اخبار و جشنواره ها

روش های تشویق و تنبیه نوجوانان

در فرآیند اصلاح رفتار در نوجوانی، اثربخش ترین روش برقراری رابطه با نوجوان و ایجاد حس ارزشمندی و عرت نفس در اوست. رعایت اصولی که در ادامه می آید کمک می کند تا بتوانید با فرزند خود رابطه مطلوب برقرار کنید و از این طریق از تکنیک های اصلاح رفتار تهایت استفاده را ببرید. علت اصلی شکست پدران و مادران در تعلیم و تربیت فرزندانشان عدم شناخت نوجوانانشان و آگاهی از نیازهای آنان است. پژوهش ها نشان داده اند هرقدر والدین آگاه تر و داناتر باشند با مشکلات کمتری روبرو می شوند. از سوی دیگر، خانواده هایی که نسبت به نقش ها، وظایف و مسئولیت های خود آگاهی بیشتری دارند بهتر می توانند با فرزندشان ارتباط برقرار کنند و نوجوانان نیز بیشتر به حرف آنان گوش می دهند و بهتر می توانند دوران حساس نوجوانی را به طریق مطلوب پشت سر گذارند.

ایجاد رابطه مثبت

ایجاد رابطه مثبت با نوجوانهیچ یک از تکنیک های آموزش کودکان و نوجوانان مؤثر واقع نخواهد شد، مگر اینکه رابطه مثبت را میان خود و فرزندتان به وجود آورید. 4 جز اساسی این ارتباط به قرار زیرند:

احترام متقابل

انسان ها در هر سن که باشند بخش اساسی ار مشکلات ارتباطیشان نتیجه فقدان ارتباط متقابل است. والدین عمدتا شکایت دارند که فرزندشان به آنان احترام نمی گذراند، آنها نمی دانند احترام کسب کردنی است. چنانچه والدین به فرزندان خود احترام گذراند این احترام به آنها برخواهد گشت. عیبجویی، داد و فریاد کردن، کتک زدن، بد دهنی موجب از بین رفتن احترام می شوند . برای برقراری احترام متقابل باید با نشان دادن احترام به فرزندانمان شروع کنیم. راه مناسب آغاز این کار، به حداقل رساندن صحبت های منفی است. با فرزندانتان زمانی صحبت کنید که جو خانواده دوستانه است و از بحث کردن های مداوم و بی نتیجه اجتناب کنید.

صرف وقت برای تفریح و فعالیت های لذت بخش

گذراندن مدت زمانی که با فرزندمان می گذاریم از نطر کیفی مهم است نه کمی. مسلما گذراندن چند دقیقه وقت مثبت به چندین ساعت بحث و مجادله ارجحیت دارد. بهتر است زمانی را برای تفریح در نظر بگیرید و طی آن به فعالیت های مورد علاقه نوجوان بپرهیزید.

لطفا از کشاندن این وقت به مسائل تربیتی و بحث برانگیز بپرهیزید. گذارندن این وقت صرفا برای بهبود رابطه است و هیچ هدف دیگری را دنبال نمی کند. چنانچه هر یک از طرفین احساس کنند که به زور با هم وقت می گذرانند، در واقع وقت خود را تلف کرده اند. اگر چندین فرزند دارید، می توانید زمان خود را به ترتیبی تقسیم کنید که روزانه با هر یک از آنان تنها به مدت چند دقیقه وقت با کیفیت بگذرانید. نکته مهم آن است که شما و فرزندانتان به اتفاق در خصوص طریقه وقت گذرانی تصمیم بگیرید . علاوه بر این، هر خانواده باید فرصتی را که می تواند حداقل هفته ای یک بار باشد، برای تفریح خانوادگی اختصاص دهد. مطمئن باشید در اینصورت ارتباظ شما به مرور بهتر از گذشته خواهد شد.

دلگرمی و همدلی

داشتن عزت نفس یکی از مهم ترین داشته های نوجوان است. نوجوانی که عزت نفس ندارد تن به هر کاری می دهد، همواره خود را پایین تر از دیگران می داند، دائما خود را با دیگران مقایسه می کند، به صورت منفعل با مسائل برخورد می کند، سریع کنترل خود را از دست می دهد و به صورت پرخاشگرانه رفتار می کند. کسی که خود را محترم می داند دیگری را نیز محترم شمرده و بهتر ارتباط برقرار می کند. اگر می خواهیم فرزندانمان به خودشان اعتقاد پیدا کنند، باید به آنها اعتقاد داشته باشیم. برای اینکه احساس لیاقت داشته باشند باید گهگاهی آنان را تشویق کنیم. تشویق و دلگرمی با کم اهمیت تر کردن اشتباهات آنان و تایید بر نقاط قوت رفتار او انجام می شود.

