شخصیت‌ شناسی فصل‌ ها؛ فصل مورد علاقه

مقدمه (Introduction)

شخصیت‌ شناسی یکی از حوزه‌های بنیادی در علم روانشناسی است که به بررسی الگوهای نسبتاً پایدار تفکر، هیجان و رفتار انسان می‌پردازد. شناخت ویژگی‌های شخصیتی افراد نقش مهمی در تبیین تفاوت‌های فردی، پیش‌بینی رفتار، ارتقای سلامت روان و طراحی مداخلات بالینی و مشاوره‌ای ایفا می‌کند. از این‌رو، پژوهش‌های شخصیت همواره تلاش کرده‌اند تا علاوه بر عوامل زیستی و شناختی، متغیرهای محیطی و ترجیحات فردی را نیز در شکل‌گیری و بروز شخصیت مورد بررسی قرار دهند.

یکی از این متغیرها، ترجیحات فردی نسبت به شرایط محیطی از جمله آب‌وهوا و فصل‌های سال است. فصل‌ها با تغییراتی در میزان نور، دما، طول روز و الگوهای زیستی همراه هستند که می‌توانند بر خلق، سطح انرژی، تعاملات اجتماعی و سبک زندگی افراد تأثیر بگذارند. علاقه‌مندی پایدار به یک فصل خاص ممکن است بازتابی از نیازهای هیجانی، سبک تنظیم هیجان و گرایش‌های شخصیتی فرد باشد، هرچند این ارتباط هنوز به‌صورت قطعی و علت‌ومعلولی تأیید نشده است.

بر این اساس، سؤال پژوهشی اصلی این مقاله به شرح زیر مطرح می‌شود:
آیا علاقه به یک فصل خاص می‌تواند به‌عنوان شاخصی غیرمستقیم از برخی ویژگی‌های شخصیتی مورد توجه قرار گیرد؟
پاسخ به این سؤال می‌تواند به درک عمیق‌تر تعامل میان ویژگی‌های شخصیتی و عوامل محیطی کمک کند.


تعریف مفاهیم کلیدی

شخصیت (Personality)

در روانشناسی، شخصیت به مجموعه‌ای سازمان‌یافته از ویژگی‌های نسبتاً پایدار گفته می‌شود که شیوه تفکر، احساس و رفتار فرد را در موقعیت‌های مختلف هدایت می‌کند. گوردون آلپورت شخصیت را «سازمان پویاى نظام‌هاى روان‌زیستی درون فرد که رفتار و تفکر او را تعیین می‌کند» تعریف می‌کند و بر نقش ساختارهای درونی و پایداری نسبی صفات تأکید دارد.

هانس آیزنک شخصیت را بر اساس ابعاد زیستی و ژنتیکی تبیین می‌کند و سه بعد اصلی برون‌گرایی–درون‌گرایی، روان‌رنجوری و روان‌پریشی‌گرایی را به‌عنوان هسته‌های اصلی شخصیت معرفی می‌نماید. این رویکرد بر پیوند میان سیستم عصبی و تفاوت‌های شخصیتی تمرکز دارد.

در مدل معاصر پنج عامل بزرگ شخصیت (Big Five)، شخصیت در قالب پنج بعد اصلی شامل گشودگی به تجربه، وظیفه‌شناسی، برون‌گرایی، توافق‌پذیری و روان‌رنجوری تعریف می‌شود. این مدل به دلیل پشتوانه تجربی گسترده، امروزه یکی از معتبرترین چارچوب‌ها برای مطالعه تفاوت‌های فردی به شمار می‌رود و امکان بررسی ارتباط شخصیت با ترجیحات محیطی را فراهم می‌سازد.


ترجیح فصلی (Seasonal Preference)

ترجیح فصلی به تمایل ذهنی و هیجانی پایدار فرد نسبت به یک یا چند فصل سال اطلاق می‌شود که معمولاً بر اساس احساس راحتی روانی، سطح انرژی، خلق و تجربه‌های مثبت مرتبط با آن فصل شکل می‌گیرد. این ترجیح می‌تواند تحت تأثیر عوامل متعددی مانند تجربیات دوران کودکی، شرایط اقلیمی محل زندگی، سبک زندگی و تفاوت‌های زیستی فرد قرار داشته باشد.

