کودکان از ابتدای ورود به مدرسه و زمانی که کلاس اول را شروع می کنند، هیچ ترس و دلهره ای از امتحان و آزمون های کلاس ندارند و روز امتحان برای آنها هیچ تفاوتی با دیگر روزهای مدرسه ندارد، اما متأسفانه والدین، مربیان، آموزگاران، هم کلاسی ها و دیگر اطرافیان هستند که کودکان را نسبت به امتحان آشفته و پریشان می کنند، تا حدی که در سال های بعدی تحصیلی دچار چنان اضطرابی می شوند که گاهی از درس و کلاس و مدرسه هم بیزار می گردند. داشتن کمی اضطراب در روزهای امتحان لازم و طبیعی است، زیرا موجب حرکت، نشاط، پویائی و انگیزه دانش آموز برای یادگیری و درس خواندن می شود.
اما اگر این اضطراب و نگرانی از حد عادی خود تجاوز کند، باعث ناتوانی و ضعف دانش آموز، فراموش کاری های زودگذر، خطاهای ادراکی، حواس پرتی، درگیری های ذهنی، عدم تمرکز، هیجان بیش از اندازه و به دنبال آن کاهش عملکرد تحصیلی او می شود. اضطراب امتحان معمولاً بین سنین ۱۱-۱۰ سالگی، یعنی زمانی که دانش آموزان در مقطع ابتدائی درس می خوانند، آغاز می شود و چنانچه درصدد مقابله و رویاروئی با آن برنیایند، با بالا رفتن مقطع تحصیلی آنان، افزایش می یابد.
تعریف اضطراب امتحان
اضطراب امتحان نوعی خود مشغولی ذهنی است که با “خود پنداره” ضعیف و تردید فرد درباره ی توانایی های خود مشخص می شود و غالباً با شناخت منفی، عدم تمرکز حواس، واکنش های جسمانی نامطلوب و افت تحصیلی همراه است. به عبارت دیگر وقتی که فرد درباره ی کارایی و توانایی ذهنی خود در موقعیت امتحان، دچار نگرانی و تشویق شود، به طوری که این احساس موجب کاهش و افت عملکرد واقعی او گردد. می گوییم دچار اضطراب امتحان شده است. تركیبی از عوامل فردی، آموزشگاهی، خانوادگی و فرهنگی در بروز اضطراب امتحان میتواند نقش داشته باشد.
عوامل فردی
عوامل متعددی از جمله سن، جنس، توقعات والدین و یا اجتماع و محتویات مطالب مورد آزمون میتواند با اضطراب امتحان ارتباط داشته باشد و در همین راستا مطالعات زیادی جهت درک ریشههای این معضل صورت گرفته است. ارزیابی منفی فرد از خودش میتواند هسته مرکزی اضطراب امتحان باشد. به علاوه اضطراب امتحان ارتباط نزدیکی با فقدان اعتماد به نفس، ناتوانی برای حل مسئله و احساس خودکارآمدی دارد.
اضطراب امتحان تا حدود زیادی با افکار منفی و ارزیابیهای بدبینانه از امتحان رابطه دارد و ممکن است موجب تغییر در اسنادهای دانشآموزان و دانشجویان شود و نیز خودپنداره و رفتار منفی آنها را تغییر دهد. توبیاس اعتقاد داشت که اضطراب امتحان به دلیل عادتهای مطالعه نامناسب و ناکارآمد است. با وجود این، افراد دارای اضطراب امتحان بالا مشكلاتی در تمرکز گزارش میکنند و به طور واقعی در مراحل پایانی و نزدیک به امتحان مطالعه کمی دارند.
جویس و مردیت نشان دادند شخصیت نقش مهمی را در عملکرد عاطفی و هیجانی مؤثر و اثربخش به جای میگذارد. علی محمدی در مطالعه ای دریافت که بین اضطراب و برون گرایی ارتباط منفی وجود دارد. چامورو و فرنهام دریافتند که خصوصیات شخصیتی همچون روان رنجوری و برون گرایی به طور معناداری با سطوح اضطراب امتحان مرتبط است. رحیمی در مطالعه خود گزارش کرد که فقدان هوشیاری نسبت به خود، ناایمنی پارانویایی، و گرایش به گنهکاری در ایجاد اضطراب نقش معناداری دارد. بنابراین اضطراب امتحان یک ویژگی و خصیصه شخصیتی است که از ساختار شخصیتی و شناختی فرد نشأت میگیرد. درون گرایی با اضطراب رابطه مثبتی دارد.
عوامل خانوادگی
انتظارات بیش از حد و حساسیت والدین به نتایج امتحان فرزندانشان، میتواند از علل افزایش شیوع اضطراب امتحان در دانشآموزان باشد. سطح انتظارات و توقعات والدین و معلمان چنانچه با توانایی و امکانات دانشجویان و دانشآموزان متناسب نباشد و انتظاراتی نابجا و غیرمنطقی از آنان داشته باشند، باعث افزایش اضطراب امتحان میشود.
