اختلالات تجزیهای گروهی از اختلالات روانشناختی هستند که در آن فرد دچار گسستگی یا اختلال در حافظه، هویت، هیجانها یا ادراک خود میشود. این اختلالات معمولاً در پاسخ به تجربههای استرسزا یا تروماهای شدید بهوجود میآیند و میتوانند باعث فراموشی، احساس جداشدگی از بدن یا حتی شکلگیری هویتهای متعدد شوند. شناخت نشانهها و انواع اختلالات تجزیهای نقش مهمی در تشخیص زودهنگام و درمان مؤثر آنها دارد. در این مقاله به تعریف اختلال تجزیهای، علائم، انواع و روشهای درمان آن میپردازیم.
تعریف MPD یا اختلال هویت تجزیهای
MPD مخفف عبارت: Multiple Personality Disorder به معنی: «اختلال چند شخصیتی»
در گذشته به اختلالی گفته میشد که فرد در آن دو یا چند هویت یا حالت شخصیتی متمایز را تجربه میکند؛ هر هویت:
- خاطرات خود را دارد
- احساسات خاصی دارد
رفتار و حتی صدا و زبان بدن متفاوتی نشان میدهد
🔁 ارتباط MPD با DID
در طبقهبندی جدید DSM-5 نام MPD تغییر کرده و اکنون با عنوان:
Dissociative Identity Disorder (DID)
اختلال هویت تجزیهای شناخته میشود.
بنابراین:
- MPD = نام قدیمی
- DID = نام علمی و جدید
هر دو به یک اختلال واحد اشاره میکنند با این تفاوت که DID تعریف دقیقتر و علمیتری دارد.
چرا نام MPD به DID تغییر کرد؟
نام قدیمی «چند شخصیتی» این برداشت اشتباه را ایجاد میکرد که فرد واقعاً چند «شخصیت کامل» دارد.
اما در واقعیت:
- فرد چند «حالت هویت» یا «بخشهای خود» را تجربه میکند
- این حالتها نتیجه تجربههای آسیبزا هستند
- هویت اصلی از هم «گسسته» شده است
پس برای پرهیز از سوءبرداشتها و فیلمهای اغراقآمیز، اصطلاح علمی جدید یعنی DID جایگزین MPD شد.
تفاوت «اختلال تجزیهای» و «اختلالات تجزیهای»

اختلال تجزیهای (مفرد)
وقتی میگوییم اختلال تجزیهای معمولاً به یکی از انواع خاص این اختلالات اشاره داریم، مثل:
- اختلال هویت تجزیهای
- فراموشی تجزیهای
- مسخ شخصیت / مسخ واقعیت
یعنی تمرکز روی یک اختلال مشخص است.
اختلالات تجزیهای (جمع)
وقتی میگوییم: اختلالات تجزیهای منظورمان یک گروه تشخیصی در روانپزشکی است که شامل چند اختلال مختلف میشود، مثل:
- اختلال هویت تجزیهای (DID)
- فراموشی تجزیهای
- اختلال مسخ شخصیت و مسخ واقعیت
- اختلال تجزیهای نامشخص
بنابراین:
- «اختلال تجزیهای» = یک اختلال خاص
- «اختلالات تجزیهای» = یک دسته تشخیصی شامل چند اختلال
علت بروز اختلالات تجزیهای
اختلالات تجزیهای معمولاً وقتی رخ میدهند که مغز در معرض فشار روانی شدید یا تجربه آسیبزا (Trauma) قرار میگیرد و برای محافظت از فرد، بخشهایی از آگاهی، حافظه یا هویت را جدا میکند. این واکنش در کوتاهمدت نوعی مکانیسم دفاعی طبیعی است، اما اگر تداوم پیدا کند به اختلال بالینی تبدیل میشود.