مهم است که ترجیح فصلی با اختلال عاطفی فصلی (Seasonal Affective Disorder – SAD) اشتباه گرفته نشود. اختلال خلقی فصلی یک تشخیص بالینی در طبقه‌بندی‌های روان‌پزشکی است که با الگوی عودکننده افسردگی یا تغییرات شدید خلقی در فصول خاص، به‌ویژه پاییز و زمستان، همراه است و نیازمند ارزیابی و مداخله تخصصی می‌باشد. در مقابل، ترجیح فصلی پدیده‌ای غیرپاتولوژیک است و لزوماً با ناراحتی بالینی، افت عملکرد یا اختلال در زندگی روزمره همراه نیست.

بنابراین، در این مقاله، ترجیح فصلی به‌عنوان یک ویژگی ذهنی و تجربی طبیعی در نظر گرفته می‌شود که می‌تواند در تعامل با صفات شخصیتی، اطلاعاتی مکمل درباره سبک هیجانی و گرایش‌های روانشناختی افراد ارائه دهد.

شخصیت شناسی بر اساس فصل ها

چارچوب‌های نظری مرتبط

3.1 نظریه پنج عامل بزرگ شخصیت (Big Five)

نظریه پنج عامل بزرگ شخصیت یکی از جامع‌ترین و معتبرترین مدل‌های توصیف ساختار شخصیت در روانشناسی معاصر است که شخصیت را در قالب پنج بعد اساسی و نسبتاً پایدار تبیین می‌کند. این ابعاد به‌طور گسترده در پژوهش‌های تجربی برای بررسی تفاوت‌های فردی و پیش‌بینی رفتار مورد استفاده قرار گرفته‌اند و چارچوبی مناسب برای تحلیل ارتباط میان ویژگی‌های شخصیتی و ترجیحات محیطی، از جمله علاقه به فصل‌ها، فراهم می‌سازند.

برون‌گرایی (Extraversion) به میزان تمایل فرد به تعامل اجتماعی، فعالیت، هیجان‌خواهی و تجربه هیجانات مثبت اشاره دارد. افراد با نمره بالاتر در این بعد معمولاً انرژی بیشتری از محیط‌های پرتحرک و اجتماعی دریافت می‌کنند و واکنش آن‌ها به شرایط محیطی مانند نور و دمای هوا می‌تواند متفاوت از افراد درون‌گرا باشد.

روان‌رنجوری (Neuroticism) بیانگر میزان آسیب‌پذیری هیجانی، تجربه هیجانات منفی مانند اضطراب، افسردگی و نوسانات خلقی است. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که افراد با روان‌رنجوری بالا حساسیت بیشتری نسبت به تغییرات محیطی، از جمله کاهش نور یا تغییرات فصلی، نشان می‌دهند.

گشودگی به تجربه (Openness to Experience) به کنجکاوی شناختی، تخیل، انعطاف‌پذیری فکری و علاقه به تجربه‌های جدید مربوط می‌شود. این بعد می‌تواند با نگرش فرد نسبت به تنوع‌های طبیعی و تغییرات فصلی ارتباط داشته باشد، به‌ویژه در افرادی که از تغییرات زیبایی‌شناختی طبیعت لذت می‌برند.

توافق‌پذیری (Agreeableness) شامل ویژگی‌هایی مانند همدلی، همکاری، اعتماد و نوع‌دوستی است. اگرچه این بعد ارتباط مستقیم کمتری با ترجیحات فصلی دارد، اما می‌تواند در تعامل اجتماعی و تجربه هیجانی فرد در محیط‌های خاص نقش ایفا کند.

وظیفه‌شناسی (Conscientiousness) به خودکنترلی، برنامه‌ریزی، مسئولیت‌پذیری و هدف‌مندی اشاره دارد. افراد وظیفه‌شناس معمولاً ثبات رفتاری بیشتری نشان می‌دهند و ممکن است کمتر تحت تأثیر نوسانات محیطی و فصلی قرار گیرند.