تشکر دریافت که بین نگرشهای فرزندپروری والدین و همچنین تیپ شخصیتی نوع A والدین با اضطراب امتحان دانشآموزان ارتباط معناداری وجود دارد.
نتیجه مطالعه پاپکو نشان داد که هر چه نوجوانان از نفوذ خانواده خود فاصله گرفته و تمایزیافتگی بیشتری داشته باشند، میزان اضطراب امتحان آنها کمتر خواهد بود.
موسوی و همکاران در پژوهش خود دریافتند که وضعیت زندگی مشترک والدین ارتباط معناداری با افزایش اضطراب در فرزندانشان ندارد، البته محققان به این مسئله اشاره کردند که دادههای به دست آمده در این بخش چندان مورد اعتماد نیست و احتمال میرود نوجوانان تمایلی به بیان واقعیت زندگی خانوادگی از خود نشان نداده باشند. همچنین ارتباط بین تعداد مراجعه والدین به مدرسه و اضطراب امتحان معنی دار نبود. در همین پژوهش، محققان دریافتند، از نظر واکنش والدین به وضعیت تحصیلی فرزندانشان، میانگین اضطراب امتحان هنگامی که والدین واکنش تند و شدید نشان میدادند، نسبت به سایر موارد به نحو قابل توجهی بالاتر بود و کمترین اضطراب امتحان در واکنش تشویقی والدین مشاهده شد. این امر از پیش قابل انتظار بود، چنانچه رابطه والدین با نوجوانان، رابطه حمایت کننده باشد و به آنها اجازه اشتباه کردن و یادگیری از اشتباهات را بدهد، رابطه مناسب به شمار میرود که باعث تکامل فرد میشود.
عوامل آموزشگاهی
یکی از عوامل مؤثر، فضا و محیطی است که دانشآموز در آن تحصیل میکند. برای مثال تفاوتهایی بین جمعیت روستایی و شهری در میزان اضطراب امتحان دیده شده است. آشنا یا غریب بودن ممتحنها و وجود محدودیت زمانی نیز میتواند از عوامل مؤثر باشد.
نتایج پژوهشهای ساراسون و مندلر نشان میدهد که هر چقدر محیط برگزاری امتحان نامناسب باشد، میانگین نمرات اضطراب امتحان دانشجویان بیشتر میشود. چنانچه دانشجویی با اطمینان خاطر و راحتی فکر در جلسه امتحان حضور یابد، شانس موفقیت او در امتحان بیشتر است تا آنکه با ترس و بیاعتمادی نسبت به محیط کلاس و استاد در جلسه امتحان شرکت کند. شرایط نامناسب دانشگاه، روشهای خشک تدریس، وضعیت نامناسب کلاس و غیره از جمله مسائلی هستند که میتوانند بر عملکرد تحصیلی و اضطراب امتحان تأثیر منفی بگذارند.
موسوی و همکاران در پژوهشی دریافتند که تعداد دانشآموزان کلاس، ارتباط معنادار و مثبتی با اضطراب امتحان دارد. به این ترتیب که در کلاسهایی که تعداد دانشآموزان بیشتر بودند، نمره اضطراب امتحان نیز بالاتر بود. اثری که تعداد دانشآموزان بر اضطراب آنها دارد ممکن است به علت بالا بودن هیجان و شلوغی کلاس باشد و یا این که مدارسی که دانشآموزان کمتری دارند، احتمال میرود رسیدگی بیشتری شود. با توجه به وجود فاکتورهای مختلف، این امر به تنهایی قابل پیش بینی نبود.
در واکنش تند و شدید مدرسه نسبت به افت و عملکرد تحصیلی، نمره اضطراب امتحان بالا میرود. در یک مطالعه، اثر اخطار مشکل بودن امتحان (قبل از برگزاری آن) مورد ارزیابی قرار گرفت و این نتیجه به دست آمد که این اخطار در دانشآموزانی که سطح اضطرابشان بالاست، منجر به بدتر شدن کارآیی خواهد شد. بنابراین خود مدرسه هم میتواند برای کودکان مستعد این اضطراب را ایجاد کند.
عوامل فرهنگی
ساراسون معتقد است که در برخی جوامع (خصوصاً آمریکا) مسایل فرهنگی برای تفاوتهای جنسیتی بیشتر در نمرههای اضطراب قابل پیش بینی است، زیرا در این جوامع دختران به راحتی مجاز هستند که اضطراب بیشتری نسبت به پسران داشته باشند.
اقلیتهای نژادی و افرادی که سطح اقتصادی- اجتماعی پایین دارند، مستعد فشارهای روانی بهخصوص اضطراب امتحان هستند. دانشآموزان دارای وضعیت اقتصادی و اجتماعی پایینتر، اضطراب امتحان بیشتری دارند. همچنین دانشآموزان کشورهایی چون عربستان، مصر و اسرائیل، در مقایسه با چین، آلمان، کره، ترکیه، آمریکا و هندوستان، اضطراب امتحان بیشتری نشان داده اند.
