکل‌دهی رفتار یکی یکی عمل کنید؛ یعنی ابتدا یک رفتار را شکل دهید و بعد از اینکه کودک در این زمینه مهارت کافی پیدا کرد، سراغ رفتار بعدی بروید.
  •  حوصله به خرج دادن شما خیلی مهم است. وقتی شما یک قانون را در خانه وضع می‌کنید، پیش از هر چیز خودتان می‌بایست بدان پایبند باشید. مرحله به مرحله جلو بروید و به‌موقع تحسین و تشویق کرده و مدام در کودک برای رعایت قوانین انگیزه ایجاد کنید.

نمونه وضع قوانین در خانه همراه با کودک

در اینجا ما یک نمونه تکنیک اجرا شده را برایتان مثال می‌زنیم. کودک ۵ ساله‌ای هر بار که با دوستانش دچار چالش می‌شد، شروع به فحش و ناسزا به آنها می‌کرد. این کار باعث شده بود که او بسیاری از دوستانش را از دست بدهد و در کل شخصیت محبوبی نداشته باشد.

مادر با کمک روانشناس کودک این ناهنجاری را در او با وضع قانون در خانه حل کردند. مادر خوب می‌دانست که اگر مستقیم به موضوع بپردازد، دخترش از پذیرفتن آن قانون طفره می‌رود. بنابراین بحث را با او از مسیر دیگری آغاز کرد. در ابتدا مادر دقت داشت تا قانون را زمانی با کودک در میان بگذارد که او کاملاً سرحال و هوشیار باشد و گرسنه و کلافه نباشد و توجه او در وضعیت مطلوبی باشد. او را روبروی خود نشاند و با یک ارتباط چشمی محبت‌آمیز صحبت کردن با او را آغاز کرد:

  • «تو می­دانی که قوانین راهنمایی و رانندگی برای چیست؟» (دختر چون در مهد کودک آموزش‌های لازم را دیده بود، از این قوانین آگاهی داشت.) «بله، برای این است که اتفاق بدی نیفتد.»
  • «آفرین! پس تو می‌دونی که اگر بابا کمربند نبندد، چه اتفاقی می‌افتد؟»
  • «بله، ممکن است تصادف کند و پلیس جریمه‌اش می‌کند.»
  • «اگر گفتی چرا بابا نباید خیلی سریع و تند رانندگی کند؟»
  • «چون ممکن است تصادف کند و پلیس جریمه‌اش می‌کند.»
  • «آهان! پس اگر هر کسی قانون‌هایی را که برای سلامتی‌اش مفید است، رعایت نکند، پلیس مجبور به جریمه کردن او می‌شود، درست است؟»
  • «بله درسته.»
  • «به‌خاطر همین ما هم تو خونه‌مون قانون‌هایی داریم. آنها را تو بلدی؟»
  • «بله، شب‌ها مسواک بزنم، زود بخوابم، بابا دیر خونه نیاد و…»
  • «درسته. به همین خاطر ما می‌خواهیم یک قانون جدید در خانه بگذاریم و آن هم قانون «حرف‌های خوب» یا قانون «ما حرف بد نمی‌زنیم» است. تو می‌دانی حرف بد زدن چه مشکلی ایجاد می‌کند؟»
  • «بله، تو از دست من ناراحت می‌شوی.»
  • «درسته. دیگه چی؟»
  • «دوستم از دستم ناراحت می‌شود.»
  • «بسیار خب، ما تو قانونمون کاری می‌کنیم که اتفاق بدی برامون نیفتد.»

سپس مادر یک برگه کاغذ تهیه کرد و آنها با کمک هم بالای صفحه عنوان قانون را نوشتند: «ما حرف بد نمی‌زنیم». بعد کاغذ را به سه قسمت تقسیم کرده و برای پدر، مادر و کودک جایی جدا در کاغذ در نظر گرفتند. مادر گفت: اگر هر کدام از ما حرف بد بزند، یک شکلک ناراحتی برایش نقاشی می‌کنیم و اگر آخر یک روز کسی حرف بد نزد، برایش یک چهره خنده می‌کشیم». مادر اضافه کرد: «اگر کسی حرف بد زد، ما فوری جلوی دهانمان را می‌گیریم و می‌گوییم: «نه، ما حرف بد نمی‌زنیم». مادر شروع به ایفای نقش با کودک کرد و به کودک گفت در این بازی من چند کلمه می‌گویم، تو برای هر کلمه فحشی که شنیدی، جلوی دهانت را بگیر و قانون را اجرا کن.

با این کار قانون برای کودک حکم یک بازی لذت‌بخش را پیدا کرد و او نسبت به لغات نامناسب و خط قرمزها آگاهی پیدا کرد.

مادر به کودک قول داد که اگر پس از گذشت یک هفته تعداد قیافه‌های ناراحتی‌اش بیشتر از سه تا نشد و بیشتر برچسب خنده گرفت، او را به استخر خواهد برد. (کودک رفتن به استخر را بسیار دوست داشت).

کودک پس از گذشت سه روز و با یادآوری‌های مداوم مادر روی لغات خود و دیگران حساس شد به طوری که او حرف‌های نادرست دیگران را نیز بازیابی کرده و می‌گفت: ما حرف بد نمی‌زنیم.

پاداش‌ها برای حذف یک رفتار منفی یا شکل‌گیری یک رفتار مثبت می‌بایست خیلی تشویق‌کننده باشد. اینکه به کودک بگویید چیزی را برایت می‌خرم، چندان تشویق‌کننده نیست چون او می‌داند که اگر چند بار اصرار کند، حتی بدون اجرای قوانین، حتماً به خواسته‌اش خواهد رسید. بنابراین برای کودک پاداش‌های لذت‌بخش تعریف کنید؛ مثل رفتن به پارک ژوراسیک یا پارک دلفین‌ها یا هر فعالیتی که کودک از آن لذت می‌برد. اگر قانون را به مدت سه هفته مداوم با تکرار و تمرین و ایفای نقش ادامه دهید، یادگیری در کودک شکل می‌گیرد.

مقالات مرتبط
ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.