3.2 روانشناسی محیطی (Environmental Psychology)

روانشناسی محیطی به بررسی تعامل متقابل انسان و محیط فیزیکی می‌پردازد و تأکید دارد که عوامل محیطی می‌توانند به‌طور معناداری بر هیجان، شناخت و رفتار انسان تأثیر بگذارند. متغیرهایی مانند نور طبیعی، دما، شرایط آب‌وهوایی، طول روز و عناصر طبیعی از جمله عوامل مهم محیطی هستند که با تغییرات فصلی دستخوش نوسان می‌شوند.

مطالعات در این حوزه نشان داده‌اند که میزان نور خورشید می‌تواند بر تنظیم ریتم‌های زیستی، سطح هوشیاری و خلق تأثیر بگذارد، در حالی که دما و شرایط جوی می‌توانند سطح انرژی، انگیزش و تعاملات اجتماعی را تعدیل کنند. همچنین تماس با طبیعت و مناظر طبیعی با کاهش استرس، بهبود خلق و افزایش کارکردهای شناختی مرتبط دانسته شده است.


3.3 تنظیم هیجان و خلق

تنظیم هیجان به فرآیندهایی اطلاق می‌شود که از طریق آن‌ها افراد شدت، مدت و نوع تجربه‌های هیجانی خود را مدیریت می‌کنند. فصل‌ها از طریق تغییر در عوامل محیطی مانند نور، دما و فعالیت‌های روزمره می‌توانند بر الگوهای تنظیم هیجان و نوسانات خلقی تأثیرگذار باشند.

برخی پژوهش‌ها نشان می‌دهند که تغییرات فصلی می‌توانند با نوسانات در سطح انرژی روانی، انگیزش و تجربه هیجانات مثبت و منفی همراه باشند. به‌عنوان مثال، کاهش نور در فصول سرد ممکن است با افت خلق و انرژی در برخی افراد همراه شود، در حالی که فصول گرم‌تر با افزایش فعالیت، تعامل اجتماعی و هیجانات مثبت مرتبط دانسته شده‌اند. با این حال، شدت و جهت این اثرات به تفاوت‌های فردی و ویژگی‌های شخصیتی بستگی دارد.


4. مرور پژوهش‌ها و مطالعات پیشین (Literature Review)

مرور ادبیات پژوهشی نشان می‌دهد که مطالعات متعددی به بررسی تأثیر فصل‌ها و شرایط محیطی بر خلق، هیجان و رفتار انسان پرداخته‌اند. نتایج این پژوهش‌ها حاکی از آن است که تغییرات فصلی می‌توانند با نوسانات خلقی، سطح انرژی و الگوهای فعالیت روزانه مرتبط باشند، هرچند شدت این تأثیرات در افراد مختلف متفاوت است.

برخی مطالعات به رابطه میان ترجیح آب‌وهوایی و ویژگی‌های شخصیتی پرداخته‌اند و نشان داده‌اند که افراد برون‌گرا، در مقایسه با افراد درون‌گرا، واکنش مثبت‌تری به محیط‌های روشن و گرم نشان می‌دهند، در حالی که افراد با روان‌رنجوری بالاتر ممکن است حساسیت بیشتری نسبت به شرایط نامطلوب محیطی داشته باشند.

همچنین پژوهش‌ها به وجود تفاوت‌های فردی در واکنش به نور و دما اشاره کرده‌اند که می‌تواند ریشه در عوامل زیستی، ژنتیکی و ریتم‌های زیستی داشته باشد. در این زمینه، مطالعات مرتبط با اختلال عاطفی فصلی (Seasonal Affective Disorder) نشان می‌دهند که کاهش نور در فصول خاص می‌تواند در برخی افراد منجر به علائم افسردگی بالینی شود.

علاوه بر این، پژوهش‌های مربوط به ریتم شبانه‌روزی (Circadian Rhythm) نشان داده‌اند که تغییرات فصلی در طول روز و میزان نور می‌توانند بر چرخه خواب–بیداری، ترشح هورمون‌ها و در نتیجه بر خلق و کارکرد روانشناختی تأثیر بگذارند. این یافته‌ها اهمیت در نظر گرفتن عوامل زیستی و محیطی را در مطالعه رابطه میان فصل‌ها و ویژگی‌های شخصیتی برجسته می‌سازند.