تکنیک ها و روش های کاهش اضطراب امتحان
تاثیر مخربی که اضطراب امتحان روی پیشرفت تحصیلی و روحیه دانش آموز می گذارد، صدمه ای واحد نیست، بلکه خسارات جسمانی، روانی، تحصیلی و اقتصادی ناشی از اضطراب امتحات، با تاثیری که روی نظام آموزش جامعه می گذارد موجب ضعف نظام آموزشی و مانع پیشبرد اهداف آموزش می گردد. بنابراین لزوم کمک رسانی به دانش آموزانی که دچار چنین مشکلی هستند احساس می گردد. در این حوزه جهت کاهش و از میان بردن اضطراب امتحان، روش ها و تکنیک هایی وجود دارد که با توجه به مسئله و نیاز هر دانش آموز در مراکز مشاوره توسط روان درمانگر یا مشاور، به کار گرفته می شوند که در زیر اشاره مختصری به آنها می گردد:
آموزش “توجه”
یکی از آثار سوء اضطراب امتحان، تاثیر این نگرانی روی میزان توجه و کاهش قدرت توجه می باشد. مثلا در یک تحقیق، مشخص شد کودکان ۸ تا ۱۲ ساله دچار اضطراب امتحان، در جریان امتحان بیشتر به محرک های نامربوط توجه می کردند تا خود امتحان.
به همین خاطر آموزش توجه یکی از فنون موثری است که از آن همراه با آمورش تن آرامی در افراد دچار اضطراب امتحان، از آن سود جسته می شود.
آموزش مهارت های مقابله ای
منظور از مهارت های مقابله ای، تلاش هایی است که توسط فرد جهت رویارویی با موقعیت های استرس زا (شرایطی که باعث ایجاد فشار روانی می شوند) صورت می پذیرد. در این تکنیک به دانش آموز مهارت هایی جهت کنترل شرایط فشارزا آموخته می شود.
آموزش تعلیم به خود
در این روش به دانش آموز آموخته می شود از یک الگوی حل مسئله در برخورد با مشکل پیروی کند. به عنوان مثال در برخورد با یک موقعیت دشوار چنین سوالی را از خود می پرسد: در مقابله با این مشکل چه باید بکنم؟ سپس خودش پاسخ این سوال را می دهد: باید این مشکل را حل بکنم و به همین ترتیب، مرحله به مرحله، دانش آموز با خودش درباره مشکل صحبت می کند.
درمان شناختی
زیربنای اصلی درمان شناختی این نظریه است که واکنش های هیجانی و رفتارهای فرد (از قبیل: افسردگی، ناکامی و اضطراب) ناشی از خود وقایع نبوده و منتج از برداشت و تفسیری است که شخص از آن واقعه در ذهن خود دارد. پس، این خود وقایع نیستند که خوب یا بدند بلکه تفسیر ما از آنها خوب یا بد است. به عنوان مثال در واقعه باریدن باران در روز بارانی این ما هستیم که بر چسب “بد یمن بودن” یا “دلپذیر بودن” را بر آن می زنیم.
بنابراین در درمان شناختی، جهت بهبود شناخت فرد از وقایع به دانش آموز کمک می شود که این تاثیر بسیار مهم در کاهش اضطراب امتحان و عملکرد تحصیلی دانش آموزان دارد.
الگوسازی
در این روش درمانگر الگوی سازنده و مناسب از رفتار را (مثلا رفتار مناسب هنگام رویارویی با موقعیت امتحان) به مراجعه کننده ارایه می دهد.
آموزش مهارت های مطالعه
موفقیت تحصیلی دانش آموز، برخلاف آنچه معمولا والدین می پندارند، تنها منوط به ساعات طولانی مطالعه و تکرار فراوان آموخته ها نیست. بلکه مطالعه، فرآیند منسجم و خلاقی است که به ترکیبی از روش های مطالعه بستگی دارد. در زمینه اضطراب امتحان به این نکته باید توجه گردد که دانش آموزانی که از مهارت های مناسب مطالعه و نیز آمادگی کافی برخوردارند، دلهره کمتری در موقعیت امتحان دارند.
درمان های دارویی
با توجه به اینکه در اضطراب امتحان علاوه بر علایم هیجانی و شناختی، علایم فیزیولژیک و جسمانی نیز باید مورد بررسی و پیگیری قرار گیرند، گاهی برای کاهش نشانه های ناشی از اضطراب امتحان، مصرف کوتاه مدت برخی از داروهای ضد اضطراب و یا آرام بخش های خفیف، ضرورت می یابد که باید حتما توسط روان پزشک تجویز گردند.
در نهایت، به کارگیری تکنیک های درمان های مختلف روان شناسی که در مراکز معتبر مشاوره و روان درمانی صورت می پذیرد، به نحو بسیار چشمگیری منجر به بهبود توان فراگیری و عملکرد تحصیلی دانش آموز خواهد شد.