ابراز محبت

هر کودک و نوجوانی برای داشتن احساس امنیت باید احساس دوست داشته شدن کند. گفتن اینکه شما فرزندتان را دوست دارید کافی نیست، شما زمانی هنرمند هستید که با رفتار خود به او بفهمانید دوستش دارید. گداشتن وقت و رسیدگی به نیازها از جمله راه های ابراز دوست داشتن هستند. همچنین رفتار های کلامی مانند گفتن جمله “دوستت دارم”، “خیلی خوشحالم که خدا تو رو به ما داد” و یا “به وجودت افتخار می کنم” معجزه می کنند. علاوه بر این، رفتارهای غیر کلامی مانند در آغوش گرفتن، بوسیدن، نوازش کردن واقعا اهمیت دارند.

مواردی که بایدموردتوجه قراربگیرند

اجتناب از بکاربردن زور و فشار

روش های تشویق و تنبیه نوجوانان

هرگاه وارد مشاجره و اعمال فشار من نوجوانان شدید، بدانید که بازنده خواهید شد. اگر در مواردی با نوجوانان اختلاف پیداکردید. من جای وارد آوردن فشار بکوشید قوانینی وضع کنید که از طریق آن اختلافهایتان را برطرف سازید.

برخی والدین بافرزندان خودمشاجره میک نند و انتظاردارند همیشه پیروزشوند و فرزند خود را وادار سازند تا من آن چیزی که آنهاصحیح می دانند عمل کند. این والدین همواره در حال نبرد با فرزندانشان هستند ولی هیچگاه پیروز نمی شوند. گاهی اوقات منتر است شیوه های کنترل را تغییردهیم.

اگر نوجوان من نصیحتی گوش فرا نمی دهد من جای مجبور ساختن وی من اطاعت و تقلید، منتر است در بعضی خواسته ها که خطری ندارد بگذاریم راهی را که ما نادرست میدانیم، بپیماید و پیامدهای آن را پذیرا شود. ا ز این طریق می توانیم همکاری وی راجلب کنیم.

مدارا کردن با نوجوانان

 اگر بتوانیم کاری کنیم که فرزندمان احساسات، دلبستگی ها و ناراحتی های خود را آشکار سازد، فرصت مناسبی برای مدارا با او و پرهیز از بکاربردن زور و فشارخواهیم داشت. مثلاً اگر درخواست ما از او این باشد که در تمیزکردن پنجره ها من ما کمک کند و درخواست او از ما این باشد که آخر هفته او را من تماشای فیلمی ببریم. هر دو از توسل من زور برای رسیدن من خواسته خویش خودداری کرده و برای رسیدن من هدف معامله کنیم. در مدارا و معامله طرف بازنده و برنده مطرح نیست، بلکه هر دو طرف برنده هستند. نیازهای فرزند خود را بشناسید و سعی کنید درازای هر درخواستی که از او دارید، شما نیز پاسخگوی یکی از نیازهای او باشید. با استفاده از این روش می توانید من فرزندخود بگویید؛ من از نیازهای تو اطلاع دارم و تو نیز از نیازهای من. اگر تو با من همکاری کنی من هم با تو همکاری می کنم، ولی اگر همکاری نکنی نمی توانی از من انتظار همکاری داشته باشی.

پرهیزازایجادعصبانیت: همه نوجوانان گاهی عصبانی و سرکش می شوند و این احساسات را من شکلهای گوناگون نشان می دهند. والدین باید من فرزندان خود کمک کنند تا احساسات و خشم آنها من صورتی منتاسب ظاهرشود و از انباشته شدن عصبانیت در آنها جلوگیری من عمل آید.

لاف نزدن

والدین من شکل های گوناگون تناقضات و بی ثباتی گفتارهای خود را نشان داده و موجب گیج شدن فرزندان خود می شوند و رفتارهای خاصی چون گوش ندادن من گفته های والدین را در فرزندانشان باعث می گردند.