فصل بهار

تحلیل روانشناختی فصل‌های مختلف

در این بخش، ویژگی‌های روانشناختی افراد علاقه‌مند به فصل‌های مختلف بر اساس گرایش‌های آماری و یافته‌های نظری بررسی می‌شود. لازم به تأکید است که این تحلیل‌ها بیانگر الگوهای احتمالی و غیرقطعی هستند و نباید به‌عنوان معیار تشخیص شخصیت یا سلامت روان تلقی شوند.

5.1 شخصیت افراد علاقه‌مند به بهار

ویژگی‌های هیجانی:
افرادی که به فصل بهار علاقه‌مند هستند، اغلب گرایش بیشتری به تجربه هیجانات مثبت، امیدواری و نوسازی روانی نشان می‌دهند. بهار به‌عنوان نماد شروع مجدد و رشد، می‌تواند با خلق مثبت‌تر و انعطاف‌پذیری هیجانی بالاتر همراه باشد.

سبک ارتباطی:
این افراد معمولاً سبک ارتباطی باز، منعطف و نسبتاً مشارکتی دارند و در تعاملات اجتماعی تمایل به برقراری ارتباط‌های دوستانه و سازنده نشان می‌دهند. افزایش نور و شرایط معتدل بهاری ممکن است تعامل اجتماعی آن‌ها را تسهیل کند.

نقاط قوت و چالش‌ها:
از جمله نقاط قوت این افراد می‌توان به خوش‌بینی، سازگاری و آمادگی برای تغییر اشاره کرد. در مقابل، چالش‌های احتمالی شامل ناپایداری هیجانی در شرایط فشار یا تمایل به شروع پروژه‌های متعدد بدون پیگیری بلندمدت است.


5.2 شخصیت افراد علاقه‌مند به تابستان

سطح برون‌گرایی:
علاقه به تابستان اغلب با سطوح بالاتر برون‌گرایی، فعالیت‌محوری و نیاز به تحریک محیطی مرتبط دانسته می‌شود. این افراد معمولاً از محیط‌های شلوغ، پرنور و پرتحرک لذت بیشتری می‌برند.

هیجان‌خواهی:
افراد علاقه‌مند به تابستان ممکن است گرایش بیشتری به هیجان‌خواهی، تجربه‌های جدید و فعالیت‌های پرانرژی داشته باشند. این ویژگی می‌تواند با تمایل به ریسک‌پذیری متوسط و جستجوی لذت‌های آنی همراه باشد.

تعامل اجتماعی:
تعامل اجتماعی در این افراد معمولاً گسترده‌تر و فعال‌تر است. آن‌ها تمایل دارند روابط اجتماعی متعددی برقرار کنند و از مشارکت در فعالیت‌های گروهی انرژی بگیرند.


شخصیت افراد علاقه‌مند به پاییز

شناخت فصل ها بر اساس فصل پاییز

درون‌گرایی:
علاقه به پاییز اغلب با سطوح بالاتر درون‌گرایی نسبی و گرایش به خلوت، تأمل و کاهش تحریک محیطی همراه است. فضای آرام‌تر و رنگ‌های ملایم پاییزی ممکن است با نیازهای روانی این افراد همخوانی بیشتری داشته باشد.

تفکر عمیق:
این افراد معمولاً تمایل بیشتری به تفکر تحلیلی، درون‌نگری و معناجویی نشان می‌دهند. پاییز می‌تواند با افزایش تمرکز، تأمل شناختی و بازاندیشی تجربیات گذشته مرتبط باشد.

حساسیت هیجانی:
حساسیت هیجانی در این گروه ممکن است بالاتر باشد، به‌گونه‌ای که تغییرات محیطی و هیجانی را با شدت بیشتری تجربه کنند. این ویژگی می‌تواند هم منبع خلاقیت و هم زمینه‌ساز آسیب‌پذیری هیجانی باشد.


شخصیت افراد علاقه‌مند به زمستان

زمستان و شخصیت شما

خودکنترلی:
افرادی که زمستان را فصل مورد علاقه خود می‌دانند، اغلب سطوح بالاتری از خودکنترلی، تحمل شرایط سخت و نظم شخصی نشان می‌دهند. شرایط محدودکننده زمستان ممکن است با ساختار روانی منظم‌تر این افراد همخوان باشد.

استقلال:
این افراد معمولاً استقلال روانی بیشتری دارند و وابستگی کمتری به تحریکات بیرونی برای حفظ تعادل هیجانی خود نشان می‌دهند. تمایل به فعالیت‌های فردی و خودمحور در این گروه شایع‌تر است.