مهمترین عوامل شناختهشده عبارتاند از:
تروما در کودکی
مطالعات نشان میدهند که بیشترین موارد اختلالات تجزیهای در افرادی دیده میشود که در کودکی دچار:
- کودکآزاری جسمی
- غفلت والدین
- تهدید یا خشونت مداوم
- ناامنی شدید در محیط خانواده
در کودکی، سیستم روانی هنوز کامل شکل نگرفته است. وقتی کودک بار هیجانی بسیار سنگین را تجربه میکند، مغز بهجای پردازش مستقیم آن، تجربه را «جدا» میکند؛ یعنی:
- بخشی از خاطره خاموش میشود
- احساسات جدا میشوند
- بخشهایی از هویت از هم گسسته میشوند
این تجزیه اگر بهصورت الگوی ثابت درآید، بعدها به DID یا انواع دیگر اختلالات تجزیهای تبدیل میشود.
سوءاستفاده عاطفی یا جنسی
تروماهای مربوط به روابط نزدیک بیشترین تأثیر تجزیهای را دارند، بهخصوص وقتی:
- سوءاستفادهکننده یکی از والدین یا فرد مورد اعتماد باشد
- تجربه بهصورت مکرر رخ دهد
- کودک امکان دفاع یا فرار نداشته باشد
سوءاستفاده جنسی و عاطفی شدید باعث میشود که فرد برای تحمل موقعیت:
- از بدن خود جدا شود
- احساس کند «این برای من اتفاق نمیافتد»
- یا آن بخش از خاطره را بهطور کامل جدا کند
این مکانیسم بعدها به صورت depersonalization، فراموشی تجزیهای یا DID دیده میشود.
حوادث شدید، بلایا یا جنگ
تجربه رویدادهای تهدیدکننده زندگی، مانند:
- تصادف شدید
- بلایای طبیعی
- جنگ و آوارگی
- شاهد خشونت یا مرگ بودن
میتواند موجب تجزیه روان شود. در این شرایط، ذهن برای کاهش درد روانی:
- بدن یا محیط را غیرواقعی تجربه میکند
- خاطره حادثه را مسدود میکند
- یا احساس میکند از بیرون خود را میبیند
این واکنشها در کوتاهمدت طبیعیاند، اما اگر مزمن شوند به اختلال تجزیهای تبدیل میشوند.
استرس طولانیمدت و فشار روانی مزمن
اختلالات تجزیهای همیشه ناشی از یک حادثه تکرویدادی نیستند؛ گاهی حاصل:
- زندگی در محیط پرتنش
- روابط سمی طولانیمدت
- تحقیر و تهدید مداوم
- فشار شدید کاری یا تحصیلی
- اضطراب و افسردگی درماننشده
وقتی مغز مدتها در وضعیت خطر و هشدار بماند، سیستم پردازش هیجان دچار خستگی میشود و مکانیزم تجزیه فعالتر میشود.
نشانهها و علائم اختلالات تجزیهای
علائم اختلالات تجزیهای میتوانند خفیف تا بسیار شدید باشند و در هر فرد متفاوت ظاهر شوند. مهمترین نشانههای بالینی عبارتاند از:
فراموشی یا گسستگی حافظه (Dissociative Amnesia)
در این حالت فرد:
بخشهایی از خاطرات شخصی را به یاد نمیآورد
اتفاقات مهم زندگی حذف میشوند
یا دورههای زمانی کامل از حافظه پاک میشوند
این فراموشیها با آسیب مغزی یا بیماریهای عصبی توضیح داده نمیشوند و بیشتر مربوط به تروماهای هیجانیاند.
احساس جداشدگی از بدن (Depersonalization)
در depersonalization فرد چنین حسی دارد:
- «انگار از بیرون دارم خودم را میبینم»
- «بدنم مال من نیست»
- «مثل ربات عمل میکنم»
- «احساس میکنم واقعی نیستم»
بدن، احساسات یا افکار خود شخص مانند شیئی خارجی تجربه میشوند.
احساس غیرواقعی بودن محیط (Derealization)
در این حالت محیط اطراف:
- شبیه خواب یا فیلم به نظر میرسد
- رنگها، صداها یا فاصلهها غیرعادی تجربه میشوند
- دنیا بیروح، مهآلود یا دور احساس میشود
فرد میداند «واقعیت تغییر نکرده»، اما کیفیت تجربه ادراکی تغییر یافته است.
گیجی یا سردرگمی هویتی
اختلال در حس «من کی هستم؟»
- تغییر مکرر علایق، عقاید و سبک رفتار
- احساس چندپارگی در «خود»
- تجربه تضادهای درونی شدید
- ناتوانی در توصیف هویت شخصی
این حالت اغلب مقدمه یا نشانه خفیفتر DID است.
تجربه هویتهای متعدد (در DID)
در اختلال هویت تجزیهای (DID) فرد:
- بیش از یک هویت یا حالت شخصیتی دارد
- هر هویت ممکن است نام، سن، جنسیت یا لحن متفاوتی داشته باشد
- تغییر هویتها معمولاً با گسست حافظه همراه است
ممکن است فرد به یاد نیاورد در حالت دیگر چه گفته یا انجام داده است.
نمونههای رایج:
- «نمیدانم چطور به اینجا آمدم»
- «لباسی خریدهام اما یادم نمیآید»
- «به من گفتند رفتارم کاملاً عوض شده بود اما چیزی یادم نیست»
انواع اختلالات تجزیهای
اختلالات تجزیهای به گروهی از اختلالات روانشناختی گفته میشود که با گسست در حافظه، هویت، ادراک، آگاهی یا احساس ارتباط با خود و محیط همراه هستند. این اختلالات معمولاً پس از تجربه رویدادهای آسیبزا مانند سوءاستفاده، حوادث شدید یا استرس مزمن ایجاد میشوند.
بر اساس دستهبندی DSM-5، مهمترین انواع اختلالات تجزیهای عبارتاند از:
- اختلال هویت تجزیهای (DID / MPD)
- فراموشی تجزیهای
- اختلال مسخ شخصیت و مسخ واقعیت
- اختلال تجزیهای نامشخص یا دیگر اختلالات تجزیهای مشخصنشده (OSDD)
اختلال هویت تجزیهای (DID / MPD)
✔️ تعریف
اختلال هویت تجزیهای یا DID که در گذشته با نام Multiple Personality Disorder (اختلال چند شخصیتی / MPD) شناخته میشد، اختلالی است که در آن:
- فرد دو یا چند هویت یا حالت شخصیتی مجزا تجربه میکند.
- این حالتها ممکن است نام، سن، جنس، باورها یا شیوه صحبت متفاوت داشته باشند.
- بین این هویتها گسستهای حافظه یا زمانهای گمشده رخ میدهد.
🔸 MPD نام قدیمی است
🔸 DID نام علمی و جدید در DSM-5 است
🔸 هر دو به یک مفهوم اشاره دارند
✔️ علائم اختلال هویت تجزیهای
برخی علائم شایع شامل موارد زیر است:
- ایجاد هویتهای متعدد یا «alter» ها
- حفرههای حافظه و از دست دادن زمان
- رفتارها یا وسایلی که فرد مالکیت آنها را به خاطر نمیآورد
- تغییر لهجه، حالات صورت، سلیقه یا دستخط
- احساس کنترلشدن توسط بخش دیگری از خود
- اضطراب، افسردگی، فلاشبکهای تروما
- مسخ شخصیت یا احساس غیرواقعی بودن
⚠️ نکته مهم
این اختلال با وانمود کردن یا «دورویی» فرق دارد و معمولاً ریشه در تروماهای شدید کودکی دارد.
✔️ علتها
پژوهشها نشان میدهند DID معمولاً به دلیل:
- سوءاستفاده جسمی یا جنسی در کودکی
- بیتوجهی شدید والدین
- جنگ یا بحرانهای شدید
- ایجاد «مکانیسم دفاعی برای بقا» در کودکی
بهوجود میآید. ذهن کودک برای تحمل رویدادهای آسیبزا، هویت را «تکهتکه» میکند.
✔️ مقایسه با فیلمها و کلیشهها
در فیلمها معمولاً DID بهصورت:
- شخصیتهای بسیار متفاوت و خطرناک
- تغییرات ناگهانی و نمایشی
- رفتارهای جنایی
نشان داده میشود.
اما در واقعیت:
- بسیاری از افراد خطرناک نیستند
- اختلال بهصورت تدریجی و پنهان بروز میکند
- رنج روانی اصلیترین ویژگی آن است
- درمان طولانیمدت رواندرمانی محور اصلی است، نه نمایش سینمایی
فراموشی تجزیهای
✔️ تعریف
فراموشی تجزیهای نوعی اختلال حافظه است که در آن فرد:
- بخشهایی از زندگی، رویدادها یا هویت خود را به یاد نمیآورد
- این فراموشی با ضربه مغزی یا بیماری عصبی توضیح داده نمیشود
- معمولاً پس از تروما یا استرس شدید رخ میدهد
✔️ انواع فراموشی تجزیهای
- فراموشی موضعی (برای یک بازه زمانی)
- فراموشی انتخابی (بخشی از یک رویداد)
- فراموشی فراگیر (تقریباً کل زندگی – بسیار نادر)
اختلال مسخ شخصیت و مسخ واقعیت
(Depersonalization / Derealization Disorder)
✔️ تعریف
در این اختلال فرد ممکن است:
- احساس کند از بدن خود جدا شده است
- احساس کند به خودش نگاه میکند (مانند تماشای فیلم)
- محیط اطراف را غیرواقعی، مهآلود، دور یا مصنوعی تجربه کند
🔹 فرد میداند که این تجربه «واقعی نیست»
🔹 توهم یا روانپریشی محسوب نمیشود
🔹 اختلالات تجزیهای نامشخص (OSDD)
گاهی علائم تجزیهای وجود دارد اما دقیقاً با تشخیصهای بالا منطبق نیست. در این حالت عنوان:
✔️ اختلال تجزیهای مشخصنشده یا دیگر اختلالات تجزیهای بهکار میرود.
مثالها:
- نشانههای DID بدون حضور هویتهای کاملاً مجزا
- گسستهای شدید هویتی اما نه کامل
- علائم پس از تروما که الگوی اختصاصی ندارد
⚠️ نکته درمانی مهم
اختلالات تجزیهای قابل درمان هستند اما:
- نیاز به درمان تخصصی دارند
- معمولاً درمان آنها بلندمدت است
- شامل رواندرمانی تروما-محور، CBT، EMDR و درمانهای حمایتی است
- داروها معمولاً برای علائم همراه (افسردگی، اضطراب) تجویز میشوند
اگر خودتان یا اطرافیان این علائم را تجربه میکنید، مراجعه به:
✔️ روانشناس بالینی
✔️ روانپزشک
اقدام ضروری است.
تشخیص اختلالات تجزیهای چگونه انجام میشود؟
تشخیص اختلالات تجزیهای فرآیندی تخصصی است و توسط روانپزشک یا روانشناس بالینی با آموزش ویژه در حوزه تروما انجام میشود. هیچ تست تکمرحلهای برای تشخیص قطعی وجود ندارد؛ بلکه مجموعهای از روشها بهکار میرود.
✔️ مصاحبه بالینی تخصصی
مهمترین ابزار تشخیص است.
در مصاحبه بررسی میشود:
- سابقه تروما، سوءاستفاده یا استرسهای شدید
- دوره زمانی شروع علائم
- میزان اختلال در کار، تحصیل و روابط
- وجود فراموشی، جداشدگی یا تغییر هویت
- علائم همراه مانند اضطراب، افسردگی، PTSD
✔️ معیارهای DSM-5
تشخیص رسمی بر اساس DSM-5-TR انجام میشود، شامل:
- وجود گسست در هویت، حافظه یا ادراک
- غیرقابل توضیح بودن علائم با بیماریهای جسمی یا مصرف مواد
- ایجاد ناراحتی یا اختلال قابلتوجه در زندگی فرد
- نبود کنترل ارادی بر علائم
✔️ تست روان شناسی
ممکن است از ابزارهای زیر استفاده شود:
- پرسشنامههای تروما
- مقیاس تجزیه (DES)
- تست های شخصیت
- ارزیابی عملکرد حافظه و توجه
🔸 نکته: تست آنلاین بهتنهایی برای تشخیص کافی نیست.
🔸 تشخیص باید توسط متخصص تأیید شود.
✔️ رد بیماریهای نورولوژیک
برای اطمینان از اینکه علائم ناشی از مشکلات مغزی نیست، ممکن است درخواست شود:
- MRI یا CT اسکن
- EEG
- آزمایش خون
- بررسی صرع، تومور یا عوارض دارویی
درمان اختلالات تجزیهای
اختلالات تجزیهای قابلدرمان هستند، اما معمولاً درمان آنها طولانیمدت و مرحلهای است.
✔️ رواندرمانی (Psychotherapy)
درمان اصلی است و شامل:
- بررسی امن تروماهای گذشته
- کاهش گسستگی و افزایش یکپارچگی هویت
- آموزش مهارتهای تنظیم هیجان
- تقویت حس هویت پایدار
✔️ درمان ترومامحور
برای افرادی که سابقه سوءاستفاده یا حادثه دارند:
- تمرکز بر پردازش تجربیات آسیبزا
- کمک به مغز برای ادغام خاطرات تروما
✔️ EMDR
(حساسیتزدایی و پردازش مجدد با حرکات چشم)
به کاهش:
- فلاشبکها
- تجارب مزاحم تروما
- اضطراب و کابوسها
کمک میکند.
✔️ دارودرمانی کمکی
داروها مستقیماً تجزیه را درمان نمیکنند، اما برای:
- افسردگی
- اضطراب
- PTSD
- بیخوابی
ممکن است توسط روانپزشک تجویز شوند.
✔️ مدیریت استرس و مهارتهای تنظیم هیجان و خودتنظیمی هیجان
بسیار مهم است:
- تمرین ذهنآگاهی و زمینگیری (grounding)
- یادگیری مهارتهای مقابلهای
- تنظیم خواب و تغذیه
- کاهش مصرف الکل و مواد
⚠️ آیا اختلالات تجزیهای خطرناک هستند؟
✔️ باورهای غلط
برخلاف فیلمها:
- مبتلایان معمولاً خطرناک یا جنایتکار نیستند
- «چند شخصیتی بودن نمایشی» اغراق رسانهای است
✔️ خطرات احتمالی واقعی
در برخی افراد ممکن است دیده شود:
- خودآزاری یا رفتارهای پرخطر
- اقدام به فرار از خانه
- از دست دادن زمان و گمشدن در مکانهای ناآشنا
- مصرف مواد برای کاهش درد روانی
✔️ چه زمانی مراجعه به روانشناس یا روانپزشک ضروری است؟
اگر فرد تجربه کند:
- فراموشیهای شدید و مکرر
- احساس جدایی از بدن یا واقعیت
- صداهای درونی یا هویتهای متعدد
- افکار آسیب به خود یا دیگران
باید به روانپزشک یا روانشناس بالینی مراجعه کند.
زندگی با فرد مبتلا به اختلال تجزیهای
✔️ نحوه برخورد خانواده
- قضاوت یا سرزنش نکنید
- تجربه فرد را انکار نکنید («تو الکی رفتار میکنی» نگویید)
- امنیت عاطفی و جسمی فراهم کنید
- در جلسات درمانی شرکت کنید اگر درمانگر توصیه کرد
✔️ حمایت عاطفی مؤثر
- گوش دادن بدون قطعکردن
- یادآوری آرامبخشهای واقعیتمحور
- کمک در تنظیم برنامه خواب و دارو
- تشویق به ادامه درمان
✔️ مواردی که نباید انجام داد
- اجبار به «یادآوری تروما»
- تهدید، تحقیر یا مسخرهکردن
- بحث در زمان گسست شدید
- دلسوزی افراطی یا بیشحمایتی بیمارگونه
🔚 جمعبندی کوتاه و کاربردی
- اختلالات تجزیهای ناشی از گسست در حافظه و هویت هستند
- اغلب با تروماهای شدید کودکی مرتبطاند
- تشخیص علمی آنها بر اساس DSM-5 و مصاحبه بالینی انجام میشود
- درمان آنها ممکن است طولانی باشد اما موثر و امیدوارکننده است
- مبتلایان نیاز به حمایت و فهم درست دارند، نه قضاوت