  • اگر سر موقع من خانه برنگردی پاهایت را قلم می کنم.
  • اگر در درسهایت پیشرفت نکنی سال آینده تو را من مدرسه نمی فرستم.
  • اگر اذیتم کنی دیگه دوستت ندارم.

بعد از ایجا د رابطه مثبت نوبت به تغییر رفتار می رسد.

تغییر رفتار

در وهله نخست باید دید چه رفتارهایی باید ایجاد یا تقویت شوند و یا لازم است که کمتر شوند. والدین باید در نظر داشته باشند رفتاری را که تعیین می کنند چه اندازه مهم است و چقدر ارزش وقت گذاشتن برای اصلاح دارد. گاهی بسیاری از رفتارهایی که منبع اختلاف بین والدین و نوجوانانشان هستند اصلا ارزش وقت گداشتن ندارند. جوراب شستن، خوب نشستن و . . . در اولویت تعییر رفتار نیستند.

بخش اول: تکنیک های تشویقی برای ایجاد رفتار مثبت

بخش اول مربوط به تکنیک های تشویقی برای به وجود آوردن رفتارهای مثبت است. چنانچه علاقمند به ایجاد رفتارهای مثبت در فرزند خود هستید می توانید از این تکنیک ها استفاده کنید. اما در نظر داشته باشید نمی توانیم از فرزندمان توقع رفتاری را داشته باشیم که خود انجام نمی دهیم. در اینصورت از کارآمدی روش های تربیتی کاسته خواهد شد.

این تکنیک ها عبارتند از:

الف) تقویت قدم به قدم (شکل دهی)

در این تکنیک به رفتارهای جزئی به صورت قدم به قدم تقویت داده می شود. برای مثال چنانچه رفتار آویزان کردن لباس رفتار نهایی است که قصد ایجاد آن را دارید در ابتدا به رفتارهای جزئی را که در راستای رفتار آویزان کردن لباس است تشویق می کنیم. مثلا اگر به جای پرت کردن لباس وسط هال آن را در اتاق خود بیاندازد تشویق را انجام می دهیم.

ب) سرمشق

ترتیبی دهید که نوجوان کسی را که مورد علاقه یا احترام اوست را در حال انجام دادن آن رفتار و گفتن نتیجه مثبت مشاهده کند. در این راستا به شدت از مقایسه و تحقیر او بپرهیزید چون اثر عکس دارد.

در نظر داشته باشید برای تشویق رفتار باید تشویق را در زمان مناسب و بلافاصله انجام دهید. در اینصورت اثربخشی آن بیشتر خواهد شد.

بخش دوم: تقویت یا نگهداری رفتارهای مطلوب

زمانی که رفتار مثبت شکل گرفت یا از قبل وجود دارد اما گهگاهی انجام نمی شود و والدین خواهان بیشتر یا منظم شدن آن رفتار هستند این تکنیک ها اجرا می شود:

به رفتار خوب باید پاداش داده شود.

تنبیه نوجوانان

 برای اینکه رفتاری در کودک تقویت شود یا دوام یابد , ترتیبی بدهید که پس از اینکه کودک هر بار رفتار مورد نظر را انجام داد , پاداشی به او داده شود به  بیان دیگر هر رفتار مطلوب کودک نتیجه خوشایندی برایش به دنبال داشته باشد .

نمونه هایی از تقویت کننده های گوناگون : تقویت کننده های مادی , تقویت کننده های غیر مادی و غیر کلامی

چند نکته مهم:

  1. تقویت کننده ها برای همه یکسان نیستند .
  2. اثر تقویت کننده ها در هر زمان یکسان نیست.
  3. هر چه تقویت کننده را زودتر عرضه کنیم احتمال تقویت شدن آن رفتار بیشتر خواهد شد.
  4. استفاده از تقویت کننده با تأخیر برای آموزش استقامت و شکیبایی
  5. تقویت باید پس از مشاهده پیشرفت در رفتار عرضه شود .
  6. ارزش تقویت کننده ها ممکن است کم یا زیاد شود.
  7. لزوم عرضه چند تقویت کننده پیاپی در بعضی از موارد .
  8. استفاده مداوم از تقویت کننده اثر بخش بودن آن را کاهش می دهد.
  9. پاداش با حق فرق دارد.
  10. میزان پاداش باید متناسب با میزان تلاش باشد.

استفاده از اصل جانشینی

برای اینکه بتوانیم رفتاری را به وسیله تقویت کننده ای که تأثیر آن ضعیف شده است تقویت کنیم لازم است آن را پیش از از تقویت کننده ای موثر و جدید بیاوریم .

پاداش های جدید از راه گفتار , از راه رویدادهای همزمان هدایت به سوی تقویت کننده های غیر مادی به وجود می آیند .

برنامه ریزی برای دوام بیشتر پاداش ها با استفاده از اصل تقویت گاهگاهی

برای اینکه کودک یا نوجوانی رفتاری که آموخته است ادامه دهد , می بایست به تدریج دفعات عرضه تقویت را کمتر کرد و تنها گاهگاهی در برابر نشان دادن آن رفتار او را تقویت کرد .

 سوء تفاهم هایی که در مورد تقویت کردن وجود دارد:

  • تقویت کردن با چاپلوسی و تملق تفاوت دارد.
  • تقویت با رشوه دادن متفاوت است.

بخش سوم: از میان بردن رفتارهای نامطلوب (تکنیک های کاهش رفتار)

اصل اشباع

 برای آنکه نوجوانی رفتار نامطلوبی را ادامه ندهد به او اجازه دهید (حتی اصرار کنید) که آن رفتار را آن قدر تکرار کند تا خسته شود و از آن دست بردارد.

اصل خاموش

 شرایط را طوری فراهم کنید تا کودک یا نوجوان پس از هر بار انجام دادن آن رفتار پاداشی دریافت نکند.

اصل تقویت رفتار مغایر

برای اینکه نوجوانی را از انجام دادن رفتار نامطلوبی باز دارید و رفتار نامطلوبی را جانشین رفتار نامطلوب او کنید رفتار دیگری را که با آن رفتار مغایر است , یا رفتاری را که نمی تواند آن را همزمان با آن رفتار نامطلوب انجام دهد , تقویت کنید.

اصل تقویت منفی

 برای اینکه نوجوان را از انجام دادن رفتاری نامطلوب بازدارید, ترتیبی بدهید که او با اصلاح کردن رفتار خود بتواند به موقعیتی که برای او ناخوشایند بوده است پایان دهد. این موقعیت تعاریف متفاوتی می تواند داشته باشد. برای مثال: جریمه کردن و یا محروم کردن. در مورد جریمه کردن باید در نظر داشت که از قبل با نوجوان در مورد رفتار منتهی به جریمه و نوع و میزان جریمه توافق می کنیم.

قواعد تکنیک های کاهش رفتار:

  • در اجرای این تکنیک ها باید تناسب در نظر گرفته شود.
  • مانند تشویق هر چه به رفتار نامطلوب نزدیک تر باشند تاثیرشان بیشتر است.
  • باید برای نوجوان کاملا مشخص باشد دقیقا کدام رفتار تنبیه شده است.
  • اجازه نداریم حقوق شخصی را تنبیه کنیم (مانند غذا، خواب و . . . ).
  • تکنیک به مدت محدود اجرا می شود. اجرای بیش از حد به ارتباط آسیب می رساند.
  • پس از تنبیه، پرونده رفتار تنبیه شده بسته می شود.
  • نباید از پرخاشگری های کلامی استفاده کنیم. تاثیر جملاتی مانند “هیچ وقت درست نمیشی”، “بی عرضه. . . “، “ازت متنفرم، کاش هیچ وقت به دنیا نیامده بودی” و یا هر جمله ای که در نوجوان احساس گناه و سرزنش ایجاد کند بسیار منفی است و کمکی به حل مشکل نمی کند. بنابراین، در چنین شرایطی محیط را ترک می کنیم تا آسیب بیشتری وارد نکنیم.

همیشه قبل از تنبیه به خاطر داشته باشید که:

 تنبیه برای حذف رفتار نامناسب یا خطرناک اجرا می شود و فرض کسی که تنبیه می کند این است که کسی که به خاطر انجام رفتاری تنبیه می شود با احتمال کمتری آن رفتار را انجام خواهد داد. گاهی والدینی که فرزند خود را تنبیه فیزیکی می کنند با آوردن دلیل برای خود یا دیگران مثل اینکه “کودک را به خاطر صلاح او تنبیه می کنم” برای کار خود دلیل تراشی می کنند. متاسفانه موضوع به این سادگی نیست. تشویق و تنبیه از لحاظ تغییری که در رفتار ایجاد می کنند یکی نیستند. نوجوانی که به خاطر نامرتب بودن اتاقش تنبیه می شود لزوما بعدا اتاق خود را مرتب نخواهد کرد. در واقع زمانی که تنبیه برداشته شود، رفتار دوباره با شدت بیشتر ظاهر خواهد شد. علاوه بر برگشت رفتار، تنبیه یک اثر مخرب دیگر نیز دارد و آن عواطف منفی مانند احساس گناه، تنفر، کاهش عزت نفس و. . . است. علاوه بر این از آنجایی که مشکل اصلی حل نشده باقی مانده است، ممکن است فرد تنبیه شده به طرق دیگری کار خود را انجام دهد که برای فرد تنبیه کننده قابل مشاهده نباشد و بنابراین تنبیه به دنبال نداشته باشد. گاهی نیز فرد تنبیه شده خود تمایل به تنبیه دیگران پیدا می کند و شروع به پرخاش نسبت به اشیای فیزیکی، حیوانات، کودکان و افراد کوچکتر می کند و به این وسیله این چرخه معیوب ادامه پیدا می کند. بر این اساس تنبیه در کل تکنیک قوی برای تغییر رفتار نیست و به جای اینکه رفتار را در طولانی مدت اصلاح کند یک راه حل فوری است که به نظر می رسد نه تنها مشکل را حل نمی کند بلکه وقتی اشتباه اجرا شود آن را تشدید می کند. بنابراین، برای کاهش رفتارهای منفی به شدت از تنبیه های فیزیکی و پرخاشگری های کلامی اجتناب می کنیم و تکنیک های ذکر شده را به صورت درست و اصولی تا زمانی که رفتار اصلاح شود اجرا می کنیم.

گاهی نیز مشکل والدین این است که فرزند خود را به خاطر رفتار منفی تنبیه می کنند، اما کشف چگونه خوب رفتار کردن را به خود کودک یا نوجوان محول می کنند و از آنجایی که فرزندشان طرز رفتار منطقی را بلد نیست همچنان به رفتار اشتباه ادامه می دهد. بنابراین، این نکته را مدنظر داشته باشید که کودک یا نوجوان باید به جای رفتار قبلی رفتار جدیدی را یاد بگیرد وگرنه همان رفتار دوباره ظاهر می شود.

نکته دیگر اینکه گاهی والدین خود رفتار درست را اجرا نمی کنند. آنها خود هنگام عصبانیت پرخاش های فیزیکی یا کلامی دارند اما از فرزند خود توقع دارند هنگام عصبانیت خشم خود را مدیریت کند!

همیشه این نکته را پیش از تربیت فرزندتان در نظر بگیرید: توصیه کودک یا نوجوان به انجام ندادن رفتاری که خود انجام می دهیم، یا انجام دادن رفتاری که خود انجام نمی دهیم کار چندان مؤثری نیست.

راه های مؤثر برای پرهیز از تنبیه

  • مدیریت زمان هایی که احتمال وقوع رفتار منجر به تنبیه دارد. برای مثال چنانچه می دانید فرزند شما چنانچه بی خواب شود شروع به بدخلقی می کند به جای تنبیه بدخلقی زمان خواب را تنظیم کنید.
  • تغییر محیط به گونه ای که احتمال تنبیه شدن را کاهش می دهد. مثلا به جای تذکر و تنبیه های مداوم کودک یا نوجوان برای بازی نکردن در خانه چون احتمال شکستن وسایل وجود دارد بهتر است وسایل شکستنی را از جلوی دست برداریم.
  • تا مادامی که کودکان و نوجوانان روشی برای رفتار متفاوت از رفتاری که منجر به تنبیه می شد یاد نگیرند باز هم همان رفتار را انجام می دهند. بنابراین برای جلوگیری از تنبیه باید رفتار مناسب را به فرزندان آموخت. برای مثال نوجوانی که از محیط خود پرخاشگری و دعوا را آموخته نمی تواند در مواقع ناکامی خود را مدیریت کند و به حل مشکل بپردازد. قبل از تنبیه او به دلیل پرخاشگری باید به او کنترل خشم را آموخت. در غیر اینصورت حتی در مواقعی که تنبیه صورت می گیرد چون رفتار دیگری را بلد نیست همچنان به رفتار قبلی می پردازد و باز تنبیه و تنبیه می شود.
  • رفتارهایی مانند لجبازی یا قشقرق وقتی که دیگر جلب توجه نکنند متوقف می شوند. وقتی نوجوان مطمئن شود با رفتار پرخاشگرانه، فریاد یا فحش چیزی عایدش نمی شود، این رفتارهای منفی کاهش خواهند یافت.

باید در نظر داشت، تنبیه به معنای تنبیه فیزیکی و یا پرخاشگری کلامی (یعنی توهین، تحقیر، مقایسه، ایجاد احساس گناه، سرزنش) نه تنها مؤثر نیست بلکه آسیب رسان نیز است. در این جزوه نیز هر جا که واژه تنبیه استفاده شده به معنای استفاده از تکنیک های کاهش رفتار برای حذف رفتارهای نامطلوب است. این تکنیک ها شان و ارزش انسانی را هدف قرار نمی دهند و کارآمدی آنها نیز در صورتی که درست اجرا شوند بسیار بیشتر است. گاهی رفتارهای منفی بسیار زیاد و یا شدید هستند. در این صورت اجرای تکنیک ها را از رفتارهایی که حیاتی، اساسی و بسیار مهم هستند شروع می کنیم و هرگز فرصت و انرژی خود را برای رفتارهایی که اولویت پایین تری دارند هدر نمی دهیم. برای مثال زمانی که نوجوان رفتارهای پرخاشگرانه شدید دارد بر بهبود این رفتار متمرکز می شویم و انرژی خود را به خاطر رفتارهایی که عمل کردن یا نکردن به آنها چندان مهم نیست هدر نمی دهیم.

علاوه بر تکنیک ها گاهی می توان مشکلی را که به وجود آمده است را با مهارت “حل مساله” حل کرد.

مهارت حل مساله

در این روش ابتدا بر روی تعریف واضح و روشن از مساله متمرکز می شویم. هر دو طرف یعنی والدین و نوجوان باید تعریف مشابهی از مساله داشته باشند. رسیدن به این مرحله کمی سخت و زمان بر است. اما اگر مساله واضح و روشن تعریف شود به صورتی که هر دو طرف در مورد آن توافق داشته باشند، حل آن سریع تر صورت می گیرد. توجه داشته باشید از استفاده جملات کلی پرهیز کنید. هر چه مساله اختصاصی تر تعریف شود امکان حل آن بیشتر است. پس از این مرحله نوبت به بارش ذهن می رسد. یعنی همگی هر راه حلی را که به ذهن شان برای حل مساله رسید را بیان می کنند. نباید افراد راه حل های یکدیگر را مسخره و یا قضاوت کنند.

در مرحله بعد، هر راه حل ارزیابی می شود و راه حلی که بیشترین منفعت و کمترین ضرر را داشته باشد و هر دو طرف توافق داشه باشند اجرایی می شود. اجرای راه حل انتخاب مرحله بسیار مهم و جدی است. بنابراین، یک برنامه اجرایی تنظیم می شود. ممکن است برخی راه حل ها در عمل اصلاح شوند و برای موقعیت های مشابه به کار روند.

مهارت حل مساله یکی از مهارت های زندگی مهم است. علاوه بر مهارت، مهارت های دیگری هستند که در مواجهه با مشکلات به خانواده ها کمک می کنند. همه ما در زندگی با موقعیت هایی روبه رو می شویم که اگر بدرستی عمل نکنیم ، سلامت روانی خودمان و دیگران به خطر می افتد. این موقعیت ها مختلفند. برای مثال ، چگونه با دوستان و اطرافیان خود ارتباط برقرار کنیم ؟ چگونه مسئولیت های جدید را بپذیریم ؟ چگونه تصمیم بگیریم؟ چگونه مشکلاتمان را حل کنیم ؟ چگونه با ترس و اضطراب، ناکامی ، افسردگی و فشارهای روانی مقابله کنیم؟ و. . . رفتار کردن در این موقعیت ها نیاز به یادگیری دارد. یعنی باید چگونه عمل کردن را تمرین کرد، یاد گرفت و آن را در زندگی به کار برد. آموزش این مهارت ها به نوجوانان از اهمیت زیادی برخوردار است. این دانش هم برای والدین و هم نوجوان از بروز بسیاری از مشکلات و تعارض ها جلوگیری می کند.

آموزش مهارت های زندگی به نوجوانان

مهارت های اجتماعی شامل مهارت در تشخیص خصوصیات گروه، مهارت در ارتباط با دیگری، مهارت در گوش دادن، مهارت در همدردی و مهارت در ارتباط غیرکلامی و مهارت در تشخیص احساسات خویش است.