ثبات هیجانی یا درون‌گرایی عمیق:
در برخی افراد، علاقه به زمستان با ثبات هیجانی و آرامش درونی همراه است، در حالی که در برخی دیگر می‌تواند بازتابی از درون‌گرایی عمیق و ترجیح خلوت باشد. این تفاوت‌ها نشان‌دهنده نقش عوامل فردی و زیستی در تجربه فصل‌هاست.


🔎 تأکید علمی:
ویژگی‌های توصیف‌شده در این بخش، گرایش‌های آماری و احتمالی هستند و نباید به‌عنوان ابزار تشخیص شخصیت، پیش‌بینی قطعی رفتار یا ارزیابی سلامت روان مورد استفاده قرار گیرند.


ارتباط فصل مورد علاقه با سلامت روان

شواهد پژوهشی نشان می‌دهد که ترجیح فصلی می‌تواند با برخی شاخص‌های سلامت روان ارتباط داشته باشد، هرچند این ارتباط پیچیده و متأثر از تفاوت‌های فردی است.

اضطراب:
برخی افراد در فصول خاص، به‌ویژه در شرایط کاهش نور یا تغییرات شدید آب‌وهوایی، افزایش علائم اضطرابی را تجربه می‌کنند. این واکنش‌ها به سطح حساسیت هیجانی و ویژگی‌های شخصیتی وابسته است.

افسردگی:
کاهش نور طبیعی و محدودیت فعالیت‌های اجتماعی در برخی فصول می‌تواند با افت خلق و افزایش علائم افسردگی در افراد مستعد همراه باشد، اگرچه این وضعیت در اغلب موارد به سطح اختلال بالینی نمی‌رسد.

انگیزش:
سطح انگیزش می‌تواند در طول سال دچار نوسان شود. فصول روشن‌تر معمولاً با افزایش انگیزش و فعالیت همراه هستند، در حالی که فصول سردتر ممکن است با کاهش انرژی رفتاری مرتبط باشند.

انرژی روانی:
انرژی روانی تحت تأثیر ریتم‌های زیستی و شرایط محیطی تغییر می‌کند و ترجیح فصلی می‌تواند بازتابی از الگوی بهینه انرژی فرد باشد.

احساس رضایت از زندگی:
هماهنگی میان ترجیح فصلی و سبک زندگی می‌تواند به افزایش رضایت از زندگی و احساس رفاه ذهنی منجر شود، در حالی که عدم تطابق ممکن است تجربه نارضایتی یا خستگی روانی را تشدید کند.

شناخت فصل ها بر اساس فصل تایستان

عوامل مداخله‌گر و محدودیت‌ها

بررسی رابطه میان ترجیح فصلی و ویژگی‌های شخصیتی نیازمند توجه به عوامل مداخله‌گر و محدودیت‌های روش‌شناختی است. نادیده گرفتن این متغیرها می‌تواند به تفسیرهای ساده‌انگارانه و غیرعلمی منجر شود.

فرهنگ و اقلیم جغرافیایی:
شرایط اقلیمی محل زندگی نقش تعیین‌کننده‌ای در تجربه ذهنی افراد از فصل‌ها دارد. در مناطق گرمسیر یا سردسیر، معنای روانشناختی فصل‌ها می‌تواند متفاوت باشد. همچنین هنجارهای فرهنگی، سبک زندگی و الگوهای اجتماعی مرتبط با فصل‌ها بر شکل‌گیری ترجیح فصلی تأثیرگذار هستند.

تجربیات کودکی:
تجربیات اولیه زندگی، به‌ویژه رویدادهای هیجانی مهم در دوران کودکی، می‌توانند نگرش فرد نسبت به فصل‌های خاص را شکل دهند. تجربه‌های مثبت یا منفی تکرارشونده در یک فصل ممکن است به ایجاد ترجیح یا اجتناب پایدار از آن فصل منجر شود.

خاطرات هیجانی مرتبط با فصل‌ها:
خاطرات شخصی و هیجانی که در یک فصل خاص شکل گرفته‌اند، می‌توانند بر واکنش هیجانی فعلی فرد نسبت به آن فصل تأثیر بگذارند. این خاطرات لزوماً بازتابی از ساختار شخصیت نیستند، بلکه نتیجه تداعی‌های هیجانی آموخته‌شده محسوب می‌شوند.

