تعریف مختصر و تاریخچه مطالعات خلاقیت

مفهوم خلاقیت پیچیده است و تعریف یکسانی از آن دیده نشده است. ولی اگر همه تعریف های خلاقیت را در کنار هم قرار دهیم، یک نکته مشترک در آنها دیده می شود و آن به وجود آوردن یک چیز جدید و باارزش است. (میکانی، عباس، خلاقیت و تفکر، 1393)

خلاقیت برآوردی است ذهنی که نتیجه آن ایجاد افکاری است، در عین حال جدید و ارزنده (taylor) (امیرحسینی، خسرو. خلاقیت و نوآوری، 1389).

تعریف و تاریخچه خلاقیتتعریف خلاقیت از دیدگاه تورنس

فرایند درک مشکلات، مسائل، کمبود اطلاعات و عوامل جا افتاده، حدس زدن، فرضیه ساختن درمورد کمبودها، ارزیابی و آزمون فرضیه ها و حدس ها، اصلاح و ارزیابی مجدد آنها و بالاخره ارائه نتایج.

تورنس خلاقیت را ترکیبی از چهار عامل می داند که عبارتند از:

سیالی: توان تولید ایده های گوناگون
ابتکار: ایده های تازه و نو
انعطاف پذیری
بسط: توجه کردن به جزئیات (میکانی، عباس، خلاقیت و تفکر، 1388).

گیلفورد به دو نوع تفکر در انسان اشاره می کند و آنها را تفکر واگرا و همگرا می نامد. تفکر همگرا همان تفکر منطقی و استدلالی انسان است که همواره در پی یافتن یک جواب صحیح می باشد. اما تفکر واگرا، آن نوع از تفکر است که جواب ها و ایده های متفاوتی را برای یک سوال ارائه می کند. به همین دلیل می تواند منجر به خلاقیت گردد. (سلیمانی، افشین، کلاس خلاقیت، تمرینات و روش های عملی، پرورش خلاقیت، 1387).


مقاله مرتبط: تعریف خلاقیت از دیدگاه متفکران بزرگ


تاریخچه خلاقیت

تاریخ خلاقیت، دو دوره یا دو عصر تا امروز داشته است، قبل از 1950 و پس از آن، قبل از آن تحقیقات بسیار اندک بود. متفکران بزرگ، همیشه فکر کرده اند در مورد خلاقیت، افلاطون، فروید، انیشتن، ویگوتسگی و یونگ درباره خلاقیت، صحبت کرده اند، اما هیچ کدام به مطالعه خلاقیت نپرداخته اند. در سال 1950، در سمینار روانشناسی آمریکا همه چیز عوض شد. گیلفورد رئیس انجمن در سخنرانی خود از روانشناسان خواست تا فعالیت خود را درباره خلاقیت بیشتر کنند. گیلفورد در حرکت دادن و پیش بردن رشته خلاقت نقش بسزایی داشت. گیلفورد شوت آغازین خلاقیت در زمین فوتبال روانشناسی را زد، و تورنس به قهرمان بین المللی و نامدار آن تبدیل شد (گنجی، حمزه، روانشناسی خلاقیت، 1395).

مقالات مرتبط

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.