کنارآمدن با فشارهای زندگی و کسب مهارت‌های فردی و اجتماعی، همواره بخشی از واقعیت زندگی انسان بوده است. در دوره کودکی، تعارض‌ها جلوه چندانی ندارند، اما با افزایش سن و به ویژه هنگام نوجوانی کشمکش‌های درونی و محیطی بیشتر تظاهر پیدا می‌کنند.

همزمان با رشد جسمانی و روانی، انتظار جامعه و خانواده نیز از فرد نوجوان و جوان افزایش می‌یابد به طوری  که آنها می‌پذیرند به سبب زندگی اجتماعی، بخشی از تمایلات خود را محدود کنند و در چارچوب هنجارهای اجتماعی و گروهی قرار گیرند. در این راستا نوجوانان و جوانانی که شیوه‌های صحیح رفتاری را فرا نگرفته باشند و مهارت‌های لازم را در جهت تطبیق خود با خانواده و جامعه نیاموخته باشند، با آسیب‌های جدی و متعددی روبه‌رو خواهند شد و در صورتی که رفتارهای ضداجتماعی در آنها شکل گرفته و از خود واکنش‌های منفی بروز دهند، آسیب‌های روان‌شناختی در شخص و انحرافات و ناهنجاری‌هایی را در جامعه سبب خواهند شد.

وقتی این مهارت ها را کسب کردند، می توانند از ایجاد ارتباط با دیگران سازگارانه عمل کنند و بدون توسل به اعمالی که به خودشان و دیگران صدمه می زنند، مشکلات را حل می کنند.

مهارت خودآگاهی

اولین و زیربنایی ترین مهارت از سری دهگانه مهارت های زندگی است . کسب مهارت خودآگاهی نقش مهمی در سلامت و بهداشت روان ما دارد. خودآگاهی عبارت است از شناخت ویژگی ها، صفات، رفتارها، عقاید، باورها، توانایی ها و استعدادهای خود. خودآگاهی عاملی است که موجب می شود، افکار ما به توانمندی ها و نقاط مثبتمان معطوف گردد. به طور کلی ، کسب مهارت خودآگاهی منشا رفتارهای سازنده مفید، مسوولانه و احترام به خود است.

همدلی

همدلی یعنی این که بتوانیم زندگی دیگران را حتی زمانی که در آن شرایط قرار نداریم درک کرده و بتوانیم انسان های دیگر را حتی وقتی با آنها نیز متفاوت هستیم پذیرفته و به آنها احترام بگذاریم. همدلی نوع خاصی از توجه داشتن به دیدگاه های دیگران است. همدلی دارای دو جزء شناختی و عاطفی است. جزء شناختی همدلی عبارت است از توانایی در شناسایی و نامگذاری حالات دیگران و توانایی در تشخیص و حدس دیدگاه های شخص مقابل.

جزء عاطفی همدلی نیز توانایی نشان دادن پاسخ عاطفی مناسب است. یعنی در موقعیت های مختلف و در برخورد با اطرافیانمان بتوانیم دیدگاه ها، طرز فکر، عقاید و حالات عاطفی آنها از جمله خشم ، ترس ، غم ، شادی و غیره را تشخیص دهیم و به طرز مناسب و شایسته ای به آنها جواب دهیم . شرط لازم برای چنین کاری خودآگاهی است و از دیگر شرایط لازم برای ایجاد همدلی بین افراد، شناخت تفاوت های فردی و احترام گذاردن به آن است.

مهارت ارتباط بین فردی

همه ما در طول روز با افراد زیادی در ارتباط هستیم؛ از پدر و مادر تا. . . در تمام این ارتباطات اطلاعات و مطالبی رد و بدل می شود که به این طریق می توانیم نیازهای خود را برطرف کنیم. واقعیت این است که در روابط بین فردی حرکت ما در مسیر کمال و خودشکوفایی تسهیل می شود و راه را به ما نشان می دهد. این توانایی به ما کمک می کند با دیگران همکاری و مشارکت بهتری داشته باشیم، به آنها اعتماد کنیم، مرزهای روابط با دیگران را تشخیص دهیم، دوستی های مطلوب را حفظ کنیم و در شروع و خاتمه ارتباطات به طور موثرتری رفتار کنیم.

مهارت ارتباطات موثر

همه ما برای ارتباط برقرار کردن با دیگران، صرف نظر از این که چقدر با آنها صمیمی یا ناآشنا هستیم ، با صحبت و گوش کردن (گفتگو) ارتباط برقرار می کنیم. در حقیقت در مهارت برقراری رابطه موثر می خواهیم شیوه صحیح یک ارتباط کلامی و غیرکلامی را بیاموزیم تا بتوانیم نظرها، عقاید، خواسته ها، نیازها و هیجان های خود را به طور صحیح ابراز کرده و به هنگام نیاز از دیگران درخواست کمک و راهنمایی کنیم .

ضعف در مهارت های اجتماعی منشا بسیاری از آسیب ها، از جمله ترک تحصیل، کم سوادی، فقدان موفقیت تحصیلی، خشونت، بزهکاری و اعتیاد است. به طور عمده، ضعف در مهارت های اجتماعی از جمله توانایی برقراری رابطه موثر در کودکان و نوجوانان علت رفتارهای پرخاشگرانه یا گوشه گیری و انزواست. این افراد پرخاشگر و ناکام و منزوی معمولا احساس حقارت کرده و عزت نفس ضعیفی دارند. به همین علت ، وجود مشکلات روان پزشکی از جمله افسردگی و اضطراب در این دانش آموزان زیاد است. در واقع ارتباط مفهومی است که از درون فرد برخاسته و به دیگران راه یافته و از فردی به فرد دیگر منتقل می شود.

مهارت مقابله با هیجانات و استرس

احساسات و هیجانات بخش مهمی از زندگی و رفتارهای ما را تشکیل می دهند. احساس و هیجان رابطه تنگاتنگی باهم داشته و گاهی معادل همدیگر به کار می روند. به طور کلی ، با توجه به اهمیت و قدرت هیجانات و احساسات ، نحوه کنار آمدن با شیوه های کنترل و مدیریت احساسات و هیجانات از اهمیت خاصی برخوردار است . به طوری که امروزه اصطلاح هوش هیجانی در کنار استعداد تحصیلی و هوش مطرح می شود.

هوش هیجانی توانایی است که به ما کمک می کند تا بتوانیم انگیزه های خود را حفظ کرده و در مقابل ناملایمات پایداری کنیم و تکانش ها و حالات هیجانی شدید خود را کنترل و تنظیم کنیم و به موقعیت ها و ناملایمات پاسخ منطقی بدهیم. برای چنین کاری ابتدا باید احساسات خود را بخوبی شناخته ، به احساسات و حالات هیجانی خوب ، برچسب مناسب بزنیم. مثلا من در حال حاضر عصبانی هستم. در مرحله بعدی احساسات و هیجانات خود را تنظیم یا کنترل کنیم. یعنی سعی در حفظ آرامش خود کنیم.

تفکر انتقادی

تفکر انتقادی یا نقادانه تفکری است که در جستجوی شواهد، دلایل و مدارک برای یک قضاوت و نتیجه گیری است. این نوع تفکر به ما کمک می کند مسائل را از زوایای مختلف دریابیم و راه حل های مختلف مساله و پیامدهای آن را ارزیابی کنیم و بلافاصله راه حل های تازه ای برای مشکلاتمان پیدا کنیم . با استفاده از این مهارت تصمیم گیری های ما مناسب تر و مسائل را به طور عملی تر حل می کنیم و معلمان برای پرورش خلاقت در کودکان باید به نحوه شکل گیری اندیشه خلاق در آنان توجه کنند.

مهارت تصمیم گیری

این مهارت به ما کمک می کند به نحو موثرتری با مسائل زندگی برخورد کنیم. عوامل مختلفی در تصمیم گیری های موثر دخیل هستند. آگاهی از اطلاعات تصمیم، از عواملی است که باید در روند تصمیم گیری به آن توجه کنیم. اگرچه همه ما تصمیم می گیریم، ولی همیشه تصمیم های هوشمندانه نمی گیریم.

برخی از این تصمیم گیری های غلط به پیامدهای ناخوشایند منجر می شود. مهارت های تصمیم گیری به ما کمک می کنند به طور صحیح در مورد اعمالمان تصمیم بگیریم و جوانب مختلف انتخاب ها و پیامدهای مثبت و منفی هر یک از آنها را در نظر داشته باشیم. تصمیم گیری مناسب و واقع بینانه موجب بالا رفتن سطح سلامت روانی می شود.

مقالات مرتبط
ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.