محدودیت‌های علمی این نوع شخصیت‌شناسی:
ترجیح فصلی فاقد اعتبار تشخیصی مستقل است و نمی‌تواند جایگزین ابزارهای استاندارد سنجش شخصیت شود. اغلب یافته‌ها مبتنی بر همبستگی هستند و امکان استنباط روابط علت‌ومعلولی وجود ندارد. علاوه بر این، اتکا به گزارش‌های خوداظهاری می‌تواند تحت تأثیر سوگیری‌های شناختی قرار گیرد.


8. کاربردهای بالینی و مشاوره‌ای

با وجود محدودیت‌ها، بررسی ترجیح فصلی می‌تواند در چارچوبی مکمل و غیرتشخیصی، کاربردهای عملی در حوزه سلامت روان داشته باشد.

استفاده در خودشناسی:
آگاهی از ترجیحات فصلی می‌تواند به افراد کمک کند الگوهای هیجانی، سطح انرژی و نیازهای روانی خود را بهتر بشناسند و درک واقع‌بینانه‌تری از واکنش‌های خود نسبت به محیط به دست آورند.

مشاوره فردی:
در جلسات مشاوره، ترجیح فصلی می‌تواند به‌عنوان نقطه شروع گفت‌وگو درباره خلق، انگیزش و سبک زندگی مراجع مورد استفاده قرار گیرد، بدون آنکه نقش تشخیصی به آن داده شود.

روان‌درمانی حمایتی:
در روان‌درمانی‌های حمایتی، توجه به تغییرات فصلی می‌تواند به تنظیم انتظارات درمانی، مدیریت نوسانات خلقی و تقویت راهبردهای مقابله‌ای کمک کند، به‌ویژه در مراجعانی که حساسیت بیشتری به تغییرات محیطی دارند.

طراحی سبک زندگی هماهنگ با شخصیت:
شناخت ترجیحات فصلی می‌تواند در برنامه‌ریزی فعالیت‌ها، زمان‌بندی کار و استراحت، انتخاب محیط‌های مناسب و ارتقای تعادل کار–زندگی نقش مؤثری ایفا کند.


9. پیشنهاد برای پژوهش‌های آینده

برای افزایش اعتبار علمی این حوزه، انجام پژوهش‌های نظام‌مند و روش‌مند ضروری است.

مطالعات تجربی و کمی:
پژوهش‌های آینده می‌توانند با طراحی مطالعات طولی و مقطعی، رابطه میان ترجیح فصلی و ابعاد شخصیت را به‌صورت آماری بررسی کنند.

استفاده از پرسشنامه‌های استاندارد شخصیت:
به‌کارگیری ابزارهای معتبر مانند پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیت می‌تواند به افزایش دقت نتایج و امکان مقایسه یافته‌ها با پژوهش‌های پیشین کمک کند.

بررسی تفاوت‌های جنسیتی و سنی:
مطالعه تفاوت‌های مرتبط با جنس، سن و مرحله رشد می‌تواند به درک عمیق‌تر نقش عوامل زیستی و اجتماعی در ترجیح فصلی و ویژگی‌های شخصیتی منجر شود.


10. نتیجه‌گیری (Conclusion)

یافته‌های این مقاله نشان می‌دهد که علاقه به فصل‌های مختلف سال می‌تواند با برخی گرایش‌های هیجانی و شخصیتی همراه باشد، هرچند این ارتباط‌ها پیچیده، غیرقطعی و وابسته به عوامل متعدد فردی و محیطی هستند. ترجیح فصلی نباید به‌عنوان ابزار تشخیص شخصیت یا سلامت روان تلقی شود، بلکه می‌تواند به‌عنوان یک شاخص مکمل در کنار مدل‌های معتبر شخصیت مورد توجه قرار گیرد.

در مجموع، بررسی ترجیحات فصلی با رویکردی علمی و محتاطانه می‌تواند به غنای درک ما از تعامل میان شخصیت و محیط کمک کند، مشروط بر آنکه محدودیت‌ها و ملاحظات روش‌شناختی به‌طور شفاف در نظر گرفته شوند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *